۹ آذر ۱۴۰۱ مصادف با   6 جمادی الاول 1444
تاریخ: ۲۳ آذر ۱۴۰۰ |   تعداد بازدیدها: 1,767
کد خبر:78548
| ف | | |

استاد فرحانی:

امتداد توحید در همه مجامع انسانی وحدت گرایی در عمل است

حضرت آقا می‌گوید من وقتی توحید می‌فهمم امتداد توحید در همه مجامع انسانی وحدت گرایی در عمل است لذا آقا می‌گوید شاخص توحیدی و غیر توحیدی است. شاخص ولایی و غیر ولایی است، شاخص انقلابی و غیر انقلابی است، شاخص چپ و راست و اصولگرا و اصلاح طلب نیست. من اصول گرای اصلاح طلبم! من دیپلمات نیستم انقلابی‌ام.

پایگاه تحلیلی مصداق/ نوزدهم آذر از تریبون نماز جمعه یکی از خطباء اهل سنت یک مطلبی را بیان کرده است نستجیربالله العیاذ بالله آمده گفته است که از آنجایی که با حمله خلیفه ثانی به ایران دختر یزدگرد سوم به اسیری و به کنیزی گرفته شده به تزویج سیدالشهدا در آمد و مادر حضرت سجاد علیه‌السلام شد اگر کسی خلافت خلیفه ثانی را قبول نکند هم از جهت اعتقادی و هم از جهت فقهی این فتحی که نسبت به ایران انجام شده و دختر یزدگرد سوم به کنیزی گرفته شده محل اشکال می‌شود. اگر این جهاد، جهاد اسلامی به خلافت خلیفه اسلامی نباشد غنائم این جهاد که یکی از آنها همین اسیر بوده است محل اشکال می‌شود که آن زمان تزریق و سیدالشهدا محل اشکال می‌شود، بعد از آن مادر حضرت زین العابدین محل اشکال می‌شود و بعد از آن تمام ائمه بعد از سیدالشهدا محل اشکال می‌شوند چه اعتقاداً چه فقهاً چه تکویناً چه تشریحاً و غیره و ذالک. این آقا یک چنین مطلبی را بیان کرده‌اند. حال این یک بحرانی را ایجاد کرده که همه در فضای مجازی به تکاپو افتادن و بعضی‌ها به دنبال این هستند که پاسخ اعتقادی بدهند بعضی‌ها توهین می‌کنند و غیره که من می‌خواهم یک نکته‌ای را تذکر بدهم. اسلام اصولش تعقلی و فروعش تعبدی است و اصول تعقلی اسلام باعث شده است مرحوم کلینی اصول کافی را از عقل و علم شروع کند. حضرت امیر وقتی می‌خواهد شیعیان را برای به نوف بن عبدالله بکالی توصیف کند اولین شرط شیعه شدن را الحکیم بالله و الحکما بالله معرفی می‌کند. هر جایی یک قوت درونی و یک جریان حق باشد هرچه از بیرون به آن فشار بیاورند قوی‌تر می‌شود. هزار مثال در تاریخ می‌توان زد. می‌بینید جریانی مثل ناپلئون یا مثل گرباجف در روسیه یا مثل نازیسم‌ها زیر نظر هیتلر و آلمان که خودشان را حق حیوانی می‌دانستند نه انسانی؛ لذا از بیرون هرچه به آن فشار می‌آوردند قوی‌تر و موفق‌تر می‌شد و فقط اختلاف درونی آنها را زمین زد. جریان اسلام یا عقب‌تر از آن، جریان دین و اهل دین یا همان اهل کتاب که قرآن برای خود اجتماع اهل کتاب ارزش قائل است غیر از برچسب‌های دینی و تعیینات دینی، برای خود اهل کتاب «یا أَهلَ الکِتابِ تَعالَوا إِلى کَلِمَهٍ سَواءٍ بَینَنا وَبَینَکُم أَلّا نَعبُدَ إِلَّا اللَّهَ وَلا نُشرِکَ بِهِ شَیئًا وَلا یَتَّخِذَ بَعضُنا بَعضًا أَربابًا مِن دونِ اللَّهِ» اهل کتاب دو شاخصه دارند؛ توحید و عدالت که این عدالت مساوی با ولایت است یعنی می‌شود توحید و ولایت. قرآن می‌گوید اگر کسی اهل توحید و عدالت بود، اهل کتاب است و این‌ها می‌توانند با هم جامعه اشتراکی داشته باشند حتی اگر به دین هم نباشند. پیغمبر ما وقتی برای کشورهای دیگر نامه می‌نوشت به آن‌ها نمی‌گفت که مسلمان شوید به آنها می‌گفت بیایید در توحید و عدالت مشترک شویم. حال اهل کتاب بودن یک جریان حق است اگر با هم جمع شوند و هر کس بخواهد به آن ضربه بزند، نمی‌تواند مگر اینکه داخل آن یک فتنه درست کنند مثلاً می‌گویند همه شما اهل کتاب هستید ولی دین عیسی خیلی بهتر از دین موسی است یا دین موسی خیلی بهتر از دین عیسی است یا دین موسی و عیسی خیلی بهتر است دین محمد صلوات الله علیه هست و از درون یک فتنه در اهل کتاب بیاندازند. یک پله پایین‌تر بیایید؛ اسلام. اسلام یک جریان است. یک جریان حق است و علاوه بر توحید و عدالت نبوت هم به آن اضافه کنید و معاد هم اضافه کنید. آن زمان است که در اسلام یک چنین دژ مستحکم ایجاد می‌شود برای بقا کیان اسلام، برای بقای اصل اسلام که می‌خواهد با امپراتوری ساسانی و روم شرقی بجنگد. علی دلاور بدر و حنین، علی که لا فتی الا علی لا سیف الا ذوالفقار، علی که باب العلم است و در عین حال قتال است، علی که پهلوان است، علی که عین الله است یدالله است ازون الله است سیف الله است، علی که حجت الله است، علی که آیت الله است. در نظر بگیرید یک بار اینها را ما می گوییم یک بار این‌ها را مبدأ اسلام که اشرف مخلوقات است یعنی پیغمبر اکرم می‌گوید. حضرت علی خودش می‌گوید که اگر قدرت من را بین تمام مردهای دنیا مردهای عرب تقسیم می‌کردند ناتوانی باقی نمی‌ماند. همه می‌دانند که این علی مشغول تجهیز دفن پیغمبر اکرم بود که آمدند داروندار حقیقت و اعتبار را خواستند تقسیم کنند، سکوت کرد. برای چه سکوتی کرد؟ ۷۰ بار به خلیفه ثانی کمک کرد که به نقل ارباب مقاتل یا تنها علت یا یکی از علل شهادت صدیقه کبرا خلیفه ثانی بود. یک نفر بیاید یک نفس معصومی را که علت امامت اهل بیت است، امام الائمه و امام باطنی ائمه است چون خودشان گفتند که «نَحْنُ حُجَجُ اللّهُ عَلَیکم وَ أُمُّنَا فَاطِمَهُ حُجَّهُ اللّهِ عَلَیْنَا؛ لِی فی إبنَهِ رَسولِ اللّه ِ اُسوَهٌ حَسَنهٌ» آن‌ها اسوه ما بودند و مادرشان اسوه ما بوده است. بعد از شهادت پیغمبر اکرم، جبرئیل مراوده با صدیقه کبرا داشتم، نه اینکه همسرش بوده است، نمی‌خواهم داستان را تعصبی کنم. یک حقیقت نبویِ ربویِ عاشقانهِ عارفانهِ عاقلانه وحیانیِ علت خلقت بوده است. علت علت علی و پیغمبر بوده است. اسوه و علت ائمه بوده است. حجت الله علی الحججنا بوده است. علت کثرت بوده است. هر ارزش حقیقی و اعتباری که فکر کنید در نفس صدیقه کبرا بوده است و بیایند چنین برخوردی با صدیقه کبرا بکنند. در پله اول چرا حضرت علی سکوت می‌کند و پله دوم اینکه چرا حضرت علی به آنها کمک می‌کند؟ رویکرد حضرت علی بعد از صدیقه کبرا و بعد از شهادت پیغمبر اکرم با این‌ها چه بوده است؟ نه فقط سکوت بلکه به این‌ها کمک می‌کرده است چرا؟ اگر سیره حضرت امیر برای ما ملاک باشد باید به این موارد توجه بکنیم حضرت امیر ۷۰ بار گفت لولا علی لهلک. چون می‌دانست اگر اسلام از درون ضربه نخورد هیچ کس نمی‌تواند به آن ضربه بزند. ما باید به ببینیم که امیرالمؤمنین چگونه حسنین را «لحَسَنُ و الحُسَیْنُ سَیِّدَا شَبَابِ أَهْلِ الْجَنَّهِ» هستند را به همه خلفا عرضه می‌کردند، چرا؟ چرا به امام مجتبی وصیت کردند که در چنین شرایطی با معاویه صلح کند؟ به این دلیل که اسلام فقط از درون امکان ضربه خوردن دارد.

صلح امام حسن مساوی با قیام سید الشهدا است. این‌ها یک جمله مشترک دارند. آن رجز سید الشهدا در کربلا صحبت امام مجتبی و صحبت حضرت امیر هم بوده است. «إن کان دین محمّد لم یستقم الّا بقتلی فیا سیوف خذینی» دین محمد صلوات الله علیه هم با سکوت علی هم با کمک علی به خلفا هم صلح امام مجتبی و هم قیام سیدالشهدا باقی ماند. این آن تعقل است. دین محمد آمده رسیده و به جایی رسیده است که اولاً اهل کتاب یعنی اهل توحید است بعد و اهل عدالت هستند بد اهل ولایت است، بعد شیعه است بعد شیعه دوازده امامی است که شیعه دوازده امامی است ولایت فقیه را هم قبول دارد آن هم به شکل مطلقه که بعد شده انقلاب اسلامی. بعد اینها می‌بینند هر چه فشار می‌آورند ما قوی‌تر می‌شویم. زخمی که نمی‌کشد، قویتر می‌کند. می‌گویند ما جنگ با آنها را انداختیم اول انقلاب نه تفنگ داشتند، نه پول داشتند، نه حکومت داشتند، نه تشکیلات داشتند، نه تجهیزات داشتند. هیچ چیز نداشتند و هر کسی بود نابود می‌شد ما نگذاشتیم نفس بکشند و تا انقلاب کردند و هنوز به خودشان نیامده بودند جنگ با آنها را راه انداختیم؛ چه جنگی! یک آدم بی هویتِ احمقی را به جان آنها انداختم که حتی برای خودش و مردم خودش هم ارزش قائل نبود. هر کاری از دستمان برمی‌آمد انجام دادیم اما تا این‌ها به زعامت حضرت امام تهدید را تبدیل به فرصت کردم و نه تنها از جنگ نترسیدن بلکه می‌گفتن جنگ رحمت است، جنگ نعمت است، جنگ کارخانه شهید سازی است، جنگ محصول عرفانی دارد. جنگی را که واقعاً در شروع انقلابشان بزرگترین تهدید بود با یک نگاه عارفانه و عاشقانه این جنگ تهدید را تبدیل به فرصت کردند. امام گفت شهید به وجه الله نظر می‌کند. شهدا در قهقهه مستانه‌شان عند ربهم یرزقون هستند. امام این نگاه که من از صدر اسلام تا الان به شما داده‌ام را به جامعه انقلاب و اهل جبهه و به شهدا داد و همان جهاد اصغرشان شد جهاد اکبرشان و همان جهاد اصغر و اکبرشان شد جهاد کبیرشان. شهدا ره صد ساله را یک شبه می‌رفتند. بعد جلوتر آمدند، دیدند هر چه فشار می‌آورند این تهدیدها برای ما تبدیل به فرصت می‌شود به زعامت امام. گفتند امام یک نادره الدهری بوده است، یک شخصیت کاریزما بوده است مثل ناپلئون مثل گرباجوف مثل هیتلر و زمانی که برود تمام است. امام رفت و یک امام دیگر آمد که از نظر آنها بدتر از امام قبل بود و هر چه تهدید درست می‌کردد تبدیل به فرصت می‌کرد. یک مستند علیه حضرت آقا ساختند که قداست حضرت آقا را خراب کنند اما دیدند که تهدید تبدیل به فرصت شده و آقا را بالاتر برده است. اول فتنه ۷۸ درست کردند و حضرت آقا این راه شاخص انقلابی و غیر انقلابی کرد. فتنه ۸۸ را ایجاد کردند و دوباره حضرت آقا گفت ما با آنها آشتی نمی‌کنیم و دوباره این فتنه را تبدیل به فرصت کرد و شد یک عطف تاریخی. دوباره در ۹۸ همین اتفاق افتاد. رفقا اینها را نباید شوخی گرفت. نفوذ کردند آقا جهاد کبیر را فتوا دادند. ۲۰۳۰ تصویب کردند آقا آتش به اختیار را فتوا دادند. واقعاً تحریم کردند آقا جهاد اقتصادی فتوا دادند. دیدند هر چه از بیرون فشار می‌آورند بدتر است الان دارند التماس می‌کنند هر چه فشار ترامپ آور برعکس کنند اما نمی‌توانند. به مردم فشاری ‌آوردند که هرکس بود همه چیزش را از دست می‌داد اما می‌بینند با آن فشار اربعین سال به سال شروع می‌شود. این‌ها فشار می‌آورند که ما از سیدالشهدا دورتر شویم از حضرت زهرا دور شویم. فشاری که اینها آوردند و برنامه‌ریزی که این‌ها داشتند و هزینه مادی و معنوی و شرقی و غربی و داخلی و خارجی و نفوذ و حماقت و خباثت و دیاثتی که این‌ها به خرج دادند افرادی مهمی را شهید کردند مثل حاج‌قاسم و فخری زاده و هر کاری که از دستشان برآمد در حوزه اقتصادی و سیاسی و هر دیاثتی داخلی و خارجی به کار بردند در نهایت به نتیجه نرسیدند. الان ببینید برای حاج قاسم چه کردند، برای سیدالشهدا در اربعین چه کردند. این‌ها می‌دانند مردم قرار است در این فاطمیه چه کار کنند. همه حرفم برای همین یک جمله بود. این‌ها دیدند بهترین کار این است که این‌ها را داخلی بهم بریزیم و در خود انقلاب و در خود شیعه و در خود اسلام دوگانه درست کنیم. فکر می‌کنند حضرت آقا دارد سیاسی حرف می زند، حضرت آقا می‌گوید من وقتی توحید می‌فهمم امتداد توحید در همه مجامع انسانی وحدت گرایی در عمل است لذا آقا می‌گوید شاخص توحیدی و غیر توحیدی است. شاخص ولایی و غیر ولایی است، شاخص انقلابی و غیر انقلابی است، شاخص چپ و راست و اصولگرا و اصلاح طلب نیست. من اصول گرای اصلاح طلبم! من دیپلمات نیستم انقلابی‌ام. ببینید رفقا این‌ها آمده‌اند با این دوگانه‌ها یقین دارم و اسنادش رو خواهد شد که این حرکتی که جمعه ۱۹ آذر و قبل از فاطمیه زده شده است مطامعی و بیگانه‌هایی پشتش هستند که رگ غیرت محبین و متعصبین اهل بیت را تحریک کنند و در چشم علی بخندند و بگویند دیدی با ناموست چکار کردیم، علی چگونه برخورد کرد؟ می‌رفت و سر به چاه می‌گذاشت. ویران شود این شهر که دریا فصاحت/ می‌رفت که با چاه بگوید سخنش را. ادامه دارد…

نظرات کاربران
0 0 رای ها
امتیازدهی به مقاله
Subscribe
guest
0 نظرات
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
[gs_logo title="yes" posts="30" order="ASC" logo_cat=" " mode="vertical" speed="700" inf_loop="0" ticker="1" logo_color="gray_to_def"]