۳۰ مهر ۱۳۹۸ مصادف با   22 صفر 1441
تاریخ: ۴ مهر ۱۳۹۸ |   تعداد بازدیدها: 209
کد خبر:74509
| ف | | |

دفاع مقدس در مصاحبه‌های دوران ریاست جمهوری رهبری (5)؛

آیت الله خامنه‌ای: بخشى از هدف‌هاى تجاوز وابسته به هدف‌هاى استکبار جهانى است

پایگاه تحلیلی مصداق، همزمان با هفته دفاع مقدس اقدام به بازخوانی و انتشار مصاحبه‌های کمتر دیده شده «آیت‌الله العظمی خامنه‌ای» با رسانه‌های مختلف داخلی و خارجی در دوران ریاست جمهوری می‌نماید. متن پیش‌رو مصاحبۀ مجلۀ امید انقلاب به مناسبت هفتۀ جنگ در تاریخ ۱۳۶۳/۰۶/۱۰ می‌باشد.

پایگاه تحلیلی مصداق/ س: بسم الله الرحمن الرحیم. جناب آقاى خامنه اى، به نظر جناب عالى زمینه‌هاى تجاوز رژیم بعث عراق که با توسل به آن‌ها، خود را مهیاى تهاجم به میهن اسلامى ایران مى‌دید، چه بود و آیا به اهداف خود رسیده است یا نه؟
ج: بسم الله الرحمن الرحیم دربارۀ هدف ها و انگیزه‌ها و موجبات تجاوز رژیم عراق به کشور ما، تاکنون بحث هاى زیادى شده و شاید بشود گفت که همۀ حرف‌هاى گفتنى در این زمینه گفته شده است ، امّا در مورد سؤال شما بهتر است زمینه‌ها را از هدف ها جدا کنیم. امّا بخشى از هدف‌هاى تجاوز یک مقدار وابسته به هدف‌هاى استکبار جهانى است که رژیم عراق هم هماهنگ و هم آواز با او بود ( از قبیل مقابله با انقلاب)، جلوگیرى از پیدایش تجربۀ موفق نسبت به روى کار آمدن نظام اسلامى، پشیمان کردن ملّت‌هایى که کم و بیش با شعارهاى اسلامى مبارزه مى‌کردند و عمدتاً ساقط کردن نظام جمهورى اسلامى، این‌ها هدف‌هاى کل استکبار جهانى و همۀ دستگاه‌هایى بود که به نحوى عراق را تجهیز و به او کمک کردند.
البته وقتى مى‌گوییم هدف سقوط نظام جمهورى اسلامى و از بین رفتن انقلاب بود، طبیعى است که خود این هدف به نوبۀ خودش نتایجى را براى استکبار و ایادى‌اش همراه داشت و منافعشان را در این منطقه تضمین مى‌کرد. یعنى مسأله نفت را به شکل دلخواه مصرف کنندگان غربى در مى‌آورد و بسیارى از عواید و نتایج دیگر، و بعضى از هدف ها هم ارتباط با خود رژیم عراق داشت که آن‌ها مربوط به مسائل کلى استکبار جهانى نمى‌شد، مثلاً عراق فکر مى‌کرد با این تجاوز، یک منطقۀ پر از منابع زیر زمینى با استعداد زیاد و یکى دو رودخانه پر آب را به دست خواهد آورد. یا فکر مى‌کرد با جدا کردن جنوب غربى از ایران، ساحل قابل توجهى در خلیج فارس به دست خواهد آورد و یا مثلاً با به دست آوردن عنوان قهرمانى جنگى براى خودش در رابطه با جنگ ایران و عراق رهبر جهان عرب مى‌شود و پس از آن در خلیج فارس تعیین کننده و سیاست‌گذار مسائل نفتى او خواهد بود که البته اگر واقعاً صدام خوزستان را به دست مى آورد همین حرف‌ها مى‌شد امّا این ادعا بزرگتر از دهانش بود. او مثل همۀ کسانى که به مسائل کودکانه و سطحى نگاه مى‌کنند، فکر مى‌کرد این لقمه را مى‌تواند ببلعد. بنابراین، هدف‌ها این‌ها بود. امّا زمینه‌هایى هم وجود داشت که به آن‌ها شروع حمله را دیکته مى‌کرد، بزرگترین چیزى که به عنوان زمینۀ اصلى به حساب مى‌آمد ریزش‌هاى طبیعى بعد از انقلاب بود، یعنى هر انقلابى یک ریزش‌هایى دارد، بخصوص اگر انقلاب عمیق‌تر باشد ریزش‌هایش هم بیشتر است امّا اگر انقلاب اسماً انقلاب باشد و در باطن مثلاً یک رفرم سطحى باشد ریزش‌هایش خیلى کمتر است و لذا انقلاب که در کشور ما یگ چیز عمومى و جدى بود طبعاً ریزش‌هاى زیادى هم خواهد داشت.

آن‌ها با خودشان فکر مى‌کردند، ما نظام ادارى مرتب و منابع مالى منظم و ارتش سازمان یافته و مجهزى نداریم، خیال مى‌کردند سلاح‌هاى نگهدارى شده نداریم و آن‌چه در دوران شاه بوده یا نگهدارى نشده و یا کسانى که بتوانند آن‌ها را به کار گیرند وجود ندارد و مسؤولان نیز یک عده آدم‌هاى بى‌تجربه و سرگرم کارهاى خودشان هستند. شاید یکى از زمینه‌هاى مشوق عراق براى حمله به ایران، مسائلى بود که در آن ایام به وضوح دیده مى‌شود و حساسیت‌ها را نسبت به انقلاب ما بیشتر مى‌کرد.

همان طور که مى‌دانید، انقلاب ما بعد از پیروزى دچار یک خطر بزرگى شد که بحمدالله به سلامت از خطر تسلط لیبرال‌ها جست و این خطر، یعنى روى کار آمدن این گونه افراد و مسلط شدن آن‌ها بر انقلاب و کشور موجب شد تا یک روزنۀ امیدى در دل استکبار جهانى به وجود بیاید، گرچه شاه رفته بود و منافع آمریکا از دست رفته بود لکن ممکن بود در یک حدى آن آب رفته را در ایران به جوى باز گرداند، اگرچه حکومت نهضت آزادى و دولت موقت دیرى نپایید و بعد زمام امور به شوراى انقلاب سپرده شد و این باید روند گرایش انقلاب به دامان قدرت‌هاى استکبارى را قاعدتاً کند مى‌کرد ، امّا انتخاب بنى صدر و بخصوص میدان‌دارى و ترک‌تازى که او در آغاز کار از خود نشان داد موجب شد تا باز هم آن روزنۀ امید در دل استکبار گران و مطرود شدگان از صحنۀ زندگى در ایران ( یعنى سیاست هاى استکبارى ) دوباره به وجود بیاید و بعد از آن که بحث تشکیل دولت آغاز شد ، تمام سعى شان این بود که بتوانند دولتى از طراز دولت موقت، منتها با عناصر جدیدى تشکیل بدهند. تا هنگامى که شهید رجایى در لابه‌لاى همۀ آن کارشکنى‌ها و مخالفت‌ها و علیرغم تحقیرها و بدگویى‌ها و مقاومت‌هاى شدید بنى صدر در مقابل مجلس جناح انقلابیون، بالاخره توانست نخست وزیر بشود، این امید ضعیف شد و تقریباً به پایان رسید و احساس شد که خط انقلاب و خط حزب الله بر خطوط ارتباط و خطوط متمایل به گرایش‌هاى غربى غلبه پیدا کرد. این هم مى‌توانست یکى از زمینه‌هاى حمله به ایران باشد.

لذا به فرض قاطع مى‌شود گفت که اگر رجایى روى کار نیامده بود، یا یک دولت یا حکومتى روى کار مى‌آمد که باب طبع آمریکا بود، قدرت‌هاى جهانى اجازه نمى‌دادند عراق به ایران حمله کند و براى امثال اگر فرض کنید به جاى رجایى ، آن عناصرى که آن روز بنى صدر معرفى مى‌کرد ( و نمى‌خواهم از آن‌ها اسم بیاورم) نخست وزیر شده بودند و ما که در شوراى انقلاب بودیم قبول مى کردیم ، یقیناً این حمله واقع نمى‌شد ، لکن انقلاب در سراشیب سقوط حتمى قرار مى‌گرفت و لذا این هم یکى از زمینه‌هاى حمله بود.

 

س : لطفا اگر ممکن است برداشت خودتان را از وضعیت زمانى، سیاسى، اجتماعى و توان نظام جمهورى اسلامى در آغاز حمله صدام به ایران و اکنون را بیان فرمایید ؟
ج : باید بگویم که وضع امروز ما از لحاظ جنبه‌هایى که گفتید با وضع آن روزمان هم از نظر اقتصادى، هم از نظر نظامى ، هم از نظر حضور سیاسى در جهان و هم از نظر پختگى بینش مردم در زمینه مسائل اجتماعى و سیاسى اصلا قابل مقایسه نیست و کافى است که شما وضع روزهاى آغاز حملۀ عراق را در نظر بیاورید و ببینید که مثلا ما از لحاظ نظامى، آن روز لشکر زرهى مجهز پر پیمانمان در خوزستان نتوانست حتى نصف روز در مقابل نیروهاى عراقى که به طرف اهواز مى‌آمد مقاومت کند و عراقى‌ها از چند نقطه مرز را شکافتند و مستقیم آمدند تا حدود شصت هفتاد کیلومترى اهواز و لشکر ۹۲ زرهى اهواز که هم تانک داشت و هم نفر بر و آدم، امّا در حقیقت لشکر نبود و این بدان معنا است که هیچ کدام این داشتن‌ها داشتن واقعى نبود، یعنى نه تانکش تانک واقعى بود براى خاطر این که تانک وقتى خوب نگهدارى نشود مثل بقیۀ اشیاى دیگر قابل استفاده نیست، نه نفر برش و نه انسان هایش، مثل افسر و درجه دار و فرمانده و لذا مى‌شود گفت، هیچ چیز نداشت. به طورى که اگر ما مى‌توانستیم دو تیپ در مواضع لازم تجهیز و نگهدارى کنیم، قطعا عراقىها نمى‌توانستند مرز را بشکافند یا اگر مى‌شکافتند، نمى‌توانستند این قدر جلو بیایند. ما در خرمشهر اگر دو گردان زرهى داشتیم ، خرمشهر شکست نمى‌خورد. من در نامه‌اى که همان روزهاى در شرف سقوط خرمشهر براى بنى صدر نوشتم، در آن نامه تصریح کردم که اگر شما دو گردان زرهى یا یک گردان پیاده مکانیزه بدهید از سقوط خرمشهر جلوگیرى مى‌کند، امّا شما در این کار سستى و سهل انگارى مى‌کنید. ما در شمال‌غربى لشکر داشتیم، قدرى پایین‌تر در کردستان لشکر داشتیم، باز هم یک مقدار پایین‌تر در باختران لشکر داشتیم، در اهواز هم لشکر داشتیم، یعنى قوى‌ترین و بهترین لشکرهاى ما اعم از پیاده و زرهى در این جاها متمرکز بود که اگر این لشکرهاى به آن خوبى آن روز آماده بودند  عراق با ۱۲ لشکرش نمى‌توانست بر این‌ها فایق آید زیرا نیروى مهاجم باید سه برابر نیروى مدافع باشد و تازه در این صورت این‌ها برابر مى‌شوند و دو نیروى برابر معلوم نیست که یک طرف بتواند بر طرف دیگر غلبه کند. یعنى اگر چهار لشکر ما آن روز فعال بود، قاعدتاً ۱۲ لشکر عراق قادر به پیروزى نبود، چرا؟ که ما در خاک خودمان و از خانۀ خودمان دفاع مى‌کردیم ، پس باید بپذیرید که ما آن روز ۴ لشکر فعال نداشتیم و این به خاطر ضعف تدبیر بنى صدر بود که سر کار آمدن و فرماندهى را گرفت و علیرغم آن همه تذکر و هشدارى که در مورد بازسازى واحدهاى نظامى به او داده مى‌شد، در یک خواب خرگوشى عجیبى فرو رفته بود و به این مطلب اهمیّت نمى‌داد و حالا شما نگاه کنید: الان هم واحدهاى ما از لحاظ عدد از واحدهاى روز اوّل جنگ بیشتر است و هم واحدهایمان واحدهاى فعال و مجهز و حاضر یراق و پا به رکاب هستند، یعنى واحدهاى نظامى ما در ارتش، مطلقاً آن حالت خواب رفتگى و لختى و سستى را ندارند، باورشان نمى‌آمد. کما این که همان روزهاى اوایل جنگ که من یک هفته در جلسات فرماندهى در ستاد مشترک بودم و ما در همان اطاق بالا دائماً در حال اضطراب می‌جنگیدیم، چند فروند هواپیماهایمان افتاد و چند فروند هواپیماى دشمن را ما انداختیم، عراقى‌ها تا کجا آمدند و لحظه به لحظه در جریان بودیم. در صورتى که پایین مرکز فرماندهى بعضى ها غش غش مى‌خندیدند و اصلاQ نه انگار که این جا حادثهاى اتفاق افتاده است و در ستاد کسانى بودند که اصلا جنگ را حس نمى‌کردند، یا در ستاد لشکر ۹۲ اهواز یک افسرى بود (که بعدا دستگیر شد) در همان اوقات سرگرم یک کارهاى زشتى بود که در حال عادى هم آن کارها را انسان از یک نظامى نمى‌پذیرد و این چنین بود که اگر آن روز با لگد مى‌زدى بیدار نمى‌شدند.

امّا امروز واحدهاى ارتش ما آن‌چنان سبک و هوشیار و آمادۀ به کار هستند که در طول مرز هر جا بخواهیم واحدهاى ارتش را به کار ببریم مى‌توانیم و لذا واحدهاى ارتش و یگان‌هاى نظامى ما ، هم از لحاظ کمیت افزایش پیدا کردند و هم از لحاظ کیفیت بهتر شدند، و هم از لحاظ نگهدارى و علاوه بر این‌ها ما در کنار ارتش یک واحد نظامى انقلابى قوى مجرب آماده به رزم مثل سپاه پاسداران را امروز داریم که آن روز نداشتیم. شما امروز نگاه کنید ببینید تعداد لشکرهاى سپاه ما (اگرچه نباید این اسرار را گفت و نمى‌گوییم) طورى است که وقتى در یک منطقه گسترش پیدا مى‌کنند از لحاظ عدد یگان‌ها و قرارگاه‌ها و نظامیان سپاه پاسداران چشم خیره مى‌شود و این چیزى است که ما آن روز اصلاً نداشتیم.

در اوایل جنگ، حدود چهار پنج ماه از جنگ گذشته بود که براى اولین بار فکر ایجاد یگان‌هاى رزمى در سپاه پیدا شد. من دیروز کاغذهاى منزلمان را که نگاه مى‌کردم یک ورقه‌اى را دیدم که صورت‌جلسۀ یک مجلسى در اهواز را یادداشت کرده بودم. آن وقت داود کریمى فرمانده منطقه خوزستان بود و برادرش هم فرمانده اهواز بود، مرا دعوت کردند یک جلسه‌اى تشکیل دادیم و راجع به سپاه قدرى بحث کردیم که در آن جلسه من چند پیشنهاد کردم که یکى از پیشنهادها تشکیل یگان‌هاى رزمى و تیپ و گردان بود. البته گردان در شکل یک چیز ناقصى بود اما تیپ و سپاه نداشت و آن پیشنهادهاى خودم را در آن روز بعد از سه چهار سال پیدا کردم و چون چیز جالبى است باز هم در خانه نگهداشتم. یعنى آن روز سپاه اصلاً یک واحد منظمى که بشود در جنگ به او اتکاء کرد و به او یک مأموریتى داد، نبود بلکه یک عده جوان‌هاى علاقه‌مندى بودند در یک گوشه‌اى از منطقه جنگ که ده بیست نفرى مى‌جنگیدند. البته بسیج هم فراوان مى‌آمد امّا سازماندهى شان به این آسانى ممکن نبود. لکن امروز سپاه یک نیروى عظیم مجهز و مسلطى است که هم نیروى زرهى و هم مکانیزه، هم آتش توپخانه و هم ضد هوایى دارد و بالاخره پیشرفت هاى جالبى در زمینه هاى مختلف از لحاظ تکنیک‌هاى پیچیده و جالب در جنگ از قبیل کارهاى الکترونیکى و غیره دارد که اگر این‌ها را بخواهیم بگوییم یک‌روزه نمى شود گفت. و علاوه بر همۀ این‌ها، امروز ما یک تجربیاتى داریم که یقیناً شایسته تدریس در کلاس هاى نظامى است و این مورد اتفاق و تصدیق همه هست و بارها برادران ما در ارتش و در کلاس‌هاى آموزش نظامى گفته‌اند: بعضى از چیزها مثل تجربیات و پیشرفت‌ها و دستاوردهاى جدید را باید در کلاس ها آموزش داد و تدریس کرد.

این یک اجمالى از وضع نظامى ماست و شما از لحاظ وضع اقتصادى، سیاسى و بقیه جهات هم اگر ملاحظه کنید همین طور است، مثلاً در زمینۀ مسائل سیاسى، باید بگویم: ما آن روز در دنیا حضور نداشتیم و به تعبیر دیگر آن روزى که جنگ شروع شد اصلاً ما چیزى به نام وزارت خارجه با معنا و مضمون واقعى این کلمه نداشتیم، یعنى وزارت خارجه یک تشکیلاتى بیکاره و بدون استفاده بود . اولاً از اوّل انقلاب یک آدم هایى در آن‌جا مسلط بودند که هم تعهد و علاقۀ به انقلاب نداشتند و هم اصلاً کار بلد نبودند. ثانیاً یک عده‌اى که با انقلاب مخالف بودند داخل وزارت خارجه همچنان لانه داشتند و کارشکنى مى‌کردند. بسیارى از سفارتخانه‌هاى ما در دنیا سفیر نداشت و اصلاً آن جاهایى هم که مأمورین درجه یک داشتیم هیچ گونه فعالیتى متناسب با انقلاب وجود نداشت. مدت‌ها براى انتصاب وزیر خارجه بین مرحوم شهید رجایى و بنى صدر توافق نظر به وجود نمى‌آمد، ما اصرار داشتیم روى مهندس موسوى، لکن بنى صدر بشدت مقاومت مى‌کرد و اجازه نمى‌داد تا این که حادثۀ ۷ تیر پیش آمد و بنى صدر عزل شد، آن وقت مرحوم رجایى توانست وزیر خارجه مورد نظر خودش را که آقاى مهندس موسوى بود منصوب کند. من که در بیمارستان بودم شنیدم مهندس موسوى وزیر خارجه شد، خیلى خوشحال شدم. یعنى تا آن تاریخ ما وزارت خارجه نداشتیم امّا امروز وزارت خارجۀ ما ، جزو فعال‌ترین دستگاه‌ها است. به نحوى که ما در همۀ محافل جهانى موضع‌گیرى داریم و حضور داریم و مسائلى را مطرح مى‌کنیم که آن مسائل براى مردم جهان و نمایندگان کشورها قابل توجه و اهمیّت است و این نیست مگر فعالیت و پیشرفت‌هاى سیاسى ما در زمینه‌هاى گوناگون و در مسائل داخلى هم که اگر بخواهیم چیزى گفته باشیم، باید همان حرف اوّل را بگویم که ما امروز قابل مقایسه با آن روز نیستیم.

موفق باشید

نظرات کاربران

دیدگاه بگذارید

avatar
  Subscribe  

در این پرونده بنا به بازخوانی و انتشار مصاحبه‌های کمتر دیده شده «آیت الله سید علی خامنه‌ای» با رسانه‌های مختلف داخلی و خارجی در دوران ریاست جمهوری داریم.

موسسه ایمان جهادی – صهـبا

دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت‌الله‌العظمی سیدعلی خامنه‌ای (مد‌ظله‌العالی)

پایگاه اطلاع رسانی دفتر مقام معظم رهبری

سمن اندیشه ولایت

http://www.lohvaghalam.ir/

موسسه حدیث لوح و قلم

دفتر اعزام مبلغ دانشگاه امام صادق(ع)

موسسه مطالعات راهبردی علوم و معارف اسلام

پایگاه اطلاع‌رسانی هم‌اندیشی یاران انقلاب اسلامی

نهضت مردمی پوستر انقلاب

انتشارات حدیث راه عشق

موسسه قدر ولایت

بنیاد فرهنگ و اندیشه اسلامی

موسسه طلایه داران نور آفاق

مؤسسه فرهنگی ولاء منتظر

AIM

بنیاد فرهنگ و اندیشه اعتلاء

گروه روشنای علم

موسسه فرهنگی سراج اندیشه اسلامی

اندیشکده راهبردی تبیین

کمیته حدیث ولایت بسیج دانشجویی دانشگاه امام صادق(ع)