۳۰ شهریور ۱۳۹۸ مصادف با   21 محرم 1441
تاریخ: ۱۲ شهریور ۱۳۹۸ |   تعداد بازدیدها: 220
کد خبر:74137
| ف | | |

قاسم تبریزی:

آیا انگلیس تغییر هویّت و ماهیّت داده که‌ به او اعتماد کنیم؟

می‌گویند ملّتی که تاریخش را نداند مانند کودکی است که حافظه ندارد. مردمی که تاریخ را نمی‌دانند خطاهای مکرر انجام می‌دهند. انگلستان سیستم‌اش تغییر نکرده است و حکومتش همان حکومت است. جنایت و خیانت و کشتار از یک آدم عادی تا یک مجتهد، از مسجد تا امام زاده، از بازار رشت تا دلوار و تنگستان از سوی انگلیس وجود دارد. آیا او امروز تغییر هویّت و ماهیّت داده است که‌ ما بتوانیم به او اعتماد کنیم.

پایگاه تحلیلی مصداق/ به مناسبت روز مبارزه با استعمار انگلیس با استاد قاسم تبریزی، پژوهشگر تاریخ به گفتگو پرداختیم که بخش اوّل آن روز گذشته منتشر شد در این قسمت ادامه گفتگوی ما تقدیم می‌گردد.

یک مسئله دیگر آباده است که باز پلیس جنوب در آباده پایگاهی درست می‌کنند که سیصد انگلیسی و هندی حمله را علیه مردم آباده و به‌خصوص عشایر شروع می‌کنند که در این قضیه دویست نفر از انگلیسی‌ها به درک واصل می‌شوند و بیش از صد نفر هم اسیر مردم آباده می‌شوند. جنگ که ادامه پیدا می‌کند بیماری منطقه را می‌گیرد و اینجا جای تأمل است که بیماری در اثر قحطی است یا اصلاً به‌عمد کاری انجام داده‌اند. با شروع بیماری سیصد نفر از اهالی آباده فوت می‌کنند. لذا مبارزان منطقه به در دره شور، ایلی در بختیاری‌ها، پناه می‌برند. بخشی از مردم آباده به کوه و اطراف می‌روند که از حملات پلیس جنوب در امان باشند.

مشکل دیگر ما علاوه بر فرمان‌فرما خاندان قوام‌الملک در شیراز بود. خاندان قوام الملک از خاندان‌های وابسته به سیاست انگلیس بود قبل از مشروطه جنایت و خیانت این‌ها و بعد از مشروطه دوره رضاخان و دوره محمدرضا داشتیم. در برخی مناطق خاندان‌هایی مثل شوکت الملک علم در شرق ایران، خاندان اقبال السلطنه در خراسان، خاندان رشیدیان و خاندان فرمان فرما، خاندان امین الدوله و … در تهران خاندان‌هایی بودند که در اختیار سیاست انگلیس بودند.
در شیراز خاندان قوام الملک چه در دوران مشروطه چه در دوران استبداد صغیر چه در دوره جنگ جهانی اول جنایت و خیانتشان به ملت ایران و مردم منطقه غیرقابل وصف است. این هم از موضوعات است که باید به آن پرداخت.
یکی از افراد نزدیک به قوام الملک، حاج عباس خان بود. او به‌ظاهر گماشته قوام الملک بود. زمانی که جنایات انگلیسی‌ها و قوام الملک را می‌بیند، این فرد به خودش می‌آید. شروع به دفاع کردن از مبارزان می‌کند و اطلاعات پنهانی قوام الملک و انگلیسی‌ها را به مبارزان می‌دهد. بعدها انگلیسی‌ها متوجه این موضوع می‌شوند، او را دستگیر کرده و شهید می‌کنند. باید جنایات قوام الملک و خاندان حبیب الله خان را بعداً بیان کرد. که در شیراز ما یک اتّحاد اسلام داشتیم که این‌ها بیانیه‌هایی می‌دهند. هم به جنایات انگلیس در شهادت رئیسعلی دلواری و مردم اشاره می‌کنند و از مردم می‌خواهند که در راه مبارزه با دشمن فعالیت کنند. حتی در شهادت رئیسعلی دلواری، در شیراز مجلس ترحیم می‌گیرند و در همان مجلس در ۲۴ شعبان، اعلام عزا می‌کنند و به جنایات این‌ها اشاره می‌کنند. بیانیه‌ای آیت الله میرزا محمد حسین برازجانی در تجلیل از زائرخان و خضرخان ارائه می‌دهد و سلطان احمد اخگر که ژاندارمری را به میدان مبارزه آورد و انتقام دشمنان اسلام را گرفت. بیانیه‌ای از سالار اسلام، حسین چاه کوتاهی، داریم که او نیز در دفاع از احمد اخگر و شهادت این اشخاص بیانیه می‌دهد. در این جا فکر می‌کنم که ما دوباره به بحث پلیس جنوب نقش سرپرسی ساکس بازگردیم. در تاریخ معاصر ما سرپرسی ساکس به‌عنوان یک ایران شناس مطرح است. این موضوع دو جهت دارد. یک جهت آن این است که دشمن کور و تاریک به میدان نمی‌آید. به‌طور عمومی برای حرکت یا نیروی‌های کارآزموده و جاسوس‌ها را تربیت می‌کنند یا از بین افراد کارآزموده، کسی را به میدان می‌آورد؛ مانند همان جریان شرق شناسی، ایران شناسی، عرب شناسی و اسلام شناسی که در اروپا و آمریکا وجود دارد، به قول شادروان ادوارد سعید، شرق شناسی و شرق شناسان سه بخش می‌باشند. یک، شرق شناسانی که مزدور و وابسته به استعمار هستند. دو، شرق شناسانی که کاسب کار و کم سواد هستند. سوّم، اندکی شرق شناس، ایران شناس، اسلام شناس و عرب شناس داریم که سواد دارند و از مطالعات و تحقیقات این طیف استعمار استفاده می‌کنند. لذا شرق شناسی را در سه مرحله مطرح می‌کنیم. شرق شناسی گذشته که دوران استعمار کهنه بود. شرق شناسی‌نو، استعمار نو و جنگ جهانی اول است. یکی هم شرق شناسی فرانو استعمار که ایشان در سال ۱۹۶۰ می‌گوید ولی ما برداشتمان سال ۱۹۴۰، جنگ جهانی دوّم است. به هر صورت سرپرسی ساکس قاعدتاً زمانی که از انگلستان حرکت می‌کند، این‌ها یک دوره آموزشی دارند. ایران شناسی، جمعیت شناسی، بوم شناسی و تاریخ شناسی. میس لمتون و ادوارد بران و اردشیر جی هم همین است.

این‌ها جاسوس‌های انگلیسی‌اند و آمریکایی‌ها جای خود دارند. حالا ما چون در مورد انگلیسی‌ها صحبت می‌کنیم این را می‌گوییم. هر کدام از این‌ها یک دوره در آنجا می‌بینند. وقتی که به منطقه می‌آیند تحقیقات خود را ادامه می‌دهند مثل لایاد جاسوس انگلستان که ۱۳ سال در ایل بختیاری است یا ادوارد بران یک سال پیاده در اطراف ایران می‌گردد و با برخی از روشن فکران ایرانی مانند سید حسن تقی‌زاده، محمدعلی خان فروغی، محمد قزوینی و … ارتباط برقرار می‌کند و این‌ها را بکار می‌گیرند و اجیر خودشان می‌کنند. سرپرسی‌ساکس هم همین گونه بود. او هم مطالعاتی در مورد ایران و حدود شصت و شش جلد کتاب در مورد ایران، اسلام و شیعه نوشته است که سه جلدش به فارسی ترجمه شده است، دو جلد آن تحت عنوان تاریخ ایران از باستان تا امروز یعنی جنگ جهانی اول و یکی دیگر هم خاطرات او است و مابقی آثار او ترجمه نشده است و به زبان انگلیسی است. همچنین او زمانی که از ایران می‌رود مسئول مرکز ایران شناسی انگلستان می‌شود. کما این‌که ادوارد بران هم همین بود حتی میس لمتون جاسوسِ حرفه‌ای وقتی که بعداً از انقلاب از ایران می‌رود مسئول مرکز ایران شناسی می‌شود تا آن تجربه و شناخت را به نسل بعدی انتقال دهند. او از نظرات معلومات ایران شناسی در سطح بالایی قرار دارد؛ امّا سرپرسی‌ساکس از ۱۲۹۸ شمسی تا ۱۳۰۰ که تحت عنوان تیپ تفنگداران یا پلیس جنوب وارد منطقه می‌شود هم آن ارتباطات سابق را بکار می‌گیرد و هم خاندان و جاسوس‌هایی که دارند و یک نکته‌ای هم که به آن پرداخته نشده است تأسیس لژ روشنایی است. در همین بحبوحه جنگ او یک لژ روشنایی در فارس تأسیس می‌کند به بهانه اینکه این افسران و نظامیان انگلستان ماسون هستند و نیاز به لژ دارند در صورتی که این لژ از همان زمان تا انقلاب اسلامی فعال بود. بسیاری از افرادی که عضو آن بودند آماری از آن نیست جز چند نفر مانند فرهنگ مهر که رئیس دانشگاه پهلوی شیراز در دهه پنجاه بود یا ذبیح الله قربان که از بهایی‌ها و عضو لژ روشنایی بود البته در تهران نیز در چهار لژ بود و افرادی مانند فرهنگ مهر که از زرتشتی‌هایی بود که بهایی شده و عضو لژ روشنایی است یا مثلاً پسران ذبیح قربان مانند کامبیز قربان که استاد دانشگاه پهلوی و عضو این لژها بودند ولی اینکه دیگر چه کسانی عضو این لژ بوده‌اند اطلاعی وجود ندارد و سند و مدرکی هم در دست نیست این مقدار هم که ما اطلاع داریم از آدرس‌هایی است که در اسناد ساواک داده شده است که یک لژ روشنایی در فارس وجود دارد و توسط انگلیسی‌ها در جنگ جهان اول تأسیس شده است و دهه چهل و پنجاه افرادی مانند ذبیح قربان، فرهنگ مهر و … عضو آن هستند. این هم از موضوعات مهمی است که نقش فراماسونری و بهاییت را باید پررنگ دید چون ما آمار زیادی داریم که افراد زیادی از رده‌های بالای بهایی، فراماسونری هم بوده‌اند. من یک زمان تحقیق می‌کردم از دولت مردان که در دوران محمدرضا پهلوی صاحب منصب بودند بیست و هفت نفر را پیدا کردم البته تحقیق را ادامه ندادم.
باز در اینکه چرا پلیس جنوب ۱۳۰۰ تعطیل می‌کند و چرا تا آن زمان می‌ماند. اگر به یاد داشته باشید ۱۹۱۹ قرارداد وثوق الدوله صورت می‌گیرد و در آن قرارداد ایران مستعمره انگلستان می‌شود. سیستم نظامی و اقتصادی ایران در اختیار انگلیس قرار می‌گیرد و انگلستان اعلام می‌کند که ما استقلال ایران را به رسمیت می‌شناسیم اما مگر قرار بود انگلستان ایران را به رسمیت بشناسد؟ ایران که از قدیم کشوری مستقل بوده و وجود داشته است. در اینجا که این قرارداد مطرح می‌شود چهره‌های مانند شهید آیت الله سید حسن مدرس وارد مبارزه می‌شود و از روز اوّل مبارزه می‌کند علیه این قرارداد که استعماری است.

یک خاطره‌ای احمد سپهر (مورخ الدوله) نقل می‌کند که خوب است الآن به آن اشاره کنیم؛ او می‌نویسد وقتی وثوق می‌خواست قرارداد را امضا کند به من گفت که برو و به مدرس بگو که مخالفت نکند اوضاع ایران از نظر اقتصادی بد است. متأسفانه این از عدم درک و شعور دولت مردان است که به خاطر مسائل اقتصادی یک مملکت را می‌فروشند. در ادامه می‌گوید وضعیت اقتصاد ایران ناجور است و اگر ما با انگلیسی کنار بیایم وضع اقتصادی خوب می‌شود و ایران رونق اقتصادی می‌گیرد و ما می‌توانیم به موقعیت خوبی نائل شویم. ایشان می‌گویند که من نزد آیت الله مدرس رفتم و شروع به صحبت در این مورد کردم. آیت الله مدرس هم ساکت بودند و تا آخر به صحبت‌های من گوش دادند در آخر به من گفتند که وثوق الدوله آدم گستاخی است وارد یک مسئله‌ای شده است که اگر شکست بخورد رسوایی آن تا آخر هست و او شانس دریافت هیچ مقامی در ایران را ندارد ولی اگر پیروز شود انگلیس‌ها وثوق الدوله را از بین می‌برند و می‌گویند که او مقصر بوده است. بعد من نزد وثوق الدوله رفتم و حرف‌های آیت الله مدرس را به او گفتم و او گفت که مدرس هیچ چیز نمی فهمند و نمی‌داند ما در چه دوره‌ای زندگی می‌کنیم و اوضاع جهان را درک نمی‌کند و موقعیت ما را درک نمی‌کند. بعد مورخ الدوله می‌گوید این قرارداد که با شکست مواجه شد تا آخر وثوق از رسوایی نتوانست سرش را بالا بگیرد و حتی در دوره رضاخان که او را آورند و رئیس فرهنگستان کردند یک موفقیت نتوانست کسب کند. این قرارداد ۱۹۱۹ یا ۱۲۹۷ در دوره وثوق الدوله صورت گرفت که وثوق الدوله در این قضیه سی هزار لیره رشوه از انگلیس گرفت. اگرچه این رشوه را بین نصرت الدوله، فرمان‌فرما و چند تن از اعضای دولت تقسیم کرد. این هم یکی از خیانت‌های برخی از دولت مردان آن دوره است و یک نکته‌ای در ماده سوم قرارداد ۱۹۱۹ هست که دولت انگلیس به خرج ایران، صاحب منصبان و ذخایر و مهمات سیستم جدیدی برای تشکیل ارتش متحدالشکل که دولت ایران ایجاد آن را برای حفظ نظم و سرحدات در نظر دارد تهیه خواهد کرد. عده و مقدار ضرورت صاحب منصبان و ذخایر و مهمات منصوب که توسط کمی افسران انگلیسی و  از متخصص انگلیسی و ایرانی تشکیل خواهد شد و احتیاجات دولت را تشکیل قوای مذبور تشخیص خواهد داد. دقت کنیم و تجربیات را داشته باشیم بعنوان نمونه ما در جنگ ایران و روس خطا کردیم و انگلیس‌ها را وسط آوردیم که بین ما حکمیت کنند و انگلیس‌ها آنجا خیانت کردند و مسئله هرات و آن خیانت و توطئه انگلیس  پیش آمد. در نهضت ملّی شدن صنعت نفت همین خطا را کردیم و آمریکایی‌ها را وسط آوردیم. این جمله‌ای که امام می‌فرمایند که در ذهنتان باشد که غرب دشمن شماست اگر سیاست مداران و دولت مردان و نخبگان یا خودشان اهل مطالعه و تحقیق باشند، تاریخ بشناسند و این را بفهمند و یقین کنند یعنی جنایت و خیانت و غارت انگلیس را ۳۰۰ سال در این مملکت رقم زدنند، ببیند اصلاً امکان ندارد که بتوانند وارد مذاکره شوند. ما سفری به چین داشتیم و آقای دکتر جواد منصوری سفیر ایران در چین بود و نقل می‌کرد که در قبل از جنگ جهانی اوّل ژاپن حمله‌ای به چین می‌کند و قتل عام وسیع، جنایت، تجاوزی به مردم می‌کند. ما محوطه‌ای هم دیدم که حالت موزه مانند است عین دهکده است که دور آن دیوار است و یکی از مراکز جنایت ژاپنی است که چینی‌ها آن را حفظ کرده‌اند. بعد آقای دکتر منصوری می‌گفت که از آن زمان تا به حال نفرت مردم چین نسب به ژاپن به حدی است که طی بیست سال اخیر هرچه چین تلاش می‌کند که رابطه‌ای با ژاپن برقرار کند مردم زیر بار نمی‌روند؛ یعنی هوشیاری فهم و آگاهی ملّت دانستن تاریخ گذشته یا شاید نماد سازی درست باعث عدم برقراری ارتباط شده است.
به قول شهید آید الله مدرس سیاست‌مداران باید تاریخ را بدانند. تاریخ و علوم سیاسی دو رشته غیر قابل انفکاک از هم می‌باشد. در چهار سندی که آمریکایی‌ها در کودتای ۲۸ مرداد منتشر کردند، این چنین آمده است که ما برای کودتا با پلیس تاریخی‌مان مشورت کرده‌ایم. این تاریخ که امام فرمودند باعث بیداری نسل‌ها و معلم انسان‌ها است و یا در قرآن نیز این قدر درباره عبرت‌گیری و درس‌آموزی از تاریخ می‌گوید، برای امری چه است؟
می‌گویند ملّتی که تاریخش را نداند مانند کودکی است که حافظه ندارد. مردمی که تاریخ را نمی‌دانند خطاها را به صورت مکرر انجام می‌دهند. انگلستان سیستم‌اش تغییر نکرده است و حکومتش همان حکومت است. جنایت و خیانت و کشتار از یک آدم عادی تا یک مجتهد، از مسجد تا امام زاده، از بازار رشت تا دلوار و تنگستان از سوی انگلیس وجود دارد. آیا او امروز تغییر هویّت و ماهیّت داده است که‌ ما بتوانیم به او اعتماد کنیم. در قرآن و اسلام، این قدر گفته شده است که یهود و نصارا نباید بر مسلمانان تسلط یابند و حرام است. تسلط اجنبی بر جامعه اسلامی حرام است. تسلط یکی این است که اشغال صورت گیرد؛ مانند آمریکایی‌ها که عراق و افغانستان را اشغال کردند ویکی دیگر نیز این است که بر سرنوشت، برنامه‌ها و آینده جامعه مسلط شوند. طراحی، برنامه‌ریزی برای جامعه اسلامی کنند تا بر این مرز و بوم تسلط یابند.

اگر آن فهم و شعور امثال شهید آیت الله مدرس نمی‌بود، در همان سال ۱۹۱۹ ایران مانند هندوستان مستعمره شده بود. این مقدمه را عرض کردم که ببینیم چرا تا ۱۳۰۰ رسید. این‌ها احساس کردند که بعد از جنگ جهانی، نهضت‌های اسلامی را می‌توانند سرکوب کنند و ایران را مستعمره خویش کنند. زمانی که با مقاومت مواجه شدند و شکست خوردند، پلیس جنوب ادامه حیات داد. تا سوم اسفند ۱۲۹۹ که با کودتای انگلیسی توسط رضاخان و سید ضیاءالدین طباطبایی صورت گرفت. زمانی که کودتا به نتیجه رسید این‌ها در سال ۱۳۰۰ تعطیل کردند. چون دیگر به آن نیازی نداشتند. بخش عمده‌ی پلیس جنوب، یعنی آن بخشی که این‌ها در داخل مزدور گرفته و تربیت کرده بودند، آنان را آوردند و ارتش نوین را ساختند و داخل آن  کردند. این نکته را گفتم که الکلام یجرالکلام. در جنگ جهانی اوّل ما ارتش نداشتیم. یک ژاندارمری و چند تا قزاق داشتیم که آنان هم قزاق خانه ماندند و مشکلاتی پیدا کردیم. مردم مقاومت کردند. چرا در جنگ جهانی دوّم مردم به میدان نیامدند. آیا کسی پرسید. مردم دشتستان و دلوار و همه‌ی مملکت اشغال شد. از جنوب انگلیسی‌ها و از وسط آمریکایی‌ها و از شمال هم شوروی هجوم آورده بودند. چرا مردم مقاومت نکردند. این سؤال اوّل ا‌ست. سؤال دوم این است که ارتش نوین کجا است؟ ما آن همه بودجه خرج کردیم، اسلحه خریدیم و اسلحه‌سازی ایجاد کردیم و پول دادیم و به قول قدیمی‌ها به اجبار مردم را وارد دوره‌های نظامی کردیم. یک ربع ساعت هم مقاومت نکردند. چون ارتشی که انگلیسی‌ها ایجاد کردند برای مقاومت نبود. برای سرکوبی عشایر، قتل عام مردم مسجد گوهرشاد، سرکوب مردم قم و شهرهای دیگر بود. لذا این هم مربوط به پلیس جنوب بود. ادامه دارد….

نظرات کاربران

دیدگاه بگذارید

avatar
  Subscribe  

  رهبر انقلاب: امام بزرگوار فرمود: «آمریکا شیطان بزرگ است» بعضی اصرار دارند این شیطان بزرگ را به شکل فرشته‌ی نجات وانمود کنند، ملت ایران این شیطان را بیرون کرد؛ نباید بگذاریم وقتی از در بیرونش کردیم از پنجره برگردد و نفوذ پیدا کند.‌ آمریکا دشمنی خود را پنهان نمی‌کند؛ یکی لبخند می‌زند، یکی مصوبه […]

حقوق شهروندی در اندیشه امامین انقلاب اسلامی(۱8)

اگر تسلیم آمریکا و ابرقدرت‌ها می‌شدیم

امام خمینی(ره) عزّت و سعادت را در سایه ایستادگی و تحمل سختی‌ها می‌دانند و می‌فرمایند: «من مطمئنم که ملّت عزیز ایران یک لحظه استقلال و عزّت خود را با هزار[...]

موسسه ایمان جهادی – صهـبا

دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت‌الله‌العظمی سیدعلی خامنه‌ای (مد‌ظله‌العالی)

پایگاه اطلاع رسانی دفتر مقام معظم رهبری

سمن اندیشه ولایت

http://www.lohvaghalam.ir/

موسسه حدیث لوح و قلم

دفتر اعزام مبلغ دانشگاه امام صادق(ع)

موسسه مطالعات راهبردی علوم و معارف اسلام

پایگاه اطلاع‌رسانی هم‌اندیشی یاران انقلاب اسلامی

نهضت مردمی پوستر انقلاب

انتشارات حدیث راه عشق

موسسه قدر ولایت

بنیاد فرهنگ و اندیشه اسلامی

موسسه طلایه داران نور آفاق

مؤسسه فرهنگی ولاء منتظر

AIM

بنیاد فرهنگ و اندیشه اعتلاء

گروه روشنای علم

موسسه فرهنگی سراج اندیشه اسلامی

اندیشکده راهبردی تبیین

کمیته حدیث ولایت بسیج دانشجویی دانشگاه امام صادق(ع)