۳۰ شهریور ۱۳۹۸ مصادف با   21 محرم 1441
تاریخ: ۲۶ مرداد ۱۳۹۸ |   تعداد بازدیدها: 581
کد خبر:73794
| ف | | |

دکتر سنگری:

عصر امام هادی(ع)، دوران آماده سازی برای غیبت

به نظر من دوران امامت امام هادی (ع) دوره آماده سازی برای عصر غیبت است به همین دلیل از امام نهم به بعد ما نوعی غیبت را می‌بینیم، انگار کم کم ائمه غایب می‌شوند تا زمینه برای پذیرش عصر غیبت آماده شود.

پایگاه تحلیلی مصداق/ پانزدهم ذی‌الحجه مصادف با ولات امام هادی(ع) بهانه گفتگوی خبرنگار مصداق بود با دکتر محمدرضا سنگری پژوهشگر، نویسنده و استاد دانشگاه که شروح آن به شرح ذیل ارائه می‌گردد.

دوران امامت امام هادی(ع) در هشت سالگی شروع می‌شود. ایشان در پانزده ذی الحجه سال ۲۱۲ متولد شدند و در هشت سالگی پدر بزرگوار خود را از دست می‌دهند و بعد از شهادت پدر بزرگوارشان امامت به ایشان منتقل می‌شود.
آغاز امامت امام هادی(ع) با چند مسئله مواجه است. مسئله اول این است که شیعیان به شدت تحت تهدید و در ارعاب دائم به سر می‌برند؛ دستگیری، شکنجه، زندان هست و حتی گروه‌هایی که شکل مبارزاتی دارند به شدت سرکوب و قتل عام می کنند و در نتیجه شیعیان در این موقعیت به شدت پراکنده هستند. امکان‌های ارتباطی آن‌ها بسیار بسیار ضعیف است و با این‌که در عصر امام جواد(ع)، شیعیان به سختی می‌توانستند در شبکه‌های وکالت که وجود داشت ارتباطاتی داشته باشند امّا به شدت در این دروان ارتباط‌های آن‌ها با یکدیگر تحت نظارت و جاسوسان گماشته شده حکومت عباسی است و اگر کسی را دستگیر می‌کردند حقوقش از بیت المال قطع می‌شد، شکنجه می‌شد و در زندان‌های مخوف آن روزگار زندانی می‌شد و بعد از مدتی به شهادت می‌رسیدند.

نکته دومی که در عصر امام های(ع) وجود داشت دشواری ارتباط شیعیان با یکدیگر و مدیریت آن‌ها بود.همانطور که اشاره شد اگر متوجه می‌شدند که کسی فعالیتی دارد یا اموالی را می‌رساند یا از طریق امام مالی را دریافت می‌کند یا مال شیعیان را به امام می‌رساند به شدت او را مورد تحت تعقیب و شکنجه قرار می‌دادند و گاهی اوقات آن‌ها را زنده زنده در دیوارها قرار می‌دادند و زنده به گور می‌کردند. قطع دست و پا، قطع زبان که برای کسی مانند ابن سکیت اتفاق بیفتد از شکنجه‌های این دوران است.

نکته سوم این است که خلافای این دوره بسیار عیاش و خوشگذارن هستند. امام هادی(ع) هفت خلیفه از معتصم تا معتذ درک می‌کند. همه این خلفا خوشگذران هستند مثلاً واثق، وقتی به قدرت می‌رسد در همان دوران کوتاهی که خلیفه است به قدری مشروب مصرف می‌کند و خوشگذرانی می‌کند که خیلی سریع می‌میرد و بعد از او متوکّل به قدرت می‌رسید.
دوران پادشاهی و قدرت این خلفا که واقعاً باید آن را پادشاهی نامید چون به شیوه شاهان سعی می‌کردند زندگی کنند و زندگی شان با خوشگذرانی، عیاشی، برگزاری مجلس شراب همراه بود و حتی گاهی اوقات امام را وادار می‌کردند که در مجلس شراب آن‌ها شرکت کند و متوکّل به امام شراب تعارف می‌کرد و یک شرایط سخت از این نوع برای امام وجود داشت.

نکته بعدی این است که در خود خانواده علویون یعنی خود خانواده امام گاهی اختلاف نظرها وجود داشته است. مثلاً وقتی متوکل مایوس می‌شود از این‌که امام را بتواند در مجلس شراب وادار به شراب نوشیدن یا همراهی کند از برادرش موسی که اهل این محافل و مجالس هم بوده است استفاده می‌کند و اگر می‌توانست این کار را بکند می‌توانست همین کار را به اسم امام تمام کند که البته موفق هم نشد. متوکل حدود سه سال تلاش کرد که موسی را در مجلس عیش و نوش خودش وادار کند که شراب بخورد و مستی کند و بعد این را به دیگران گزارش دهد که موفق نشد. البته نه این که موسی خودش همراهی نمی‌کرد نه بلکه امام به موسی هم گفت که متوکّل موفق نخواهد شد این نقشه را اجرا کند.

امام هادی حدود نیمی از زندگی خود را در مدینه گذراند. در موقعیتی که امامت ایشان شروع می‌شود خلافت و مرکز حکومت از سامرا به بغداد منتقل می‌شود. در زمانی که امام در مدینه زندگی می‌کردند از آن‌جایی که مدینه از پایتخت یعنی بغداد و سامرا فاصله داشته است امام می‌توانستند راحت تر تبلیغ کنند چون دسترسی حکومت به آن‌جا کندتر و سخت تر اتفاق می‌افتاد. امّا همان سال ۲۲۰ که حکومت از سامرا به بغداد منتقل شد امام هادی(ع) را نیز ناگزیر کردند که به سامرا بروند و نیم دیگر زندگی ایشان در سامرا می‌گذرد. کاری که متوکل کرد این بود که سعی کرد با فریب و طی نامه ای که خیلی مودبانه و احترام آمیز و طویل بود  به ایشان عرض کرد که ما به شما نیاز داریم و می‌خواست امام را به سامرا بیاورد تا بتواند امام را کاملاً تحت نظر بگیرد. اتفاقاً یکی از کسانی که وابسته به حکومت عباسی است در آن موقعیت به متوکل می‌نویسد که اگر می خواهی مدینه و مکه را حفظ کنی امام نباید در آن‌جا باشد و متوکّل امام را به سامرا می‌آورد و از این‌جا تنگناها و سخت گیری های فراوان نسبت به امام شروع می شود. امّا امام با این حال ارتباط های خود را دارد. در این موقعیت‌ها نهضت‌های علوی شکل می‌گیرد و قیام‌هایی تحت عنوان «رضای آل محمد(ص)» شکل می‌گیرد یعنی شعار حرکت‌های ضد خلفای ستمگر عباسی و در خط امامت با عنوان رضای آل محمد(ص) مطرح می‌شود که نمونه آن شهدای فخر هستند که به رهبری حسین بن علی بن الحسن قیام می‌کنند و به شدت هم سرکوب می‌شوند و همه آن‌ها به شهادت می‌رسند که امام رضا(ع) بعدها فرمودند بعد از حادثه کربلا هیچ حادثه‌ای به سختی و داغی ومصیبت داری شهدای فخر نیست.

در چنین موقعیتی امام باید بسیار ظریف ارتباط برقرار کند. متوکل خیلی سعی کرد که بفهمد امام با چگونه افرادی ارتباط دارد یا چگونه افرادی با امام ارتباط دارند؛ امّا موفق نشد و این نشان می‌دهد که چقدر شبکه ارتباطی امام پنهانی، دقیق و سنجیده بوده است. کاری که در این موقعیت اتفاق می‌افتد و متوکل انجام می‌دهد همان برخوردهای شدید با دوستان امام است که آن‌ها باید خیلی پنهان کاری کنند و خیلی مهارت‌های ارتباطی قوی داشته باشند و امام این ها را در این شرایط سخت مدیریت می‌کنند تا نیروها قربانی نشوند و لو نروند و بتوانند ارتباط خود را داشته باشند. چون هر کس که معلوم می‌شد ارتباطی با امام دارد در اولین قدم حقوق او را از بیت المال قطع می‌کردند و بعد آن‌ها را به زندان می‌انداختند و برخوردهای بسیار سختی با آن‌ها داشتند مثلاً دیگر اجازه سوار شدن بر اسب نداشتند و گاهی بعد از مدتی زندان‌ها را روی سر زندانیان ویران می‌کردند تا آن‌ها زنده به گور شوند و این وضعیتی است که برای شیعیان امام هادی (ع) وجود داشت.

کار دیگری که در این روزگار اتفاق می‌افتد این است که متوکل دستور می‌دهد که مظاهر شیعه به خصوص قبر امام حسین(ع) را تخریب کنند. چندین بار زمین کربلا را شخم زدند. متوکّل حتی به عوامل خودش در مصر نامه نوشته بود که بر شیعیان سخت و تنگ بگیرید که نتوانند سفر کنند و به زیارت قبر امام حسین بیایند. در سال ۲۳۶ چندین بار زمین کربلا را شخم زدند و چند بار قبرها را ویران کردند و دوتا پاسگاه گذاشته بودند که کسی نتواند به زیارت قبر حضرت اباعبدالله برود. در این موقعیت سخت که بر شیعیان می گذشت هر کس را که سعی می‌کرد خود را به مزار امام حسین(ع) برساند دستگیر می‌کردند و دست و پای این افراد را قطع می‌کردند، آن‌ها را وارونه بر درخت‌ها آویزان می‌کردند، گاهی در دهان های آن‌ها سم می‌ریختند که باعث مرگ تدریجی آن‌ها می‌شد.

امام در این موقعیت چند کار انجام می دادند؛ یکی این‌که کوشش کردند به گونه های مختلف فرهنگ ائمه، فرهنگ شیعه و فرهنگ اسلام ناب را حفظ کنند. نمونه ارزشمند آن که توصیه می‌شود زیاد هم خوانده شود زیارت جامعه کبیره است و ما هیچ زیارتی مانند این زیارت نداریم که این‌گونه شان اهل بیت و ائمه را برای ما معلوم و مشخص کرده باشد یا آن‌چه که ایشان در باب غدیر دارند و مسئله غدیر را در یک متن دعاگونه و زیارت نامه مطرح می‌کنند که خوشبختانه در اختیار ما هست.
نکته بعدی این است که همه جریان های مبارزاتی را امام به صورت پنهانی مدیریت می‌کردند و مدیریت آن‌ها را هم به خوبی به عهده می‌گیرند که معمولا شعار همه آن‌ها شعار آل محمد (ص) است. با وجود این‌که خانه امام به صورت مداوم تفتیش می‌شود؛ امّا آن‌ها اصلاً موفق نشدند هیچ گونه سرنخی بدست بیاورند. این بازرسی‌ها به صورت ناگهانی و وقت و بی وقت انجام می شد و گاهی نصف شب به خانه امام می رفتند و مطرح می‌کردند که در خانه امام اسلحه وجود دارد ولی بعد از بازرسی هیچ اثری از اسلحه نبود یا خبر می‌دادند که الان شیعیان در خانه امام تجمع کرده‌اند ولی وقتی ماموران وارد می‌شدند خبری نبود و فقط امام بودند با سجاده ای در حال عبادت و نماز.
نکته بعدی که امام داشتند آموزش رازداری و رازنگهداری است که یاران امام این را یاد می‌گرفتند و با شیوه‌های بسیار بسیار زیبایی سعی می‌کردند که اصرار را به یکدیگر برسانند. بعضی از این ها در تاریخ نقل شده است مانند پنهان کردن نامه ها در عصا یا با شیوه‌های خاصی نامه را ظرف روغن یا عسل پنهان کردن و به دیگران رساندن.
راهکار دیگر امام در این موقعیت تربیت نیروهای مناسب، دین شناس و نترس است که حتی شهادت را به جان بخرند؛ امّا آماده باشند که از حریم دین دفاع کنند و دین را به دیگران برسانند.این یک تصویر اجمالی از وضعیت عصر امام هادی (ع) بود.

به نظر من دوره امام هادی (ع) دوره آماده سازی برای عصر غیبت است به همین دلیل از امام نهم به بعد ما نوعی غیبت را می‌بینیم، انگار کم کم ائمه غایب می‌شوند تا زمینه برای پذیرش عصر غیبت آماده شود. علی‌رغم همه آن تلخی ها و دشواری‌هایی که امام داشتند امّا در این دوره‌ای که کاملاً تحت نظر بودند، مشهور است که می‌گوییم امام حسن عسگری را در پادگان نظامی نگه داری کردند، حقیقت این است که امام هادی (ع) هم مانند امام حسن عسگری در محاصره نیروهای نظامی بودند و حتی امام مدتی به زندان افتادند و در زندان بودند غیر از این‌که کاملاً در حصر و محاصره دشمن بودند گاهی ایشان را به زندان هم می‌انداختند. امّا امام رسالت خود را به خوبی در این دوران انجام دادند و نیروهایی را پرورانند که برخی از این نیروهای بزرگ بعدا زمینه ساز نشر معارف اهل بیت شدند مانند عبدالعظیم حسنی، علی بن مهدیار اهوازی که از نمونه‌های تربیت شده مکتب اهل بیت هستند. امام هم بعد از حدود سی و سه سال امامت در سال ۲۵۴ یعنی یک سال قبل از ولادت امام زمان برادر متعز، معتَمَد، ایشان را به شهادت رساند.

نظرات کاربران

دیدگاه بگذارید

avatar
  Subscribe  

  رهبر انقلاب: امام بزرگوار فرمود: «آمریکا شیطان بزرگ است» بعضی اصرار دارند این شیطان بزرگ را به شکل فرشته‌ی نجات وانمود کنند، ملت ایران این شیطان را بیرون کرد؛ نباید بگذاریم وقتی از در بیرونش کردیم از پنجره برگردد و نفوذ پیدا کند.‌ آمریکا دشمنی خود را پنهان نمی‌کند؛ یکی لبخند می‌زند، یکی مصوبه […]

حقوق شهروندی در اندیشه امامین انقلاب اسلامی(۱8)

اگر تسلیم آمریکا و ابرقدرت‌ها می‌شدیم

امام خمینی(ره) عزّت و سعادت را در سایه ایستادگی و تحمل سختی‌ها می‌دانند و می‌فرمایند: «من مطمئنم که ملّت عزیز ایران یک لحظه استقلال و عزّت خود را با هزار[...]

موسسه ایمان جهادی – صهـبا

دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت‌الله‌العظمی سیدعلی خامنه‌ای (مد‌ظله‌العالی)

پایگاه اطلاع رسانی دفتر مقام معظم رهبری

سمن اندیشه ولایت

http://www.lohvaghalam.ir/

موسسه حدیث لوح و قلم

دفتر اعزام مبلغ دانشگاه امام صادق(ع)

موسسه مطالعات راهبردی علوم و معارف اسلام

پایگاه اطلاع‌رسانی هم‌اندیشی یاران انقلاب اسلامی

نهضت مردمی پوستر انقلاب

انتشارات حدیث راه عشق

موسسه قدر ولایت

بنیاد فرهنگ و اندیشه اسلامی

موسسه طلایه داران نور آفاق

مؤسسه فرهنگی ولاء منتظر

AIM

بنیاد فرهنگ و اندیشه اعتلاء

گروه روشنای علم

موسسه فرهنگی سراج اندیشه اسلامی

اندیشکده راهبردی تبیین

کمیته حدیث ولایت بسیج دانشجویی دانشگاه امام صادق(ع)