۴ خرداد ۱۳۹۸ مصادف با   20 رمضان 1440
تاریخ: ۱۸ اردیبهشت ۱۳۹۸ |   تعداد بازدیدها: 169
کد خبر:72409
| ف | | |

تمدّن نوین اسلامی و راهکارهای تحقّق آن (23)

به اسلام آمریکایى و انگلیسى بدبین باشید

به اسلام آمریکائى و انگلیسى بدبین باشید، که شما را به دام سرمایه‌دارى غرب و مصرف‌زدگى و انحطاط اخلاقى می‌­کشانند. در دهه‌هاى گذشته، هم نخبگان و هم حاکمان، به وابستگى بیشتر خود به فرانسه و انگلیس و آمریکا و یا شوروى افتخار می‌­کردند و از سمبل‌­هاى اسلامى می‌گریختند؛ و امروز همه چیز برعکس شده است.

پایگاه تحلیلی مصداق/ در یاداشت‌های ۲۲ و ۲۱ به راهکارهای معنوی برون رفت از شکل گیری تمدّن اسلامی اشاره کردیم. در این قسمت به راهکارهای عملی برون رفت از موانع شکل گیری تمدّن نوین اسلامی پرداختیم که تقدیم می‌گردد.

بازگشت به اسلام راستین
یکی از مهم­ترین و اساسی­‌ترین راهکارهای نوسازی تمدّن نوین اسلامی بازگشت به اسلام راستین است. چنان‌چه بنیاد اصلی تمدّن اسلامی، اسلامیت آن است و بی‌تردید، اسلام سبب شکل‌گیری فرهنگ و تمدّن درخشان اسلامی بوده است. دین اسلام همواره به عنوان دین تمدّن‌­ساز شناخته می‌­شود، چرا که همه­ی لوازم یک تمدّن انسانی و سازنده، در آموزه‌های آن گنجانده شده و بستر ایجاد تمدّن در متن آن فراهم است. مجموعه تعالیم اسلام درباره نظام اجتماعی، جوهره و رویکرد تمدّنی دارد و رعایت و عمل به آن‌ها به ایجاد تمدّن می‌انجامد. تجربه تاریخی مسلمانان خود گواه این است که وقتی دین توجّه خود را به جامعه معطوف می‌دارد و جامعه، خود را پایبند عمل به تعالیم اسلامی بداند، الزاماً به سوی یک جامعه برخوردار از تمدّن حرکت خواهد کرد.(الویری، ۱۳۸۳: ص ۱۱) با چنین باوری، در هر زمان می‌توان به گسترش و نوسازی تمدّن اسلامی پرداخت. این‌گونه نیست که تنها در یک زمان مشخص (گذشته) اسلام ظرفیت تولید علم و فرهنگ را داشته و دیگر چنین زایشی در میان مسلمانان وجود نداشته باشد، بلکه اسلام همیشه زنده و تمدّن‌ساز است.(نبی زاده و دیگران، ۱۳۹۴: ص ۳۳۱- ۳۳۲)

فرهنگی که اسلام بنا نهاد، همه‌جانبه بود، ولی جوهره­ی اصلی آن «توحید» بود، از این‌رو، مبنای تمدّن اسلامی را باید در خود اسلام جست‌وجو کرد، نه بیرون آن. اصولاً در نظام فرهنگی اسلام، این عنصر در کنار سایر عناصر نیست، بلکه اساس فرهنگ و تمدّن اسلامی، اسلام و تعالیم آن است و تجلّی آن در تمام حوزه‌ها، از معماری تا ادبیات و از پزشکی تا آداب و رسوم به چشم می‌خورد، از این‌رو، برای گسترش و نوسازی تمدّن اسلامی باید به اسلام و اصول آن بازگشت.
امام خمینی(ره) و مقام معظّم رهبری نیز همواره بازگشت به اسلام راستین را مورد تأکید قرار داده‌­اند و اسلام آمریکایی را نکوهش نموده­‌اند. رهبر معظم انقلاب در نکوهش اسلام وارداتی می­‌فرمایند:« تعریف‌­ها باید بازخوانى و اصلاح شوند. دو الگوى اسلام تکفیر و اسلام لائیک از سوى غرب به شما پیشنهاد شده و خواهد شد تا الگوى اسلام اصولگراى معتدل و عقلانى در میان انقلاب‌هاى منطقه تقویت نشود. کلمات را دوباره و بدقت تعریف کنید. دموکرات بودن اگر به معناى مردمى بودن و انتخابات آزاد در چارچوب اصول انقلابهاست، همه دموکرات باشید؛ و اگر به معناى افتادن به دام لیبرال دموکراسى درجه‌ى دوم و تقلیدى باشد، هیچ یک دموکرات نباشید. سلفى‌گرى اگر به معناى اصولگرائى در کتاب و سنت و وفادارى به ارزش‌هاى اصیل و مبارزه با خرافات و انحرافات و احیاء شریعت و نفى غرب­زدگى باشد، همگى سلفى باشید؛ و اگر به معناى تعصب و تحجر و خشونت میان ادیان یا مذاهب اسلامى ترجمه شود، با نوگرائى و سماحت و عقلانیت – که ارکان تفکر و تمدّن اسلامى‌اند – سازگار نخواهد بود و خود باعث ترویج سکولاریزم و بى‌دینى خواهد شد.
به اسلام مطلوب واشنگتن و لندن و پاریس بدبین باشید؛ چه از نوع لائیک و غربگرا، و چه از نوع متحجر و خشن آن. به اسلامى که رژیم صهیونیستى را تحمل می‌­کند، ولى با مذاهب اسلامى دیگر بی­رحمانه مواجه می­‌شود، دست آشتى به سوى آمریکا و ناتو دراز می‌­کند، ولى در داخل به جنگ‌هاى قبیله‌اى و مذهبى دامن می­‌زند و اشدّاء با مؤمنین و رحماء با کفار است، اعتماد نکنید. به اسلام آمریکائى و انگلیسى بدبین باشید، که شما را به دام سرمایه‌دارى غرب و مصرف‌زدگى و انحطاط اخلاقى می‌­کشانند. در دهه‌هاى گذشته، هم نخبگان و هم حاکمان، به وابستگى بیشتر خود به فرانسه و انگلیس و آمریکا و یا شوروى افتخار می‌­کردند و از سمبل‌­هاى اسلامى می‌گریختند؛ و امروز همه چیز برعکس شده است». (بیانات مقام معظّم رهبری، در تاریخ ۷/ ۹/ ۱۳۹۰)

شکل‌گیری امنیّت
هر الگو و مدلی برای تمدّن سازی، با امنیّت پیوند عمیق دارد. امنیّت در ابعاد مختلف از جمله امنیّت فرهنگی و اجتماعی برای رشد و تعالی جامعه لازم و ضروری است. جامعه‌­ای که در ان هرج و مرج حاک است و رعایت قانون در دستور کار مردم و در اجتماع قرار ندارد، روی امنیّت را نخواهد دید. بنابراین پایه و اساس هر حرکتی وجود امنیّت است. چنان‌چه امنیّت اجتماعی برقرار باشد، مسیر برای حرکت به سمت پیشرفت و فعّالیت اقتصادی باز است. در غیر این صورت، همه­‌ی راههای پیشرفت به بن بست ختم خواهند شد. رسیدن به امنیّت اقتصادی برای حرکت به سمت تمدّن سازی نوین نیامزند برپایی عدالت اجتماعی است که این مهم، جزء از طریق سیاست­‌ها و برنامه­‌های مناسب و هدفمند به دست نمی­‌آید.(فراهانی، ۱۳۹۵: ص ۸۹). 

تلاش اهل علم
تلاش و کوشش مضاعف علما و دانشمندان از جمله موارد مهم‌ دیگر شکل­‌گیری تمدّن نوین اسلامی، است. به طوری که در طول تاریخ، هیچ تمدّنی بدون حرکت نخبگان و اهل علم، رشد نکرده است. در روزگار زرین تمدّن اسلامی نیز رنج و تلاش فراوان دانشمندان برای کسب علم و دانش به خوبی به چشم می‌خورد.
بر این اساس، شایان ذکر است، هیچ دینی به اندازه­‌‌ئ اسلام به تشویق و حمایت از علم و دانش و عالمان و دانشمندان نپرداخته باشد، چنانچه از بسیاری از آیات الهی و احادیث معصومان این نکته به خوبی روشن می­‌گردد. پیامبر(ص) مردم را به کسب دانش و طلب آگاهی فرا می‌­خواند و این کار را محترم می‌­شمرد از این جهت با اغلب مصلحان دینی تفاوت نمایانی داشت. (زمانی، ۱۳۹۰: ص ۱۲۲)
قرآن کریم نیز مردم را به فکر و تدبر در احوال کائنات و به تأمل در اسرار آیات دعوت کرده است و مکرر به برتری اهل علم و درجات آنها اشاره نموده است. از جمله می­‌توان به این آیات اشاره کرد: «یَرْفَعِ اللَّهُ الَّذِینَ آمَنُوا مِنکُمْ وَ الَّذِینَ أُوتُوا الْعِلْمَ دَرَجَاتٍ».(مجادله، ۱۱)،« قُلْ هَلْ یَسْتَوِی الَّذِینَ یَعْلَمُونَ وَ الَّذِینَ لَایَعْلَمُونَ»(زمر، ۹)، « إِنَّمَا یخْشَی اللّه مِنْ عِبَادِهِ الْعُلَمَاءُ».( فاطر، ۲۸)
ابوعبدالله محمدبن احمد مقدّسی، جغرافی‌دان نامی قرن چهارم هجری، در مقدمه احسن التقاسیم در مورد علم آموزی چنین می‌نگارد: «… من اقلیمی نماند مگر بد انجا شدم و کوچک‌ترین راه‌ها را نیز شناختم، با این ‌همه از پرسش و بررسی غایبانه (و جست‌وجو در کتاب‌ها و کتابخانه‌ها و عرضه کردن به پیشوایان) کوتاهی نکردم… گنجینه شاهی نماند مگر آن‌را شناختم، با گروه‌های زاهدان درآمیختم، با اندرزگران شهرها گفت‌وگو کردم… در این راه به سی و شش نام خوانده شدم، مانند مقدّسی، فلسطینی، مصری، مغربی، خراسانی، سلمی (مسلمی‌‌‌‌‌)، مقری، فقیه، صوفی… و این از گوناگونی شهرها بود که بدان گذشتم و بسیاری جاها که بدان شدم. از آنچه به مسافران رسد چیزی نماند مگر از آن نصیبی برگرفتم، بجز گدایی و ارتکاب گناه کبیره. سپس فقه آموختم، ادب گرفتم، زاهد و عابد شدم، فقه را آموزاندم و ادب دادم. بر منبرها خطبه خواندم. به گلدسته‌ها اذان گفتم و در مسجدها پیش نمازی کردم، در انجمن اندرزگری نمودم، به آموزشگاه‌ها رفتم، در محفل‌ها دعوت کردم، در مجلس‌ها سخن گفتم. با صوفیان آشها، با خانقاه‌نشنیان تریدها، با دریانوردان حلواها خوردم. چه شب‌ها که از مسجدها رانده شدم و چه بیابان‌ها که درنوردیدم و در صحراها سرگردان گشتم. گهی پرهیزگار شدم و گاه حرام عینی خوردم… گهی برده‌دار شدم و گاه زنبیل بر سر نهاده روان بودم، چند بار نزدیک بود غرق شوم، بارها راه بر کاروانیان زده شد. قاضیان و بزرگان را خدمت گذاردم، با شاهان و وزیران گفت‌وگو کردم. در راه با فاسقان رفتم، کالا در بازارها فروختم، به زندان‌ها افتادم! و به اتهام جاسوسی گرفتار آمدم. جنگ رومیان در کشتی‌ها و زدن ناقوس‌ها را در شب‌ها دیدم. به مزد، قرآن‌ها صحافی کردم، آب را به بهای گران خریدم، اسب و قاطر سوار شدم، در باد گرم و کولاک برف راه پیمودم، در بارگاه شاهان میان بزرگان نشستم، در محله جولاهان میان نادانان لولیدم، بلندپایگی و سرمدی یافتم، توطئه‌ها برای کشتنم چیده شد. حج کردم و در آنجا مجاور شدم. به جنگ رفتم، مرزبانی کردم… خلعت‌های شاهان پوشیدم، صله‌ها دریافت کردم، بارها بی‌نوا و برهنه شدم… این را یاد کردم تا بیننده این کتاب بداند که من آن‌ را به گزافه نساخته‌ام و پوچ نیاراسته‌ام…».(مقدّسی، ۱۳۶۱: ج۱، ص ۶۳)
بنابراین آن‌چه باید امروز دانشمندان اسلامی در پی آن باشند، یافتن این روحیه‌­ی دانش‌دوستی است. دانشمندان و اندیشمندان جوامع اسلامی باید به اصالت علم توجّه نمایند. این، از مهم‌ترین مقوله‌ها در بالندگی تمدّن اسلامی است. بنابراین علم و دانش، همواره محبوب بشر بوده و در اسلام نیز از آن بسیار تمجید شده است،(عاملی، ۱۴۰۹: ص ۹۳- ۱۲۹) امّا باید دید کدام علم مشمول تأیید اسلام است. شهید مطهّری در این‌باره می‌نویسد: «علومی که آموختن آن جهت دیندار شدن لازم است، واجب نفسی حساب می‌شوند، مانند علم به اصول مذهب و واجبات دینی، و از طرفی دیگر، خداوند مسلمانان را فرودست کفار نخواسته است، بلکه مسلمانان باید فرادست کفار باشند (لَنْ یَجْعَلَ اللَّهُ لِلْکافِرِینَ عَلَی الْمُؤْمِنِینَ سَبِیلاً) و همین‌طور عزت از آن مؤمنین و خدا و رسولش است، (انّ العزه لله و لرسوله و للمؤمنین جمیعاً). ‌حال، هر علم و دانش و فنی که برای فرادستی و عزت جامعه‌ای اسلامی موردنیاز باشد، واجب کفایی است… و آن همه تأکیدات و ثواباتی که اسلام برای علم می‌شمرد، شامل هر علمی است که برای عزت و سربلندی جامعه اسلامی لازم است».(مطهری، بی تا: ص ۳۱- ۳۴)

بنابراین توسعه مادی و معنوی جهان اسلام و عزت و سرافرازی مسلمانان، باید از اولویت‌های دانشمندان و نخبگان مسلمان باشد. در واقع، باید اهداف و انگیزه‌های اندیشمندان اسلامی، در جهت تعالی علم و دانش و در خدمت اسلام قرار گیرد.(زمانی، ۱۳۹۰: ۱۲۴)

 

نظرات کاربران

دیدگاه بگذارید

avatar
  Subscribe  

  رهبر انقلاب: امام بزرگوار فرمود: «آمریکا شیطان بزرگ است» بعضی اصرار دارند این شیطان بزرگ را به شکل فرشته‌ی نجات وانمود کنند، ملت ایران این شیطان را بیرون کرد؛ نباید بگذاریم وقتی از در بیرونش کردیم از پنجره برگردد و نفوذ پیدا کند.‌ آمریکا دشمنی خود را پنهان نمی‌کند؛ یکی لبخند می‌زند، یکی مصوبه […]

موسسه ایمان جهادی – صهـبا

دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت‌الله‌العظمی سیدعلی خامنه‌ای (مد‌ظله‌العالی)

پایگاه اطلاع رسانی دفتر مقام معظم رهبری

سمن اندیشه ولایت

http://www.lohvaghalam.ir/

موسسه حدیث لوح و قلم

دفتر اعزام مبلغ دانشگاه امام صادق(ع)

موسسه مطالعات راهبردی علوم و معارف اسلام

پایگاه اطلاع‌رسانی هم‌اندیشی یاران انقلاب اسلامی

نهضت مردمی پوستر انقلاب

انتشارات حدیث راه عشق

موسسه قدر ولایت

بنیاد فرهنگ و اندیشه اسلامی

موسسه طلایه داران نور آفاق

مؤسسه فرهنگی ولاء منتظر

AIM

بنیاد فرهنگ و اندیشه اعتلاء

گروه روشنای علم

موسسه فرهنگی سراج اندیشه اسلامی

اندیشکده راهبردی تبیین

کمیته حدیث ولایت بسیج دانشجویی دانشگاه امام صادق(ع)