۱ اردیبهشت ۱۳۹۸ مصادف با   15 شعبان 1440
تاریخ: ۳ فروردین ۱۳۹۸ |   تعداد بازدیدها: 149
کد خبر:71876
| ف | | |

معناشناسی تکالیف و حدود شرعی (1)

نباید از حدّ الهی تعدی کرد

رهبر معظم انقلاب، ضمن تاکید بر ضرورت حفظ حدود الهی، حدّ الهی را این‌گونه تبیین می­‌نمایند: «نباید از حدّ الهی تعدی کرد. حدّ، یعنی چه؟ حدّ، یعنی همان خط و مرزی که کشیده شده است.

پایگاه تحلیلی مصداق/ در حوزه‌­ی اندیشه دینی و فقه نوین اسلامی، مسائل و کلیدواژه‌­های متعددی همچون حق، تکلیف، رابطه متقابل حقوق و تکالیف، حدّ و حدود، حدّ شرعی، قانونی، عرفی و اخلاقی، مسئولیت، حقوق و قانون مطرح شده است. در این بین تکالیف و حدود شرعی از ارکان اساسی اندیشه فقهی و احکام اسلامی به شمار رفته و مورد بحث بسیاری از اندیشمندان بزرگ اسلامی بوده‌اند. این‌گونه مسائل در نگرش رهبران دینی، معرفتی و حکومتی به ویژه رهبر معظم انقلاب نیز، دارای جایگاه مهمی است. همچنان ایشان شناخت حدود الهی و عدم دخالت سلائق شخصی را در بحث رعایت موازین شرعی و اجرای حدود الهی بسیار مهم می‌­دانند: «حدود را بشناسید و طبق آن عمل کنید. هرچه که حدّ الهی است، آن درست است. سلایق شخصی باید دخالت نکند[۱]

 

مفهوم تکلیف و تکالیف الهی

تکلیف در اصل به معنای آن‌چه بر عهده انسان است می‌باشد و تنها در حوزۀ امور اختیاری و ارادی مطرح می‌گردد. تکلیف می‌تواند قبل از آن‌که حتی عقلی یا شرعی باشد، وجدانی باشد. تکلیف، از مفاهیم مهم دینی است، تکلیف در لغت به معنای امر به انجام دادن کاری است که انجام دادنش برای کسی که به او امر شده مشقت دارد[۲] و در اصطلاح، اوامر و نواهی خداوند به بندگانش است در جهت انجام دادن یا ندادن بعضی افعال. از همین معنای اصطلاحی است که تعبیر «دارِتکلیف» یعنی دنیا که آدمی در آن موظف به انجام دادن تکالیفش است، و نیز اصطلاح «سن تکلیف» به معنای سن رسیدن به بلوغ و انجام دادن وظایف شرعی[۳] به وجود آمده است. مخاطبِ تکلیف، مکلَّف نامیده می‌شود. اصطلاح تکلیف در ایام اخیر در کنار حق و در تقابل با آن به کار می‌رود، این تقابل در نتیجه تفکر مدرن حاصل شده و چنین تقابلی در آثار متقدمان مشهود نیست.

 

تکلیف در علوم اسلامی

در علوم اسلامی به تکلیف از دو منظر توجه شده است: نخست از منظر فقهی، و به تبع آن اصولی، که در آن به ماهیّت تکلیف و شرایط آن با توجه به وجه عملی موضوع توجه می‌شود. دوم از منظر کلامی که در آن به موضوعات مذکور به صورت نظری و انتزاعی تر توجه می‌گردد و در آن از موضوعاتی چون غرض از تکلیف و راه شناخت تکلیف و اوّلین تکلیف آدمی نیز بحث می‌شود. علاوه بر این دو حوزه، گاه بعضی فلاسفه مسلمان در مباحث مربوط به الهیات و نیز بعضی عارفان، از جهت رابطه تکلیف با معرفت ، به مسئله تکلیف توجه کرده و درباره آن نظر داده‌اند.

 

تکلیف در قرآن

واژه تکلیف در قرآن به کار نرفته، امّا از مشتقات این مصدر هفت بار در قرآن استفاده شده است[۴] که شش بار آن یعنی به جز آیه ۸۴ سوره نساء ناظر به معنایی واحد است. این معنای واحد که در عبارات متعددی بیان شده، از قبیل «… لا تُکَلَّفُ نَفْسٌ اِلاّ وُسْعَها…»، «لا یُکَلِّفُ اللّهُ نَفْساً اِلاّ وُسْعَها…»، «لا نُکَلِّفُ نَفْساً اِلاّ وُسْعَها…» و «… لا یُکَلِّفُ اللّهُ نَفْساً اِلاّ مااتاها…» ناظر به این امر است که خداوند آدمی را به انجام دادن آن‌چه در توانش نیست، مکلف نمی‌سازد.

 

تکلیف در حدیث

در روایات و احادیث نیز، به صراحت یا‌ به‌طور ضمنی، نکات مختلفی درباره تکلیف آمده است. از جمله گفته شده است که تکلیف امر دشواری نیست حال آن‌که ثواب بسیار به آن تعلق می‌گیرد. همچنین گفته شده است که سه گروه تکلیف ندارند و بازخواست نمی‌شوند: دیوانه تا وقتی که عاقل شود، فردی که در خواب است تا وقتی که بیدار شود، و کودک تا وقتی که بالغ شود (حدیث رفع). علاوه بر این‌ها به این نکته نیز اشاره شده است که خداوند فوق طاقت بشر به او تکلیف نمی‌کند.[۵]

 

تکلیف در فقه

در فقه تکلیف را خواست شارع برای انجام دادن یا انجام ندادن امری دانسته‌اند که بر آوردن آن خواست، مستلزم سختی و مشقتی است. این خواست شارع به صورت حکم بیان می‌شود و خطابی است که متعلق آن افعال مکلَّفین است[۶]
در اصطلاح شناسی فقه، اصطلاح تکلیف با اصطلاح اهلیت پیوند دارد. فقها مخاطب تکلیف را کسی دانسته‌اند که اهلیت داشته باشد؛ یعنی، خطاب به او بوده و او برای انجام دادن آن امر صلاحیت داشته باشد. اصولیان شرایط این اهلیت را بلوغ و عقل دانسته و انسان عاقل بالغ را مکلف قلمداد کرده اند. اصطلاح اهلیت نیز با اصطلاح ذمه پیوند دارد. اهل فقه با تقسیم اهلیت به دو گونه، اهلیت وجوب و اهلیت ادا، ذمه را وصفی دانسته‌اند که شخص با آن اهلیت وجوب می‌یابد و به اصطلاح، اهلیت وجوب با فرض وجود ذمّه تثبیت می‌شود.[۷]

 

مفهوم حدّ و حدود شرعی

حدّ به مجازات‌هایی گفته می‌شود که در شرع اسلام برای جرایم خاصی تعیین شده است. میزان و چگونگی اجرای این مجازات‌های معین در منابع اسلامی بیان شده است.[۸] گاهی واژه حدّ در معنای وسیع‌تری به کار رفته است؛ به صورتی‌که دیگر مجازات‌ها مانند تعزیرات را نیز شامل می‌شود.[۹] برخی نیز حدّ را به جرایم با مجازات مشخص، تعریف کرده‌اند.[۱۰]

حدّ گاهی در معنای عام‌ مجازات به کار می‌رود که در این صورت، تعزیرات را نیز در بر می‌گیرد ولی از لحاظ تخصصی تعزیر به مجازات‌هایی گفته می‌شود که نوع، اندازه و کیفیت اجرای آن در منابع شرعی نیامده است و تعیین آن در اختیار حاکم است. کتاب‌های فقهی در بیشتر موارد مشتمل بر بخشی با عنوان حدود هستند که به بیان این مجازات‌های خاص، شرایط، کیفیت اجرا و دیگر مسایل مرتبط با آن پرداخته است.

حدود جمع حدّ، در اصطلاح به مجازات‌هایى اطلاق مى‌شود که شارع مقدس براى برخى جرایم با تعیین کم و کیف آن در همه مصادیق آن جرم تشریع کرده است. گاهى نیز در معناى اعم، یعنى مطلق کیفر – که تعزیر را نیز در بر مى‌گیرد – بکار رفته است. در این که کاربرد واژه حدّ در روایات معناى خاص آن است یا معناى عام، دو احتمال مطرح است.[۱۱]

رهبر معظم انقلاب در بیانی، ضمن تاکید بر ضرورت حفظ حدود الهی، حدّ الهی را این‌گونه تبیین می­‌نمایند: «نباید از حدّ الهی تعدی کرد. حدّ، یعنی چه؟ حدّ، یعنی همان خط و مرزی که کشیده شده است[۱۲]

در ماده ۱۳ قانون مجازات اسلامی ایران نیز، حدّ این گونه تعریف شده‌است: «حدّ به مجازاتی گفته می‌شود که نوع و میزان و کیفت آن در شرع تعیین شده‌است.» حدود و میزان مجازات و کیفیت اجرا و ادله اثبات حدود در مواد ۶۳ تا ۲۰۳ این قانون بیان شده‌اند.[۱۳]


  1. بیانات در دیدار فرماندهان و جمعی از پاسداران کمیته‌های انقلاب اسلامی، ۱۰/۱۰/۱۳۶۹.
  2. ابن منظور، لسان العرب، ج۹، ص۳۷. و محمدبن محمد مرتضی زبیدی، تاج العروس من جواهرالقاموس، ج۲۴، ص۳۳۰.
  3. محمد معین، فرهنگ فارسی، ذیل واژه تکلیف.
  4. بقره/سوره۲، آیه۲۳۳، بقره/سوره۲، آیه ۲۸۶، نساء/سوره۴، آیه ۸۴، انعام/سوره۶، آیه۱۵۲، اعراف/سوره۷، آیه۴۲، مؤمنون/سوره۲۳، آیه۶۲، طلاق/سوره۶۵، آیه۷.
  5. محمد محمدی ری شهری، میزان الحکمه، ج۱۰، ص۱۶۹- ۱۷۰.
  6. الموسوعه الفقهیه الکویتیه، ج ۱۳، ص۲۴۸، ذیل «تکلیف» و الموسوعه الفقهیه، ج۷، ص۱۵۱، ذیل «اهلیت».
  7. الموسوعه الفقهیه الکویتیه، ج ۱۳، ص۲۴۸، ذیل «تکلیف» و زین الدین بن علی شهیدثانی، تمهیدالقواعد، ج۱، ص۷۰- ۷۸.
  8. طباطبائی، ریاض المسائل، ۱۴۱۲ق، ج۱۳، ص۴۱۵.
  9. هاشمی شاهرودی، فرهنگ فقه، ۱۳۸۷ش،ج۳، ص۲۵۱.
  10. محقق حلی، شرائع الاسلام، ۱۴۰۸ق، ج۴، ص۱۳۶.
  11. جواهرالکلام ج۴۱، ص ۲۵۴-۲۵۸؛ مهذّب الاحکام ج۲۷، ص ۲۲۳-۲۲۶٫
  12. بیانات در دیدار مسئولان دادگاه و دادسرای ویژه‌ی روحانیت، ۱۳۶۹/۰۸/۱۳.
  13. قانون مجازات اسلامی مصوب ۲۵ آذر ۱۳۸۸. انتشار یافته به آدرس اینترنتی:http://www.shora-gc.ir
نظرات کاربران

دیدگاه بگذارید

avatar
  Subscribe  

اصل عدالت اگر چه به عنوان یکی از مهمترین رکن های دین اسلام مطرح اسـت اما تـاکنون بیـان روشن و کاملی درباره معیارهای عدالت، بویژه در حوزه «اقتصادی و نسبت آن با عدالت اجتمـاعی» توسط متفکران اسلامی ارائه نشده اسـت. امام خمینی(ره): در ترسیم مسیر حرکت جمهوری اسلامی، عدالت را به عنوان سنگ‌بنایی اساسی معرفی […]

موسسه ایمان جهادی – صهـبا

دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت‌الله‌العظمی سیدعلی خامنه‌ای (مد‌ظله‌العالی)

پایگاه اطلاع رسانی دفتر مقام معظم رهبری

سمن اندیشه ولایت

http://www.lohvaghalam.ir/

موسسه حدیث لوح و قلم

دفتر اعزام مبلغ دانشگاه امام صادق(ع)

موسسه مطالعات راهبردی علوم و معارف اسلام

پایگاه اطلاع‌رسانی هم‌اندیشی یاران انقلاب اسلامی

نهضت مردمی پوستر انقلاب

انتشارات حدیث راه عشق

موسسه قدر ولایت

بنیاد فرهنگ و اندیشه اسلامی

موسسه طلایه داران نور آفاق

مؤسسه فرهنگی ولاء منتظر

AIM

بنیاد فرهنگ و اندیشه اعتلاء

گروه روشنای علم

موسسه فرهنگی سراج اندیشه اسلامی

اندیشکده راهبردی تبیین

کمیته حدیث ولایت بسیج دانشجویی دانشگاه امام صادق(ع)