۴ خرداد ۱۳۹۸ مصادف با   20 رمضان 1440
تاریخ: ۲۳ اسفند ۱۳۹۷ |   تعداد بازدیدها: 390
کد خبر:71689
| ف | | |

تمدّن نوین اسلامی و راهکارهای تحقق (9)

علل بیرونی افول تمدّن اسلامی

چرا و به چه دلایلی جوامع مسلمین که روزگاری در اوج فرهنگ و تمدّن اسلامی و انسانی بودند و توانسته بودند ظرف حدود یک ربع قرن بعد از هجرت، امپراطوری ایران و روم شرقی را درهم بشکنند و بسیاری از مردمان آن دیار را به دین اسلام مشرف سازند دچار عقب ماندگی و انحطاط شده‌­اند؟

پایگاه تحلیلی مصداق/ در شماره قبل به علل درونی افول تمدّن اسلامی پرداختیم؛ در این شماره مهّم‌ترین عوامل بیرونی آن را مورد بررسی قرار می‌دهیم.

۱- جنگ‌­های صلیبی

سلسله‌­ای از جنگ‌­های مخرب که بین قرون ۱۱- ۱۲ از سوی عیسویان اروپایی به مسلمانان در منطقه شام تحمیل گردید و موجب تصرّف بخش‌­های قابل توجهّ‌­ای از سرزمین‌­های مسلمانان توسط آنان گردید، به جنگ­‌های صلیبی معروف گردید.(شرفی، ۱۳۷۸: ص ۲۱؛ ابرهارد امیر، ۱۳۷۱: ص ۵۱) از جنبه داخلی، مهم­ترین عاملی که شرایط را برای حمله مسیحیان به جهان اسلام فراهم نمود، ضعف، ناتوانی، تشتت و اختلاف در میان مسلمانان و تقسیم جهان اسلام به حکومت­‌های متعدّد و مختلف و متضادّ بود. قبل از به وجود آمدن چنین شرایطی هیچ قدرت بزرگ خارجی جرأت و توان حمله و تهاجم به جهان اسلام را نداشت، بلکه قدرت‌­های بزرگ مجاور امپراتوری اسلام همواره از قدرت و اقتدار مسلمین هراس داشته و خود را در معرض خطر می‌­دیدند. ولی مقارن با شروع جنگ­‌های صلیبی، وضعیت جهان اسلام چنان شده بود که هر قدرت بیگانه و توسعه‌­طلبی را به تجاوز و حمله به مرزهای مسلمانان اغوا می­‌کرد. در این بحبوحه خلافت مرکزی که در بغداد مستقرّ بود هرگونه اقتدار و قدرت خود را از دست داده بود، از سوی دیگر فاطمیان در مصر حکومت می­‌کردند و با خلافت مرکزی در تضادّ عقیدتی و رقابت بودند، اسماعیلیان در شام و ایران دست به سلسله‌­ای از تحرکات ایذائی زده بودند و خود قدرتی در دل جهان اسلام محسوب می‌­شدند. سلسله‌­های پادشاهی در ایران حکومت­‌های مستقل تشکیل داده بودند و خلاصه هر آن‌چه در سراسر جهان اسلام مشاهده می‌­شد نابه­سامانی و چنددسته‌­گی و اختلاف و مبارزه و تضادّ داخلی بود.(گروسه، ۱۳۷۷: ص ۱۴- ۱۸؛ رشیدی، ۱۳۹۰: ص ۹۱)

این وضعیت باعث شد تا اروپاییان به سهولت عزم حمله به سرزمین­‌های اسلامی را بنمایند و در اثنای این حملات و جنگ­‌های ناشی از آن که به مدت دو قرن طول کشید، وضعیتی در جهان اسلام به وجود آمد که آن را یکی عوامل بیرونی و خارجی انحطاط و افول تمدّن اسلامی قلمداد نموده‌­اند. یک جنگ فرسایشی که اقتدار و امنیّت امپراتوری نیرومند اسلام را با این گستردگی و شدت برای اولین بار خدشه‌­دار نمود و زمینه را برای تهاجمات بعدی اقوامی مانند مغول­‌ها مساعد نمود.

از سوی دیگر تحلیل‌­گران معتقدند جنگ‌­های صلیبی یکی از عوامل مهم شکاف عمیق بین اروپا و جهان اسلام از نظر پیشرفت و ترقّی در قرون بعدی بوده است. شکافی که روند پیشرفت و تمدّن‌­سازی را در اروپا هر روز سریع‌­تر و در جهان اسلام هر روز به سوی افول پیش می­‌برد.

بدین‌سان در طی جنگ‌­های صلیبی برای مّدت دو قرن هر چند سال یک بار هزاران نفر از کلّیه طبقات مردم نصاری از شاه­زادگان و نجبا گرفته تا سربازان و مردمان عادی و راهبان و دهقانان و سایر اصناف کشورهای فرانسه، انگلستان، آلمان، اسپانیا، ایتالیا و اتریش به شرق هجوم آورده تا به قول خود قبر مسیح را در بیت ­المقدس آزاد سازند.(راد، ترابی، ۱۳۶۸: ص ۷۵) گرچه ظاهراً اعتقادات مذهبی بود که مسیحیان را به این کار برانگیخته بود، ولی در اصل منظور رهبران­شان رخنه کردن در آسیا و تسلّط بر آن بود. در طول دو قرن متوالی که اسلام مورد تهاجم اقوام مسیحی قرار گرفت، میلیون‌­ها نفر در میدان جنگ تلف شدن و یا از گرسنگی و ابتلای به بیماری‌­های واگیردار هلاک گردیدند. (ر.ک: ابن خلدون، ۱۳۶۳: ج۳، ص ۹۵) یکی از مورّخان در مورد خشونت صلیبیان در بیت‌­المقدس می‌­نویسد: «اگر می­خواهید بدانید با دشمنانی که در بیت­‌المقدس به‌­دست ما افتادند چه معامله شد، همین‌­قدر بدانید، که کسان ما در رواق سلیمان و در معبد در لجّ‌ه­ای از خون مسلمانان می­‌تاختند چون تا زانوی مرکب می‌­رسید».(شرفی، ۱۳۷۸: ص ۷۱)

بنابراین با پیروزی مسیحیان بخش‌­های مهمی از سرزمین‌­های مسلمانان به اشغال آن‌ها درآمد و آن‌ها برای اوّلین بار توانستند در داخل سرزمین‌­های اسلامی دولت‌­های فرهنگی تشکیل بدهند. این اقدام مسیحیان با استفاده از وضعیت نابسامان مسلمانان و عدم همبستگی و اتّحاد و تقسیم جهان اسلام به حکومت­‌های متعدد حاصل شد و ضعف و انحطاط تمدّن اسلامی را در برداشت.

۲- حمله مغولان

حمله مغولان یکی از دردناک­‌ترین و شدیدترین ضربه را بر تمدّن اسلامی وارد نمود. هر چند قسمت­‌هایی از سرزمین‌­هایی که پیشتر زیر فرمانروایی مسلمانان قرار داشت، قبل از حمله مغول‌­ها به دست مسیحیان افتاده بود مانند: سیسیل، قسمت­‌هایی از اسپانیا و دولت‌­های صلیبی شام، امّا آن وقایع به هیچ وجه با حمله‌­ی مغولان قابل قیاس نبود. در این حملات بود که ایران، عراق، و سوریه تماماً به دست مغولان افتاد.

ایران مهم­ترین مرکز تمدّن مسلمانان بود و عراق مرکز حاکمیت و خلافت جهان اسلام. عمق فاجعه به حدی بود که ابن اثیر مورخ عرب بلافاصله پس از نخستین هجوم­‌های چنگیزخان به خاورمیانه نوشت: «مصیبتی بزرگ است که گذر روزگار هنوز مثل آن را نیاورده است»، و جوزجانی یکی از مورخان تاریخ مغول ویرانی به بار آمده توسط مغولان را مجازات خداوند برای گناهانی که مسلمانان مرتکب شده بودند قلمداد می‌­کرد.(مورگان، ۱۳۷۱: ص ۲۱)

در این حملات مردم ماورالنهر و به‌­ویژه شرق ایران مصیبتی را تحمل کردند که به نظر می‌­رسد چیزی بسیار نزدیک به نوعی نژادکشی تعمدی بوده باشد. در سال ۶۱۶ ه.ق/ ۱۲۱۱م، یعنی در اثنای جنگ پنجم صلیبی هجوم مغولان آغاز شد و دامنه‌­ی آن تا اواخر قرن سیزدهم میلادی کشیده شد. چنگیز خان که در رأس مغولان وحشی بود با متّحد کردن قبایل اطراف از شمال دریاچه‌­ی بایکال و ایلات کوهستانی تبت، وحشیان تاتار، مرکیت، گرائیت، نایمان، اویغور سپاهیان منظم و جرار و خونخوار بی‌شماری را فراهم آورد و توسط آن‌ها توانست به سرزمین‌­های چین و ایران و عراق و شام و هندوستان و روسیه نفوذ کند.( بیانی، ۱۳۸۲: ۴۱- ۴۲)

در سال ۶۱۷ه.ق بود که مغولان از شرق قاره آسیا به درون ممالک اسلامی در مرکز این قارّه حمله، پادشاه ایران سلطان محمّد خوارزمشاه را پس از چند جنگ فراری دادند و سرانجام، آن سلطان در جزیره‌­ی آبسکون واقع در دریای خزر بی­کفن از دنیا رفت.(اقبال، ۱۳۸۸: ص ۴۰)

در سال ۶۳۵ه.ق/ ۱۲۳۸م، اکتای قاآن، خان مغولستان لشکری بزرگ از مغولان را به سرداری سوباتای بهار برای فتح ماورای دریای خزر و سواحل رود دانوب گسیل داشت. سوباتای از ماورای دشت قپچاق به طرف شام سرازیر شد و تمام سلاطین اروپا را به وحشت انداخت. این سردار با مضمحل کردن ارتش لهستان و مجارستان و سیلسبری به ساحل دریای آدریاتیک رسید. و سراسر اروپا را دچار خوف و وحشت کرد. پاپ به دست و پا افتاد و از سلاطین اروپا کمک خواست. ولی در همین زمان اکتای قاآن فوت کرد و سوباتای بهادر برای شرکت در قوریلتای مغولی برای انتخاب جانشین اکتای مجبور به مراجعت شد و حمله به اروپا ناتمام ماند و بعدها هم تعقیب نشد. (راد، ترابی، پیشین، ص ۲۱۱)

بدین‌سان اروپا و جهان مسیحیت از حمله‌­ی مغولان و آثار و تبعات منفی آن در امان ماند. در حالی که شرق و از جمله جهان اسلام در زیر ضربات سهمگین آن قرن‌­ها به عقب برگشت و این خود یکی از مهم ترین عوامل پیشی گرفتن تمدّن غرب بر تمدّن‌­های شرقی از جمله تمدّن اسلامی است. اروپا نه تنها از هجوم مخرب مغولان مصون ماند، بلکه دستگاه پاپ و کلیسا و شاهان آن دیار از این پتانسیل و توانمندی خانمان­سوز حداکثر بهره‌­برداری را علیه مسلمانان و تضعیف و تخریب تمدّن آنان به عمل آوردند و با مغولان در این عرصه همدست و هم‌داستان شدند.

۳- سقوط اندلس

بدون شک یکی از علل مهم افول تمدّن اسلامی سقوط اندلس و زوال حکومت مسلمانان در این ناحیه از دنیا بود. منطقه اندلس[۱]در سال ۹۲ه.ق به فرمان موسی بن نصیر حاکم افریقیه و مغرب و توسط طارق بن زیاد فتح شد. حکومت مسلمانان در این منطقه به سه دوره کلّی تقسیم می‌­شود:

الف) حکومت امویان دمشق بر اندلس(۹۸- ۱۳۲ه.ق/ ۷۵۵- ۷۱۶م): در این دوره، اندلس بخشی از ولایت افریقیه(تونس فعلی) در قلمرو خلافت دمشق بود و حاکمان آن‌­جا را والیان افریقیه که در قیروان اقامت داشتند، تعیین می‌­کردند.

ب) حکومت سلسله امویان بر اندلس(۴۲۲- ۱۳۸ه.ق/ ۱۰۳۱- ۷۵۵م): حاکمان اموی که نزدیک به سه قرن بر اندلس حکومت کردند. در زمان حکومت امویان، مرزهای شمالی اندلس بارها تغییر کرد و قلمرو مسلمانان در شبه جزیره­‌ی ایبری به ویژه در مرزهای شمالی تغییرات بسیاری به خود دید. این دوران، عصر عظمت و وفور نعمت در سراسر اندلس بود. امّا به‌­تدریج با تشدید اختلافات درونی خاندان حکومتی و در پی آن، کشیده شدن دامنه­‌ی اختلاف‌­ها و کشمکش‌­ها به درون جامعه، غم انگیزترین دوران تاریخ اندلس فرا رسید و از ارج ثروت، قدرت و پیشرفت به ورطه‌­ی جنگ‌­های داخلی کشیده شد.(همان، ص ۴۰- ۱۰۸)

ج) دوران حکومت ملوک­الطوایفی(۴۲۲- ۸۹۸ه.ق/ ۱۴۹۲- ۱۰۳۱م): پس از سقوط امویان، وحدت سیاسی بخش اعظم سرزمین اندلس از هم پاشید و بنی حمود بر بیشتر شهرهای جنوبی وادی الکبیر و امتداد آن تا رود شینل حاکم شدند. در عین حال خاندان متعدّد عرب و سلسله­‌های ملوک الطوایفی شهرهای مختلف را به دست گرفتند. پس از سقوط طلیطله در سال ۴۷۸ه./ ۱۰۵۸م حکومت مرابطون به مّدت نیم قرن در اندلس حکومت کرد که نه تنها شامل تمامی مراکش و موریتانی بود، بلکه تا دهانه‌­ی رود اورسنگال در جنوب و بخش غربی مراکش در شمال را نیز دربر می‌­گرفت. دوران حکومت مرابطون در اندلس چندان طولانی نشد و این سلسله بربر به دست گروهی دیگر از بربرها به نام موحدون در سال ۵۴۱ه.ق/ ۱۱۴۵م سرنگون شد. از جمله عواملی که برای سقوط مرابطون ذکر شده، غرق شدن سرداران و افسران و سایر مقامات این سلسله در فرهنگ تجملاتی و مادی اندلس و فساد اخلاقی آن‌ها است.(آیتی، ۱۳۶۶: ص ۱۱۱- ۱۵۳)

در روزگار موحدون، اندلس آماج حملات پی‌درپی مسیحیان قرار گرفت و قلمرو مسلمانان در شرق و غرب یکی پس از دیگری به دست مسیحیان افتاد. به طوری که در نیمه‌­های قرن هفتم، تمام شهرهای اسلامی اندلس در شمال، غرب و شرق به دست مسیحیان افتاد و از فرمانروایی پهناور و مقتدر مسلمانان در اندلس، جز غرناطه در جنوب و چند شهر کوچک چیز دیگری باقی نماند.

در اواخر حکومت موحدون، محمّد بن یوسف نصری، معروف به ابن احمر که ضد موحدون سر به شورش برداشته بود، در سال ۶۳۵ه.ق/ ۱۲۳۸م در غرناطه اعلام استقلال کرد. مسیحیان پس از تسلط بر شهرهای بزرگ اندلس بارها به قلمرو بن احمر یورش بردند، امّا سپاهیان غرناطه به شدت با آنها مقابله می کردند. بنی احمر یا بنی نصر بیش از دو قرن و نیم بر جنوب اندلس حکم راندند تا سرانجام در ۸۹۸ه.ق/ ۱۴۹۲م غرناطه به دست فرناندوی پنجم سقوط کرد و با فرار ابوعبدالله، آخرین امیر خاندان بنی نصر، اندلس به کلّی از دست مسلمانان خارج شد.(همان­جا)

بنابراین سقوط اندلس که به واسطه‌­ی موقعیت جغرافیایی خود همواره مورد توجه جهان اسلام و غرب بود و به عنوان پل ارتباطی بین شرق و غرب عمل می­‌کرد، ضربه‌­ی اساسی بر تمدّن اسلامی زد.

۴- استعمار

از جمله عوامل متأخر تأثیرگذار بر رکود تمدّن اسلامی مسئله‌­ی استعمار است. استعمار در لغت به معنای « آباد کردن» است؛ امّا از لحاظ سیاسی به معنی حاکمیت گروهی از افراد بر مردم یا سرزمین دیگر است. در تعریف دیگر، استعمار به عنوان حاکمیت سیاسی- اقتصادی تعریف شده است که این پدیده حدوداً از سال ۱۵۰۰م آغاز شده و در طول این مّدت استعمارگران برخی از کشورهای اروپایی مناطق وسیعی از دنیا را کشف کردند و در آن‌جا ساکن شدند و به بهره‌­برداری پرداختند.(مومسن، ۱۳۷۶: ص ۷- ۱۲)

پیدایش استعمار با ظهور کشورهای اروپایی آن زمان یعنی انگلیس، فرانسه، پرتغال، اسپانیا و … همراه بود. بعد از کشف راههای دریایی در اطراف افریقای جنوب شرقی( ۱۴۸۸م) و کشف قاره‌­ی امریکا در سال ۱۴۹۲م، مسافرت‌های دریایی به منظور استعمار و کشف سرزمین‌های جدید آغاز شد. آن‌ها در ابتدا به دنبال طلا، عاج، اشیاء قیمتی و … بودند، امّا رفته ­رفته انگیزه­‌های وسیع­‌تر اقتصادی نظیر تجارت، انتقال مواد اوّلیّه­‌ی معدنی و کشاورزی به سرزمین‌­های اروپایی و فروش کالاهای اروپایی به فعّالیّت‌­های استعماری وسعت بخشید. کشورهای استعمارگر خیلی زود دریافتند که برای تدوام بهره‌­کشی لازم است که بر جوامع مستعمره‌­ی خود نظارت سیاسی داشته باشند و حتّی فرهنگ آن‌ها را تحت کنترل درآورند. این کار در سرزمین‌­ها و جوامعی مانند جوامع بومی آمریکا، افریقا و اقیانوسیه که مراکز اقتدار و فرهنگ و تمدّن بومی آن‌ها ضعیف بود یا در اوّلین یورش‌های استعمار فروریخته بود، بسیار راحت صورت گرفت. در این سرزمین­‌ها مراکز قدرتی به وجود آمد که تماماً زیر نظارت استعمارگران بود.(ساعی، ۱۳۷۷: ص ۴۶- ۴۷)

استعمارگران در برخورد با کشورهایی که از قدرت بالایی برخوردار بودند و قادر به تسلّط کامل بر آن‌ها نبودند، مانند ایران و چین، سعی کردند تا تغییراتی را به منظور حفظ منافع و تأمین نیازهای خود در این کشورها به وجود آورند. مثلاً ساختار اقتصادی این کشورها را به گونه­‌ای تغییر دادند که آن‌ها تنها برآورنده‌­ی نیازهای بازار جهانی شدند و نه برآورنده‌­ی بازار داخلی.(اورس، ۱۳۶۲: ص ۲- ۵۱)

نکته قابل ذکر این‌­که گرچه غرب مسیحی در طول جنگ­‌های صلیبی با تمدّن شرق آشنا شد و علوم، هنرهای زیبا و … به اروپا را انتقال داد و سرانجام تحوّلات زیادی در غرب به وقوع پیوست، امّا شرق بعد از جنگ‌­های صلیبی و حمله مغول، هم­چنان در عقب ماندگی و انحطاط باقی ماند و توان بازیابی اعتماد به نفس، خلّاقیّت اندیشه، پیش رفت علم را از دست داد تا آن که اضافه بر افول و انحطاط تاریخی، عامل دیگری نیز در قرن نوزده، عقب ماندگی مسلمانان و افول تمدّن اسلامی را افزون ساخت و آن تسلّط استعمار بر کشورهای اسلامی بود.(احمدی، ۱۳۹۳: ص ۱۴۱)

جمع‌بندی

چرا و به چه دلایلی جوامع مسلمین که روزگاری در اوج فرهنگ و تمدّن اسلامی و انسانی بودند و توانسته بودند ظرف حدود یک ربع قرن بعد از هجرت، امپراطوری ایران و روم شرقی را درهم بشکنند و بسیاری از مردمان آن دیار را به دین اسلام مشرف سازند دچار عقب ماندگی و انحطاط شده‌­اند؟ در پاسخ به این سؤال و کنکاش و واکاوی عمیق درباره علل و عوامل انحطاط و عقب ماندگی مسلمانان به‌طور قطع عوامل مختلفی ذکر نموده­‌اند که به دو قسمت علل داخلی و علل خارجی دسته­‌بندی شده­‌اند. از جمله علل داخلی انحطاط تمدّن اسلامی استبداد و خودکامگی، تحجّرگرایی، فرقه‌­گرایی و تجمل پرستی را می‌­توان نام برد و علل خارجی نیز شامل جنگ‌­های صلیبی، حمله مغولان، سقوط اندلس و استعمار می‌­شود.


[۱] . درباره دلیل نام­گذاری این منطقه به اندلس آمده است که مسلمانان قسمت­هایی از شبه جزیره­ی ایبری، در کنار دریاری مدیترانه، واقع در جنوب اسپانیا و جنوب شرقی پرتغال و گاه تا قلمرو آن شبه جزیره را اندلس نامیده­اند. اندلس از نام «واندال­ها» قبیله­ای از مردم ژرمن، گرفته شده است که در اوایل سده­ی پنجم میلادی پس از تجزیه -امپراتوری روم غربی، چندی در جنوب اسپانیا سکنی گزیدند.

نظرات کاربران

دیدگاه بگذارید

avatar
  Subscribe  

  رهبر انقلاب: امام بزرگوار فرمود: «آمریکا شیطان بزرگ است» بعضی اصرار دارند این شیطان بزرگ را به شکل فرشته‌ی نجات وانمود کنند، ملت ایران این شیطان را بیرون کرد؛ نباید بگذاریم وقتی از در بیرونش کردیم از پنجره برگردد و نفوذ پیدا کند.‌ آمریکا دشمنی خود را پنهان نمی‌کند؛ یکی لبخند می‌زند، یکی مصوبه […]

موسسه ایمان جهادی – صهـبا

دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت‌الله‌العظمی سیدعلی خامنه‌ای (مد‌ظله‌العالی)

پایگاه اطلاع رسانی دفتر مقام معظم رهبری

سمن اندیشه ولایت

http://www.lohvaghalam.ir/

موسسه حدیث لوح و قلم

دفتر اعزام مبلغ دانشگاه امام صادق(ع)

موسسه مطالعات راهبردی علوم و معارف اسلام

پایگاه اطلاع‌رسانی هم‌اندیشی یاران انقلاب اسلامی

نهضت مردمی پوستر انقلاب

انتشارات حدیث راه عشق

موسسه قدر ولایت

بنیاد فرهنگ و اندیشه اسلامی

موسسه طلایه داران نور آفاق

مؤسسه فرهنگی ولاء منتظر

AIM

بنیاد فرهنگ و اندیشه اعتلاء

گروه روشنای علم

موسسه فرهنگی سراج اندیشه اسلامی

اندیشکده راهبردی تبیین

کمیته حدیث ولایت بسیج دانشجویی دانشگاه امام صادق(ع)