۵ خرداد ۱۳۹۸ مصادف با   21 رمضان 1440
تاریخ: ۱۸ اسفند ۱۳۹۷ |   تعداد بازدیدها: 253
کد خبر:71552
| ف | | |

تمدّن نوین اسلامی و راهکارهای تحقق (8)

علل ضعف و افول «تمدّن اسلامی»

بدون شک یکی از نشانه­‌های انحطاط و عقب ماندگی، حالت تحجر، جمود ذهنی و جزمیت اندیشه‌­ورزان اجتماعی و افول چراغ علم است و بی‌­تردید جهان اسلام، از چندین قرن پی در پی، پس از پشت سرگذاستن دوره­ای طلایی علمی به انحطاط عملی گرفتار آمد و تمدّن اسلامی نتوانست متفکران و دانشمندان بزرگی که در قرن پنجم می‌­پروراند، به وجود آورد، بلکه آن‌چه وجود داشت، نبود ابتکار علمی و تقلید از اندیشه گذشتگان بود. نسل­‌های بعدی، چندان رشد فکری و به تبع آن، علمی نداشتند.

پایگاه تحلیلی مصداق/ در یادداشت گذشته به تبیین مهم‌ترین علّت شکل‌گیری تمدّن اسلامی یعنی قرآن پرداختیم در ادامه این پرونده به علل ضعف و افول تمدّن اسلامی می‌پردازیم.

استبداد و خودکامکی
استبداد در لغت به معنای «یکه و تنها»، «به خودی خود به کار پرداختن»، و «خودرأی بودن» است. عده‌­ی دیگر نیز در مورد واژه‌­ی استبداد معتقدند:«استبداد در لغت آن است که شخص در کاری که شایسته‌­ی مشورت است، بر رأی خویش اکتفا کند» (کواکبی، ۱۳۶۴: ص ۱۶)بر این اساس می‌­توان استبداد را خود رأی و خودکامگی دانست که مستلزم و متضمن نظامی است که در آن دولت، و در تحلیل نهایی، فردی که در رأس دولت قرار دارد، در مقابل دولت، هیچ‌گونه تعهد و مسئولیتی ندارد. یعنی نظامی که در آن اساس حکومت بر بی­‌قانونی است؛ به این معنی که قوانین و مقرارت موجود فقط تا زمانی نافذند که مستبد کل یا گماشتگان او صلاح خود را در آن بدانند. درست به همین علت است که اصطلاحات قانون و ضابطه در نظام استبداد، معنا و محتوایی ندارند (رواندی، ۱۳۴۷: ص ۲۸۸)
بنابراین یکی از عوامل مهمی که زمینه افول تمدّن اسلامی را فراهم نمود، استبداد و خودکامکی بود. بر این اساس، می­‌توان گفت ظهور دین اسلام تحول بزرگی در اندیشه‌­ی بشر به وجود آورد. هدف عمده­‌ی این دین الهی رهاسازی انسان‌ها از کلیه‌­ی قیدوبندهایی است که در طول زمان بر دست و پای او پیچیده شده است. اسلام با خودرأی بودن مخالف و بنای حکومت را بر اصل مُتِرقی مشورت قرار داده است. رسول اکرم(ص) در بیشتر مسائل با اصحاب خود مشورت می­‌کردند، پس از پیامبر(ص) نیز خلفای راشدین به گونه‌­ای رفتار می‌­کردند که مردم از آن‌ها با میل و رضایت درونی اطاعت می­‌کردند و حتی اگر مجازاتی برای کسی در نظر گرفته می‌­شد، از آن‌ها پیروی و دستور را اجرا می‌­کردند.
امّا از زمان به قدرت رسیدن بی امیه بسیاری از مسائل تغییر یافت و سیاست مدارا و تحمل حکومت از بین رفت. عمال معاویه بیم داشتند که اگر به مردم آزادی دهند، آن‌ها دست به شورش بر دارند؛ لذا به سخت‌گیری و شکنجه مسلمانان پرداختند. نخستین بار در دوران معاویه بود که سخت گیری و شکنجه اعمال شد و اشخاصی که با وی مقابله می‌­کردند دستگیر و کیفر می­‌شدند.(زیدان، ۱۳۶۹: ص ۷۲۳- ۷۲۴)
در مجموع دوران خلفای عباسی، به ویژه برخی از آن‌ها وخیم‌­­تر از دوران اموی بود و خلفای این دوره از ایجاد قتل مخالفان خود فروگذار نبودند و این گونه سیاست‌ها به مرور زمان نارضایتی عمومی را به دنبال می‌­آورد. یکی از این گزارش‌­ها مربوط به برخورد هارون الرشید با قیام یحیی بن عبد الله بن حسن که در ایران قیام کرد. یحیی هواداران بسیاری پیدا کرد و هارون با دادن امان و تعهدات دیگر او را از میان یارانش بیرون کشید و نزد خود به پایتخت آورد. و به گزارش طبری، هارون الرشید بدون توجه به امان نامه وی را زندانی و به قتل رسانید.(ر.ک: طبرى، ۱۳۷۵:  ج۱۲، ص ۵۲۴۱)
همچنین در این دوره زندان یکی از سخت­‌ترین و خوف‌ناک­‌ترین مجازات­‌هایی بود که عباسیان برای مخالفان حکومت خود در نظر می‌گرفتند. همه افرادی را که به دلایل گوناگون مورد خشم و غضب خلیفه یا وزیر وی قرار می‌گرفتند، می‌­توان مخالفان حکومت به حساب آورد؛ امّا نزدیکان و بستگان خلیفه، خلیفه زادگان و خلفای معزول، برخی از وزرا و کارگزاران دولتی، علویان، شورشیان، قرامطه و زنادقه بیش از دیگران در معرض حبس و شکنجه قرار داشتند. در بند کشیدن این افراد نیازمند تشکیل دادگاه و حکم قاضی نبود و اراده و استبداد خلیفه برای حبس هر کس و اعمال هر گونه شکنجه علیه وی کفایت می‌­کرد.(ر.ک: معصومی، ۱۳۸۷: ص ۶۷ – ۸۳)
بنابراین شکل گیری استبداد در جامعه اسلامی پیامدهای مختلفی داشت، که یکی از آن‌ها از بین رفتن رشد و پیشرفت تعاملات اجتماعی از جمله روابط اقتصادی، اجتماعی و سیاسی و به طور کل فرهنگی آن جامعه بود که زمینه‌­ی افول تمدّن اسلامی را فراهم آورد.

فرقه گرایی
از همان صدر اسلام و پس از رحلت پیامبر(ص) به دلیل اختلاف در تعیین جانشین برای پیامبر(ص) میان مسلمانان اختلاف عمده‌ای پیش آمد. این اختلافات به تدریج منجر به ظهور دو فرقه عمده و بزرگ اسلام به نام تشیع و اهل تسنن گردید. شیعیان خلافت و جانشینی پیامبر(ص) را توسط ابوبکر و خلفای پس از او غصبی می­‌دانستند و جانشینی پیامبر(ص) را مقامی منصوب از جانب خداوند و متعلق به امام معصوم یعنی علی(ع) می­‌دانستند. بنابراین آن‌ها برای هدایت سیاسی و دینی مسلمانان به دو شرط عصمت و نصب از جانب خداوند معتقد بودند و این مسند را متعلق به امام علی(ع) و اولاد آن حضرت می‌دانستند. از نظر شیعه هرگونه حکومت و حاکمیّت غیر از آن غصبی و خلاف دین محسوب می­‌گردید.(رشیدی، ۱۳۹۲: ص ۱۱۶)
در قرون بعدی طرفداران این اعتقاد خود به گروه‌های مختلف تقسیم شدند و فرقه‌­های شیعی اسماعیلی، زیدی و اثنی عشری حاصل آن بود. وجه اشتراک فرقه­‌های شیعه پذیرش حقّ علی(ع) برای جانشینی پیامبر(ص) است. شیعیان در واقع پیروان و ارداتمندان اهل بیت و اولاد پیامبر(ص) بودند. اینان پس از رحلت پیامبر(ص) همواره تحت تعقیب و اذیت و آزار بودند و رهبری جهان اسلام و هدایت امت از دست آن‌ها گرفته شد و به افراد نااهل و نالایق سپرده شده و این یکی از عوامل انحطاط مسلمانان و فروپاشی تمدّن اسلامی بود.

تجمل پرستی و دنیاگرایی
رفاه، تجمل‌­گرایی و غرق شدن در دریای لذایذ و نعمت‌­های دنیوی، و دور شدن از معنویات، باعث طغیان و سرکشی انسان می‌شود؛ لذا در آیات قرآن می‌­خوانیم: «وَ مَا أَرْسَلْنَا فِی قَرْیَهٍ مِنْ نَذِیرٍ إِلَّا قَالَ مُتْرَفُوهَا إِنَّا بِمَا أُرْسِلْتُمْ بِهِ کَافِرُونَ»(سبأ، ۳۴)؛ «و در هیچ شهر و دیاری، بیم دهنده و انذارگری، ارسال نکردیم مگر این‌که ثروتمندان عیاش آن‌ها [که سر مست ناز ونعمت بودند] گفتند: ما به آنچه فرستاده شده‌­اید، کافریم».
در آیه‌­ی دیگری می­‌خوانیم: «وَ إِذَا أَرَدْنَا أَنْ نُهْلِکَ قَرْیَهً أَمَرْنَا مُتْرَفِیهَا فَفَسَقُوا فِیهَا فَحَقَّ عَلَیْهَا الْقَوْلُ فَدَمَّرْنَاهَا تَدْمِیراً»(الاسراء، ۱۶)؛ «و هنگامی که بخواهیم شهر و دیاری را هلاک کنیم، نخست اوامر خود را برای مترفین [و ثروتمندان مست و شهوت پرست] آ‌‌‌‎‌‎ن‌جا، بیان می‌­داریم، سپس هنگاهی که به مخالفت برخاستند و استحقاق مجازات یافتند، آ‌ن‌ها را به شدت درهم می‌کوبیم.» از آیات یاد شده و دیگر آیات قرآن کریم، به خوبی استفاده می­‌شود که انسان حریص و دنیا طلب، هنگامی که در میدان رقابت تجمل­‌گرایی قرار می‌­گیرد، برای رسیدن به مقصود و بهره­‌گیری از لذت‌های حیوانی، تمام حدّ و حصرها و موانع را کنار زده، هیچ ضابطه و معیاری را نمی­‌شناسد.
بنابراین با نگاهی به تاریخ سیاسی جهان اسلام به غیر از دوره­ی کوتاه امام علی(ع)، فساد و انحطاط اخلاقی و تجمل­‌گرایی به وضوح قابل مشاهده است. به طوری که با تکمیل شدن فتوحات اسلامی در دوره بنی امیه، اصل برابری و مساوات در اسلام به اندیشه برتری عرب بر عجم تبدیل شد. امویان بسیاری از درآمدهای دولت اسلامی را صرف عیاشی‌ها، ساخت کاخ‌ها و بناهای مجلل می‌­ساختند؛(ر.ک: احمدی، ۱۳۹۳: ص ۱۷۸) که همین امر خود موجب افزایش نارضایتی عمومی و در نهایت، اضمحلال این سلسله شد. بعد از آن‌ها نیز دولت بنی عباس به تداوم همین شیوه­‌ها پرداخت و سرنوشت مشابه‌ی داشت. برای نمونه می‌­توان گفت خلیفه مقتدر در اوّل قرن چهارم هجری کاخ و باغ با صفا و زیبائی بنا کرد که آن را « دارالشجره» یعنی سرای درخت می‌خواندند؛ زیرا در این کاخ درختی از زر و سیم ساخته و میان دریاچه بزرگی جلو ایوان کاخ قرار داده بود. (قربانی، ۱۳۶۱: ص ۳۸۳)
همچنین این خلفا خود را فرمانروای تام الاختیار ممالک اسلامی دانستند و کلیه‌­ی درآمدها را ضبط می­‌نمودند. بعد از خلفا والیان و امیران نیز اموال هنگفتی به دست می‌­آوردند، زیرا جمع‌­آوری مالیات با آن‌ها بود و هر چه می‌­خواستند از مردم می‌گرفتند. طبیعی است که بشر هر اندازه که پول و ثروت بیشتری در اختیار داشته باشد به همان اندازه زندگانی خود را توسعه می­‌دهد و در خوراک و پوشاک و تجمل افراط می­‌کند. چنان که گرایش به تجمل و دنیا گرایی، خوی و خصلت صحراگردی را از سر اعراب بیرون آورد و آنان را به تجملات شهرنشینان معتاد کرد؛ به گونه‌­ای که از لحاظ تجمل و تفن‌گوی سبقت را از پادشاهان ایران و روم ربودند.(قربانی، ۱۳۷۲: ص ۳۸۹- ۳۸۲) بدین گونه تجمل گرایی و دنیاگرایی، مسلمانان را مسخر خود ساخت که این عامل یکی از ضربات مهلک وارد شده به مسلمانان بود.

تحجرگرایی؛ افول چراغ علم
بدون شک یکی از نشانه­‌های انحطاط و عقب ماندگی، حالت تحجر،[۱]جمود ذهنی و جزمیت اندیشه‌­ورزان اجتماعی و افول چراغ علم است و بی­‌تردید جهان اسلام، از چندین قرن پی در پی، پس از پشت سرگذاستن دوره­ای طلایی علمی به انحطاط عملی گرفتار آمد و تمدّن اسلامی نتوانست متفکران و دانشمندان بزرگی که در قرن پنجم می‌­پروراند، به وجود آورد، بلکه آن‌چه وجود داشت، نبود ابتکار علمی و تقلید از اندیشه گذشتگان بود. نسل­‌های بعدی، چندان رشد فکری و به تبع آن، علمی نداشتند.(احمدی، ۱۳۹۳: ص ۱۶۲)
بنابراین می‌­توان گفت، یک انسان متحجر پیله‌­ی سخت و نفوذناپذیر فکری به دور خویش می‌­کشد و به هیچ وجه حاضر به تغییر افکار و عقاید خود نیست. نمونه این تحجر را می‌­توان در شکل­‌گیری جریان‌­های فکری در جهان اسلام مشاهده نمود. جریان‌هایی که یک نوع افراط­‌کاری و دخل و تصرف بی‌جا در امور دینی بوده است.

استاد مطهری با تجزیه و تحلیل جریان­‌های فکری منحرف سه جریان کلی را شناسایی می­‌کند که به شدت گرفتار تحجر بوده­‌اند و در ترویج آن نقش مؤثری داشتند:

  1. جریانی که نظریه‌­ی «حسبنا کتاب الله» را در رسیدن به مقاصد حکومتی و سیاسی­‌اش مطرح کرده است. اقدامات این گروه در ایجاد انحراف فکری و مهجور ماندن عترت و انزوای سنت و سیره­ی نبوی مؤثر بود.
  2. جریانی که در برابر آن « حسبنا احادیثان و اخبارنا» را طرح کردند و به مهجور ساختن قرآن کریم اهتمام ورزیدند و جامعه را از معارف و آموزه­‌های اصیل و حیاتی بازداشتند.
  3. جریانی که در قالب تقدس، مسئله معرفت ناپذیری و دست نایافتنی بودن آموزه‌­های قرآنی را مطرح کردند و شعار «این التراب و رب الارباب» آنان به تعطیل فکری انجامید که آنان را «معطّله» نامیده‌­اند.(مطهری، ج۶، ص ۸۷۸- ۹۰۰)

بنابراین شکل‌­گیری جریان­‌های فکری معیوب و آسیب دیده، ضربات سخت و سهمگینی را بر پیکر فرهنگ و تمدّن اسلامی وارد کرد که یکی از عوامل مهم افول تمدّن اسلامی به شمار آمد.


[۱] . تحجر معانی متعدد دارد که از آن جمله می­‌توان به ایستایی، تحول ناپذیری، جمود و برنتابیدن فرهنگ و ارزش‌­های حقیقی و متعالی اشاره کرد. تحجر در حوزه اندیشه و تفکر رخ می‌­دهد و اگر در زمینه گرایش و رفتار ظاهر شود، جمود نام دارد. در مفاهیم قرآنی نیز از تحجر به عنوان مرحله یا مانعی برای شناخت حقیقت یاد شده است؛ « ثُمَّ قَسَتْ قُلُوبُکمْ مِنْ بَعْدِ ذلِک فَهِی کالْحِجَارَهِ أَوْ أَشَدُّ قَسْوَهً…»( بقره، ۷۴) پس تحجر علت عدم پذیرش حق و گرایش به کمال و سعادت واقعی است.(رودگر، ۱۳۸۲: ص ۴۹- ۵۰)

نظرات کاربران

دیدگاه بگذارید

avatar
  Subscribe  

  رهبر انقلاب: امام بزرگوار فرمود: «آمریکا شیطان بزرگ است» بعضی اصرار دارند این شیطان بزرگ را به شکل فرشته‌ی نجات وانمود کنند، ملت ایران این شیطان را بیرون کرد؛ نباید بگذاریم وقتی از در بیرونش کردیم از پنجره برگردد و نفوذ پیدا کند.‌ آمریکا دشمنی خود را پنهان نمی‌کند؛ یکی لبخند می‌زند، یکی مصوبه […]

موسسه ایمان جهادی – صهـبا

دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت‌الله‌العظمی سیدعلی خامنه‌ای (مد‌ظله‌العالی)

پایگاه اطلاع رسانی دفتر مقام معظم رهبری

سمن اندیشه ولایت

http://www.lohvaghalam.ir/

موسسه حدیث لوح و قلم

دفتر اعزام مبلغ دانشگاه امام صادق(ع)

موسسه مطالعات راهبردی علوم و معارف اسلام

پایگاه اطلاع‌رسانی هم‌اندیشی یاران انقلاب اسلامی

نهضت مردمی پوستر انقلاب

انتشارات حدیث راه عشق

موسسه قدر ولایت

بنیاد فرهنگ و اندیشه اسلامی

موسسه طلایه داران نور آفاق

مؤسسه فرهنگی ولاء منتظر

AIM

بنیاد فرهنگ و اندیشه اعتلاء

گروه روشنای علم

موسسه فرهنگی سراج اندیشه اسلامی

اندیشکده راهبردی تبیین

کمیته حدیث ولایت بسیج دانشجویی دانشگاه امام صادق(ع)