۱ فروردین ۱۳۹۸ مصادف با   14 رجب 1440
تاریخ: ۱۴ اسفند ۱۳۹۷ |   تعداد بازدیدها: 183
کد خبر:71463
| ف | | |

بررسی نسبت استقلال با انقلاب اسلامی (2)

«استقلال» چگونه در جیب مردم حسّ می‌شود!؟

دکتر مجید بهستانی: این سوال که استقلال چگونه در جیب مردم حسّ می‌شود، سوال درستی است. نه از این جهت که نکته‌یابی درست می‌کند که استقلال ارزشی ندارد، شاید نکته‌یابی آن غلط باشد. امّا از یک درد درست خبر می‌دهد. درد این‌که هزینه استقلال ملّت را چه کسانی دادند و منافع آن‌را چه کسانی می‌برند؟ مردم آن‌گونه که باید و شاید هزینه استقلال‌خواهی را درک نمی‌کنند، به‌طوری که امروزه برخی از افراد می‌گویند که اگر می‌خواهید آب و برق جاری باشد و اجناس ۲۰٪ گران نشود، شما باید میزانی از استقلال کوتاه بیایید.

دکتر مجید بهستانی

پایگاه تحلیلی مصداق/ در بخش اوّل گفتگو با «دکتر مجید بهستانی» استاد و عضو هیئت علمی دانشگاه، به تعریف استقلال و نسبت آن با انقلاب اسلامی و سابقه دولت-ملّت پرداختیم. در این بخش بعنوان بخش دو و پایانی ابعاد دیگر این موضوع را بررسی می‌نماییم که تقدیم می‌گردد.

مصداق/ امروز و در جمهوری‌اسلامی، نسبت مردم با این دردها چیست؟
قاعدتاً این درد بایستی رفع شده باشد؛ چرا که جمهوری اسلامی به اذعان تحلیل‌گران داخلی و خارجی و سیاست‌مداران خارجی، حداقل جزء یکی از مستقل‌ترین دولت‌ها در سیاست‌های خارجی خود است (اگر نگوییم مستقل‌ترین). مردم ایران و سیاست‌مداران خارجی این را متوجّه شدند که حکومت ایران حتّی‌الامکان راه خود را در سیاست بین‌الملل و سیاست کشورهای منطقه و سیاست‌های خارجی به‌ویژه در مقابله با اسرائیل و آمریکا و قدرت‌های اروپایی طی می‌کند و حتّی بَدبین‌ترین منتقدان به جمهوری اسلامی هم استقلال حکومت را قبول دارند، مانند جمله‌ای که شخصاً از آقای محسن کدیور شنیدم که گفتند: «تنها شعاری که در جمهوری اسلامی از انقلاب باقی‌مانده و به آن عمل شده بحث استقلال است و سایر شعارها به فراموشی سپرده شده و عکس آن نیز عمل شده است.» بنابراین استقلال‌خواهی مهمترین مؤلّفه‌ای است که جمهوری اسلامی توانست سر خود را درآن بالا بگیرد و بگوید که برای تأمین آن هزینه و شهید داده است؛ این هزینه‌های استقلال‌طلبی در بحث‌های مختلفی وجود دارد، از جمله در جدایی‌طلبی‌های اوایل انقلاب و دفاع مقدّس و مدافعان‌حرم که مرزهای دفاعی خود را تا نزدیکی عربستان و اسرائیل گسترش دادند.

مصداق/ این‌که ما می‌شنویم این روزها در چلّه‌گی انقلاب، استقلال به‌عنوان یکی از دستاوردهای نظام مطرح می‌شود، حرف بی‌راه و دور از اندیشه‌ای نیست، امّا بحث این است که با توجّه به مشکلات اقتصادی امروز و با توجّه به نگاه مالی که بعضاً می‌توانیم خیلی از ماها داشته باشیم، این استقلال چقدر برای ما ارزش دارد و مردم چگونه می‌توانند استقلال را محاسبه و آن را حسّ کنند و چقدر باید برای حفظ و نگه‌داری استقلال هزینه بدهیم؟
سوال بسیار خوبی مطرح شد.کاری با مسئولین و یا کسانی که از بیت‌المال خورده و گردن‌شان کلفت شده و الان به جای پاسخ‌گو بودن ، متعرّض ارزش استقلال هستند، ندارم، امّا برای مردم عادی کوچه و بازار و خانواده‌های شهید و خانواده‌های کارگر و غیره که تورّم‌ها و گرانی و بیکاری و تبعیض‌ها و ضعف در عدالت اجتماعی در زندگی آنان تأثیر مستقیم گذاشته، سوال به حقّ و درستی است، امّا به صِرف حقّ دانستن یک سوال نمی‌توان به پاسخ نهایی رسید، لذا باید آن‌را واکاوی کنیم که آیا از ارزش استقلال کاسته شده یا خیر؟

مصداق/ طبق گفته شما که هر شعار بیان‌گر درد و دغدغه مردم است پس می‌توانیم این برداشت را کنیم که امروزه استقلال دغدغه اصلی مردم ما نیست؟ چرا؟
وقتی که ما چیزی را داریم دیگر دغدغه آن را نداریم. وقتی که نعمت استقلال موجود باشد قاعدتاً شعار استقلال وجود نخواهد داشت. دغدغه چیزهای دیگری مانند عدالت اجتماعی، رفع تبعیض و ظلم، برابری همه در برابر قانون، برطرف‌شدن داستان آقازاده‌ها و ژن خوب می‌شود. با گذشت این چهل سال، انقلاب از طرف برخی از وابستگان مبارزین آن در حال تئوریزه شدن است و مدّعی هستند که این حقّ ما است که یک نظام اجتماعی طبقاتی داشته باشیم و آنانی که «السّابقون السّابقون» هستند ، حقّ دارند  سهم بیشتری از بیت‌المال داشته باشند.این نگاه، هم با نگرش،های علوی _نبوی و هم با نگاه رهبران انقلاب فاصله دارد، امّا متاسفانه به هر دلیلی مثل ضعف و آلوده شدن دستگاه‌های نظارتی  دستگاه‌های اجرایی_تقنینی و حتّی ضعف در مردم منجر به آن شده است که افرادی هم‌چنین ادّعاهایی داشته باشند. اگر بخواهم به سوال برگردم که چرا طعم شیرین استقلال که چهل سال پیش چشیدیم بابت آن هشت سال جنگیدیم، امروزه به مذاق مردم چندان شیرین نیست و حتّی برای عدّه‌ای بی‌مزه شده است که حتّی با شعار «استقلال، دست‌آورد انقلاب» ارتباط نمی‌گیرند!؟ یک جواب آن این است که استقلال از سبد درد آنان خارج شده است. حضرت علی(ع) می‌فرمایند: دو نعمت تا زمانی که هستند مغفول‌اند و زمانی که آنان را از دست می‌دهیم درک خواهیم کرد. اوّلی سلامتی و دیگری امنیّت. شاید یک مثال عامیانه باشد ولی وقتی که شما دچار یک سرماخوردگی شدید می‌شوید ، با خود عهد می‌بندید که از انجام کارهایی که باعث سرماخوردگی می‌شود، پرهیز کنید. ولی اگر پنجاه سال عمر داشته باشید، عموم این سال‌ها را سرما خورده‌اید و در عموم سال‌ها غفلت کرده‌اید. امنیّت هم به همین ترتیب است. کسی که می‌گوید استقلال مگر چیز خوبی است باید به سرنوشت مردم سوریه، عراق و یمن نگاهی بیاندازد. حتّی اگر به کشورهای اروپایی هم توجّه کند جواب سوال خود را می‌یابد. با انجام یک حمله تروریستی در اسپانیا و فرانسه، بورس و بازار آن کشور به هم می‌ریزد و تا مدّت‌ها سرمایه‌گذاران هیچ اطّلاعی از روند تغییر رفتارها ندارند و زندگی آنان متلاطم می‌شود.ترس از تروریسم یک ترس همیشگی برخی از ملّت‌های غربی است. بنابراین وقتی که آنان را می‌بینیم بایستی قدر استقلال حاضر را بدانیم.‌ قصد من نصیحت نیست، بلکه بایستی ریشه‌یابی کنم‌. یک بحث دیگر این است که ارزش‌های اجتماعی دوبُعد دارد: ۱_ارزش ذاتی ۲_ارزشی که تحقّق اجتماعی و ذهنی می‌یابد.

اگر بخواهیم که ارزش‌ها را با هم مقایسه کنیم و به‌عنوان مثال استقلال‌خواهی، آزادی‌خواهی، عدالت‌طلبی، رفاه و آرامش را با هم مقایسه و ارزش‌یابی کنیم مثلاً استقلال شامل نمره ده بشود، نمی‌توان گفت ما که نمره ده را داریم پس در مورد بقیّه که نمرات کمتری دارند سخت‌گیری نکنیم. این نگاه متأسفانه از سوی دستگاه‌های تبلیغاتی نظام دنبال می‌شود. مثلاً طرف می‌گوید من قبلاً ماهی یک‌بار گوشت می‌خریدم، الان به سالی یک‌بار تبدیل شده است. در جواب بگویند اعتراض نکن چرا که استقلال و امنیّت خود را از دست خواهی داد که این جواب برخورد غلطی است. در واقع ناشی از غفلت از ارزش ذهنی ارزش‌های اجتماعی است. به این معنا است که عموم مردم در لحظه تصمیم‌گیری می‌کنند و در زمان حال زندگی می‌کنند و به‌عنوان مثال الان می‌خواهد اجاره خانه بدهد. بنابراین کاری به این موضوع ندارد که پدرانش در دوره قاجار چگونه زندگی می‌کردند و یا ناعدالتی در دادگستری دوره پهلوی وجود داشته یا خیر؟ این کار نخبگان و سیاست‌مداران است که با این موضوعات بازی کنند. یا کاری به آن ندارند که اگر الان قیام یا سکوت کند، بیست سال دیگر چه اتّفاقاتی برای بچه‌اش خواهد افتاد؟ استقلال در کنون ایرانی‌های امروز، ارزش چهل سال قبل را ندارد. قاعدتاً برای آن خون هم‌ نخواهند داد. اگر ما چهار پنج تا حمله تروریستی بزرگ مانند ماجرای مجلس در نقاط مختلف ایران از طرف گروه‌های تروریستی مختلف داشتیم، شرایط همانند الان نبود.

مصداق/ سخن شما امنیّت را به مطالبه عمومی تبدیل می‌کند نه استقلال را، در مثال اروپا هم امنیّت را مثال زدید.
بله_فرقی نمی‌کند_حتی بحث امنیّت در جامعه امروزی به نسبت چهل سال قبل کمتر قابل اهمیّت شده است.

مصداق/ استقلال یک کشور چگونه می‌تواند خدشه‌دار شود؟ آیا۲۰۳۰ باعث خدشه‌دار شدن استقلال کشور نمی‌شود؟ آیا برجام و گره‌زدن مسائل کشور به نظر فلان مسئول اروپایی و یا گره‌زدن‌ آب و برق کشور به برجام (اتّفاقاتی که افتاده) و صحبت‌هایی که شده، باعث خدشه‌دارشدن استقلال کشور نمی‌شود؟
حتماً می‌شود.

مصداق/ پس چرا از مردم مطالبه‌ای نمی‌بینیم. همان مردمی که در زمان خود هستند و درگیر مسائل روز خود هستند، چرا به این‌گونه مسائل واکنشی نشان نمی‌دهند؟ این سوال ما است و نکته بعدی این است که فهم امنیّت راحت‌تر است و با یک مثال حمله تروریستی به مجلس می‌توان معنای امنیت را درک کرد. ولی در مورد استقلال بدین گونه نیست و چرا حسّاسیت‌های مردم نسبت به امنیّت تحریک نمی‌شود؟
من فکر کنم مثال‌هایی که زدم خوب نبود و  شما را نسبت به توضیحاتی که دادم از موضوع دور کرده است. چرا که توضیح دادم وقتی که احساس نشود استقلال ما خدشه‌دار است، دردی هم ایجاد نمی‌شود. ما در تاریخ چند قرنه‌ی خود که به انقلاب اسلامی منتهی شد، این ذلّت را در نبود استقلال می‌دیدیم. در دوره پهلوی شدیدتر شده بود و همان مثال معروف سگ آمریکایی و داستان کاپیتولاسیون. امّا در جمهوری اسلامی، بیشترین حمایت را مسئولین جمهوری اسلامی در استقلال می‌بینند. حالا ممکن است شما نکته‌یاب باشید و بگویید که درست است که در استقلال موفق بودیم ولی همین استقلال در سال‌های اخیر توسط برجام، ۲۰۳۰ و حتّی توسط برخی از مسئولین کمتر انقلابی خدشه‌دار شده است. امّا هم‌چنان ملّت ایران احساس چهل سال قبل را ندارند و حسّ پهلوی و عصر قجر بودن خود را ندارند که استقلال آنان خدشه پیدا کرده باشد و به شرایط راضی هستند. این‌که شما بگویید برجام به این تعبیر حاکمیّت شما را نقض کرده است، برای مردم ملموس نیست. آن‌چیزی قابل لمس است که می‌توانند هم‌چنان شعار مرگ بر آمریکا را بدهند و نسبت به قدرت اروپایی وارد مذاکره شوند. در دعوای فلسطین و اسرائیل، طرف فلسطین را بگیرند. آقای ترامپ چند وقت پیش بدون اذن دولت عراق با هواپیما وارد پایگاه نظامی آمریکا در عراق شده و حدود چند ساعت در عراق مستقرّ گردید و گفتگو کرد و رفت. تا جایی که صدای خود مسئولان عراق هم درآمد که ترامپ از ما اجازه نگرفته بود و اعتراض کردند که چرا بدون اجازه آمده بودید؟ یا فرض کنید که در دوره پهلوی، سه نخست‌وزیر قدرت‌های پیروز جنگ جهانی دوّم در داخل تهران اجلاس برگزار می‌کنند و توافق بین‌المللی می‌بندند ، بدون آن‌که از مقامات و یا شاه مملکت اجازه‌ای گرفته باشند و یا حتّی در آن توافق‌نامه برای ایران سهمی قائل شده باشند. بنابراین ملّت ما در چهل سال اخیر و به‌خصوص سال‌های اخیر چنین تجربه‌های تلخی را ندارند. بلکه بیشتر چنین احساسی را دارند که ما می‌توانیم با قدرت‌های بزرگ دست و پنجه نرم کنیم.
امّا نکته دیگری که در کنار این قرار دارد و شأن استقلال‌خواهی را در ذهن ایرانیان روز به روز کم رنگ‌تر کرده، پیوند استقلال‌خواهی با برخی ناکامی‌ها و برخی سوءاستفاده‌ها از طرف تعداد قابل توجّه‌ای از مسئولین است که بخش مهّمی از مردم را به شکّ انداخته که این استقلال‌خواهی برای ساکت کردن مردم است یا برای معامله‌کردن با قدرت‌های خارجی ؟ و سهم ما از این استقلال‌خواهی به کجا خواهد رسید؟ چیزی که در لسان مردم امروزه رایج است این است که نفت گران و یا ارزان بشود چه ثمری برای ما دارد؟ در دوران مصدق، آن زمان که می‌خواست برای ملّی‌شدن صنعت نفت قدمی بردارد، صحبت این بود که درآمد نفتی در جیب خودمان می‌رود و در آن زمان برای مردم ملموس بود. امّا تجربه چهل ساله ما چه می‌گوید؟ آن استقلال‌خواهی در واقع هم پیوند شده با برخی از رفتارها و اشخاص و سابقه‌هایی که آن‌قدر مُبهم و یا تلخ است که چون آنان شفّاف نیستند، اهمیّت استقلال هم در ذهن مردم کم‌رنگ کرده است. این سوال که استقلال چگونه در جیب مردم حسّ می‌شود، سوال درستی است. نه از این جهت که نکته‌یابی درست می‌کند که استقلال ارزشی ندارد، شاید نکته‌یابی آن غلط باشد. امّا از یک درد درست خبر می‌دهد. درد این‌که هزینه استقلال ملّت را چه کسانی دادند و منافع آن‌را چه کسانی می‌برند؟ مردم آن‌گونه که باید و شاید هزینه استقلال‌خواهی را درک نمی‌کنند، به‌طوری که امروزه برخی از افراد می‌گویند که اگر می‌خواهید آب و برق جاری باشد و اجناس ۲۰٪ گران نشود، شما باید میزانی از استقلال کوتاه بیایید. البته صریحاً برای آن‌که بخواهند حرف خود را موجّه کنند، می‌گویند که عصر استقلال‌خواهی گذشته است و در عصر جهانی‌شدن، دنبال استقلال ملّی بودن امری اشتباه است؛ باید در این دستگاه بزرگ صنعتی،‌ هضم و حلّ و تابعی از این نظام‌های بین‌المللی بشویم.در واقع یک معادله غلط را جلوی ذهن قرار می‌دهند. یک معادله‌ای در انقلاب ما بود که اگر استقلال پیدا کنیم حاکم بر سرنوشت خود می‌شویم و این برای ملّت مهم بود. مردم می‌گویند حال که حاکم بر سرنوشت خود شده‌ایم، می‌خواهیم زندگی خود را هم جاری کنیم. توجّه داشته باشیم که برای مردم زندگی اصل است و سپس موارد دیگر مهم است. عمده مردم مدّنظر بنده هستند. برخی از مردم ایده‌ها و ارزش‌های فرهنگی-اجتماعی‌شان بالاتر است. عمده مردم، در زندگی جاری هستند و با دریچه زندگی به سایر حوادث نگاه می‌کند و البتّه انقلاب هم برای تأمین و رفاه این دسته از مردم هم مفید بوده است.
یعنی شعار انقلاب بدین صورت نبوده که من فقط برای انقلابیّون آمده‌ام.اصلاً انقلاب را همان‌ها اجرا کردند و ملّت تصمیم گیرنده بودند نه گروهی محدود که کودتا کردند و یا جنگ چریکی که رخ نداده بود. پهلوی تمام کودتاها و جنگ‌های چریکی را در نطفه خفه کرده بود. انقلاب به معنای واقعی کلمه یک حرکت سراسری ملّی بوده که همان‌ها بعدها به صورت بخشدار، استاندار، نماینده مجلس و خانواده‌هایشان نیز به قدرت رسیدند. بنابراین یک مطالبه ملّی بوده که هم استقلال‌خواهی داشته و هم آزادی‌خواهی درون آن بوده. یک مجهول از این معادله را حلّ کردیم. مجهول بعدی معیشت روزمره مردم است. حال این معیشت روزمره را به هر دلیلی که نتیجه آن عدم موفّقیت نسبی جمهوری اسلامی در تأمین معیشت عمده مردم می‌باشد منجر به این شده است که برخی از روشنفکران بگویند که مؤلّفه استقلال در آن معادله هم بایستی زیر سوال برود. در حالی که حرف ما در جمهوری اسلامی یا در همان انقلاب اسلامی چه بوده است؟ می‌گوییم که استقلال‌خواهی داخل آن معادله است. اگر استقلال نداشته باشیم، معیشت‌مان هم تأمین نخواهد شد. عدالت‌مان هم تأمین نخواهد شد. این سوال پیش می‌آید که استقلالی که ما چهل سال پیش بابت آن خون داده‌ایم و خون دل هم خورده‌ایم، امروزه در معیشت من دیده نمی‌شود، آیا اصلاً ارزش دارد که من بابت این استقلال‌خواهی با آمریکا، اسرائیل، عربستان و قدرت‌های اروپایی پنجه در پنجه بشوم؟ چرا سفره من در حال کوچک‌تر شدن است؟ درست است که قیمت ملک من بالاتر می‌رود ولی ارزش پول ملّی و دارایی‌های من هم در حال کم‌تر شدن است. امکانات من برای زندگی درحال محدود شدن است. بحث، حول سؤال درستی است اگرچه جواب اوّلیه آن یعنی نفی استقلال‌خواهی نمی‌تواند جواب درستی باشد. امّا از این جهت که سوءمدیریت‌ها و ناکامی‌ها با مفهوم استقلال‌طلبی پیوند خورده طبیعی است که این سوال در ذهن پیش بیاد.

مصداق/ یعنی منظور شما این است که یک مجموعه از ناکارآمدی‌ها و سوء استفاده‌ها به نحوی پشت شعار استقلال پنهان شده است که این شبهه را در ذهن مردم ایجاد می‌کند؟
بله، همان‌طور که خود شعار استقلال‌خواهی محصول درد زمانه است، شبهه‌ی نفی استقلال یا کم‌اهمیّت‌بودنِ استقلالِ امروز هم محصول یک درد زمانه است. یعنی این‌که اگر شما آن درد را خوب شناسایی و حلّ کنید،استقلال دوباره به جای اصلی خود در ذهن مردم برمی‌گردد.منظور من ارزش ذاتی آن نیست، بلکه منظور من ارزش ذهنی و اجتماعی آن است و جایگاه آن نزد مردم مهم است.

 

مطالب مرتبط:

نظرات کاربران

دیدگاه بگذارید

avatar
  Subscribe  

اصل عدالت اگر چه به عنوان یکی از مهمترین رکن های دین اسلام مطرح اسـت اما تـاکنون بیـان روشن و کاملی درباره معیارهای عدالت، بویژه در حوزه «اقتصادی و نسبت آن با عدالت اجتمـاعی» توسط متفکران اسلامی ارائه نشده اسـت. امام خمینی(ره): در ترسیم مسیر حرکت جمهوری اسلامی، عدالت را به عنوان سنگ‌بنایی اساسی معرفی […]

موسسه ایمان جهادی – صهـبا

دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت‌الله‌العظمی سیدعلی خامنه‌ای (مد‌ظله‌العالی)

پایگاه اطلاع رسانی دفتر مقام معظم رهبری

سمن اندیشه ولایت

http://www.lohvaghalam.ir/

موسسه حدیث لوح و قلم

دفتر اعزام مبلغ دانشگاه امام صادق(ع)

موسسه مطالعات راهبردی علوم و معارف اسلام

پایگاه اطلاع‌رسانی هم‌اندیشی یاران انقلاب اسلامی

نهضت مردمی پوستر انقلاب

انتشارات حدیث راه عشق

موسسه قدر ولایت

بنیاد فرهنگ و اندیشه اسلامی

موسسه طلایه داران نور آفاق

مؤسسه فرهنگی ولاء منتظر

AIM

بنیاد فرهنگ و اندیشه اعتلاء

گروه روشنای علم

موسسه فرهنگی سراج اندیشه اسلامی

اندیشکده راهبردی تبیین

کمیته حدیث ولایت بسیج دانشجویی دانشگاه امام صادق(ع)