۱ فروردین ۱۳۹۸ مصادف با   14 رجب 1440
تاریخ: ۶ اسفند ۱۳۹۷ |   تعداد بازدیدها: 179
کد خبر:71330
| ف | | |

تمدّن نوین اسلامی و راهکارهای تحقق (4)

 تمدّن اسلامی و تاریخِ غرب

مطالعه عصر درخشش تمدن اسلامى و یادآورى آن دوران غرورآفرین و تماشاى انحطاط مسلمانان معاصر بسیار تأثّر برانگیز است. این‌که چه عواملی موجب شکل­‌گیری این تمدّن شد و میزان تأثیرپذیری آن از تمدّن­‌های دیگر  مخصوصاً تمدّن غرب چگونه بود، شایان توجه است.

پایگاه تحلیلی مصداق/ مطالعه عصر درخشش تمدن اسلامى و یادآورى آن دوران غرورآفرین و تماشاى انحطاط مسلمانان معاصر بسیار تأثّر برانگیز است. این‌که چه عواملی موجب شکل­‌گیری این تمدّن شد و میزان تأثیرپذیری آن از تمدّن­‌های دیگر  مخصوصاً تمدّن غرب چگونه بود، شایان توجه است. چنان‌چه تعامل غرب و دنیای اسلام طی تاریخ چند صد ساله‌­ی خود ویژگی­‌های خاص و تناوب‌­ها و فرازهایی را پشت سر گذاشته است. در این نگاه تعامل و تلاقی اسلام و غرب به چند سطح و دوره بر می‌­گردد.(رحیمی بروجردی، ۱۳۸۸: ص ۳۴- ۶۰) بر این اساس، در این بخش برای بررسی چگونگی تعامل تمدّن اسلام با تمدّن غرب، در دو فصل به بررسی اداور تاریخ تمدّن اسلامی پرداخته می‌­شود. در فصل اوّل به بررسی مراحل ارتباط تمدّن اسلامی و تمدّن غرب مورد ارزیابی و تشریح قرار  می‌­گیرد و در فصل دوّم، دوره‌­های تاریخی تمدّن اسلامی با تکیه بر تاریخ ایران به بوته تحلیل سپرده می‌­شود.

۱٫    تمدّن اسلامی و تلاقی آن با سه دوره تاریخی غرب
۱٫۱٫     مرحله اوّل(قرن اوّل تا قرن پنجم هجری قمری)
در اوّلین تعامل بین دنیای اسلام با غرب، مسلمانان متوجه فرهنگ و فلسفه یونانی شدند و اساساً علوم دیگر حوزه‌­ها را فعالانه و با نشاطی که خاص تمدّن اسلامی در قرون اوّلیه ظهور اسلام بود، به جهان اسلام عرضه کردند. این مسئله به فلسفه یونانی اختصاص نداشت؛ بلکه مسلمانان با شوق و طلب، علوم چینی، هندی و یونانی را نیز خواستار شدند و برای هر یک از این علوم در فرهنگ و تاریخ خود جایی باز کردند و به « توسعه و رشد» آن مدد رساندند. امّا درباره­‌ی فلسفه و طلب علوم از دیگر حوزه‌­ها چند نکته و ملاحظه وجود دارد که به قرون اوّلیه اسلامی ویژگی خاصی می­‌بخشد:
اوّل: طلب فلسفه و علوم دیگر، با اختیار صورت گرفت و قدرت و زوری در کار نبود.
دوّم: در این طلب، اندیشه و تفکر دخیل بود و مسلمانان فقط ناقلان خشک و مریدان چشم و گوش بسته‌­ی این علوم نبودند، بلکه این علوم و به خصوص فلسفه را با جان خود آمی‌ختند و سپس در مرحله‌­ای از تاریخ خود آن را بازیافتند.
سوم: قدرت سیاسی و مدنیت اسلامی در قرون اوّلیه اسلام، نشاطی پدید آورد که به موجب آن مسلمانان به هیچ وجه به داشته‌­های خود شک نکردند و با تردید و احساس حقارت و عقدۀ کمتری به سراغ دیگر حوزه‌­های علمی و فکر نرفتند، بلکه علوم و فرهنگ‌­های دیگر در جهت نشاط­‌دهی و باروری و شکوفا شدن داشته­‌های آنان به کار رفت.
چهارم: تلاقی تاریخی و فرهنگی در این مرحله به طور طبیعی و منطقی اتفاق افتاد و هیچ گونه توسعه طلبی و فزون خواهی و قصدی جز طلب علم و فرهنگ با هیچ شائبه سیاسی و سیاست بینی در این مرحله مداخله نداشت.
پنجم: تفکر و فرهنگ فلسفی نه بر توده‌­های مسلمانان؛ بلکه بر افکار نخبگان اسلامی و اندیشمندان تأثیر داشت. در حقیقت، تعامل با غرب در اوّلین مرحله خود، نه تنها فرهنگی و علمی و خودجوش صورت گرفت، بلکه در حوزه­ی خواص و اندیشمندان تأثیرگذار بود و هرگز به صورت تفکر عامه مردم در نیامد.(وات، ۱۳۷۸: ص ۳۴- ۸۷)

۲٫۱٫ مرحله دوّم( قرن پنجم تا قرن نهم هجری قمری)
در این مرحله، تلاقی اسلام و غرب به طور عمده از جنبه­‌ی علمی و فرهنگی فراتر رفت و به مخاصمات سیاسی و نظامی منجر شد؛ امّا نتیجه چندین دوره‌­ی جنگ­‌های صلیبی که دهه­‌های متمادی را نیز در بر گرفت، در ارتباط با این بحث آثاری به شرح زیر داشت:
اوّل: جنگ‌­های صلیبی به شناخت اندک مسلمانان از غرب و تأثیر بیشتر مسلمانان بر اروپاییان منجر شد. نشاط علمی جهان اسلام از یک سو و تعصبات صلیبیان در ابتدای امر و در اثنای دوران جنگ­‌های دراز مدت صلیبی از سوی دیگر باعث شده بود که تأثیر این تلاقی دنیای غرب در قرون وسطی با اسلامی، بدون هیچ گونه چالشی برای جهان اسلام خاتمه یابد؛ اما این تأثیر و چالش برای غرب همچون آتش زیر خاکستر بود، چرا که غربیان به مرور متوجه نقاط ضعف و اندیشه‌­های خود در برابر مسلمانان شدند.(نک: ایوبی، رشاد، ۱۳۸۸) این روند تا زمان فتح قسطنطنیه( ۱۴۵۳م/ ۸۵۷ ق.) ادامه داشت.(عسانی، ۱۳۷۵: ص ۴۳) در این زمان، غرب خود را در آغاز رنسانس و پایان قرون وسطی دید؛ اثر برخورد دنیای مسیحیت یا جهان اسلامی صورت گرفته بود.( البته یکی از ریشه‌­های رنسانس هم همین تلاقی است)، تأثیری که بعدها با ترجمه متون عربی به زبان­‌های اروپایی و تأسیس نخستین دانشگاه­‌های غربی روند تکامل­ یافته‌تری یافت.(مجتهدی، ۱۳۷۹: ص ۱۵۴)
دوّم: در این مرحله همچنین مسلمانان هم قدرت و هم نظام‌­های اجتماعی و مدنی نیرومندی داشتند و دنیای غرب و صلیبیون مهاجم چندان جاذبه‌­ای برای آنان ایجاد نمی­‌کرد.
سوم: در این مرحله نیز مانند مرحله­‌ی قبلی، آحاد مردم مسلمان در کشورهای مسلمان نشین به شکلی جدی و چالش برانگیز از تأثیر فرهنگی یا سیاسی غربیان دور بودند و کشش درخور توجه‌ی بدان از خود نشان نمی­‌دادند. البته با گذشت زمان از روند ثابت نماند و تأثیر و تأثرات این مسئله در زمان حکومت صفویان در ایران و عثمانیان در غرب جهان اسلام ابتدا کمتر؛ ولی در سده‌های بعد به تدریج بیشتر شد.(الهی فرد، ۱۳۸۴: ص ۱۳۴- ۱۷۶)

۳٫۱ مرحله سوم( قرن دهم تا قرن سیزدهم هجری)
در مرحله سوم که دوران مدرنیته غربی است چند اتفاق مهم به شرح زیر روی داده:
اوّل: غرب به شکلی جدید و یکپارچه خود را بازیابی و بازخوانی کرد. این در حالی بود که سه امپراتوری بزرگ اسلامی( صفویه و عثمانی و گورکانی) در یک جبهه واحد سیاسی و فرهنگی قرار نداشتند. و چه بسا که نیروی نظامی و سیاسی و فرهنگی خود را در جهت تضعیف یکدیگر به کار می‌انداختند.(سیوری، ۱۳۷۲: ص ۵۶- ۸۰)
دوّم: با شروع انقلاب انگلیس و سپس انقلاب فرانسه (طی قرون هفدهم و هیجدهم میلادی) و به آرامش رسیدن نسبی هر چه بیشتر رنسانس از یک سو، و تزلزل و انحطاط در نظام­‌های مدنی و اجتماعی مسلمانان از سوی دیگر، کم­کم کفۀ تعادل و توازن این ترازو به هم خورد و آنچه سهم ما ایرانیان، دست کم در دوران قاجاریه به خصوص بعد از جنگ‌­های ایران و روس شد، برتری غربیان و نفوذ پنهان و آشکار آنان در زوایای مختلف زندگی ایرانیان بود. این نفوذ پنهان و آشکار چند ویژگی به شرح زیر داشت:

  1. مدخلیت یافتن و حضور غرب در ایران ابتدا سیاسی و توأم با قدرت و توانمندی‌­های مادی بود.
  2. این نفوذ نه به طور طبیعی بر اثر تماس علمی و فرهنگی، بلکه در سایه سیاست­‌های استعماری دولت‌­های مغرب زمین صورت گرفت.
  3. این نفوذ، مباحث و ویژگی­‌های تجاری و اقتصادی خاصی را به همراه داشت؛ از جمله به دست گرفتن بازار و نبض اقتصادی دولت­‌های دیگر به خصوص ممالک اسلامی البته نباید از یاد برد که طی این تجارت، کالاها و دستاوردهای مادی و صنعتی غرب کم کم چشم‌­ها را خیره و هوش و حواس­‌ها را به کلی آشفته کرد.
  4. نقش دانش در این میان، در مرحله‌­ای بعد از این سه ویژگی تجاری، سیاسی و استعماری قرار داشت و این مرتبه برای نقش دانش، نه به لحاظ زمانی، بلکه به سبب نوع نسبت و نگرش معادلۀ خاصی که غربیان در تعریف خود از شرق و در نگاه خود به آن داشتند.(نجفی و دیگران، ۱۳۷۸)

سوم: این مرحله از تعامل غرب با دنیای اسلام نه فقط بر نخبگان و اندیشه‌­ورزان؛ بلکه بر زندگی و عادات رسوم و سنن مردم عادی کوچه و بازار هم تأثیر داشت؛ و این تأثیر در دوران قبل از مشروطه ابتدا به صورت خفی و بعد از مشروطیت به صورت جلی و (به خصوص) در آستانه ظهور پهلوی­‌ها به شکلی کاملاً مهاجم و گسترده به منصۀ ظهور رسید.(نک: محمدی، ۱۳۷۸)
البته این پایان ماجرا نبود. در برابر این صورت مسئله و یا مفقود شدن و ضعف و سستی نظام‌­های مدنی و اجتماعی اسلامی بر اثر نفوذ فزاینده دنیای غرب، نوعی بیداری اسلامی و سپس نهضت بیدارگرانه اسلامی ظهور کرد که مقاومت ذاتی و درونی دنیای اسلام به طور عام و ایران اسلامی شیعی به طور خاص را شامل می‌­شد. در حقیقت در این مرحله بیداری اسلامی و سپس در مرحله‌­ی تکامل یافته‌­تر، نهضت‌­ها و جنبش­‌های اسلامی، جبران کننده‌­ی فقدان و ضعف مدنیت و نظام‌­های سیاسی و اجتماعی بومی و اسلامی شدند. این مرحله تا انقلاب اسلامی ایران در ۱۳۵۷ ادامه یافت؛ و در نهایت به نظام سیاسی اسلامی نوینی منتهی شد.(نجفی، ۱۳۹۱: ۵۰- ۹۷)

۲٫    جمع بندی
درباره تقسیم بندی ادوار تاریخی روابط تمدّن اسلامی با غرب باید اشاره کرد که تمدّن اسلامی در سه دوره­ی تاریخی روابط فراز و نشیبی با تمدّن غرب داشت؛ به طوری که در دوره­ی اوّل که از قرن اوّل تا قرن پنجم هجری قمری را شامل می­‌شد، مسلمانان به اخذ علوم از یونانیان و دیگر ملل پرداختند. در این دوره مسلمانان برای هر یک از این علومی که از ملل بیگانه اقتباس نمودند، در فرهنگ و تاریخ خود جایی برای آن باز کردند و به «توسعه و رشد» آن همّت نمودند. جذب علوم در این دوره همراه با ترکیب تفکر اسلامی و رشد و نمو دادن به آن همراه بود که اوج تمدّن اسلامی را رقم زد. دوره­ی دوّم روابط تمدّن اسلامی با غرب به قرن­‌های پنجم و نهم هجری قمری بر می­‌گردد که در این مرحله تلاقی اسلام و غرب به طور عمده از جنبه­‌ی علمی و فرهنگی فراتر رفت و به مخاصمات سیاسی و نظامی منجر شد؛ امّا نتیجه چندین دوره­ی جنگ­‌های صلیبی که دهه­‌های متمادی را نیز در بر گرفت. که نتیجه این مخاصمات آشنایی غربیان به ضعف خود و پیشرفت­‌های مسلمانان بود. دوره سوّم تلاقی غرب با تمدّن اسلامی از قرن دهم تا سیزدهم هجری را شامل می‌­شود. در این مرحله غرب به طور فزآیندی به بازیابی قدرت سیاسی، نظامی و فرهنگی خود مبادرت نمود و جهان اسلام با اختلافات درونی رو به افول رفت و زمینه برتری غربیان بر تمدّن اسلامی فراهم شد. در این مرحله زمینه بیداری مسلمانان فراهم شد که در نهایت منته‌ی به انقلاب اسلامی گردید. پدیده بیداری اسلامی که با عبارات احیای اسلام، احیای تفکر دینی، بنیادگرایی، اصلاح طلبی، النهضه السلامیه و موارد مشابه از آن یاد شده است به عنوان مهم­‌ترین و اساسی­‌ترین مسائل در سطح جهان اسلام، خاورمیانه و بین الملل است. این خیزش را می‌‌توان همزاد با خلقت آدمی دانست که بر اساس این تلقی اصل هبوط انسان به زمین بر مبنای اصلاح گرانه در جوهره تکامل انسان استوار است و ارسال رسولان و پیشوایی معصومان همگی بر همین مبنا و محور ترسیم شده است. به عقیده صاحب نظران ریشه‌­های حرکت بیداری اسلامی به حدود دو قرن پیش باز می‌­گردد و در این دو قرن فراز و نشیب‌­های بسیاری را پشت سر گذاشته است؛ در ابتدا این حرکت به مناطق خاص جغرافیای محدود بوده، امّا طی چند دهه گذشته دامنه آن به سراسر دنیای اسلام کشیده شده و از شرق آسیا تا جنوب و غرب آفریقا، حتی اقلّیت‌­های مسلمان در کشورهای غیر مسلمان نیز گسترش یافته است.(نجفی، ۱۳۷۸: ص ۲۵- ۹۰)

مطالب مرتبط:

نظرات کاربران

دیدگاه بگذارید

avatar
  Subscribe  

اصل عدالت اگر چه به عنوان یکی از مهمترین رکن های دین اسلام مطرح اسـت اما تـاکنون بیـان روشن و کاملی درباره معیارهای عدالت، بویژه در حوزه «اقتصادی و نسبت آن با عدالت اجتمـاعی» توسط متفکران اسلامی ارائه نشده اسـت. امام خمینی(ره): در ترسیم مسیر حرکت جمهوری اسلامی، عدالت را به عنوان سنگ‌بنایی اساسی معرفی […]

موسسه ایمان جهادی – صهـبا

دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت‌الله‌العظمی سیدعلی خامنه‌ای (مد‌ظله‌العالی)

پایگاه اطلاع رسانی دفتر مقام معظم رهبری

سمن اندیشه ولایت

http://www.lohvaghalam.ir/

موسسه حدیث لوح و قلم

دفتر اعزام مبلغ دانشگاه امام صادق(ع)

موسسه مطالعات راهبردی علوم و معارف اسلام

پایگاه اطلاع‌رسانی هم‌اندیشی یاران انقلاب اسلامی

نهضت مردمی پوستر انقلاب

انتشارات حدیث راه عشق

موسسه قدر ولایت

بنیاد فرهنگ و اندیشه اسلامی

موسسه طلایه داران نور آفاق

مؤسسه فرهنگی ولاء منتظر

AIM

بنیاد فرهنگ و اندیشه اعتلاء

گروه روشنای علم

موسسه فرهنگی سراج اندیشه اسلامی

اندیشکده راهبردی تبیین

کمیته حدیث ولایت بسیج دانشجویی دانشگاه امام صادق(ع)