۱ فروردین ۱۳۹۸ مصادف با   14 رجب 1440
تاریخ: ۱ اسفند ۱۳۹۷ |   تعداد بازدیدها: 224
کد خبر:71233
| ف | | |

تمدّن نوین اسلامی و راهکارهای تحقق (۲)

نگاه متفکران اسلامی به مسئله تمدّن

مفهوم تمدّن به طور مستقیم به زندگی اجتماعی مرتبط بوده و از نتایج آن است. نوع انسان بدون زندگی در میان هم نوعان خود نه تنها به رشد و توانمندی شایستۀ مقام انسانیت نمی‌رسد؛ بلکه از حداقل‌های اولیه مانند سخن گفتن نیز باز می ماند، ضمن آنکه باید علوم و فنون و مانند آن در حوزه تمدّن در نظر گرفت.

پایگاه تحلیلی مصداق/ در یادداشت اوّل و دوّم از پرونده تمدّن نوین اسلامی و راهکارهای تحقق به تعریف و بازشناسی مفهوم تمدّن آن پرداختیم در این بخش نظر متفکران اسلامی را در زمینه تمدن مرور می‌نماییم.

-خواجه نصیرالدین طوسی
شاید اولین کسی که به طور خاص جامعه‌ی بشری را از حیث آنچه امروز آن را « تمدّن» نام می‌نهیم، مورد تحلیل و بررسی قرار داد، خواجه نصیرالدین طوسی(۵۹۸-۶۷۲ه.) بود.
خواجه نصیرالدین طوسی در کتاب اخلاق ناصری خود به کلمه تمدّن اشاره می‌کند و در این باره می نویسد:« سعادت سه جنس است… سیم سعادت مدنی که به اجتماع و تمدّن متعلق بود».( طوسی، ۱۳۲۰: ص ۱۵۴) وی زیرمجموعه بحث سیاست مدن در سبب نیاز انسان‌ها به اجتماعی زندگی کردن به واژه‌ی تمدّن می‌پردازد و آن را معادل مدینه می‌داند و در این زمینه می‌نویسد:« و چون وجود نوع بی‌معاونت صورت نمی‌بندد و معاونت بی‌اجتماع محال است، پس نوع انسان بالطبع محتاج بود باجتماع. و این نوع اجتماع را که شرح دادیم تمدّن خوانند و تمدّن مشتق از مدینه بود و مدینه موضع اجتماع اشخاصی بود که با انواع حرفتها و صناعتها تعاونیکه سبب تعیش بود، می‌کنند… این‌جا نیز غرض از مدینه نه مسکن اهل مدینه است، بل جمعیتی مخصوص است میان اهل مدینه این است معنی آنچه حکما گفته‌اند: الانسان مدنی بالطبع یعنی محتاج بالطبع الی الجتماع المسمی بالمدن».(همان، ۱۴۰) بنابراین از دیدگاه خواجه نصیرالدین طوسی واژه تمدّن هم ردیف اجتماع قرار می‌گیرد و اجتماعی زندگی را زمینه‌ی شکل گیری تمدّن می‌داند.

-ابن خلدون
ابن خلدون اندلسی(۷۳۲- ۸۰۸ه.) در قرن هشتم یا اوایل نهم هجری با طرح بحثی با عنوان «علم عمران» به این موضوع پرداخت.(ابن خلدون، ۱۳۶۲: ص ۲۲۵)
ابن خلدون را در تمدّن اسلامی می‌توان نمایانگر تحول فکری و اجتماعی دانست؛ تحولی که او را به دنیای جدید متصل می‌کند. مهم‌ترین قسمت کتاب تاریخ ابن خلدون، مقدمه وی است که موضوع اساسی مقدمه، تدوین اصول و قوانین علم الاجتماع است. به زعم ابن خلدون، تاریخ نقل پاره‌ای از حوادث و داستان‌ها نیست، بلکه شرح ظهور و افول تمدّن انسانی است. وی اجتماع بشری را دارای طبیعتی خاص و ماهیتی مستقل می‌داند که می‌توان قوانین آن را کشف کرد و چنین کاری از عهده‌ی علم عمران بر می‌آید. روزنتال برای ترجمه‌ی عمران از کلمه‌ی تمدّن بهره جسته است؛ از این رو می‌توان مسائل فرهنگی، سیاسی، اجتماعی و اقتصادی را مترادف عمران دانست.(صادقی، ۱۳۷۵: ص ۸۶)
در میان اصطلاحاتی که ابن خلدون برای تشریح علم عمران استفاده می‌کند، «عصبیت» از اهمیت بسزایی برخوردار است. از نظر وی عصبیت مهم‌ترین عنصر شکل گیری اجتماع و اساس تشکیل دولت است که مردم را به یکدیگر متصل ساخته، آنان را برای همیاری و تعاون و همکاری آماده می‌کند و به سوی کسب قدرت سیاسی هدایت‌شان می‌سازد.( ابن خلدون، ۱۳۶۶: ج۱، ص ۵۶۸؛ محسن، ۱۳۸۱: ص ۲۵۷) به زعم ابن خلدون بین عصبیت و دین رابطه‌ای مستقیم وجود دارد و بدین صورت نقش این دو عوامل اساسی را در شکل‌گیری تمدّن بازگو می‌کند: از یک طرف دین بر نیروی عصبیت می‌افزاید و از طرف دیگر هر دینی برای پیشرفت خود باید متکی به عصبیت باشد. دینی که بعد از عصبیتی طبیعی می‌آید و بر شالوده‌ی آن استوار است، نیرومندترین عامل در پدید آوردن تمدّن است و احکام آن مؤثرترین وسیله برای حفظ آن است.(ابن خلدون، ۱۳۶۶: ص ۳۰۴)

-سید جمال الدین اسدآبادی
سید جمال الدین اسدی آبادی معتقد است برای تبیین و تعلیل مسائل مربوط به عقب ماندگی و انحطاط جوامع یا ترقی آن‌ها، همچنین کشف علمی قانون‌مندی‌های حاکم بر تغییرات و تحولات اجتماعی، قبل از هر چیز باید به مطالعه در تاریخ آن جوامع پرداخت. نخستین کار، گشودن کتاب تاریخ و حیات بشری است تا طی آن از اوضاع و احوال ملّت‌های گذشته، آگاه و از تحولات ادواری آن مطلع شویم. بدین وسیله می‌توانیم، به علل ترقی و پیشرفت ملل شرقی پی برده و با مطالعه‌ی تاریخ دریابیم که ملّت‌ها چگونه به فضای عظمت و بزرگی قدم گذاشتند؟ سپس بر اساس چه عواملی از آن مقام شامخ پایین آمده، نابود شده‌اند، به طوری که جزء نام آن‌ها در تاریخ اثری از آنان باقی نمانده است.(موثقی، ۱۳۷۷: ص ۳۴- ۷۹) بهتر خواهد بود برای یافتن پاسخ این پرسش‌ها و درک نظرات جمال الدین اسدآبادی به گفته‌هایش استناد کنیم.
اسدآبادی در این مورد معتقد است: « طبیب نفوس و ارواح که به راهنمایی جامعه بر می خیزد سزاوار است که آشنا به تاریخ ملّت بوده تا بتواند فرزندان خود را راهنمایی کند. با تاریخ دیگر ملل آشنا باشد تا بداند که رمز تقدم و انحطاط ملل در تمام ادوار تاریخی در چه عواملی نهفته است. سیر اخلاق را به روش دانایی بکشاند تا بداند اسباب بیماری جامعه چیست. آشنا به درجات بیماری و دردهای جامعه گردد و بداند که دوای امراض اجتماعی کدام است. باید به بحث شناخت اجتماعی آشنا باشد تا مانند یک پزشک مهربان، دوست بیمار گردد و به پستی و زشتی آن بیماری ننگرد. پیشوایان اجتماعی و تربیتی باید پندگویان جامعه باشند و مردم را به راه راست و فضیلت رهبری کنند. تا بدین طریق آنانی را که همت بلند دارند به مقاصدی عالیه نایل گردانند و وطن فروشی نکرده و برای مسایل مادی و دنیوی و رسیدن به جاه و مقام نزدیک امیران و بزرگان نشوند. چه هر گاه جامعه چنین رهبری حقیقی را دارا باشد آن جامعه به سعادت و صلاح خواهد رسید».( محیط طباطبایی، ۱۳۸۴: ص ۴۳- ۵۶)

-امام خمینی(ره)
امام خمینی(ره) معتقد بودند تمدّن اسلامی با حکومت اسلامی ایجاد می‌گردد و حکومت اسلامی نیز با عزم راسخ امت مسلمان شکل می‌گیرد. در واقع دو فضا برای تحرک مسلمانان در چنین موردی تعریف شده است:
۱٫ فضایی که پیش از ایجاد حکومت اسلامی در راه بوجود آوردن آن تعریف می‌شود و بیشترین جنبه‌ی فرهنگی و بیداری و تحرک و تقابل با استعمار را دارد.
۲٫ فضایی که پس از ایجاد حکومت اسلامی در مقابل مسلمانان قرار گرفته و روند شکل گیری تمدّن اسلامی را رقم می‌زند. این مجموعه بیشتر جنبه‌ی تمدّنی و پس از آن حالت آسیب شناسی دارد و موانعی که در راه این تحرک و تلاش جهت احیای تمدّن اسلامی در مسلمانان به وجود می‌آید را ذکر می‌کند.(امام خمینی، ۱۳۷۸: ص ۸- ۱۵)
تمدّن اسلامی برای احیای خود نیاز به جوانان فرهیخته و اندیشمند دارد. اینگونه جوانان که در واقع نخبگان اسلامی‌اند، در دامان دو مرکز بزرگ رشد فهم و اندیشه، یعنی حوزه و دانشگاه تربیت می‌شوند. اما چه چیزی آنان را از دست پروردگان مراکز علمی دیگر کشورها جدا می‌کند و به آنان هویت اسلامی و نیروی برانگیزننده، جهت ایجاد و استقرار تمدّن متکی بر خداپرستی، عدالت و قسط می‌دهد. همچنین حکومت اسلامی و احیای برقراری تمدّن آن وابسته به مقوله‌ی امر به معروف و نهی از منکر است که بوسیله‌ی انسان‌های اندیشمند و مهذب پی گرفته می‌شود. از نظر امام خمینی(ره) وحدت، مهم‌ترین عنصر پیونددهنده‌ی اجزای مختلف حکومت اسلامی است تا بدین وسیله احیاگران بپردازند. یکی دیگر از عوامل احیای اسلامی و گسترش آن از دیدگاه امام خمینی(ره)، برگزاری شعائر اسلامی و استفاده‌ی درست از آن است. در میان شعائر اسلامی، حج از اهمیت بیشتری برخوردار است و امام (ره) احیای حج را احیای اسلام و مسلمانان می‌دانست و در این جهت و بیداری مسلمانان نسبت به فلسفه‌ی حج هشدارها دادند. امام خمینی(ره) همچنین موانعی برای احیای دین و حکومت و تمدّن اسلامی بر می‌شمرند که از آن جمله می‌توان به استعمار، حکام کشورهای اسلامی، روشنفکران وابسته، مقدس نماها و ملی گرا اشاره کرد.(امام خمینی، ۱۳۸۳: ج۱۲، ۳، ۵۹، ۲۲۵)

-علامه طباطبایی
علامه طباطبایی تمدّن را محصول سال‌های متمادی تفکر بشر دانسته و می‌فرماید: «ما نوع انسانی را می‌بینیم که لایزال در مدراج علم و فکر بالا رفته و در طریق معرفت و تمدّن سال به سال و قرن به قرن پیشروی کرده و هماهنگ این پیشرفت ارکان اجتماعیش روز به روز مستحکم‌تر شد و توانسته است احتیاجات دقیق و رفق‌تری را برآورد، و در برابر هجوم عوامل مخرب طبیعی و استفاده از مزایای زندگی مقاومت بیشتری از خود بروز دهد».( طباطبائی، ۱۳۸۲: ج۲، ص۱۸۵)
بنابراین در نظر علامه طباطبایی تمدّن خصوصیات زیر را دارا است:
۱٫ محصول علم و فکر و اندیشه بشر است.
۲٫ به مرور و طی سالیان و قرون متمادی به وجود می‌آید.
۳٫ در دل خویش پیشرفت ارکان اجتماعی بشر، برآورده شدن هر چه بهتر و بیشتر احتیاج‌های مختلف و روبه تزاید او، مقاومت در برابر عوامل مخرب طبیعی و رفاه و آسایش نوع انسانی را می‌پروارند.

-استاد مطهری
استاد مطهری در آثار و سخنانش بارها نظرات دانشمندان مختلف را در زمینه تمدّن مورد تجزیه و تحلیل قرار داده است. ایشان در تعریف تمدّن چند نکته را برجسته‌تر می‌دانند:
۱- مفهوم تمدّن به طور مستقیم به زندگی اجتماعی مرتبط بوده و از نتایج آن است. نوع انسان بدون زندگی در میان هم نوعان خود نه تنها به رشد و توانمندی شایستۀ مقام انسانیت نمی‌رسد؛ بلکه از حداقل‌های اولیه مانند سخن گفتن نیز باز می ماند، ضمن آنکه باید علوم و فنون و مانند آن در حوزه تمدّن در نظر گرفت.
بنابراین آنچه امروز « تمدّن» نامیده می‌شود؛ یعنی یک سلسله علوم و فنون که برای بهبود این زندگی مؤثر و مفید است و یک سلسله آداب و مراسم که لازمه‌ی بهتر زیستن اجتماعی است.(مطهری، ۱۳۷۷: ج۳، ص ۲۹۶)

۲- تمدّن بشری طی دوران پیاپی رشد و تکامل یافته است. البته این بدان معنا نیست که انسان لزوماً در هر زمان و مکانی نسبت به هر زمان و مکان پیش از آن متمدّن‌تر بوده، است، بلکه ممکن است در مواردی دچار رکود یا قهقرا نیز شده باشد. رشد بشر و تکامل او در گرو اراده و خواست خود اوست و روند زندگی فردی و اجتماعی جبری و قهری نیست. سرنوشت‌های متفاوت جوامع در زمان‌ها و مکان‌های مختلف گویای این مسئله است گاهی جوامع پس از سپری کرده دوران طلایی تمدّن دچار سقوط‌های عبرت انگیز شده‌اند و گاهی جوامعی از درون ویرانه‌های یک تاریخ تاریک به گونه‌ای آموزنده و نوید بخش سر برآورده‌اند.(همان) «تمدّن مربوط به زندگی اجتماعی است که برگشتش به وسائل یعنی آثار علم و صنعت است. آنچه در زمان نوح(ع) بود با آنچه که در زمان ابراهیم(ع) بود، فرق داشت. بشر در زمان ابراهیم(ع) از یک تمدّن کامل‌تری در زمان عیسی(ع) از تمدّن کامل‌تری و در زمان خاتم الانبیاء(ص) از تمدّن کامل‌تری و همچنین بعد از زمان خاتم الانبیاء(ع) مثلاً در قرون چهارم و پنجم اسلامی که اوج تمدّن اسلامی است، مسلم تمدّن بشر خیلی کامل‌تر از زمان ظهور خاتم الانبیاء(ع) بود و اکنون عصر ما قرن بیستم تمدّن بسیار کاملی از قرن چهارم هجری دارد تا چه رسد به زمان خاتم الانبیاء(ع)».(مطهری، ۱۳۷۰: ج۱، ص ۲۶۳)

۳- رشد تمدّنی همواره همراه تکامل، به معنای افزایش کیفیت انسانی زندگی بشر نیست و می‌تواند دارای رابطه‌های مختلف با آن باشد اگر بپذیریم که تمدّن را در حوزه علوم و فنون باید مطالعه کرد آنگاه باید به یک سؤال جدی پاسخ گفت که آیا تولید بر پایه ابزار، یک استنتاج عقلانی و منطقی است یا این رابطه باید به گونۀ دیگری شکل گیرد. در دوران معاصر در بسیاری موارد به دلایل مختلف دو واژۀ توسعه و تکامل مترادف یکدیگر و به یک معنا مورد توجه قرار می گیرند. دیدگاه اسلامی و به طور خاص مبانی ارائه شده در آیات قرآنی این دور را به وضوح از یکدیگر تفکیک می نماید. به عنوان نمونه می‌توان به توصیفات قرآن از زندگی و سرگذشت اقوام و افرادی مانند سلیمان(ع) در کنار قوم سبأ یا سرگذشت قوم ثمود اشاره کرد. استاد مطهری در این باره معتقد است: «هر توسعه و افزایشی را نمی‌توان تکامل نامید. مثلاً اگر شهری بزرگ شود و صرفاً بر عدد خانه و کوچه و خیابان هایش افزوده شود، توسعه یافته است؛ امّا تکامل نیافته است، ولی اگر همان شهر را از نظر اجتماع انسان ها یک واحد در نظر بگیریم و نظامات زندگی مردم در آن شهر حالت بهتر و مناسب تری پیدا کرده باشد و به اصطلاح درجه تمدّن مردم آن شهر بالا رفته باشد در این صورت می توان گفت متکامل شده است و در واقع شهر یعنی ساختمان ها متکامل نشده است، بلکه شهره معنی مدینه یعنی اجتماع انسان‌هاست که متکامل شده است.( مطهری، ۱۳۷۴: ج۶، ص ۷۷۱)

۴٫ ریشه و راز تمدّن و تکامل یکی است و فطرت انسان مولد آن است. این سخن بدان معناست که قاطبه بشر در صورت فراهم بودن شرایط اولیه که اساس آن را باید در عدالت جست و جو کرد، می توانند در مسیر تمدّن سازی و بهره برداری بهتر از خلقت الهی حرکت کنند. بدیهی است که تفاوت هایی در سطح توان و تلاش انسان‌ها وجود خواهد داشت؛ لیکن نه آن قدر که به ایجاد طبقات جهان امروزین منجر شود. در نگاه دین محور یکی از آثار زیانبار روابط ظالمانه در جوامع، محروم ساختن بشریت از استفاده بهینه از سرمایه های فردی و اجتماعی و نیز در زمینه های مادی و معنوی برای حرکت و رشد تمدّنی است. به عبارت دیگر کمال جویی مشترک و بی پایان در همۀ انسان‌ها در شرایط مناسب آن‌ها را به تمدّن سازی نیز رهنمون خواهد کرد.
« از نظر ما را ز تکامل را در فطرت انسان باید جست و جو کرد و اینکه انسان به حسب فطرت خودش کمال جوست و در کمال جویی خودش حدی ندارد. این علت ذاتی تکامل است».(همان، ج۱۳، ص ۷۸۸)

۵٫ ضرورت تمایز میان فرهنگ و تمدّن و عدم یکسان دیدن آن‌ها چرا که تمدّن صورت خاص، پیچیده و متراکم زندگی مردم بر مبنای فرهنگ و تفکر است. همه‌ی جوامع دارای تمدّن نیستند و چه بسا در نهایت بساطت و پراکندگی به سر ببرند؛ امّا هیچ جامعه‌ای را نمی‌توان یافت که دارای فرهنگ – فارغ از ارزش گذاری- نباشد. فرهنگ را می‌توان روح حاکم بر زندگی مردم در هر شرایطی در نظر گرفت که در این نوع از ارزیابی باقی با منحط بودن فرهنگ ملاک گفت و گو نخواهد بود. در مکان‌ها و زمان‌های مختلف می‌توان جوامعی را بررسی کرد که مثلاً دارای فرهنگ‌های همگرا یا واگرا بوده‌اند که در صورت دوم هیچ گاه مقدمات تمدّن شکل نخواهد گرفت. در مجموعه افکار و آثار استاد مطهری این تفکیک میان فرهنگ و تمدّن به چشم می‌خورد.
«… فرهنگ را تقسیم می‌کند به فرهنگ مادی و فرهنگ معنوی و مقصودش از فرهنگ مادی، تمدّن و ابزار تولید است. این تعبیر درست نیست. فرهنگ به امور معنوی گفته می‌شود، نه خصوص معنویات مذهبی بلکه معنویات به طور کلی ( علوم و معارف و نظایر آن) امّا به امور عادی فرهنگ نمی گویند».(مطهری، ۱۳۷۴: ج۱۳، ص ۸۰۱)

مطالب مرتبط:

نظرات کاربران

دیدگاه بگذارید

avatar
  Subscribe  

اصل عدالت اگر چه به عنوان یکی از مهمترین رکن های دین اسلام مطرح اسـت اما تـاکنون بیـان روشن و کاملی درباره معیارهای عدالت، بویژه در حوزه «اقتصادی و نسبت آن با عدالت اجتمـاعی» توسط متفکران اسلامی ارائه نشده اسـت. امام خمینی(ره): در ترسیم مسیر حرکت جمهوری اسلامی، عدالت را به عنوان سنگ‌بنایی اساسی معرفی […]

موسسه ایمان جهادی – صهـبا

دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت‌الله‌العظمی سیدعلی خامنه‌ای (مد‌ظله‌العالی)

پایگاه اطلاع رسانی دفتر مقام معظم رهبری

سمن اندیشه ولایت

http://www.lohvaghalam.ir/

موسسه حدیث لوح و قلم

دفتر اعزام مبلغ دانشگاه امام صادق(ع)

موسسه مطالعات راهبردی علوم و معارف اسلام

پایگاه اطلاع‌رسانی هم‌اندیشی یاران انقلاب اسلامی

نهضت مردمی پوستر انقلاب

انتشارات حدیث راه عشق

موسسه قدر ولایت

بنیاد فرهنگ و اندیشه اسلامی

موسسه طلایه داران نور آفاق

مؤسسه فرهنگی ولاء منتظر

AIM

بنیاد فرهنگ و اندیشه اعتلاء

گروه روشنای علم

موسسه فرهنگی سراج اندیشه اسلامی

اندیشکده راهبردی تبیین

کمیته حدیث ولایت بسیج دانشجویی دانشگاه امام صادق(ع)