۱ اردیبهشت ۱۳۹۸ مصادف با   15 شعبان 1440
تاریخ: ۱۵ بهمن ۱۳۹۷ |   تعداد بازدیدها: 362
کد خبر:70859
| ف | | |

مجموعه مصاحبه‌های آیت‌الله خامنه‌ای در دهه مبارک فجر(4)

سید‌علی‌خامنه‌ای: طراح اصول سیاست خارجى باید شوراى انقلاب باشد

در آستانه چهلمین سالگرد انقلاب اسلامی ، پایگاه تحلیلی مصداق اقدام به بازخوانی و انتشار مصاحبه‌های «آیت‌الله العظمی خامنه‌ای» با رسانه‌های مختلف داخلی و خارجی در دوران ریاست جمهوری نموده است. متن پیش رو بخش دوم مصاحبه معظم‌له با روزنامه‌ى یومیورى ژاپن در تاریخ ۱۳۶۰/۱۱/۱۸ می‌باشد.

پایگاه تحلیلی مصداق/ س: در مورد بنى صدر شاید به ذهن مردم این باشد که آیا شما او را به عنوان کسى مى‌شناسید که به لحاظ شخصیتش، در جهت منافع آمریکا لغزید یا از ابتدا یک عنصر آمریکایى بود؟
ج : من در این مورد ترجیح مى‌دهم نظرى ندهم، چون این چیزى ست که بهتر است صبر کنیم تا زمان ما را به واقعیت برساند و مسلماً در آینده‌ى نه چندان دور حقایق در مورد گذشته‌ى بنى‌صدر آشکار خواهد شد. لذا چه بهتر که ما امروز پیش دستى نکرده باشیم و گفته‌ى خاصى را در ذهن مردم بى جهت القا نکنیم. ولى آن‌چه مسلم است امروز در این که آمریکا به بنى‌صدر امید بسته و به او کمک مى‌کند و از او مى‌خواهد تا به صورت یک ابزار براى آمریکا در منطقه و در ایران در بیاید شکى نیست، امّا راجع به گذشته‌اش انشاءالله زمان ما را روشن خواهد کرد.

س: لطفا بفرمایید از زمانى که عضو شوراى انقلاب بودید خاطرات و مسائلى که بتواند جلب توجه مردم را بکند و واقعا نشان دهنده‌ى آن حد تقابل بین اعضاى شوراى انقلاب باشد که در عین حال دندان روى جگر مى‌گذاشتند و چیزى نمى‌گفتند ، اگر مسائلى از این قبیل را مى‌توانید‌، بیان فرمایید.
ج : اولین مسأله‌اى که براى ما وجود داشت یک اختلاف و تضاد را روشن مى‌کرد و آن انتخاب مسؤولانى بود که به وسیله ى نخست وزیر مى‌باید معرفى شوند، اعم از وزرا یا کسانى مثل رئیس کل بانک مرکزى، سخنگوى دولت، رئیس ستاد مشترک و استانداران وزارت کشور که من در مصاحبه‌ى تلویزیونى هم گفتم، منتظر بودیم تا آقاى مهندس بازرگان بیاید مطرح کند و بگوید مى‌خواهم مثلاً فلانى را به عنوان وزیر بازرگانى یا غیرذالک انتخاب کنم و انتظار این بود که با ما مشورت کند و ما هم فرضاً بگوییم بله این خوب است یا بد است و یا مثلاً فلانى مناسب نیست و فلانى مناسب است، آن وقت بعد از مشورت‌هایى که با ما و با دیگران مى‌کند بیاورد در شوراى انقلاب تا شورا آن را تصویب کند. البته انتظار ما این بود، ولى ایشان اصلا این کار را به هیچ وجه نمى‌کرد و با این که چندین بار من خودم شخصاً به آقاى مهندس بازرگان گفتم ما نمى‌گوییم شما به عنوان یک وظیفه مساله را با ما در میان بگذار بلکه با توجه به این که ما با هم رفیق هستیم و سال‌ها با هم کار کرده‌ای م و حتى درآن سال ها شما در امورتان با ما مشورت کردید، یا ما با شما مشورت کردیم، دست کم به عنوان مشورت ما را هم در جریان مى‌گذاشتید، ولى ایشان مى‌گفت من نمى‌خواهم مشورت کنم، مگر اجبار در کار است؟ من هم در جواب گفتم نه اجبار در کار نیست و بعد هم که مثلاً شش هفت نفر را مى آورد و مى‌گفت این‌ها وزرایند ، اگر ما یک یا دو نفرشان را نمى‌شناختیم، یا قبول نداشتیم، وقتى مى‌گفتیم این دو تا را رد کن، مى‌گفت نمى‌شود ، یا باید همه را قبول کنید یا همه را رد کنید و اگر مى‌گفتیم آقا این چه وضعى‌ست، مى‌گفت در مجلس هم وقتى دولت کابینه را معرفى مى‌کند مجلس نمى‌گوید من این را قبول دارم، آن را ندارم، یا همه را رد مى‌کند و یا همه را قبول مى‌کند که البته این برخلاف قوانین مجلس فعلى‌ست و ایشان قوانین مجلس سابق را عنوان مى‌کرد و هر چه مى‌گفتیم آخر ما با هم دوست هستیم او مى‌گفت نخیر، همین است، یا همه را قبول کنید یا همه را رد کنید. آن وقت ما هم که اوّل کارمان بود و بى‌تجربه بودیم مى‌دیدیم اگر همه‌ى آن‌ها را رد کنیم ممکن است مهندس بازرگان اولاً تعیین وزرا را یک ماه دیگر به تاخیر بیندازد و بگوید وقتى شما رد کردید من باید دوباره بروم بگردم آدم پیدا کنم، ثانیاً ممکن است خودش از روى قهر استعفا کند و به گمان ما اگر مهندس بازرگان استعفا مى‌کرد تمام ایران به هم مى‌خورد ولى خیلى طول نکشید که فهمیدیم این طور کار درست نمى‌شود لذا به اصطلاح در فکر دولت سایه افتادیم. یعنى لیستى فراهم کردیم تا اگر مثلاً فردا صبح مهندس بازرگان آمد شوراى انقلاب و گفت من دیگر نخست وزیر نیستم دستمان داخل حنا نماند. یعنى آماده باشى براى خودمان تدارک دیدیم و این اولین نقطه‌ى اختلاف بین ما و آقاى بازرگان بود و بعد اختلافات بعد دیگرى پیدا کرد که از آن جمله در رابطه با رئیس ستاد ارتش ایشان بود که ناصر فربد را به عنوان رئیس ستاد انتخاب کرد. وقتى ما گفتیم ایشان چه کسى ست، گفت این وظیفه‌ى من نیست که به شما بگویم و از شما اجازه بگیرم، امّا در عین حال مطرح مى‌کنم و گفت ایشان یک سرلشگرى چنین و چنان است و اتفاقاً در همان دوران کتابى از آقاى فربد حاکى از جانبداریش نسبت به رژیم گذشته به دست ما رسید که ما هم این کتاب را به آقاى بازرگان نشان دادیم، ولى او مى‌گفت این مهم نیست چون بنده یک دوست قدیمى دارم به نام سرتیپ ریاحى که او ایشان را معرفى کرده. و همین فربد بود که در منطقه‌ى کردستان خیانت را به سرحد کمال رساند، به طورى که همین آقاى ظهیرنژاد که فکر مى‌کنم آن وقت فرمانده‌ى لشکر ۶۴ ارومیه و سرهنگ بود چون از مسأله‌ى کردستان کاملاً اطلاع داشت مى‌گفت این فربد را باید محاکمه و اعدام کرد، براى این که خیلى کارهاى خلاف مى کرد و مثل این که جزء برنامه‌هایش مسلط کردن حزب دموکرات و کومله و امثال این‌ها بود!
به هر حال این نوع اختلافات را ما با هم داشتیم که از این جا شروع شد و همچنین در مورد اعضاى دیگر نخست وزیرى مثل معاونان و سخنگوى دولت، چنان که ما در مورد آقاى امیر انتظام چندین بار به ایشان گفتیم و گزارش‌هایى هم خدمت امام رسیده بود، حتى امام هم به ایشان تذکر مى‌دادند ولى ایشان مى‌گفت الا ولله باید همین باشد. امّا در پاسخ به اعتراضات ما ایشان یک روز آمد در تلویزیون ظاهر شد و گفت به من ایراد مى‌کنند که چرا این معاونان را انتخاب کردى -البته در این رابطه بیشتر نظر روى امیر انتظام بود و با این که دکتر یزدى و صباغیان هم معاونش بودند ولى ما روى آن ها نظر خاصى نداشتیم- امّا من در جواب این ایراد کننده‌ها مى‌گویم اگر بهتر از این‌ها کسى را داشتم به معاونت انتخاب مى‌کردم. یعنى ایشان اعلام مى‌کرد بهتر از امیر انتظام کسى در ایران وجود ندارد یا ایشان سراغ نداشت و بعد هم اختلاف در طرح لوایح و تصمیم‌گیرى‌ها که در مذاکرات گوناگون داشتیم. مثلاً در مورد سیاست خارجى ما مى‌گفتیم طراح اصول سیاست خارجى باید شوراى انقلاب باشد، امّا ایشان قبول نداشت و مى‌گفت باید وزارت خارجه طرح را تهیه کند بیاورد شوراى انقلاب تا شوراى انقلاب تصویب کند. ما مى‌گفتیم بسیار خوب این کار را بکنید و آقاى دکتر یزدى که آن وقت وزیر خارجه بود چند صفحه‌اى نوشت آورد در شوراى انقلاب که به نظرم در یک جلسه یا دو جلسه مطرح شد و چیزهایى کلى و غیرقابل اعتنا و مسائلى بود که اصلاً به عنوان سیاست خارجى دولت جمهورى اسلامى نمى‌شد آن‌ها را عنوان کرد و در آن کلیات به هیچ‌وجه آن اصول تفکر انقلابى ما که ضدیّت و معاندت با استکبار را اصول سیاست خارجى ما قرار مى‌داد ملحوظ نشده بود.

نظرات کاربران

دیدگاه بگذارید

avatar
  Subscribe  

اصل عدالت اگر چه به عنوان یکی از مهمترین رکن های دین اسلام مطرح اسـت اما تـاکنون بیـان روشن و کاملی درباره معیارهای عدالت، بویژه در حوزه «اقتصادی و نسبت آن با عدالت اجتمـاعی» توسط متفکران اسلامی ارائه نشده اسـت. امام خمینی(ره): در ترسیم مسیر حرکت جمهوری اسلامی، عدالت را به عنوان سنگ‌بنایی اساسی معرفی […]

موسسه ایمان جهادی – صهـبا

دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت‌الله‌العظمی سیدعلی خامنه‌ای (مد‌ظله‌العالی)

پایگاه اطلاع رسانی دفتر مقام معظم رهبری

سمن اندیشه ولایت

http://www.lohvaghalam.ir/

موسسه حدیث لوح و قلم

دفتر اعزام مبلغ دانشگاه امام صادق(ع)

موسسه مطالعات راهبردی علوم و معارف اسلام

پایگاه اطلاع‌رسانی هم‌اندیشی یاران انقلاب اسلامی

نهضت مردمی پوستر انقلاب

انتشارات حدیث راه عشق

موسسه قدر ولایت

بنیاد فرهنگ و اندیشه اسلامی

موسسه طلایه داران نور آفاق

مؤسسه فرهنگی ولاء منتظر

AIM

بنیاد فرهنگ و اندیشه اعتلاء

گروه روشنای علم

موسسه فرهنگی سراج اندیشه اسلامی

اندیشکده راهبردی تبیین

کمیته حدیث ولایت بسیج دانشجویی دانشگاه امام صادق(ع)