۴ اسفند ۱۳۹۷ مصادف با   17 جمادی الثانی 1440
تاریخ: ۱۳ بهمن ۱۳۹۷ |   تعداد بازدیدها: 185
کد خبر:70857
| ف | | |

مجموعه مصاحبه‌های آیت‌الله خامنه‌ای در دهه مبارک فجر(2)

تبیین گناه بزرگ بنى‌صدر در بیان آیت‌الله‌خامنه‌ای

در آستانه چهلمین سالگرد انقلاب اسلامی ، پایگاه تحلیلی مصداق اقدام به بازخوانی و انتشار مصاحبه‌های کمتر دیده شده «آیت‌الله العظمی خامنه‌ای» با رسانه‌های مختلف داخلی و خارجی در دوران ریاست جمهوری نموده است. متن پیش رو بخش دوم مصاحبه معظم‌له با روزنامه‌ى کیهان در تاریخ ۱۳۶۰/۱۱/۱۷ می‌باشد.

پایگاه تحلیلی مصداق/ س : این ناشى از چه چیز بود که شوراى انقلاب آزادى حساب نشده اى را به گروهک‌ها مى‌داد؟
ج : این گروهک‌ها بخشى از صحبتى‌ست که من کردم که البته آن هم ناشى از شورا نیست و فکر نمى‌کنم تصمیم شوراى انقلاب چندان تأثیرى در وضع گروهک‌ها مى‌داشت ، گرچه در آن زمان مسؤولان دولتى طرز فکرشان نسبت به گروهک‌ها طرز فکر دیگرى بود و آن‌ها معتقد بودند که بایستى ما اجازه مى‌دادیم گروهک‌هاى سیاسى فعالیت‌هاى خودشان را هر جور مى‌خواستند انجام دهند .

س: همان زمان آن عده از اعضاى شوراى انقلاب که نظرشان در رابطه با همه ى مسائل ، همچون مسئله‌ى گروهک‌ها بود شاید یک مقدار عاجل‌تر براى مردم یک سرى از مسائل را مطرح مى‌کردند ، حال آن‌که غالباً دیده مى‌شد تا قبل از این که امام صحبتى کرده باشند از سوى آن گروه از اعضاى شوراى انقلاب که خطشان در تخالف و تقابل با لیبرال‌ها بود سخنى گفته نمى‌شد. چرا؟
ج: خیلى روشن است که آن روز ما به هیچ وجه مصلحت نمى‌دانستیم اختلافات داخلى شوراى انقلاب را در میان مردم مطرح کنیم. چرا که خود این موجب دلسردى و نومیدى مردم بود، گذشته از این که چیزى را هم حل نمى‌کرد .
ما اختلافات‌مان را برخى از اوقات خدمت امام مى‌بردیم و امام از وجود این اختلافات مطلع بودند، کما این که تلاش‌هایى هم براى حل آن مى‌کردند و خود ما هم تلاش زیادى داشتیم تا بلکه بتوانیم در داخل خودمان مسائل را حل کنیم. امّا آوردن این اختلافات به میان مردم هیچ فایده‌اى نداشت و لذا ما بدین وسیله چه کار مى‌توانستیم بکنیم؟ آیا این درست بود ما چهره‌ى افرادى را که امام آن‌ها را به عنوان اعضاى شورا انتخاب کرده بودند در نظر مردم خراب کنیم؟ و آیا این کار مفید بود؟ مسلم این کار زیان بار بود. چون اگر این‌ها شایستگى حضور در شوراى انقلاب را نداشتند بایستى براى امام این مسأله ثابت مى‌شد و امام این‌ها را از شورا اخراج مى‌کرد. پس راه حل این نبود که ما با توجه به این که مردم علاجى نمى‌توانستند بکنند بیاییم قضیه را با آن‌ها مطرح کنیم. البته در همان زمان هم بعضى از اعضاى شورا این کار را مى‌کردند و من به خاطر دارم در همان اوقات یکى از اعضاى شوراى انقلاب گاهى در مسافرت‌هایش سعى مى‌کرد چهره ى خودش را بین مردم موجه جلوه دهد و همه‌ى اشکالات را یا به گردن دولت و یا حتى به گردن شوراى انقلاب بیندازد و لذا مثل کسى که در یک اقلیّتى قرار داشته باشد و کسى به حرفش گوش ندهد آن طور پیش مردم مسائل را وانمود مى کرد ، در صورتى که چنین وانمودى واقعیت نداشت. لکن ما این را یک عمل درستى نمى‌دانستیم و خود امام هم هرگز توصیه نمى‌کردند که ما این مسائل را به مردم بگوییم. حتى در این اواخر در رابطه با اختلافات با بنى صدر، ما خیلى مسائل گفتنى داشتیم که به مردم بگوییم، ولى هرگز آن‌ها را به مردم نگفتیم و تا الان هم خیلى از آن مسائل براى مردم نگفته مانده و علت هم همین بود که امام مى‌فرمودند اگر اختلاف با هم دارید براى مردم مطرح نکنید .
به نظر ما یکى از گناهان بزرگ بنى صدر این بود که اختلافات را به میان مردم مى‌کشید و مردم را ناراحت و ملتهب مى‌کرد . آن هم یک‌طرفه ، بدون این که امکان و مجالى باشد تا آن طرف دیگر هم پاسخ‌هاى خودش را بیان کند و به هر حال مطرح کردن این اختلافات صلاح نبود ، یا لااقل ما به صلاح نمى‌دانستیم.
س: برخى از مسائل هست که گاهى در ذهن مطرح مى‌شود ، مثل معرفى مستقیم اشخاص از طرف امام و یا پس از این که یکى از افراد مورد اعتماد امام شخصى را معرفى مى‌کرد امام هم تأیید مى‌کردند. آیا این تأیید یا معرفى مستقیم به چه دلیلى صورت مى‌گرفت، بخصوص در مورد آقاى مهندس بازرگان که به عنوان اولین نخست وزیر معرفى شد؟
ج: به گمان من کسانى که حالا این حرف را مى‌زنند در روزهاى اول انقلاب هیچ‌کدام این مطلب در ذهن‌شان خطور نمى‌کرد ، و آن روزى که امام بازرگان را معرفى کردند ، از میان این گروه کثیرى که ممکن است امروز این فکر در ذهنشان مطرح باشد آن روز حتى یک نفر هم نبود که چنین فکرى را به ذهنش راه دهد و لذا ما باید ببینیم در آن شرایط زمانى که مهندس بازرگان معرفى شد وضع در ایران چگونه بود؟ بنابراین اولا در آن روز مهندس بازرگان به عنوان یک فرد که از لحاظ تحقق آرمان‌هاى اسلامى با ما و با جریان خط امام ارتباط دارد شناخته شده بود و به عنوان شخصى شناخته مى‌شد که معتقد به اسلام و به جمهورى اسلامى‌ است ، با توجه به این که سوابق مبارزاتى هم داشت و فردى بود که در گذشته ى او چیز مهمى به عنوان نقطه ى ضعف دیده نمى‌شد و وقتى امام ایشان را معرفى کرد این طبیعى بود که یک چنین کسى خیلى راحت مى‌تواند پذیرفته شود ، همچنان که خود ما هم نمى‌دانستیم مهندس بازرگان در چه وضعى قرار دارد ، تا بعد از آن که با ایشان مشغول کار شدیم و تدریجاً نقاط اختلاف خودمان با ایشان را فهمیدیم. و لذا باید بگویم امام هم در آن وقتى که مهندس بازرگان را معرفى کردند نظر و قضاوتى مشابه نظر و قضاوت امروز نسبت به ایشان نداشتند .
بنابراین، ما باید خودمان را در آن شرایط قرار دهیم تا ببینیم چگونه بود که مهندس بازرگان معرفى شد. پس روى شخص ایشان که امروز این همه سؤال انجام مى‌گیرد ، آن روز چنین سؤال‌ها و ابهامى وجود نداشت . امام هم معرفى‌اش کردند، چون یک فردى را مى دیدند که سوابق مبارزاتى دارد ، داراى انگیزه‌ى دریافت و اعتقاد به اسلام و اعتقاد به جمهورى اسلامى هم هست ، سابقه‌ى بدى هم ندارد و دیگران هم ایشان را معرفى کرده بودند، ضمناً از اعضاى اولیه‌ى شوراى انقلاب هم بود که امام پیشنهاد کرده بودند و ما پذیرفتیم. و لذا این اعتراض وارد نیست. امّا بعدها که کم کم ما به تحقق آرمان‌هاى عقیدتى‌مان نزدیک شدیم نقاط اختلاف آشکار شد و دیدیم نمى‌توانیم با ایشان سازش داشته باشیم کما این که خود آقاى مهندس بازرگان هم این مطلب را احساس کرده بود و به این جهت استعفا داد.

س: جناب عالى به عنوان کسى که همراه با مسائل انقلاب اسلامى تا الان درگیر بوده و به عنوان رئیس جمهورى اسلامى ایران ، با توجه به این که دو سال هم عنوان عضویت در شوراى انقلاب را داشتید و با دولت موقت هم درگیر انواع و اقسام مسائل بودید ، عمده ترین وجوه موفقیت انقلاب را به تناسب سه سالى که از آن مى گذرد به شکل محورى چه چیزهایى مى دانید ؟
ج: باید بگویم آن چیزهایى که انقلاب ما را موفق کرده همان هایى ست که یک روز انقلاب ما را به پیروزى رساند . یعنى اگر ایمان و اعتقاد مردم به اسلام نبود و انقلاب ، مردم را از دست داده بود یقیناً در مقابل این توطئه‌ها موفق نمى‌شد، همچنان که اگر رهبرى قاطع و متوکل بر خدا نبود باز انقلاب پیروز نمى‌شد. و نیز اگر رهبر ، خود متکى به عنصر سوم(یعنى ایمان و اعتقاد به اسلام) نبود، نه مردم در صحنه حضور داشتند و نه رهبرى مى توانست به این قاطعیت در صحنه باشد . بنابراین چیزى که موجب تداوم انقلاب شد همان است که در روز اول موجب پیروزى انقلاب شد . از باب مثال اگر شما به مسأله ى اخراج بنى صدر نگاه کنید ، که در این مورد مى تواند مثال خیلى خوبى باشد ، با توجه به این که بنى صدر به قول خودش که در اوایل انقلاب مى گفت من تبلیغاتچى خوبى هستم و حتى پیش از انقلاب هم این مرد براىخودش مشغول تبلیغات بود تا جایى که روزنامه هاى زمان شاه و عوامل وابسته به دستگاه رژیم پادشاهى هم در مطرح شدنش به او کمک کردند و براى اذهان ایرانى ها همان طور که مى‌دانید در روزنامه‌هاى ما نام بنى صدر به عنوان یک دانشجو و به عنوان جوانى که در خارج با ایران مخالفت مى کند مطرح بود و در حالى که سیاست رژیم این نبود که نام مخالفان خودش را بیاورد و یک دانشجوى ساده را آن طور بزرگ کند. این را شما بى ارتباط به آینده ندانید، یعنى دستگاه هایى که آن روز گرداننده ى تبلیغات ایران بودند یقینا قوى تر از دستگاه خود رژیم بودند و آن عناصر پشت پرده و وابسته به امریکا بودند که سعى مى کردند بنى صدر را براى ملت ایران یک چهره کنند . لذا از همان زمان بنى صدر مطرح شد. بعد هم که با امام به ایران آمد با یک طرح‌ریزى خیلى دقیق و ظریف ، خودش و اطرافیانش سعى کردند آلوده به مسائل دولت نشوند ، چنان که وقتى بنى صدر عضو شوراى انقلاب بود و قرار شد چهارنفر از اعضاى شوراى انقلاب به دولت منتقل شوند تا در دولت هم برنامه اى داشته باشند، من و آقاى هاشمى و آقاى مهدوى کنى و بنى صدر انتخاب شدیم ، یعنى من در وزارت دفاع ، آقاى هاشمى در وزارت کشور و آقاى مهدوى کنى هم به شکل دیگرى در وزارت کشور و بنى صدر در وزارت دارایى ، که همه ى ما قبول کردیم ، اما بنى صدر قبول نکرد برود کار اجرایى و مسؤولیت دار بپذیرد و این بدان جهت بود که وقتى از سوى مردم اشکالاتى متوجه دولت مى شود او شریک نباشد و بتواند راحت انتقاد کند و موضع بگیرد تا بدین وسیله نظر مردم را جلب کند، کما این که با سخنرانى هاى فراوانى که در این جا و آن جا ایراد مى‌کرد نظر افرادى را هم جلب کرده بود و در انتخابات ریاست جمهورى با انواع و اقسام وسایل تبلیغاتى و با شیوه هاى نادرست و درست همه گونه تمسک جست تا بشود رئیس جمهور. لذا چنین آدمى که با این کیفیت از اول انقلاب و بلکه از پیش از انقلاب بین مردم تبلیغات کرده و بعد از رسیدن به ریاست جمهورى هم تمام وسایل و ابزار ممکن را در خدمت چهره شدن و موجه شدن خود قرار داده بود (یعنى از لباس نظامى پوشیدن و سوار موتور سیکلت شدن و به جبهه رفتن و خاطرات نوشتن و مظلومانه پیش مردم حرف زدن و در مصاحبه گریه کردن و غیر ذالک تا رفتن به خدمت امام و نامه نوشتن به امام و دیگران را متهم کردن) این در مدت کوتاهى آن‌چنان منفور مردم قرار گرفت که اگر در ایران مى‌ماند و ظاهر مى شد همچنان که اگر امروز هم در ایران ظاهر بشود خود مردم بدون اشاره‌ى احدى او را تکه‌تکه خواهند کرد. این را چگونه مى شود تعبیر کرد؟ و آیا جز این است که مردم در صحنه‌ى انقلاب به معناى واقعى کلمه حضور دارند و روى مسائل با دقت نظر و سنجیده تصمیم مى‌گیرند؟
حضور مردم فقط این نیست که یک جایى اجتماع کنند، بلکه حضور مردم به این معناست که در انقلاب تصمیم گیرنده باشند و این همان معناى حضور رهبرى قاطع انقلاب است، چون اگر رهبرى انقلاب آن گونه قاطع و خلل ناپذیر تصمیم نمى‌گرفت این طور نمى‌شد و این مثال خیلى خوبى به معناى ایمان و باور اسلامى مردم است. چون احساس کردند این آدم پایبندى به اسلام ندارد و دلسوز و متعهد در مقابل اسلام نیست. لذا خیلى راحت او را از یک رئیس جمهور به یک فرارى محکوم تبدیل کردند لهذا اگر به دست مردم بیفتد خودشان او را مجازات خواهند کرد و همه‌ى این‌ها از برکات وجود مردم و رهبرى و اسلام است که انقلاب ما را نگه داشته است. بنابراین تأکید من همیشه براساس حفظ این سه عنصر است که باید ما حفظ کنیم تا انقلاب بماند.

مطالب مرتبط:

نظرات کاربران

دیدگاه بگذارید

avatar
  Subscribe  

اصل عدالت اگر چه به عنوان یکی از مهمترین رکن های دین اسلام مطرح اسـت اما تـاکنون بیـان روشن و کاملی درباره معیارهای عدالت، بویژه در حوزه «اقتصادی و نسبت آن با عدالت اجتمـاعی» توسط متفکران اسلامی ارائه نشده اسـت. امام خمینی(ره): در ترسیم مسیر حرکت جمهوری اسلامی، عدالت را به عنوان سنگ‌بنایی اساسی معرفی […]

حقوق شهروندی در اندیشه امامین انقلاب اسلامی(۱8)

اگر تسلیم آمریکا و ابرقدرت‌ها می‌شدیم

امام خمینی(ره) عزّت و سعادت را در سایه ایستادگی و تحمل سختی‌ها می‌دانند و می‌فرمایند: «من مطمئنم که ملّت عزیز ایران یک لحظه استقلال و عزّت خود را با هزار[...]

موسسه ایمان جهادی – صهـبا

دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت‌الله‌العظمی سیدعلی خامنه‌ای (مد‌ظله‌العالی)

پایگاه اطلاع رسانی دفتر مقام معظم رهبری

سمن اندیشه ولایت

http://www.lohvaghalam.ir/

موسسه حدیث لوح و قلم

دفتر اعزام مبلغ دانشگاه امام صادق(ع)

موسسه مطالعات راهبردی علوم و معارف اسلام

پایگاه اطلاع‌رسانی هم‌اندیشی یاران انقلاب اسلامی

نهضت مردمی پوستر انقلاب

انتشارات حدیث راه عشق

موسسه قدر ولایت

بنیاد فرهنگ و اندیشه اسلامی

موسسه طلایه داران نور آفاق

مؤسسه فرهنگی ولاء منتظر

AIM

بنیاد فرهنگ و اندیشه اعتلاء

گروه روشنای علم

موسسه فرهنگی سراج اندیشه اسلامی

اندیشکده راهبردی تبیین

کمیته حدیث ولایت بسیج دانشجویی دانشگاه امام صادق(ع)