۲۸ اسفند ۱۳۹۷ مصادف با   12 رجب 1440
تاریخ: ۳۰ آذر ۱۳۹۷ |   تعداد بازدیدها: 135
کد خبر:69932
| ف | | |

حقوق شهروندی در اندیشه امامین انقلاب اسلامی(3)

نسبت مفهومی شهروند باستانی و شهروند مدرن

در جامعه افراد به طور طبیعی از هم جدا هستند و ارتباطی با هم ندارند و افراد در عین جدائی، به هم پیوسته‌‌اند و در پیوندشان دلیلی جز محاسبات عقلانی ندارند. به عقیده مارکس‌وبر جامعه بر اساس روابط فردگرایانه و اجتماع بر اساس عواطف و احساسات تشکل گرفته است.

پایگاه تحلیلی مصداق/ شهروندی باستانی و کلاسیک: شهروندی، در دوران باستان ، بر مفهوم برابری حقوق و وظایف در برابر قانون و مشارکت سیاسی فعالان دلالت داشت. شهروند بودن یعنی توانایی حکومت­کردن یا حکومت­شدن . امّا در همین دولت–شهرهای دموکراتیک یونان ، شهروندی، منحصر به افراد آزاد و خودی بود و در نتیجه تنها اقلیتی از مردم شهروند به شمار می‌آمدند. بردگان، که بار اصلی کارهای اقتصادی بر دوششان بود شهروند به حساب نیامده و تنها مشارکت افراد آزاد را در حیات عمومی اجتماعی میسر می‌ساختند. [۱]

ارسطو انسان را (Zoon Politikan) تعریف می‌کند . پس از این که در یونان باستان دولت–شهر به طور کلی محتوای خود را از دست می‌داد، این گفته چنین تفسیر شد که وی انسان را “حیوان سیاسی” می‌داند اما شاید منظور ارسطو این است که انسان به طور ذاتی ، متعلق به پولیس یا دولت شهر است و بدین جهت تنها هنگامی که به عنوان شهروند آزاد در دولت شهر فعال باشد می‌تواند انسان کامل قلمداد شود . ارسطو در یک تقسیم بندی دیگر کارگران، کشاورزان و ابزارمندان را شهروند می داند اما آن‌ها را از حقوق شهروندی برخوردار ندانسته و فقط طبقه رزمندگان و سلحشوران را در معنای کامل شهروند می‌داند. این رزمندگان، در جوانی جنگاور. در میان‌سالی  حاکم یا قاضی و در پیری کاهن خواهند بود. [۲]

در «امپراتوری روم» که شهروندی ، نخست به طبقات پایین و سپس به ملل مغلوب بسط یافت ، گروه بسیار ناهمگون‌تری از شهروندان به وجود آمد . در آن دوران، واژه شهروندی بیشتر به معنای حمایت برابر در مقابل قانون بود تا به معنای مشارکت فعال در وضع و اجرای قوانین. مفهوم شهروندی که نخست به معنای عهد و وفاداری یک هویت سیاسی به اجتماعی سیاسی و مشارکت فعال در آن اجتماع بود ، به تدریج به معنای وضعیت حقوقی و قضائی خاصی درآمد. در دوران اعتلای «امپراتوری روم» ، امپراطور «کاراکالا» فرمانی در ۲۱۲ میلادی صادر کرد که به موجب آن اکثریت عظیم افراد ذکور روم، شهروند به شمار می‌آمدند و فقط طبقات بسیار پایین مستثنی می‌شدند.

مفاهیم جمهوری خواهی و شهروندی به معنایی که یونانیان و روسیان مراد می‌کردند ، پس از دوران رنسانس احیا شد. در سده شانزدهم ، نیکولو ماکیاولی ، خصوصاً در گفتار باب لیویوس ، از مفهومی در سیاست دفاع کرد که معمولاً به آن “جمهوری خواهی مدنی ” یا ” اصالت انسان مدنی ” می‌گویند. و اصل اعتقادی اولیه آن این است که قوای آدمی تنها در صورتی محقق می‌شوند که فرد در حکم شهروند اجتماع سیاسی آزاد و حاکم بر خویش باشد.

عقاید ماکیاولی در انقلاب مشروطه خواهی سده هفدهم ، که جان میلتون و دیگران آن عقاید را از نو تقریر و تدوین کردند ، اصلیتی انگلیسی یافت . تعبیر متفکران انگلیسی از جمهوری خواهی مدنی ، که ترکیبی از عناصر فکری ارسطو و ماکیاولی بود ، زبانی سیاسی جدیدی به وجود آورد که مفاهیم خیر یا مصلحت عموم ، فضیلت مدنی ، و فساد ارکان اصلی آن بودند.

با این همه آرمان شهروندی در اندیشه های انسانی، طی “انقلاب فرانسه” و با تدوین ” اعلامیه حقوق انسان و شهروندان ” (۱۷۸۹) به منتهای خود رسید . ژان ژاک روسو ، در قرارداد اجتماعی (۱۷۶۲) ، مفهوم نوین نقش شهروندی را به این ترتیب که این نقش را به نظریه رضایت مرتبط ساخت، بنیان نهاد. این مفهوم شهروندی تلفیقی است از آرای مکتب کلاسیک و قراردادگرایی نوین ، که در آن مفهوم فرد جمهوری خواه و اجتماع سیاسی با مفروضات اصلی فردگرایی پیوند می‌خورد. وی معتقد بود که شرط یک شهروند واقعی جمهوری خواه آن است که فرد خیّر، عموم مردم را بر نفع شخصی خود مقدم بداند.[۳]

شهروندی نوین و مدرنیته
با پیدایش روابط بازار و تأثیر فزاینده لیبرالیسم  در سده نوزدهم ، مفهوم جمهوری خواهانه شهروند فعال به تدریج جای خود را به نظر دیگری داد که به زبان حقوق طبیعی بیان می‌شد . مفهوم کلاسیک سیاست ، که بر طبق آن افراد به شکلی فعال در ( امور عمومی ) مشارکت دارند ، کنار گذاشته شد و مجموعه‌ای از مفاهیم و ارزش ها و هنجارها یا پارادیمی جدید به جای آن نشست که بر طبق آن مایه اشتراک و اتصال مردم را دیگر هویت مشترکشان در مقام شهروند نمی‌انگاشتند بلکه شهروندان را افرادی به شمار می‌آوردند با منافعی متعارض و حتی متضاد. تأکید بر فضیلت عمومی و مصالح مشترک از میان رفت .

زمانی که دموکراسی مستقیم، عرصه را به سود دموکراسی مبتنی بر نمایندگان مردم ، ترک کرد ، نویسندگان لیبرال یا آزادی خواه نیز به این فکر افتادند که مفهوم مشارکت سیاسی را در اجتماعی از افرادِ برابر مطرح سازند که نظری بازمانده از گذشته‌ها بود . استدلالشان این بود که برای دفاع از  آزادی های مردم جدید باید آزادی های مردم قدیم را رد کنیم.[۴]

یکی از اولین نظریه پردازان سیاسی که به رابطه فرد و جامعه سیاسی در این بستر جدید توجه نمود ، توماس هابز بود . وی شدیداً به نظریه های مشارکتی بدبین بود . در واقع منطق نظریه او که از حق حاکم برای برخورداری از قدرت مطلقه (absolutist power) دفاع می‌کرد فضای مفهومی اندکی، از معنای شهروندی باقی می‌گذاشت . از نظر او ، تنها شخص حاکم می‌توانست تضمین کند که هرج و مرج باعث نابودی پایه تعاملات بشری صلح آمیز نشود . تنها ، حق صیانت از نفس خود را برای افرادی قائل بود که به هیچ مفهوم واقعی ، حق محسوب نمی‌شد.

اما هابز یک پل ارتباطی مهم در تاریخ شهروندی بود ، چرا که بسیاری از ایده هایش مستقیماً به مفهوم توسعه یافته تری از شهروندی انجامید که در اندیشه های لیبرال های کلاسیک ، نظیر جان لاک بروز یافت . سنت لیبرال که به وسیله هابز بنا شد، به وسیله لاک توسعه یافت . او ایده رابطه مستقیم مساوات گرایانه فرد با دولت را برای ایجاد یک نظریه شهروندی حقوق محور مطرح نمود . نظریه لاک این هدف را دنبال می کرد که توازنی میان دغدغه های هابزی امنیت و حفاظت از حقوق حیات ، آزادی و مالکیت که به نظر اکثر لیبرال‌ها مبنای تحقق نفع شخصی هستند، برقرار کند. [۵]

مفهوم مدرن شهروندی به معنای مدرن آن ، این است که تمام افراد، جایگاه ثابتی در کلیت آن یافته‌اند. هر کس نقشی دارد که مطابق استعدادهایش مستحق آن است و وظایف و حقوقی که رشد کامل شخصیت و امنیت همگان را ممکن سازد ، تضمین می‌شود . “نظریه حقوق فردی در قرن ۱۷ و ۱۸ با ستایش فرد و حقوق و آزادی های او همراه است ولی در نوشته های دانایان معاصر ، هدف ، حفظ منافع عمومی است هدف اصلی آسایش انسان است ولی چون فرد دور از اجتماع نمی‌تواند زندگی کند هر چه اجتماع منظم تر باشد آسایش او فراهم تر است.” [۶]

در مفهوم مدرن شهروندی میان جامعه (Geslscholt) و اجتماع (Gemeinschalt) می‌توان قائل به تفکیک شد. در اجتماع میان شهروندان بر اساس روابط خانوادگی و خون تعریف می‌شود و آنچه افراد را گردهم می آورد ، مفاهیمی از قبیل همسایگی و مانند آن می‌باشد در حالی که جامعه، مرکب از افرادی است که اجتماعشان آگاهانه و از روی اختیار است. پایه های اساسی اجتماع را خانواده (ارتباط خونی) ، ده (ارتباط همسایگی ) و جامعه روحانی ( ارتباط مذهبی ) تشکیل می‌دهد. به عبارت دیگر در اجتماع ، افراد به دلایل طبیعی و خارج از اختیاراتشان گرد هم آمده‌اند و عنصر اراده در این اجتماع دخالتی ندارد. در جامعه منافع جمعی ، مقدم بر منافع فردی است و آنچه اصالت دارد جمع است . افراد در اجتماع دارای نقش های از پیش تعیین شده‌اند و نقش های آن‌ها اکتسابی نمی‌باشد بر خلاف جامعه ، روابط شهروندان در جامعه مبتنی بر روابط شخصی و محاسبات عقلانی و ارادی و آگاهانه است .

در جامعه افراد به طور طبیعی از هم جدا هستند و ارتباطی با هم ندارند و افراد در عین جدائی، به هم پیوسته‌‌اند و در پیوندشان دلیلی جز محاسبات عقلانی ندارند. به عقیده مارکس‌وبر جامعه بر اساس روابط فردگرایانه و اجتماع بر اساس عواطف و احساسات تشکل گرفته است.[۷]


[۱] سیمور ، مارتین لیپست ، همان ، ص ۹۵۰

[۲] فردریک ، کاپلستون، تاریخ فلسفه، ترجمه سید جلال مجتبوی، شرکت سهامی انتشارات علمی و فرهنگی ، تهران، ۱۳۷۵، ص ۴۸۹

[۳] سیمور، مارتین لیپست، همان، صص ۹۵۰ و ۹۵۱

[۴] همان، ص ۹۵۱

[۵] کیث، فالکس ، همان ۳۴ و ۳۵ و ۳۶

[۶] ناصر، کاتوزیان ، فلسفه حقوق (ماهیت و تعریف حقوق)، انتشارات بهنشر ، ۱۳۶۵، چاپ دوم، جلد اول، ص ۹۴

[۷] حجت ا… ، ایوبی ، بیداری و پایانی احزاب سیاسی در غرب، انتشارات سروش ، تهران، ۱۳۷۹، صص ۸۹ و ۹۰

مطالب مرتبط:

نظرات کاربران

دیدگاه بگذارید

avatar
  Subscribe  

اصل عدالت اگر چه به عنوان یکی از مهمترین رکن های دین اسلام مطرح اسـت اما تـاکنون بیـان روشن و کاملی درباره معیارهای عدالت، بویژه در حوزه «اقتصادی و نسبت آن با عدالت اجتمـاعی» توسط متفکران اسلامی ارائه نشده اسـت. امام خمینی(ره): در ترسیم مسیر حرکت جمهوری اسلامی، عدالت را به عنوان سنگ‌بنایی اساسی معرفی […]

حقوق شهروندی در اندیشه امامین انقلاب اسلامی(۱8)

اگر تسلیم آمریکا و ابرقدرت‌ها می‌شدیم

امام خمینی(ره) عزّت و سعادت را در سایه ایستادگی و تحمل سختی‌ها می‌دانند و می‌فرمایند: «من مطمئنم که ملّت عزیز ایران یک لحظه استقلال و عزّت خود را با هزار[...]

موسسه ایمان جهادی – صهـبا

دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت‌الله‌العظمی سیدعلی خامنه‌ای (مد‌ظله‌العالی)

پایگاه اطلاع رسانی دفتر مقام معظم رهبری

سمن اندیشه ولایت

http://www.lohvaghalam.ir/

موسسه حدیث لوح و قلم

دفتر اعزام مبلغ دانشگاه امام صادق(ع)

موسسه مطالعات راهبردی علوم و معارف اسلام

پایگاه اطلاع‌رسانی هم‌اندیشی یاران انقلاب اسلامی

نهضت مردمی پوستر انقلاب

انتشارات حدیث راه عشق

موسسه قدر ولایت

بنیاد فرهنگ و اندیشه اسلامی

موسسه طلایه داران نور آفاق

مؤسسه فرهنگی ولاء منتظر

AIM

بنیاد فرهنگ و اندیشه اعتلاء

گروه روشنای علم

موسسه فرهنگی سراج اندیشه اسلامی

اندیشکده راهبردی تبیین

کمیته حدیث ولایت بسیج دانشجویی دانشگاه امام صادق(ع)