۲۵ تیر ۱۳۹۸ مصادف با   13 ذیقعده 1440
تاریخ: ۱۰ اسفند ۱۳۹۶ |   تعداد بازدیدها: 12,729
کد خبر:65752
| ف | | |

گفتگوی تفصیلی با «دکتر بیژن عبدی» (1)

نگاه غرب و شرق به «اقتصاد» و «عدالت»

سوال پیش می آید که فارغ از مذاهب و ادیان، آیا در طول تاریخ کسی بوده که عدالت نخواهد؟ عدالت چون امری فطری است و خدا در نهاد همه انسان ها قرار داده است، شما هیچ مکتب و قوم و قبیله و ایدئولوژی را در تاریخ پیدا نمی کنید که طرفدار عدالت نباشد، همه به دنبال عدالت بوده اند. اما قرائت ها از عدالت مختلف بوده، قرائت های مختلف از عدالت چیست؟

پایگاه تحلیلی مصداق/  ارتباط و نسبت بین «اقتصاد» و «عدالت اجتماعی» یکی از موضوعات مهمی است که اندیشمندان و صاحبان مکاتب گوناگون تلاش کرده اند پاسخی مناسب به آن بدهند، پاسخی که هم توجیه کننده مبانی فکری آن مکتب باشد و هم نوید آینده ای سرشار از عدالت به پیروان آن بدهد؛ در این میان تاکید موکد اسلام بر عدالت به عنوان یک اصل اساسی و اشاره اخیر رهبر انقلاب به رفع نشدن مشکل بی عدالتی در دهه «عدالت و پیشرفت»، ما را بر آن داشت با قدری عمیق تر به مسئله عدالت و نسبت آن با اقتصاد بپردازیم و تلاش کنیم حلقه مفقوده عدالت و اقتصاد را در کشور بیابیم. در این خصوص گفتگوی مفصلی با «دکتر بیژن عبدی» پژوهشگر و استاد دانشگاه داشتیم که بخش اول آن در ادامه تقدیم می گردد.

 

اگر خیلی مختصر بخواهیم به اینکه چه ارتباطی بین عدالت اجتماعی و اقتصاد است، پاسخ بدهیم باید ببینیم فلسفه ارسال رسل چه بوده؟ خدا بشر را خلق کرده و برای او پیامبرانی فرستاده، خب این پیامبران باید چه کنند؟

«لقد ارسلنا رسلنا بالبینات و انزلنا …بالقسط»(۱)؛ یعنی ما پیامبران خود را با آیات و بینات و شواهد و شاخص های قضاوت فرستادیم تا در زمین اقامه عدل و قسط کنند.

پس هدف اصلی و فلسفه ارسال پیامبران اقامه قسط و عدل در همه جهان است.

 

حالا سوال پیش می آید که فارغ از مذاهب و ادیان، آیا در طول تاریخ کسی بوده که عدالت نخواهد؟ عدالت چون امری فطری است و خدا در نهاد همه انسان ها قرار داده است، شما هیچ مکتب و قوم و قبیله و ایدئولوژی را در تاریخ پیدا نمی کنید که طرفدار عدالت نباشد، همه به دنبال عدالت بوده اند. اما قرائت ها از عدالت مختلف بوده، قرائت های مختلف از عدالت چیست؟

یک قرائت این است که باید اجازه داد مردم در فضای اقتصاد آزاد و بازار فعالیت کنند، اگر دولت دخالت نکند، خود به خود عدالت تامین می شود. این نگاه در اقتصاد خوانده هایی که مکتب غرب خوانده اند به شدت قوی و عمیق است. نگاه این است که اگر هرکس کار خودش را بکند و دولت مداخله گری نکند، نظام عرضه و تقاضا موجب تحقق عدالت می شود، به نحوی که تولید و دستمزد و توزیع و مصرف و صادرات و همه چیز عادلانه می شود. در این نگاه گرفتن مالیات از ثروتمندان و توزیع ثروت در طبقه مستضعف، اساسا غیر عادلانه است، چرا که این مداخله را دست بردن در نظام خلقت و فطرت انسان ها می داند. ما اینجا بنای قضاوت نداریم اما این یک قرائت است که بین اقتصاد خوانده های غرب به شدت رواج دارد.

برخی حرف هایی که امروز در بین بدنه دانشگاهی و نخبگانی ما رواج دارد و هر روز می شنویم مثل دولت کوچک، دولت مداخله نکند، بازار آزاد و … در راستای همین قرائت است. با این نگاه اگر کسی ثروتمند شده حق داشته، چون بنا بر این است که توانمند بوده، تلاش کرده، خدا به او عنایت کرده و به هر حال او درآمد بالایی داشته است. حالا اگر دلش خواست به کسی ببخشد یا نبخشد در اختیار خودش است. در این بین دولت برای تامین معاش مستضعفان به اندازه حداقل درآمد وظیفه ای دارد اما به شرطی که سیستم عدالت و اقتصاد آزاد را به هم نزند.

این قرائت، یک عبارت یا یک جمله نیست، یک جریان فلسفی و تاریخی است که سابقه طولانی دارد. از زمان رواقیون این دعوای عدالت و این قرائت اقتصاد آزاد خیلی قدیمی است. حتی در زمان صدر اسلام هم دعوای جبر و تفویض داشتیم، که عده ای می گفتند هر چه خدا انجام بده عین عدل است. این نگاه، نزدیک به ایده رواقیون است.

ریشه این قرائت در یک نگاه فلسفی و پیرامون اصل خلقت است، این نگاه خدا را نفی نمی کند، خدا در اوج قرار دارد و خدا را خلق کرده، انسان را خلق کرده، زمین و آسمان را خلق کرده، نکته دوم این است که همه چیز را به احسن صورت خلق کرده است. تا اینجا بین همه مکاتب و ادیان مشترک است، اما اصل دعوا از اینجا شروع می شود که می گوید در این فرآیند، هرآنچه که از انسان مخلوق خدا سر بزند، چون خدا در راستای عدالت خلق کرده، عین عدل و در ادامه عدالت خدا است. با این نگاه در ادامه کار نیازی به دخالت خدا نیست چرا که همه چیز بر مبنای همان عدالت اولی خدا می چرخد. پس آزاد و رها بگذار تا هرآنچه باید اتفاق بی افتد، چون هر آن چیزی که جلوی آن را بگیرد دخالت و نفی عدالت است. اگر هرکس در طبقه و جایگاه خودش کار خود را درست انجام بدهد، عدالت محقق می شود، این مدینه فاضل افلاطونی با همین نگاه شکل می گیرد و البته شاخص های دیگری هم دارد.

این یک قرائت از عدالت است که موافقان زیادی دارد، مخالفان زیادی هم دارد. اما ثمره و خروجی این تفکر، همین نظام سرمایه داریست که در همه کشورها اصول آن را پذیرفته اند.

قرائت مقابل این نگاه در جامعه بشری، این ایده را بسیار ظالمانه می داند و به این استناد می کند که هرکس در این چرخه طبیعت زودتر بیاید سهم بیشتری برداشته و بقیه را محروم می کند و این تسلط بر حق و حقوق دیگران عادلانه نیست. در قرائت دوم، اقتضای عدالت این است که جلوی تصرفات گسترده بشر در طبیعت را بگیرد و این تصرفاتی که با نام مالکیت صورت گرفته، باید لغو شود و سمبلی به نام دولت و به نیابت از مردم تشکیل دهیم که مراقب همه چیز باشد. این قرائت ریشه همه فسادها و بی عدالتی ها را مالکیت فردی و تصرف می داند. این نگاه و نقد قرائت اول، عقلانی و درست است. زودتر به دنیا آمدن، مجوزی برای سهم بیشتر بردن و تصرف و تملک نیست. در شرایطی که پس ذهن همه مستضعفین این سوال بود که چرا دیگری حق دارد و بهره می برد اما طبقه ما محروم است، مکتبی پیدا می شود که تلاش می کند با نفی مالکیت فردی به این سوال پاسخ بدهد و حق بهره برداری را برای همه محترم بداند. به نحوی که هرکس به میزان تلاشش احصا کند و به میزان نیازش مصرف کند. در واقع در اینجا مکتب سوسیالیزم در قرن ۱۸ و ۱۹ ظهور کرده و به اوج شکوفایی می رسد. اندیشمند شاخص این نوع قرائت مارکس بود. بعدها عده ای نظیر لنین و استالین تلاش کردند این قرائت را در شوروی سابق پیاده کنند و در بین ملل طرفدارانی هم پیدا کردند.

ما اینجا بنای قضاوت نداریم اما با فروپاشی شوروی، در ظاهر این ایده شکست خورد اما در واقع، تفکر هنوز وجود دارد، با نظام سرمایه داری تلفیق شد و برخی دولت ها را در قلب نظام سرمایه داری و برای عبور از بحران، به اصلاحاتی وا داشت. تا برای تحقق عدالت و زندگی حداقلی برای جامعه ضعیف و کارگری اقداماتی انجام دهند. مثلا انگلستان که در عمل در اختیار طبقه اشراف بود، برای پیشگیری از فروپاشی حق بیمه بیکاری، حمایت از طبقات ضعیف، حق مسکن، تهیه مسکن، بیمه بهداشت و درمان، مالیات های سنگین از ثروت های کلان، نفی فاصله طبقاتی و سایر حقوق عادلانه را که با قرائت سرمایه داری منافات دارد پذیرفت و اعمال کرد. آمریکا هم همین مسیر را طی کرد و برای نجات جامعه و جلوگیری از شکست نظام سرمایه داری، بخشهایی از قرائت سوسیالیستی از عدالت را به کار بست و به این نتیجه رسید که عدالت این نیست که هرکس هر چه می تواند و می خواهد داشته باشد. بلکه باید مالیات اخذ شود و هزینه آموزش و درمان طبقات ضعیف شود و شکاف طبقاتی پر شود.

در این برهه تاریخی، کشورهای سرمایه داری در حوزه نظر و عمل پذیرفته که عدالت رها سازی و اقتصاد آزاد نیست، اما مدل افراطی قرائت سوسیالیستی به معنی نفی مالکیت فردی همچنان مذموم می دانستند. به این معنی که عدالت نفی مالکیت فردی نیست، همچنان می توان طبیعت، معادن و منابع را تصرف کرد و متناسب با توانمندی و تلاش درآمدزایی کرد، اما حتما از درآمد باید مالیات گرفت تا خدمات حداقلی به طبقات محروم ارائه شود. این تلاش جدیدی برای تحقق عدالت و پاسخی به عدالت خواهی محرومین در جامعه بود. این نوع نگاه قرائت جدیدی از عدالت را مطرح کرد.

 

ادامه دارد…


(۱) سوره حدید آیه ۲۵

نظرات کاربران

دیدگاه بگذارید

avatar
  Subscribe  

  رهبر انقلاب: امام بزرگوار فرمود: «آمریکا شیطان بزرگ است» بعضی اصرار دارند این شیطان بزرگ را به شکل فرشته‌ی نجات وانمود کنند، ملت ایران این شیطان را بیرون کرد؛ نباید بگذاریم وقتی از در بیرونش کردیم از پنجره برگردد و نفوذ پیدا کند.‌ آمریکا دشمنی خود را پنهان نمی‌کند؛ یکی لبخند می‌زند، یکی مصوبه […]

موسسه ایمان جهادی – صهـبا

دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت‌الله‌العظمی سیدعلی خامنه‌ای (مد‌ظله‌العالی)

پایگاه اطلاع رسانی دفتر مقام معظم رهبری

سمن اندیشه ولایت

http://www.lohvaghalam.ir/

موسسه حدیث لوح و قلم

دفتر اعزام مبلغ دانشگاه امام صادق(ع)

موسسه مطالعات راهبردی علوم و معارف اسلام

پایگاه اطلاع‌رسانی هم‌اندیشی یاران انقلاب اسلامی

نهضت مردمی پوستر انقلاب

انتشارات حدیث راه عشق

موسسه قدر ولایت

بنیاد فرهنگ و اندیشه اسلامی

موسسه طلایه داران نور آفاق

مؤسسه فرهنگی ولاء منتظر

AIM

بنیاد فرهنگ و اندیشه اعتلاء

گروه روشنای علم

موسسه فرهنگی سراج اندیشه اسلامی

اندیشکده راهبردی تبیین

کمیته حدیث ولایت بسیج دانشجویی دانشگاه امام صادق(ع)