۲۵ مهر ۱۴۰۰ مصادف با   10 ربیع الاول 1443
تاریخ: ۱۴ دی ۱۳۹۶ |   تعداد بازدیدها: 1,576
کد خبر:63663
| ف | | |

گفتگوی اختصاصی با دکتر شعیب بهمن (بخش دوم)؛

غربی شدن ویژگی مشترک طراحی آمریکابرای فروپاشی؛ازشوروی تاامروز

یک تهاجم گسترده فرهنگی ایجاد شده که نه تنها بنیان های فرهنگی و مذهبی جامعه را مورد هدف و حمله قرار داده، بلکه بنیان های بومی و محلی و ملی را هم دچار چالش کرده است. همین مسئله کریسمس و آغاز سال نوی میلادی که امروز در تهران موضوع و مسئله شده، تا یک دهه و حتی پنج سال پیش انقدر جدی گرفته نمی‌شد.

پایگاه تحلیلی مصداق/  در بخش اول مصاحبه با دکتر شعیب بهمن کارشناس مسائل روسیه، آسیای مرکزی و قفقاز (اوراسیا)، اوضاع اقتصادی، اجتماعی و سیاسی شوروی پیش از فروپاشی، اشتباهات هیئت حاکمه و تلاش های آمریکا برای پیشبرد یک طرح جامع نفوذ با هدف بسترسازی سقوط شوروی مورد بحث و تحلیل قرار گرفت. ادامه این گفتگو به شرح زیر ارائه می گردد:

«مصداق»: در این شرایط نامه ای از سوی امام خمینی(ره) به گورباچف ارسال و در آن ضمن دعوت به بازگشت به دین و خدا، نسبت به افتادن در دام نظام سرمایه داری هشدار می دهند؛ چرا گورباچف و هیئت حاکمه نسبت به این نکات بی توجهی نشان دادند؟
من تصور میکنم دو دلیل داشت؛ اول اینکه گورباچف و سایر اعضای هیئت حاکمه شوروی تصور نمی کردند یک روز شوروی دچار فروپاشی شود. خود را در اقتدار کامل به عنوان یکی از ابرقدرت های جهان می دیدند و در مخیله آنها نمی گنجید که فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی با آن یال و کوپال و هیمنه و ابزارها و تسلیحات و قدرت به این زودی محقق شود.
دلیل دیگر ایدئولوژی کمونیست بود، این ایدئولوژی دین را افیون توده ها می دانست و قائل به کارکردهای سیاسی و اجتماعی دین نبود. این بی توجهی به دین در نهایت منجر به این شد که گورباچف و هیئت حاکمه شوروی از درک پیام اصلی نامه امام خمینی(ره) عاجز باشند. تصور شخصی من این است و طی صحبت هایی که با کارشناسان روس داشتم دریافتم که آنها اصلا متوجه این پیام نشدند. فقدان معنویت و ضرورت بازگشت به دین، مسئله مهم و قابل توجهی برایشان نبوده که روی آن وقت بگذارند.همین نکته باعث شد در آن زمان خبر ارسال این نامه از سوی امام خمینی در شوروی پخش نشد و بعدها پس از سقوط شوروی بود که طی اظهار نظرهای که گورباچف و هیئت حاکم بر شوروی در روسیه داشتند، این نامه و پیش بینی امام مبنی بر فروپاشی فاش شد.

«مصداق»: آیا این طراحی گسترده سیاسی، اقتصادی و فرهنگی آمریکا برای نفوذ و فروپاشی شوروی، در سایر کشورها نیز نمونه عینی و عملیاتی داشته است؟ آمریکا در دوره پساشوروی تلاش داشت همین مدل فروپاشی شوروی را در برخی کشورها مخصوصا جماهیر استقلال یافته از شوروی پیاده کند. غالبا در این کشورها حاکیمنی بر سر کار آمدند که در سیستم کمونیستی نقش فعال داشتند؛ یا در حزب حاکم بر شوروی فعال بودند یا مسئولیت داشتند و اینها عموما دیدگاه های ضد غرب داشته و گرایش به روسیه داشتند. به همین دلیل آمریکا تلاش می کرد با ایجاد امواج انقلاب های رنگین به نوعی این کشورها را دچار چالش کند که دست کم سه انقلاب رنگی در اوکراین، گرجستان و قرقیزستان یعنی در مناطق اروپای شرقی، قفقاز و آسیای میانه مشاهده می کنیم.در این سه کشور آمریکا موفق شد نخبگان و جریان ضد غرب را به کناری زده و نخبگانی که گرایش به غرب داشته و یا در آمریکا تحصیل کرده بودند برسرکار بیاورد. از این حیث موفق شدند تغییر و تحولاتی انجام دهند. هرچند که با گذشت زمان همه این انقلاب های رنگین با چالش و شکست مواجه شدند و قدرت در سه کشور دست به دست شد.آمریکا میل داشت از طریق انقلاب رنگین همین مدل و الگو را در سایر کشورها نیز پیش ببرد. عملیات مشابهی هم در انقلاب کاج لبنان شکل گرفت که با هوشیاری حزب الله ناکام ماند.

«مصداق»: آیا از همین مدل برای نظام جمهوری اسلامی هم استفاده شده است؟ آیا میتوان شاخص هایی یافت که در برنامه آمریکا و غرب علیه شوروی و ایران منطبق باشد؟
پیش از این گفتم که آن چیزی که باعث ایجاد جنگ سرد بین آمریکا و شوروی شد، علاوه بر اختلافات ژئوپلوتیک بین دو ابر قدرت که همیشه و در طول تاریخ بین قدرتهای حاکم برجهان وجود داشته، اختلافات اندیشه ای و ایدئولوژیک بود.بعد از فروپاشی شوروی، غول کمونیسم شکست و از بین رفت. در آنجا آمریکا برای پیشبرد اهداف و مقاصد خود و توجیه نظامات بین المللی نیاز داشت یک ایدئولوژی را جایگزین کمونیسم کند، در این بین اسلام سیاسی که با پیروزی انقلاب اسلامی برجسته شده بود و بر کشورهای اسلامی و نظام بین الملل اثراتی داشت، بهترین گزینه برای جایگزینی کمونیسم بود.
انقلاب اسلامی در اختلاف بین کمونیسم و کاپیتالیسم راه سومی بود که به هیچ یک از دو جریان غالب جهان تعلق و وابستگی نداشت؛ بنابراین در اینجا اسلام سیاسی برای آمریکا برجسته شد و در کانون اسلام، جمهوری اسلامی به عنوان منادی و مروج این نوع اسلام شناخته شد. لذا طبیعی است که همان حربه هایی که برای فروپاشی شوروی به کار بسته شد برای مقابله با جمهوری اسلامی ایران نیز بکار گرفته شود. حربه های سینمایی، هجمه های تبلیغاتی و رسانه ای و اقدامات مختلف برای نفوذ فرهنگی و تغییر ارزش ها و هویت مردم امروز به راحتی دیده می شود. حتی به واسطه همین تلاش گسترده تبلیغاتی دشمن بخشی از مردم به صورت غیر ارادی و تحت بمباران سنگین رسانه ای با جریان غربی همراه شده اند. افراد مختلفی را میتوان اسم برد که در اندیشمندان، مسئولین و کارگزاران هستند ولی به مرور زمان، تیپ و قیافه و ظاهر و منش و رفتارشان ناخودآگاه تغییر کرده و رویه انقلابی دهه ۶۰ را ندارند.
آمریکا از شاخص های همان الگوی فروپاشی شوروی برای مقابله با ایران استفاده می کند. بهرحال آن الگو، الگوی موفقی بوده و آمریایی ها تصور می کنند وقتی با اجرای این طرح، در فروپاشی یک ابرقدرت موفق بوده اند، قطعا می توانند کشوری به مراتب کوچکتر و محدودتر را هم از میان بردارند. البته به نظر می رسد با تفاوتهای که بین جامعه ایران با شوروی وجود دارد، چند کار اساسی در دستور کار غرب به پرچم داری آمریکا قرار گرفته است؛
اما در خصوص افشای جنبه های مختلف طرح آمریکا برای فروپاشی، نکات مختلفی مطرح است. نکته اول کار کردن روی مسئله رهبری نظام است. در فروپاشی شوروی، روی کار آمدن گورباچف برای آمریکایی ها یک نعمت بزرگ بود، شاید اگر فرد دیگری در آن مقطع جایگزین گورباچف می شد، به هیچوجه آمریکا نمی توانست پروژه فروپاشی شوروی را به پیش ببرند. به همین دلیل است که کانون اصلی حملات آمریکا بر ایران صرفا روی شخص رهبری متمرکز شده و تمامی تبلیغات منفی روی رهبر انقلاب متمرکز شده است. نکته دوم ایجاد شکاف در حاکمیت و ساختار سیاسی است. همانطوری که در شوروی موفق شدند با طیفی به رهبری یلستین غرب گرا ارتباط پیدا کرده و آنها را تقویت کنند و در ادامه این طیف خواستار اصلاحات سریع و فوری شده و نوعی دوگانگی در ساختار سیاسی شوروی به وجود آورد؛ آمریکا تلاش می کند به دوگانگی در ساختار سیاسی ایران دامن بزند و بتواند شکاف های سیاسی را گسترش دهد که موضوع مهمی است. نکته سوم تخریب ارزش های فرهنگی و هویتی مردم است که دشمن در طی سالهای گذشته از طرق مختلف تلاش داشته این کار را انجام دهد. یک تهاجم گسترده فرهنگی ایجاد شده که نه تنها بنیان های فرهنگی و مذهبی جامعه را مورد هدف و حمله قرار داده، بلکه بنیان های بومی و محلی و ملی را هم دچار چالش کرده است. همین مسئله کریسمس و آغاز سال نوی غربی که امروز در تهران موضوع و مسئله شده، تا یک دهه و حتی پنج سال پیش انقدر جدی گرفته نمی شد.
آمریکا تلاش دارد و تا حدودی موفق شده ارزش ها و نماد های خود را جایگزین ارزش ها و سمبل های سنتی فرهنگ و هویت مردم ایران کند. این نکته، بحث خیلی خطرناکی است و شاید امروز برخی متوجه نباشند و بگویند چه مشکلی دارد ما سال نوی میلادی را هماه با سایر ملل جهان جشن بگیریم؛ ولی واقعیت اینست که این تلاش و هجمه دشمن می تواند ارزش های فرهنگی و هویتی ما را بکلی تخریب و نابود کند. فرهنگ و نمادهای سنتی ملی و آیینی خود را از دست می دهیم و به تدریج نمادها دیگر جایگزین آن می کنند.
نکته دیگری که آمریکا دنبال می کند اعمال فشارهای اقتصادی است که در شوروی هم بروز و تحقق داشت. در شوروی فشار اقتصادی توام با فعالیت تبلیغاتی و رسانه ای گسترده از کمبود کالا در شوروی بود. تا جایی که مردم از ترس یک قحطی بزرگ به فروشگاه ها حمله کردند در حالی که این چنین قحطی واقعا بنا نبود اتفاق بیافتد و تحت تاثیر القائات رسانه ای مردم را به این سمت بردند.
در داخل ایران هم علاوه بر فشارهای بیرونی این القائات رسانه ای و تبلیغاتی صورت می گیرد. در اینکه مشکلات اقتصادی قابل توجهی در ایران وجود دارد هیچ تردیدی نیست و کسی منکر آن نیست؛ ولی در برخی از مواقع این بزرگنمایی که صورت می گیرد آثار و پیامدهای روانی بر جامعه و فرد می گذارد.
نکته آخر در این بحث، تخریب نیروهای مسلح است. آمریکا تلاش گسترده ای برای تخریب نیروهای مسلح به شکل های مختلف داشته است. تلاش برای جدایی بین نیروهای مسلح، بین سپاه و ارتش و یا تحریم سپاه، هجمه های سنگین رسانه ای علیه نیروهای مسلح، قرار دادن سپاه در لیست گروه های تروریستی، القای حضور نیروهای مسلح در فعالیت های اقتصادی و مواردی از این دست همه مسائل نادرستی است که آمریکا برای تخریب نیروهای مسلح مطرح کرده است. شما اگر توسعه و ساخت و ساز در آمریکا و هرکدام از کشورهای پیشرفته غربی را مطالعه کنید می بینید که نیروهای نظامی نیروهای نوساز بودند و یا نیروهایی موجب مدرنیزاسیون در کشورها شده اند که نظامی بوده اند. همواره در غرب، اساس گذار از جامعه سنتی به جامعه مدرن بر دوش نظامی ها بوده است.یا تبلیغات برای عدم حضور افراد نظامی در مسائل سیاسی؛ درحالی که در خود آمریکا افراد نظامی زیادی به مناصب بالای سیاسی و حتی ریاست جمهوری رسیده اند. اصلا یکی از افتخارات کاندیداهای ریاست جمهور آمریکا، حضور در جنگ ویتنام و امثالهم و خدمت به عنوان یک نظامی بوده است.
اینها مجموعه مسائلی است که دنبال می کنند تا ضمن بدبین کردن مردم نسبت به رهبری، در ساختار حاکمیتی ایجاد شکاف کرده و نیروهای مسلح را در چشم مردم خراب کرده و با تغییر ارزش ها در جامعه نفوذ کنند. برای پیشبرد همه این اهداف، رسانه ها نقش قابل توجهی ایفا می کنند و به همین دلیل است که غرب سالانه هزینه های هنگفتی خرج تبلیغات شبکه های ماهواره ای و اینترنتی و … علیه ایران می کند. رسانه هایی که برخی با کارکرد خبری و سیاسی و برخی با هدف نفوذ فرهنگی و تغییر سبک زندگی مردم تلاش دارند گوشه ای از پازل طرح دشمن را پرکنند.به نظر باید برای این تخریب هویتی چاره ای اندیشیده شود، چرا که این رسانه های دشمن تلاش گسترده ای برای از بین بردن باورها و ارزش های بومی و ملی و هویتی مردم دارند و ایران را به سمت آمریکایی شدن پیش می برند. پروژه ای که آمریکا در همه کشورها دنبال می کند.

نظرات کاربران

1
دیدگاه بگذارید

avatar
1 Comment threads
0 Thread replies
0 Followers
 
Most reacted comment
Hottest comment thread
1 Comment authors
reza Recent comment authors
  Subscribe  
newest oldest most voted
reza
Guest
reza

عالی بود

موسسه ایمان جهادی – صهـبا

دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت‌الله‌العظمی سیدعلی خامنه‌ای (مد‌ظله‌العالی)

پایگاه اطلاع رسانی دفتر مقام معظم رهبری

سمن اندیشه ولایت

http://www.lohvaghalam.ir/

موسسه حدیث لوح و قلم

دفتر اعزام مبلغ دانشگاه امام صادق(ع)

موسسه مطالعات راهبردی علوم و معارف اسلام

پایگاه اطلاع‌رسانی هم‌اندیشی یاران انقلاب اسلامی

نهضت مردمی پوستر انقلاب

انتشارات حدیث راه عشق

موسسه قدر ولایت

بنیاد فرهنگ و اندیشه اسلامی

موسسه طلایه داران نور آفاق

مؤسسه فرهنگی ولاء منتظر

AIM

بنیاد فرهنگ و اندیشه اعتلاء

گروه روشنای علم

موسسه فرهنگی سراج اندیشه اسلامی

اندیشکده راهبردی تبیین

کمیته حدیث ولایت بسیج دانشجویی دانشگاه امام صادق(ع)