پایگاه تبیینی تحلیلی مصداق

کار آمریکا ایجاد ناامنی است؛ هرجا آمریکایی‌ها در این سال‌ها پا گذاشتند ناامنی ایجاد کردند. در هر نقطه‌ای -چه نقطه‌ی غرب آسیا که ما هستیم، چه در نقاط دیگر عالم؛ هرجا که رفتند- ایجاد ناامنی کردند؛ یا جنگ داخلی راه انداختند، یا برادرکُشی راه ‌انداختند، برای مردم بدبختی آوردند هرجا که رفتند. برای همین هم هست که جای پای آمریکا در منطقه‌ی غرب آسیا باید برچیده بشود؛ آمریکایی‌ها بایستی از منطقه‌ی غرب آسیا بیرون بروند؛ آن ‌که باید پایش قطع بشود از این‌جا آمریکا است، نه جمهوری اسلامی. جمهوری اسلامی خود ما هستیم، ما اهل این‌جاییم، خلیج فارس خانه‌ی ما است، غرب آسیا خانه‌ی ما است، این‌جا خانه‌ی ما است؛ شما بیگانه‌اید، شما از راه دور آمده‌اید، شما اهداف خباثت‌آمیز دارید، شما می‌خواهید فتنه ایجاد کنید، شما باید بروید. و بدانید آمریکایی‌ها و بقیّه‌ی کسانی که مثل آن‌ها هستند از این منطقه پایشان قطع خواهد شد.

آمریکایی‌ها هرجا پا گذاشتند ناامنی ایجاد کردند

پایگاه تحلیلی مصداق/ …جمهوری اسلامی ایران در یک اقدام راهبردی و بر اساس یک تشخیص و تحلیل متفاوت اقدام به حضور مستشاری در عراق و سوریه نمود تا از فروپاشی منطقه غرب آسیا به دست آمریکا و رژیم صهیونیستی جلوگیری به عمل آورد. رهبر معظم انقلاب اسلامی در توضیح این راهبردی در ۳۰ شهریور سال ۱۳۹۶ اشاره می‌دارند: ” آمریکا یک نقشه‌ای برای این منطقه‌ی غرب آسیا که خودشان به آن می‌گویند خاورمیانه، داشته‌اند از پانزده شانزده سال قبل -شاید هم قبل‌[تر]؛ ممکن است نقشه مال قبل بوده، بُروز و ظهورش از حدود پانزده شانزده سال قبل است- که بر اساس آن یک مدّتی اسم «خاورمیانه‌ی جدید» را آوردند، یک مدّتی اسم «خاورمیانه‌ی بزرگ» را آوردند؛ یک نقشه‌ای برای این‌جا داشتند. محور اصلی این نقشه و قلب این نقشه عبارت بود از سوریه، لبنان، عراق؛ این سه کشور، سه محور و سه مرکزی بودند که این نقشه باید عمدتاً آن‌جاها پیاده بشود؛ چه‌جوری پیاده بشود؟ دولت‌هایی در این سه کشور بر سر کار بیایند که تسلیم مطلق و نوکر آمریکا باشند، هرچه آمریکا می‌خواهد اطاعت کنند و برای او عمل بکنند. نتیجه چه خواهد شد؟ نتیجه این است که تمام این منطقه می‌شود پاانداز رژیم صهیونیستی و در این منطقه همان از نیل تا فراتی که آن‌ها گفته بودند به یک شکلی تأمین خواهد شد، ولو نه به شکل سیاست ظاهری، به شکل سلطه و نفوذ و تسلّط معنوی و واقعی. این را می‌خواستند انجام بدهند. این‌ها می‌خواستند کاری بکنند که عراق، [این] کشور تاریخی باعظمت، با این‌همه افتخارات، تحت تسلّط صهیونیست‌ها و آمریکایی‌ها قرار بگیرد؛ سوریه مرکز به این مهمّی، کانون مقاومت در مقابل رژیم صهیونیستی، در واقع در اختیار رژیم صهیونیستی قراربگیرد؛ لبنان هم که تکلیفش معلوم است. این‌ها این را می‌خواستند و این کار را می‌خواستند انجام بدهند.” (۱)

ایشان همچنین مخالفت آمریکا با حضور منطقه‌ای ایران را در راستای بر هم زدن همین نقشه ارزیابی می‌کنند: ” امروز جزو سیاست‌های قطعی دولت آمریکا و دولت‌های همراه با او اسلام‌ستیزی است، ایران‌ستیزی است، شیعه‌ستیزی است؛ این‌جوری دارند حرکت میکنند. این سیاست قطعی آن‌ها است. وقتی ملّتها غافل باشند، آن‌ها پیش میروند؛ وقتی ملّت‌ها بیدار باشند، در مقابل آن‌ها مانع ایجاد میشود؛ آن‌وقت عصبانی می‌شوند و داد می‌کشند که چرا شما در منطقه‌ی غرب آسیا حضور دارید، چرا نمی‌گذارید ما کار خودمان را انجام بدهیم. دیروز پریروز سخنگویان آمریکایی اعلام کردند که مخالفت ایران با سیاست‌های آمریکا در منطقه‌ی غرب آسیا -که آن‌ها به آن می‌گویند خاورمیانه- موجب می‌شود که ما ایران را مثلاً تحریم کنیم یا با ایران مقابله کنیم. یعنی چه؟ یعنی ملّت ایران! شما که هشیارید، شما که بصیرید، شما که می‌فهمید در منطقه چه خبر است، عقب بکشید و اجازه بدهید ما کارهای خودمان را انجام بدهیم، هر کار می‌خواهیم انجام بدهیم؛ یعنی ادامه‌ی شیطنت‌ها. این وضعیّت جاهلیّت است و این جاهلیّت امروز وجود دارد. “(۲)

بر این اساس حضور مستشاری جمهوری اسلامی ایران در وقایع رخ داده در عراق و سوریه را باید در چهارچوب مقابله با اهداف استکباری آمریکا و در راستای سیاست قطعی مخالفت با رژیم نژاد پرست صهیونیستی ارزیابی نمود. این حضور با درخواست کشورهای مذکور و به صورت کاملاً قانونی رخ داده است. اگر جمهوری اسلامی ایران نسبت به طرح خباثت آلود آمریکا در رابطه با تغییر وضعیت سیاسی در خاورمیانه بی‌تفاوت می‌ماند باید شاهد از میان رفتن امنیّت منطقه و در نتیجه به تلاطم افتادن امنیّت مرزهای جمهوری اسلامی ایران نیز می‌بود.

در همین راستا جمهوری اسلامی ایران همواره از حضور نیروهای بیگانه در منطقه غرب آسیا انتقاد نموده است و آنان را عامل ناامنی و ایجاد جنگ‌های داخلی شناخته است. در راهبرد کلان سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران خروج نیروهای بیگانه از منطقه اولین گام برای رسیدن به آرامش در این منطقه است: “کار آمریکا ایجاد ناامنی است؛ هرجا آمریکایی‌ها در این سال‌ها پا گذاشتند ناامنی ایجاد کردند. در هر نقطه‌ای -چه نقطه‌ی غرب آسیا که ما هستیم، چه در نقاط دیگر عالم؛ هرجا که رفتند- ایجاد ناامنی کردند؛ یا جنگ داخلی راه انداختند، یا برادرکُشی راه ‌انداختند، برای مردم بدبختی آوردند هرجا که رفتند. برای همین هم هست که جای پای آمریکا در منطقه‌ی غرب آسیا باید برچیده بشود؛ آمریکایی‌ها بایستی از منطقه‌ی غرب آسیا بیرون بروند؛ آن ‌که باید پایش قطع بشود از این‌جا آمریکا است، نه جمهوری اسلامی. جمهوری اسلامی خود ما هستیم، ما اهل این‌جاییم، خلیج فارس خانه‌ی ما است، غرب آسیا خانه‌ی ما است، این‌جا خانه‌ی ما است؛ شما بیگانه‌اید، شما از راه دور آمده‌اید، شما اهداف خباثت‌آمیز دارید، شما می‌خواهید فتنه ایجاد کنید، شما باید بروید. و بدانید آمریکایی‌ها و بقیّه‌ی کسانی که مثل آن‌ها هستند از این منطقه پایشان قطع خواهد شد.”(۳)

با توجه به این موارد می‌توان چنین پاسخ داد که حضور جمهوری اسلامی ایران در کشورهای عراق و سوریه در جهت جلوگیری از فروپاشی منطقه غرب آسیا و تسلط وحشیانه رژیم ضد بشری صهیونیستی بوده است. اگر جمهوری اسلامی ایران به یاری جریان مقاومت در عراق و سوریه نمی‌شتافت، فروپاشی منطقه غرب آسیا موجب آوارگی بخش اعظمی از مسلمانان و مظلومان این منطقه و سیطره رژیم صیهونیستی بر آنان می‌شد.

امّا در ماجرای پیشروی طالبان در افغانستان این مسئله به یک چالش داخلی در کشور افغانستان بدل شد و ارتباطی با نقشه خسارت بار آمریکا در منظقه غرب آسیا نداشت. لذا جمهوری اسلامی ایران  سیاست  همیشگی خود در حمایت از مظلومان و مستضعفان را در پیش گرفت. در این راستا سیاست جمهوری اسلامی ایران همچنان که در بالا اشاره شد، حمایت از حقوق ملّت افغانستان بوده و با خروج نیروهای بیگانه از افغانستان، شرایط به وجود آمده یک چالش درونی در مناسبات سیاسی افغانستان را رقم زده است. جمهوری اسلامی ایران هیچ گاه سیاست دخالت در امور دیگر کشورها را در پیش نگرفته  و تنها به حمایت معنوی از ملت ها و مظلومان و دعوت طرف های درگیری به رعایت حقوق عامه بسنده کرده است.

امام امّت در سال هشتاد در بیانات خود دو توصیه مهم به دولت مردان افغانستان جهت خروج از شرایط بحرانی ایراد فرمودند، که به نظر می‌رسد همچنان این دو توصیه می تواند برای آنان راهگشا باشد؛ توصیه اول توجه به اسلام و استقلال در افغانستان است و توصیه دوم اتحاد میان اقوام گوناگون در این کشور است: “این نکته را هم عرض کنیم؛ هر حکومتی در افغانستان اگر می‌خواهد این مردم – که کوله بار بیست وپنج سال مبارزه را بر دوش دارند – او را حمایت کنند، باید دو چیز را مورد توجّه قرار دهد: اسلام و استقلال را. مردم افغانستان مسلمان و به پایه های اسلامی پایبندند. بنابراین اصول اسلامی برای آن‌ها بسیار مهم است. هر حکومتی که بخواهد برای دلخوشی غربی‌ها و امریکایی‌ها، اسلام و اسلام گرایی را کمرنگ کند، بداند که از چشم مردم افغانستان خواهد افتاد. مردم افغانستان، اسلام و استقلال را می‌خواهند. این مردم، مردمی هستند که با نیروی مداخله گر خارجی کنار نمی‌آیند. ضربه ای که شوروی‌ها در افغانستان خوردند، از کشورهای اروپای شرقی نخورده بودند. در مجارستان و چکسلواکی و لهستان، شبیه قضیه افغانستان اتّفاق افتاد – یعنی شوروی در آن جاها نیروی نظامی وارد کرد – لیکن هیچکدام از این ملّت‌ها که آن روز شوروی سابق، نیروی نظامی وارد کشورشان کرد و آن جاها را تصرّف نظامی کرد، چنین ضربه ای را به شوروی نزده بودند که افغان‌ها زدند. اخیراً هم ملاحظه کردید که افغان‌ها با دست‌های نفوذی و مداخله‌های بعضی از کشورهای مداخله‌گرِ دیگر هم برخورد خوب و قاطعی کردند و نشان دادند که از مداخله بیگانگان خوششان نمی‌آید. کسانی که در رأس حکومت قرار خواهند گرفت و بناست اداره افغانستان را برعهده گیرند – منهای این که چه کسانی هستند و چگونه کشورشان را اداره خواهند کرد – باید اسلام و استقلال را در افغانستان رعایت کنند تا بتوانند ثبات و امنیّت را به این کشور برگردانند.

نکته دیگری که عرض می کنم، این است که اقوام افغانستان – پشتوها، تاجیک‌ها، هزاره‌ها، هراتی‌ها، ازبک‌ها، قزلباش‌ها و گروه‌ها و قبایل کوچکی که هستند – باید با هم متّحد شوند و اختلافات گوناگون قبیله‌ای و قومی و مذهبی و شیعه و سنّی را کنار بگذارند؛ با همدیگر زندگی کنند و یکدیگر را تحمّل کنند تا بتوانند کشوری را که دشمنان، آن را به ویرانه تبدیل کردند و تعصّب‌ها و معارضه‌های داخلی و قدرت طلبی‌ها هم این معنا را تشدید کرد، ترمیم کنند و بسازند. آن‌ها باید به یکدیگر کمک و با هم همکاری کنند.”(۴) امید است ملّت مظلوم افغانستان بتواند بر اساس اندیشه و غیرت دینی جوانان و نخبگان خویش به استقلال ملّی خود دست یابد و آرزوی دیرین وحدت اقوام گوناگون در افغانستان زمینه ساز آبادی و پیشرفت روز افزون آن را فراهم آورد.


۱) ۳۰ /شهریور/ ۱۳۹۶
۲)  ۱۶ /اردیبهشت/ ۱۳۹۵
۳) ۱۰ /اردیبهشت/ ۱۳۹۷
۴) ۱۶ /آذر/ ۱۳۸۰

درج شده در پایگاه تبیینی تحلیلی مصداق- کد خبر77864 - تاریخ چهارشنبه ۲۴ شهریور ۱۴۰۰