پایگاه تبیینی تحلیلی مصداق

تمدّن نوین اسلامی به معنای پیشرفت همه جانبه است، پیشرفت همه جانبه یعنی توجّه به هر دو بعد مادّی و معنوی انسان می‌باشد. به طوری که دنیا و آخرت با هم در نظر گرفته شود.

ثروت واقعی یک کشور/تمدّن نوین اسلامی به معنای پیشرفت همه جانبه است

پایگاه تحلیلی مصداق/ بر سر راه تمدّن نوین اسلامی، در کنار آسیب‌­ها و چالش­‌هایی که وجود دارد، موانعی نیز باعث کندی حرکت و جلوگیری از انجام برنامه­‌ها و تمدّن سازی می­‌گردد. این موانع به دو دسته موانع داخلی و خارجی تقسیم می‌­شوند، موانع داخلی شامل مواردی می­‌شود که مسلمانان نقش اساسی در شکل­‌گیری آن دارند و موانع خارجی نیز به مؤلّفه‌­هایی اشاره دارد که خارج از جهان اسلام بر مسلمانان تحمیل می‌­شود. بر این اساس، در ادامه به تعدادی از مهم­ترین این موانع پرداخته خواهد شد.

موانع داخلی
۱- فقدان نیروی انسانی کارآمد
اوّلین و مهم­ترین مسئله در تمدّن سازی، نیروی انسانی و جایگاه آن است. به طوری که تمدّن جلوه‌­ی متراکم ابزارسازی و بهره‌مندی انسان‌­های یک اقلیم مادّی و معنوی است. بدین معنا که قابل وام‌گیری یا دریافت وارداتی نیست. اگرچه تمدّن‌­ها دارای آثار جدّی بر یکدیگر هستند؛ تمدّن هر جامعه بیش از هر چیز محصول توانمندی انسان‌­های همان جامعه است و عوامل دیگر در این فرآیند نقش‌­های بعدی را دارا هستند و هیچ تمدّنی از نیروی انسانی بی‌­نیاز نیست. (مطهری، ج۱۵، ص ۳۹۰)

مقام معظّم رهبری نیز به وجود نیروی انسانی کارآمد در شکل گیری تمدّن اسلامی اشاره کرده می‌­فرمایند: «ثروت واقعی یک کشور، نیروی انسانی آن کشور است؛ بخصوص اگر جوان و هوشمند و کارآمد باشد». (بیانات مقام معظّم رهبری، در تاریخ ۲۷/۷/ ۱۳۹۴)

نکته قابل ذکر این‌که، انسان در نقش احیاگر، پذیرنده و انتقال دهنده‌­ی یک تمدّن، نقش اساسی دارد. اگر این عامل به ادلّه­‌ی گوناگون دچار رخوت، سستی، بی­انگیزگی، فساد اخلاقی و روحی، دوری از تعالی، رشد، تفکّر و خلّاقیت شود، نمی‌­تواند احیاگر، حافظ و ناقل تمدّن خویش باشد. پس فقدان نیروی انسانی کارآمد و کافی از موانع مهم تحقّق تمدّن نوین اسلامی است. بنابراین انسان بر اساس نوع آفرینش خود و امّتیازاتی که بر دیگر موجودات دارد، قدرت تمدّن سازی دارد و تمدّن‌­ها نمایانگر هویّت اجتماعی برپاکننده خود هستند.

۲- بی­‌توجّه‌ی مسلمانان به مسائل اخروی و دنیوی
تمدّن نوین اسلامی به معنای پیشرفت همه جانبه است، پیشرفت همه جانبه یعنی توجّه به هر دو بعد مادّی و معنوی انسان می‌باشد. به طوری که دنیا و آخرت با هم در نظر گرفته شود. در احادیث آمده است « اِعْمَلْ لِدُنْیَاکَ کَأَنَّکَ تَعِیشُ أَبَداً وَ اعْمَلْ لاِخِرَتِکَ کَأَنَّکَ تَمُوتُ غَداً»؛ « چنان برای زندگی دنیا تلاش کن که گویا تا ابد زنده هستی و برای آخرت خویش آن‌چنان کار کن که گویی فردا از دنیا خواهی رفت».(ابن بابویه، ۱۳۶۳: ج۳، ص ۱۵۶) یعنی دنیا را برای آخرت نباید ترک کرد، همچنان که آخرت را نباید فدای دنیا کرد. و برای هر دو، نهایت تلاش را انجام داد. در راه رسیدن به این هدف همواره امکان انحراف وجود دارد.

مقام معظّم رهبری نیز بر این مسئله تأکید کرده می‌­فرمایند: «اگر یک تمدّنی، یک فرهنگی و یک آئینی، انسان را تک ساحتّی دانست و خوشبختی انسان را فقط در زندگی مادّى دنیائی به حساب آورد، طبعاً پیشرفت در منطق او، با پیشرفت در منطق اسلام – که انسان را دو ساحتّی می‌­داند – به کلی متفاوت خواهد بود. کشور ما و جامعه‌ی اسلامی آن وقتی پیشرفته است که نه فقط دنیای مردم را آباد کند، بلکه آخرت مردم را هم آباد کند. پیغمبران این را می‌خواهند: دنیا و آخرت. نه دنیای انسان باید مغفول عنه واقع بشود به توهّم دنبال‌گیری از آخرت، نه آخرت باید مغفول عنه واقع بشود بخاطر دنبال‌گیری از دنیا. این بسیار نکته‌ی مهمی است». (بیانات مقام معظّم رهبری، در تاریخ، ۲۷/ ۲/ ۱۳۸۸)

در توضیح آن باید گفت این‌که کسانی دنیا را اصل بدانند و آخرت را فراموش کنند؛ یعنی همه‌­ی تلاش جامعه و برنامه‌­ریزان و سیاست­گذاران و حکومت، برای این باشد که زندگی مردم را از لحاظ دنیایی آباد کنند. ولی به بُعد معنوی توجّهی نشود. از طرفی اقبال به مسائل اخروی و دینی، و بی­‌توجّه‌ی به مواهب عالم حیات و استعدادهایی که خدای متعال در این عالم قرار داده است؛ و غفلت از دنیا هم یکی از انحراف­‌هاست. بنابراین تعادل دنیا و آخرت و نگاه به دنیا و آخرت هم در برنامه‌­ریزی، هم در عمل شخصی و هم در اداره‌­ی کشور لازم است. یعنی در راه رسیدن به تمدّن نوین اسلامی هر دو بُعد دنیوی و معنوی مورد توجّه قرار گیرد و بی‌­توجّه‌ی به هر کدام از آن‌ها انحراف است.

۳- ضعف ایده و ایمان
قوی­ترین سرمایه‌­های بشری بدون برخورداری از ایمان و انگیزه، فاقد اثرگذاری خواهند بود. بشر برای خروج از رکود و فعّال سازی قوّه­ی ابتکار و خلّاقیت خود باید از ایمان و انگیزه‌­ی جدّی برخوردار باشد. این عوامل ممکن است دارای ارزش‌­های یکسان بوده یا حتّی دارای منشأهای ناصواب باشند؛ پس وجود آن‌ها برای تمدّن سازی ضروری است.

حضرت آیت الله خامنه‌­ای یکی از راه‌­های نفوذ دشمن و فاصله گرفتن مسلمانان از اسلام راستین را ضعف ایمان می­‌داند و برای نمونه به یکی از دلایل سقوط اندلس که همان ضعف ایمان آنان بود، اشاره می‌­کنند و می‌­فرمایند: «همان کاری را که در آندلس، در قرن‌­های گذشته کردند. یعنی جوانان را در عالم، به فساد و شهوت رانی و می‌گساری و این چیزها مشغول کردند، این کار، حالا هم انجام می‌گیرد، من بارها گفته‌­ام: عده­ای وقتی در خیابان نگاه می­‌کنند و زنانی را می‌بینند که حجاب‌شان قدری ناجور است، دلشان خون می‌شود، بله؛ این کارِ بدی است. امّا کارِ بد اصلی، این نیست، کارِ بد اصلی آن است که شما در کوچه و خیابان نمی‌بینید! کسی به کسی گفت: «چه کار می کنی؟» گفت: «دهل می‌زنم.» گفت: «چرا صدای دهلت در نمی‌آید؟» گفت: «فردا صدای دهل من درمی آید!» صدای فرو ریختن ایمان و اعتقاد ناشی از تهاجم پنهانی و زیر زیرکی دشمن – اگر شما ملّت و عناصر فرهنگی بیدار نباشید – خدای نخواسته، آن وقتی در می‌­آید که دیگر قابل علاج نیست!». (بیانات مقام معظّم رهبری، در تاریخ ۲۱/ ۵/ ۱۳۷۱)

۴- عدم وجود استقلال
یکی از ایده‌­هایی که همواره برای عموم مسلمانان مطرح بوده و در طول تاریخ، بر آن تکیه ویژه­‌ای می‌­شده است، اصل استقلال خواهی و دشمن ستیزی مسلمانان است. اصل مبارزه با دخالت و نفوذ بیگانگان که یک سرمایه حیاتی برای ملّت­‌های مسلمان تلقّی می‌­گردد. این اصل باید در همه ابعاد مختلف زندگی مانند: عرصه‌­های سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و اعتقادی و … تقویت گردد، به طوری که استمساک به دشمن ستیزی و استقلال ­طلبی برای تحقّق تمدّن نوین اسلامی، امری غیرقابل انکار به نظر می‌رسد.
استقلال و خود اتّکایی خاستگاه قرآنی دارد. مسلمانان با الهام گرفتن از آیه « وَ لَن یَجْعَلَ اللّهُ لِلْکَافِرِینَ عَلَى الْمُؤْمِنِینَ سَبِیلاً»(نساء: ۱۴۱) باید تلاش کنند تا استقلال جامعه اسلامی را در ابعاد گوناگون سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و نظامی آن تأمین کنند. سیرۀ رسول اکرم (ص) و رفتار مسلمانان صدر اسلام می­‌تواند الهام بخش تمدّن نوین اسلامی باشد.

مقام معظّم رهبری نیز استقلال را عامل مهمی در شکل گیری تمدّن اسلامی می­‌داند و معتقد است: «یکی از مهم‌ترین بخش‌های تشکیل‌دهنده‌ی‌ هویّت این انقلاب، استقلال و هویّت ملّت ایران بود؛ چیزی که در طول دوران پنجاه‌ساله‌ی‌ حکومت پهلوی و در حدود پنجاه سال قبل از آن، در حکومت قاجار، به‌کل لگدمال شده بود. کشور به این بزرگی، ملّت به این بااستعدادی، ثروت به این انبوهی، یک‌جا در اختیار سیاست‌های بیگانه بود؛ یک روز در رقابت روس و انگلیس، یک روز مستقلاً در اختیار انگلیس، در نهایت هم در اختیار دزدی قوی‌پنجه‌تر از این‌ها؛ یعنی آمریکا. ملّت ایران (چه فرزانگان شان که با علم و آگاهی از آن وضعیت رنج می‌بردند و چه آحاد مردم که از آثار آن وضعیت دچار شکنجه و ستم بودند) یکی از بزرگ‌ترین هدف‌هایشان این بود که این هویّت اسیر را بازیابی کنند، استقلال خودشان را به‌دست بیاورند و تابع سیاست این کشور و آن کشور نباشند». (بیانات مقام معظّم رهبری، در تاریخ ۱۹/ ۱۱/ ۱۳۸۳) بنابراین همین استقلال خواهی مردم انقلابی ایران بود که زمینه­‌های حرکت به سوی تمدّن نوین اسلامی را فراهم نموده است.

درج شده در پایگاه تبیینی تحلیلی مصداق- کد خبر72103 - تاریخ سه شنبه ۲۰ فروردین ۱۳۹۸