پایگاه تبیینی تحلیلی مصداق

شــروع جاذبه مغناطیس حسینى، در روز اربعین است. جابربن عبداالله را از مدینه بلند مى کند و به کربلا مى کشــد. این، همان مغناطیسى است که امروز هم با گذشت قرن هاى متمادى، در دل من و شماست. کسانى که معرفت به اهل بیت دارند، عشق و شور به کربلا همیشه در دلشان زنده است. این از آن روز شروع شده است. عشق به تربت حسینى و به مرقد سرور شهیدان.

آغاز جاذبه مغناطیس حسینى

پایگاه تحلیلی مصداق اربعین، تجلى عشق به تربت و مرقد سیّدالشهدا (ع) و آغاز جاذبه حســینى است که با وجود گذشــت قرن هاى متمادى، همچنان دل همه دوستداران اهل بیت و همه آزادگان جهان را به سوى رستگارى و عزت و افتخار مى کشاند.
در نگاه مقام معظم رهبرى، اولین جوشــش هاى چشــمه جوشــان محبت حسینى که رود همیشه جارى زیارت را در طول این قرن هــا جاری کرده در اربعیــن پدید آمد. جاذبه قوی حســینى، اولین دل ها را در اربعین به ســوى خود جلب کرد.  رفتــن جابربن عبداالله و عطیه به زیارت امام حسین (ع) در روز اربعین، ســرآغاز این حرکــت پربرکت بود. در طول قرن ها تا به امروز، پیوسته این حرکت پُر شکوه تر، پُر جاذبه تر و پُر شور تر شده است و نام و یاد عاشورا را روز به روز در دنیا زنده تر کرده است.[۱]

رهبر انقلاب می فرمایند :«چه آمدن خاندان پیغمبر در روز اربعین به کربلا که بعضى روایت کرده اند درست باشد یا درست نباشد، ظاهرا در این تردیدى نیســت که جابربن عبداالله انصــارى به همراه یکى از بــزرگان تابعین که نام او را بعضى عطیه گفته اند، بعضى عطا گفته اند و احتمال دارد عطیه بن حارث کوفى حمدانى باشد؛ به هرحــال یکى از بزرگان تابعین اســت که در کوفه ســاکن بوده ـ این راه را طى کردند و در این روز بر ســر مزار شــهید کربلا حاضر شدند. شــروع جاذبه مغناطیس حسینى، در روز اربعین است. جابربن عبداالله را از مدینه بلند مى کند و به کربلا مى کشــد. این، همان مغناطیسى است که امروز هم با گذشت قرن هاى متمادى، در دل من و شماست. کسانى که معرفت به اهل بیت دارند، عشق و شور به کربلا همیشه در دلشان زنده است. این از آن روز شروع شده است. عشق به تربت حسینى و به مرقد سرور شهیدان».[۲]

 

برطرف کردن ابرهاى جهل و غفلت
رهبر معظم انقلاب مضامین زیارت اربعین امام حسین را بسیار پرمغز و در خور تأمل و تدبر دانسته، با اشاره به این فراز از زیارت اربعین «لیستنقذ عباده من الجهالۀ و حیره الضلالۀ» هدف از قیام حسینى را برطرف کردن ابرهاى جهل و غفلت از افق زندگى انسان ها و هدایت حقیقى آنان می داند.[۳]  معظم له با این دیدگاه، حقیقت نهضت امام را این گونه تحلیل می کنند: «فقره هاى اول (زیارت) آن، دعاســت که گوینده این جملات را خطاب به خداوند متعال عرض می کند: «و بذل مهجته فیک»؛ یعنى حســین بن على، جان و خون خود را در راه تو داد. « لیستنقذ عبادک من الجهالۀ » تا بندگان تو را از جهل نجات دهد. «و حیره الضلالۀ» و آنها را از ســرگردانى ناشى از ضلالت و گمراهى برهاند. این یک طرف قضیه، یعنى طرف قیام کننده حسین بن على علیه السلام است. طرف دیگر قضیه، در فقره بعدى معرفى مى شود: « و قد توازر علیه من غرته الدنیاه  و باع حظه بالارذل الأدنى». نقطه مقابل، کســانى بودند که فریب زندگى، آنهــا را به خود مشــغول و دنیاى مادى، زخارف دنیایى، شــهوات و هواهــاى نفس، از خود بیخودشـان کرده بود. «و باع حظه بالارذل الأدنى»؛ سهمى را که خداى متعال براى هر انسانى در آفرینش عظیم خود قرار داده است ـ این سهم عبارت است از سعادت و خوشبختى دنیا و آخرت ـ به بهاى پست و ناچیز و غیر قابل اعتنایى فروخته بودند. این، خلاصه نهضت حسینى اســت. با مداقّه در این بیان، انسان احساس می کند که نهضت حسینى در واقع با دو نگاه قابل ملاحظه اســت، که هر دو هم درست اســت؛ اما مجموع دو نگاه، نشان دهنده ابعاد عظیم این نهضت اســت.یک نگاه، حرکت ظاهرى حسین بن على است که حرکت علیه یک حکومت فاسد و منحرف و ظالم و سرکوبگر یعنى حکومت یزید  است؛ اما باطن این قضیه، حرکت بزرگ ترى اســت که نگاه دوم، انسان را به آن می رســاند، و آن حرکت علیه جهل و زبونى انســان اســت. در حقیقت، امام حســین (ع)   اگرچه با یزید مبارزه مى کند، اما مبارزه گسترده تاریخى وى با یزید ِ کوته عمر بى ارزش نیســت؛ بلکه با جهل و پســتى و گمراهى و زبونى و ذلت انسان است. امام حسین با اینها مبارزه می کند»[۴].


[۱] . یکم فروردین ۱۳۸۵

[۲] . یکم فروردین ۱۳۸۵

[۳]  . ۱۴ خرداد ۱۳۸۵

[۴] . ۱۴ خرداد ۱۳۸۵

مطالب مرتبط:

درج شده در پایگاه تبیینی تحلیلی مصداق- کد خبر69174 - تاریخ دوشنبه ۷ آبان ۱۳۹۷