پایگاه تحلیلی مصداق

اندیشه ولایت

غربی ها با توسل به ظرفیت رسانه ای و سایبری خود و تقابل زیرکانه فکری و نظرى به دنبال، به بى‌ایمان کردن مردم نسبت به مبانى دین، کشور، انقلاب و نظام هستند. اگر فرهنگ در کشورى دچار انحطاط شد و یک کشور هویت فرهنگى خودش را از دست داد، حتى پیشرفت هایى که دیگران به آن کشور تزریق کنند، نخواهد توانست آن کشور را از جایگاه شایسته‌یى در مجموعه‌ى بشریت برخوردار کند و منافع آن ملت را حفظ کند.

دلائل عناد فرهنگ غرب با فرهنگ ایرانی و اسلامی

پایگاه تحلیلی مصداق/ اروپائیان جهت حفظ موقعیت خود و استمرار و استثمار و بهره کشی از جامعه های تحت سلطه، پس از غلبه نظامی، کوشیدند تا مقاومت فرهنگی این گونه جامعه ها را از میان بردارند، زیرا با یک زندگی فرهنگی بومی مستحکم نمی-توانستند به تداوم حضورشان اطمینان داشته باشند. در نتیجه استعمارگران با اقداماتی حساب شده، شروع به تخریب فرهنگ جامعه های تحت سلطه کردند و نظریه هایی بدین منظور تدوین نمودند. استعمارگران برای اینکه سلطه و غارت خود را ادامه دهند از شیوه هایی استفاده می کنند که در صدر آن استعمار فرهنگی قرار دارد. در این مورد برای اینکه مردم از خود بی خود شده و فرهنگ ملی خویش را بی مقدار سازند، دست به تخریب ساختار سنت های فرهنگی زده تا بتوانند هر چه می خواهند به خورد ملت دهند و بر گرده آنها سوار شوند، از آنان موجوداتی بسازند که فقط کار و هدفشان مصرف کالاهای تولیدی جهان صنعتی باشد. طبیعی است که برای نیل به این هدف ها، نزدیکترین راه استعمار فرهنگی می باشد.
غربی ها با توسل به ظرفیت رسانه ای و سایبری خود و تقابل زیرکانه فکری و نظرى به دنبال، به بى‌ایمان کردن مردم نسبت به مبانى دین، کشور، انقلاب و نظام هستند. اگر فرهنگ در کشورى دچار انحطاط شد و یک کشور هویت فرهنگى خودش را از دست داد، حتى پیشرفت هایى که دیگران به آن کشور تزریق کنند، نخواهد توانست آن کشور را از جایگاه شایسته‌یى در مجموعه‌ى بشریت برخوردار کند و منافع آن ملت را حفظ کند.
امروز دشمنىِ با اسلام از سوى جبهه‌ى استکبار جهانى، دشمنىِ سازمان‌یافته‌تر و جدى‌تر و همه‌جانبه‌ترى است؛ هم به لحاظ فرهنگى، هم به لحاظ تبلیغات سیاسى، هم به لحاظ تحرک سیاسى، هم به لحاظ اقتصادى. قدرتهاى استکبارى از بیدارى دنیاى اسلام احساس خطر مى‌کنند و این را بر زبان هم مى‌آورند. و آنچه که امروز علیه اسلام از جبهه‌هاى مختلف انجام مى‌گیرد، یک حرکت سازمان‌یافته و حساب‌شده است؛ طراحى‌شده است.
لذا اگر تضعیف باورها و ارز ش های اسلامی، بومی، سنتی و ایرانی ما با یک شیب نسبتا ملایم از دوره قاجار شروع شد و با یک فرایند جدید در دوره پهلوی شدت گرفت و ادامه داشت، با ظهور انقلاب اسلامی سرمایه فکری، نیروی انسانی و حربه های رسانه ای غرب در چهار دهه اخیر بعد از انقلاب هزاران برابر شد، زیرا غرب مقابله انقلاب اسلامی را با فرهنگ خود به خوبی درک کرده بود و با هزینه های چند صد میلیارد دلاری و با ساخت و هدایت شبکه های ماهواره ای و صنایع فرهنگی مرتبط، به دنبال ویران کردن پایه های فرهنگ ناب ایرانی و اسلامی بوده است. به همین دلیل ما شاهد هستیم که روند معضلات اقتصادی، آسیب های اجتماعی و فسادهای باطنی فکری(بی ایمانی) و ظواهر و نمادهای فرهنگی(اعتیاد، بی حجابی و…) در سال های اخیر وخیم تر از دوران پهلوی بوده است، زیرا همت غربی ها بر این سه جنبه اقتصادی، اجتماعی و مخصوصا فرهنگی معطوف شده است.
اصلی ترین و ریشه ای ترین هدف تحمیلی و تهاجمی فرهنگ غرب، هویت زدائی و تزلزل و نابودی ارزش های انسانی و معنوی است که به تعبیری، تمام موارد قبل شیوه و ابزارهای متناسب برای تحقق این امر بوده است. رهبر معظم انقلاب این رویکرد و هدف محوری غربی ها را اینگونه توصیف می کنند: « فرهنگ غربی، فرهنگ مهاجم است؛ هرجا وارد شود، هویت زدائی میکند؛ هویت ملت ها را از بین می برد. فرهنگ غربی، ذهن ها را، فکرها را مادی می کند، مادی پرورش می دهد؛ هدف زندگی می شود پول و ثروت؛ آرمان های بلند، آرمان های معنوی و تعالی روحی از ذهن ها زدوده می شود. خصوصیت فرهنگ غربی این است.»(۱)

صدمات باطنی و ظاهری به فرهنگ ایرانی و اسلامی
شروع سلطه گری سخت(سیاسی و نظامی) و نرم(فرهنگی و اقتصادی) غربی ها و همزمان با آن، بی تدبیری و سرخوردگی مردم کشورهای اسلامی موجبات تحقق اهداف غربی ها و آسیبهای جدّی فکری و فرهنگی به ممالکی همچون ایران وارد شد. اصلی ترین کلید واژه و عرصه محوری این صدمات را می توان تحت عنوان جهانی شدن یا به تعبیر بهتر، «جهانی سازی» جستجو کرد.
یکی از تأثیرات مهم جهانی شدن، بر حوزه فرهنگ است بدین صورت که، فروریزی مرزها و فضاهای محدود، موجب برخورد فرهنگ ها با یکدیگر و با فرهنگ جهانی می شود که در اثر این برخورد، با فرهنگ های دیگر مستحیل می شوند، برخی دیگر موضعی سرسختانه و ستیزآمیز نسبت به فرهنگ مهاجم اتخاذ می کنند. شماری از فرهنگ ها به همزیستی مسالمت آمیز تن می دهند و تعدادی هم گفتگو و تبادل فرهنگی را گریزناپذیر می دانند. از طرف دیگر درست است که فرایند جهانی شدن به همگونی و یکدست شدن فرهنگ و تفاوت زدایی و تنوع زدایی می انجامد، ولی نوع دیگری از همزیستی ها، آمیزش ها، تفاوت ها وخاص ها را هم پدید می آورد.(۲)
با پایان جنگ خلیج فارس و برتری آمریکا و متحدین غربی، این ارائه اولین بار در قالب نظم نوین جهانی ظهور و بروز پیدا کرد. نظم نوین جهانی که عبارتست از صلح و دمکراسی برای همه جهان تحت رهبری ایالات متحده و در میان ملت های جهان، تنها امریکاست که هم ارزش های اخلاقی و هم ابزار لازم برای پشتیبانی از نظم جهانی را داراست.(۳)


(۱)بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار جوانان استان خراسان شمالی ۱۳۹۱/۰۷/۲۳
(۲)گل محمدی، احمد، (۱۳۸۱). “جهانی شدن فرهنگ، هویت” نشر نی
(۳)پرور، اسماعیل.(۱۳۸۰).”جهانی شدن یا حکومت جهانی”، مرکز پژوهش های اسلامی صدا و سیما

مطالب مرتبط:

درج شده در پایگاه تحلیلی مصداق- کد خبر67673 - تاریخ سه شنبه ۹ مرداد ۱۳۹۷