پایگاه تبیینی تحلیلی مصداق

تببین و تحلیل بیانات رهبر انقلاب بسط و ترویج گفتمان امام خامنه ای

باید به این امر توجه ویژه ای داشت که ما هر کار لازمی که باید صورت می گرفت در راستای شفاف سازی دشمنی آمریکا انجام داده ایم و نباید انتظار داشت که آمریکا رفتار علنی تری از دشمنی خود را به ما نشان بدهد؛ بنظرم این پرونده منازعه ایران و آمریکا به قدری سیاه و نابخشودنی است که  نیازی به رفتار و جنایت جدیدی از سوی آمریکا نیست.

پرونده آمریکا به قدری سیاه و نابخشودنی است که نیازی به رفتار و جنایت جدیدی نیست!/ برجام شعبده و تردستی دولت بود

پایگاه تحلیلی مصداق/ حافظه تاریخی یک ملت، همواره به عنوان یکی از منابع الهام بخش یک ملت تعبیر می شود. یکی از محتویات این حافظه تاریخی، تعاملات بین المللی و ارتباط با سایر کشورهاست. این روزها که نتایج برجام به عنوان یک معاهده بین المللی در مقابل چشم همه قرار گرفته و هر قاضی منصفی شاهد اجرای تعهدات ایران در برابر بدعهدی طرف مقابل غربی و علی الخصوص ایالات متحده است، برای بررسی حافظه تاریخی ملت ایران در مواجهه با آمریکا، با «دکتر مجید بهستانی» استاد علوم سیاسی و عضو هیئت علمی دانشگاه به گفتگو نشستیم که بخش اول آن که در آن به بازخوانی مواجهه ایران و آمریکا پرداخته بودیم ارائه شد و بخش دوم این گفتگو در ادامه ارائه می گردد.

 

قبل از انقلاب نخبگان چپ تحت عنوان مبارزه با امپریالیسم، اصلی ترین منتقدان آمریکا بودند و پس از آن ها پیروان امام خمینی(ره) به عنوان منتقد و فعال ضد آمریکایی حضور داشتند؛ اما پس از انقلاب، با سقوط جریان سلطنت طلب، شاهد آن هستیم که جریان لیبرال در انزوا است و جریان اصلی روشنگری، جریان حضرت امام(ره) و رسانه ها و دستگاه­های رسمی بود. نکته جالب و مهم این است که بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، جریان چپ، علم مبارزه با امپریالیسم را پایین می آورد در حالی که آمریکا برایشان منفور و محور امپریالیسم است و از آن زمان ۹۵درصد از ادبیات ضد آمریکایی متعلق به جریان حاکمیت جمهوری اسلامی است.

در اینجا این سوال مطرح می شود که آیا رسانه های رسمی، موفق شدند آمریکا را به دشمن شماره یک ملت تبدیل کنند؟ پاسخ من اینست که برای توده مردم انقلابی بله ولی بخشی از جامعه قرائت جمهوری اسلامی از آمریکا را به عنوان شیطان بزرگ را باور نکرده اند. این بخش از جامعه آمریکا را به عنوان یک دشمن زورگو قبول می کنند ولی اعتقاد دارند برای مردم خودش خوب است و دشمنی هایش با ما هم به علت ماجراجویی های جمهوری اسلامی است. همین جریان همچنان باپرجاست یعنی حتی بعد از برجام و عدم پایبندی آمریکا به تعهداتش همین حرف ها را در عموم مردم و برخی دولتمردان می شنویم[۱].

متاسفانه دولتی که سر کار است جریان تکنوکراتی است که تا مغز استخوانش آمریکایی است و اگر آمریکا به آنها لبخند بزند وا خواهند رفت. امروز که آمریکا در حال لگد زدن به این جریان است، اینها همچنان چشم امیدشان به مذاکره است و دست دوستی دراز می کنند، اگر از طرف آمریکا لبخندی زده شود که چهره واقعی خود را به خوبی نمایان می کنند؛ نباید فراموش کرد که آمریکاستیزی در گفتمان تکنوکراتِ ما اصلا وجود ندارد. جریان تکنوکراسی، جریان لیبرالی بود که در در دهه شصت به انزوا رفته بود، در دولت آقای هاشمی و اواخر جنگ تحمیلی دوباره احیا شده  و به قدرت می رسند.

پس در مجموع به نظرم می رسد پیرامون شیطان صفتی ایالات متحده، هنوز گفتمان سازی مطلوبی نشده و همچنان در پس ذهن عموم مردم، انگلیس و روسیه دشمن شماره یک هستند. شما میزان خیانت های روسیه و آمریکا پس از انقلاب را با هم مقایسه کنید؛ مدعی خیانت نکردن روس ها نیستم چون روسها ها هم با ما مشکلات جدی تمدنی و سیاسی دارند ولی حداقل بروز و ظهورش کمتر از ایالات متحده است؛ ولی در سال های اخیر رسانه های آمریکایی و ضد انقلابی به دنبال این هستند که انقلاب اسلامی را توطئه روس ها در ایران معرفی کنند. کتاب «رفیق آیت الله» را نوشتند و در رسانه های خود تلاش دارند شخصیت های انقلابی را به نحوی نمک پروده و یا نیروی امنیتی سیاسی روسیه نشان دهند. حتی در قائله سوریه بیان میشود که ایران برای روسیه می جنگد، نه باوری که ما داریم مبنی بر این که روسیه در حال حمایت از جبهه مقاومت است.

با نکاتی که بیان شد چون عموم مردم همچنان آمریکا را دشمن شماره یک ما نمی دانند، پس یک کورسوی امیدی نسبت به مذاکره داشته و در اواخر دولت احمدی نژاد مطالبه مذاکره بین مردم ایجاد شد. اما برجام  فرصتی است که این بی اعتمادی را در خاطره تاریخی خود ثبت کنیم؛

وقتی ترامپ گفت برجام را پاره می کنم و تحریم های بیشتری را وضع کرد، حامیان جریان اصلاح طلب در داخل به تعبیری گفتند که حالا که یک سگ هار در آمریکا به قدرت رسیده کاری نکنیم که به ما تجاوز کند. این یعنی همچنان امیدوار هستند با دادن امتیاز می توانند آمریکا و این سگ  هار را آرام کنند، در حالی که در یک مواجهه قدرت در روابط بین الملل و در سطوح عادی یعنی قدرت های بزرگ با قدرت های کوچک؛ نه دو قدرت بزرگ در مقابل یکدیگر، شما نمی توانی با دادن یک سری از امتیازها دولت مقابل را راضی کنی، شما اگر بنای ارتباط موثر داشته باشید، ملزم به همسو شدن صرف هستید.

این حافظه تاریخی و مطالبه مذاکره توسط مردم منجر به این شد که یک دولت تکنوکرات، با چند شعبده بازی و تردستی رسانه ای، یک معاهده ننگین به اسم برجام را به ما و ملت ما تحمیل کند. بطوری که بعید نیست که حاضر باشند برای حفظ برجام، مذاکرات موشکی هم انجام دهند و حتی بعید نیست به بهای برخی گشایش های مالی در سایه چهارچوب برجام مذاکرات مجدد و تحت عنوان معاهدات تکمیلی صورت بگیرد. حتی عناوین دیگری چون مسائل منطقه ای ، فرآیند صلح در سوریه جهت راضی کردن طرف مقابل دور از ذهن نیست. اینکه شاهد هستیم امروز برخلاف ادعای قبلی این دولت که مطرح می کردند برای تثبیت برجام با کدخدا بسته اند و یا اینکه امضای کری را تضمین می دانستند، قائل به ادامه برجام حتی با خروج و دهن کجی ایالات متحده به این معاهده بین المللی هستند از همین روحیه بر می آید.

باید به این امر توجه ویژه ای داشت که ما هر کار لازمی که باید صورت می گرفت در راستای شفاف سازی دشمنی آمریکا انجام داده ایم و نباید انتظار داشت که آمریکا رفتار علنی تری از دشمنی خود را به ما نشان بدهد؛ بنظرم این پرونده منازعه ایران و آمریکا به قدری سیاه و نابخشودنی است که  نیازی به رفتار و جنایت جدیدی از سوی آمریکا نیست.

اما چرا این نگرش تنفر به آمریکا در عمق ذهنی مردم ایجاد نمی شود و یا مورد غفلت و فراموشی واقع می شود؟ چرا انگلیس و روس همچنان مورد بدبینی مردم ما هستند؟ بنده احساس میکنم که اولویت اول ما در تغییر این نگرش رفتار خود جمهوری اسلامی است. مردم ما به یک عدم باور نسبت به صداقت مسئولین سیاست خارجی و مسئولین دولت رسیده اند و شفاف سازی ها را در راستای سرپوشی بر فعالیت های خود مسئولین خود می گمارند. البته که ممکن است با توجه به رفتار ترامپ و دولت حاکمه به مصداق کلام امام صادق(ع): الحمد الله الذی جعل اعدائنا من الحمقی شوند و یک دشمنی علنی را از آنها شاهد باشیم و یک لقمه درست و حسابی به جمهوری اسلامی بدهد ولی در درجه اول باید به نوع رفتار مسئولین و به تبع آن واکنش های مردم نسبت به نظام جمهوری اسلامی تمرکز کرد. برای مردم سوال است که چرا آرمان شهر مسئولین ما غرب است؟ چرا خانواده ایشان در آمریکا و غرب تحصیل و زندگی می کنند؟ و چراهای دیگری که مسئولین را در مسئله دشمنی با آمریکا صادق نشان نمی دهد.

 

[۱] – این گفتگو  پیش از اعلام خروج آمریکا از توافق برجام صورت گرفته است.

مطالب مرتبط:

درج شده در پایگاه تبیینی تحلیلی مصداق- کد خبر67093 - تاریخ یکشنبه ۲۳ اردیبهشت ۱۳۹۷