۲۵ آبان ۱۳۹۷ مصادف با   7 ربیع الاول 1440
تاریخ: ۱۸ شهریور ۱۳۹۷ |   تعداد بازدیدها: 1,075
کد خبر:68445
| ف | | |

سبک زندگی (4)

سبک زندگی و پروژه استعماری جهانی‌سازی!

آدم غرب‌زده، وفادارترین مصرف‌کننده مصنوعات غربی است. اگر یک روز صبح برخیزد و بداند که هرچه سلمانی و خیاطی و واکسی و تعمیرگاه است بسته شده، دق می‌کند و رو به قبله دراز می‌کشد؛ گرچه نمی‌داند قبله کدام سمت است! وجود این همه مشاغل و آن همه مصنوعات فرنگی، برای او از وجود هر مدرسه و مسجد و بیمارستان و کارخانه ضروری‌تر است. به خاطر اوست که چنین معماری بی‌اصل و نسبی داریم و چنین شهرسازی قلابی…

پایگاه تحلیلی مصداق/  وقتی سخن از سبک زندگی به میان می‌آید، ابعاد مختلف فرهنگی و اجتماعی آن رخ می‌نماید. در این میان، نسبت میان فرهنگ‌های مختلف، خصوصا فرهنگ‌های متعارض، امری تعیین‌کننده خواهد بود؛ این‌که در مواجهه یک نظام فرهنگی با نظام فرهنگی دیگر – آن‌جا که میان آن دو، نسبتی از تعارض (اعم از تضاد، تناقض و…) برقرار است –  چه اتفاقی رخ می‌دهد؟ نقطه کانونی در این چالش، تزاحم فرهنگ‌ها و نتیجه آن است. چنین چالشی آن‌گاه پررنگ‌تر می‌شود که یک‌سوی این مواجهه، با رویکردی تهاجمی به میدان آید و موضعی از جنس برتری‌جویی و غلبه داشته باشد؛ درست همان معنایی که در رویکرد موسوم به جهانی‌سازی فرهنگ نهفته است.

از این منظر، نظریه‌هایی چون جهانی‌شدن (Globalizationجهان‌وطنی (Cosmopolitanجهان‌شمولی (Universalismنظامِ‌جهانی (Global System) و مانند آن، در راستای تحقق اهداف تعریف‌شده ذیل پروژه کلان تهاجم فرهنگی طراحی شده است (۱). این موضع، تحلیل بعد فرهنگی جهانی‌سازی از این منظر کلان است که این کلان‌پروژه را تعبیری جعلی برای امپریالیسم نوین می‌دانند که در پس این عنوان پنهان شده و سیطره و تحکم یک نظام بر جامعه جهانی را دنبال می‌کند؛ با تاکید بر این آسیب بنیادین که در نتیجه این رویکرد، آن‌چه روی می‌دهد عبارت است از تقلیل انسان و روابط اجتماعی جامعه انسانی به شیء، کالا و مقتضیات نظام بازار و تفکر سرمایه‌داری (۲).

تحلیل بعد اقتصادی این رویکرد استعماری نوین، می‌تواند راهنمای ما در تحلیل بهتر بعد فرهنگی و اجتماعی آن باشد؛ با این توضیح که این دو بعد، خصوصا در این پروژه کلان، ارتباط تنگاتنگی دارند: «جهانی‌سازی نوعی از لیبرالیسم جدید جهانی است که به وسیله ایالات متحده و بنگاه‌هایی مانند صندوق بین‌المللی پول و سازمان توسعه و همکاری‌های اقتصادی (OECD) حمایت می‌شود. این پدیده دولت‌ها را تحت فشار می‌گذارد تا معیارهای اجتماعی قابل قبول را کاهش دهند و تنها معیارهای اقتصاد بازار آزاد را بر جامعه حاکم کنند» (۳).

نکته مهمی که در این‌جا مطرح می‌شود، لزوم زمینه‌سازی فرهنگی برای نفی استقلال سیاسی و اقتصادی کشورها و تسهیل مقاصد استعماری – با الگوی طرح‌شده در بند پیشین – است. توجه به ساحت فرهنگی جامعه هدف، حتی در رویکرد مبتنی بر مواجهه سخت – مثل تحریم یا جنگ – اهمیت بالایی دارد. ریچارد نفیو، مسئول تیم طراحی تحریم‌ها علیه ایران در دوره دوم اوباما، در کتاب هنر تحریم‌ها می‌نویسد:

این سوال مطرح می‌شود که آیا جمعیت ساکن در کشور هدف انگیزه‌های مادی بالایی دارند یا خیر؟ آیا کشور مذکور و جمعیت آن به ارزش‌های سنتی و مذهبی خود در حوزه شهادت و فداکاری پایبندند؟ آیا برای آن مردم، نهادهای بین‌المللی مانند سازمان ملل و سایر نهادها مشروعیت و اعتبار لازم را دارند یا خیر؟ پاسخ به این سوال‌ها می‌تواند نشان‌دهنده نوع واکنش مردم یک کشور به اعمال تحریم‌ها و درد ناشی از آن‌ها باشد و کشور تحریم‌کننده نیز می‌فهمد که انتظارات خود را در مورد چگونگی اعمال درد و فشار و بازسازی آن‌ها تنظیم کند تا بتواند بر اراده و عزم کشور هدف فائق بیاید (۴).

هربرت شیلر، جامعه‌شناس و پژوهشگر صاحب‌نام امریکایی، از منظر اقتصاد سیاسی به ارتباطات بین‌المللی، امپریالیسم فرهنگی را این‌گونه تعریف می‌کند: دسترسی جهانی رسانه‌های جمعی آمریکا بر جهان. او امپریالیسم فرهنگی را واجد دو جنبه اساسی می‌داند: رویکرد جهان‌شمول‌ به تجدد (مدرنیته) و سلطه فرهنگ سرمایه‌داری (۵).

این جریان سلطه‌گر فرهنگی، تربیت انسان‌هایی را دنبال می‌کند که جلال آل‌احمد ایشان را به زیبایی معرفی کرده است؛ آن‌جا که می‌نویسد:

آدم غرب‌زده، وفادارترین مصرف‌کننده مصنوعات غربی است. اگر یک روز صبح برخیزد و بداند که هرچه سلمانی و خیاطی و واکسی و تعمیرگاه است بسته شده، دق می‌کند و رو به قبله دراز می‌کشد؛ گرچه نمی‌داند قبله کدام سمت است! وجود این همه مشاغل و آن همه مصنوعات فرنگی، برای او از وجود هر مدرسه و مسجد و بیمارستان و کارخانه ضروری‌تر است. به خاطر اوست که چنین معماری بی‌اصل و نسبی داریم و چنین شهرسازی قلابی…

آدم غرب‌زده، چشم به دست و دهان غرب است؛ کاری ندارد که در دنیای کوچک خودمانی، در این گوشه از شرق چه می‌گذرد…. آدم غرب‌زده، حتی خودش را از زبان شرق‌شناسان می‌شناسد! خودش – به دست خودش – خودش را شیئی فرض کرده و زیر میکروسکوپ شرق‌شناس نهاده و به آن‌چه او می‌بیند، تکیه می‌کند، نه به آن‌چه خودش هست و احساس می‌کند و می‌بیند و تجربه می‌کند؛ این دیگر زشت‌ترین تظاهرات غرب‌زدگی است! خودت را هیچ بدانی و هیچ بینگاری و… (۶).

به این ترتیب، با مدیریت سبک زندگیِ جامعه هدف، که دایرمدار الگوی مصرف است، اراده استعماری کشورهای سلطه‌گر عملی می‌شود و از مسیر فرهنگ و روش زندگی، منافع سیاسی و اقتصادی ایشان تامین شده و توسعه می‌یابد. در این رویکرد فرانوین استعماری، «وابستگی دیگر نه در ایده‌ها، ابزارها، تکنولوژی‌ها و… که در زیستن انسان‌ها نمود می‌یابد. بر این اساس، آن‌چه به بند کشیده می‌شود، قدرت سیاسی یک جامعه یا ثروت آن و حتی آکادمی‌ها و نهادهای آموزشی آن جامعه نیست. فراتر از این حتی استعمار اذهان آدمیان مستعمره نیز همه ماجرا نیست. در این نوع استعمار خودِ زندگی و نحوه زیستن آدمیان است که مستعمره خواهد بود» (۷).

به این ترتیب، آشکار می‌شود که چگونه فرهنگ و سبک زندگی، که یکی از مهمترین شئون آن به شمار می‌رود، با سیاست و جهت‌گیری‌ها، هدف‌گذاری‌ها و طراحی‌های کلان سیاسی پیوندی اساسی دارد. رهبر انقلاب در جمع‌بندی این معادله و اهمیت آن، این‌گونه تحلیل می‌کنند:

معنای سیاست فقط این نیست که انسان طرف‌دار زید و مخالف عمرو باشد یا به‌عکس؛ سیاست یعنی نگاه به حرکت عمومی جامعه که کدام طرف داریم می‌رویم؛ آیا به سمت هدف‌ها داریم حرکت می‌کنیم یا زاویه گرفته‌ایم و داریم از هدف‌ها دور می‌شویم؟ معنای واقعی سیاست این است. آن‌وقت در خلال این نگاه، تکلیف آدم‌ها و اشخاص و گروه‌ها و احزاب و جریان‌ها روشن می‌شود که آیا داریم به سمت عدالت اجتماعی می‌رویم؟ آیا داریم به سمت استقلال واقعی دینی می‌رویم؟ آیا داریم به سمت ایجاد تمدّن اسلامی می‌رویم، یا داریم به سمت وابستگی به غرب و وابستگی به آمریکا و تحت‌تاثیر قرار گرفتن نسبت به بافته‌ها و یافته‌های بی‌مغز غربی‌ها حرکت می‌کنیم؟ این خیلی مساله مهمی است که سبک زندگی ما، ما را به کدام طرف دارد می‌کشانَد؛ این نگاه، نگاه سیاسی است که می‌بینید از فرهنگ سرچشمه می‌گیرد (۸).


(۱) خسروپناه، عبدالحسین (۱۳۸۹). جریان‌شناسی ضدفرهنگ‌ها. قم: موسسه حکمت نوین اسلامی؛ ص ۳۲٫

(۲) دارایی، علی‌اصغر. فرهنگ اصطلاحات فلسفی‌-اجتماعی(۵): جهانی‌سازی. آموزش معارف اسلامی؛ زمستان ۱۳۸۰٫

(۳) توکلی، احمد. جهانی‌شدن و جهانی‌سازی از ادعا تا واقعیت. پژوهش‌نامه اقتصادی؛ تابستان ۱۳۸۵ – صص ۱۹-۱۸٫

(۴) نفیو، ریچارد (۱۳۹۷). هنر تحریم‌ها (نگاهی از درون میدان). ترجمه و انتظار از: معاونت پژوهش‌های اقتصادی مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی؛ ص ۴۶٫

(۵) التیامی‌نیا، رضا و حسینی، علی. هویت، فرهنگ و سبک زندگی اسلامی در عصر جهانی شدن. الگوی پیشرفت اسلامی‌-ایرانی؛ بهار و تابستان ۱۳۹۴٫

(۶) آل‌احمد، جلال (۱۳۸۵). غرب‌زدگی. قم: نشر خرم؛ صص ۱۲۷-۱۲۴٫

(۷) جوهری، رسول. استعمار زندگی. سوره اندیشه؛ خرداد و تیر ۱۳۹۳٫

(۸) بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار ائمه جماعات مساجد استان تهران؛ تاریخ ۱۳۹۵/۰۵/۳۱.

نظرات کاربران

دیدگاه بگذارید

اولین نفری باشید که نظر میگذارد

avatar

اصل عدالت اگر چه به عنوان یکی از مهمترین رکن های دین اسلام مطرح اسـت اما تـاکنون بیـان روشن و کاملی درباره معیارهای عدالت، بویژه در حوزه «اقتصادی و نسبت آن با عدالت اجتمـاعی» توسط متفکران اسلامی ارائه نشده اسـت. امام خمینی(ره): در ترسیم مسیر حرکت جمهوری اسلامی، عدالت را به عنوان سنگ‌بنایی اساسی معرفی […]

موسسه ایمان جهادی – صهـبا

دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت‌الله‌العظمی سیدعلی خامنه‌ای (مد‌ظله‌العالی)

پایگاه اطلاع رسانی دفتر مقام معظم رهبری

سمن اندیشه ولایت

http://www.lohvaghalam.ir/

موسسه حدیث لوح و قلم

دفتر اعزام مبلغ دانشگاه امام صادق(ع)

موسسه مطالعات راهبردی علوم و معارف اسلام

پایگاه اطلاع‌رسانی هم‌اندیشی یاران انقلاب اسلامی

نهضت مردمی پوستر انقلاب

انتشارات حدیث راه عشق

موسسه قدر ولایت

بنیاد فرهنگ و اندیشه اسلامی

موسسه طلایه داران نور آفاق

مؤسسه فرهنگی ولاء منتظر

AIM

بنیاد فرهنگ و اندیشه اعتلاء

گروه روشنای علم

موسسه فرهنگی سراج اندیشه اسلامی

اندیشکده راهبردی تبیین