۲۵ آبان ۱۳۹۷ مصادف با   7 ربیع الاول 1440
تاریخ: ۱۰ شهریور ۱۳۹۷ |   تعداد بازدیدها: 985
کد خبر:68285
| ف | | |

سبک زندگی (2)

آیا می‌توان بدون تکیه بر پشتوانه ایدئولوژیک، به استقلال فرهنگی در زمینه سبک زندگی رسید؟

«رفتار اجتماعی و سبک زندگی، تابع تفسیر ما از زندگی است: هدف زندگی چیست؟ هر هدفی که ما برای زندگی معین کنیم، برای خودمان ترسیم کنیم، به طور طبیعی، متناسب با خود، یک سبک زندگی به ما پیشنهاد می‌شود. یک نقطه اصلی وجود دارد و آن، ایمان است. یک هدفی را باید ترسیم کنیم – هدف زندگی را – به آن ایمان پیدا کنیم. بدون ایمان، پیشرفت در این بخش‌ها امکان‌پذیر نیست؛ کارِ درست انجام نمی‌گیرد»

سبک زندگی، از آن‌جا که بُروز و نمود عینی هویت و نظام فکری و فرهنگی است، به عنوان شاخصی مناسب برای ارزیابی و قضاوت پیرامون افراد و جوامع اختیار می‌شود. به همین دلیل، می‌توان اهمیت آن را این‌گونه بیان نمود: «اهمیت مفهوم سبک زندگی در این است که سطحی‌ترین لایه‌های زندگی (از آرایش مو و لباس گرفته تا حالت بیانی و ژست صورت و بدن) را به عمیق‌ترین لایه‌های آن پیوند می‌زند» (۱). از این منظر، سبک زندگی امتداد اندیشه و ارزش‌ها بوده و نمودار هویت و فرهنگ است.

به این ترتیب، ضرورت توجه به سبک زندگی در فرایند عینیت بخشیدن به باورها و صورت‌بندی رفتارها بر اساس آموزه‌های دینی، آشکار می‌گردد. گسست میان مبانی عقیدتی و روش زندگی، زمینه‌ساز اختلال در ساحت هویت و دین‌داری می‌شود؛ چنان‌که عدم تطابق میان رفتارها و الگوی زندگی دینداران با باورهای ایشان یکی از چالش‌های اساسی در میان آن‌ها به شمار می‌رود (۲).

قید اسلامی در ترکیب سبک زندگی اسلامی گویای رویکرد ارزشی به سبک زندگی است؛ با این حساب، معیار ارزش‌یابی مبتنی بر آموزه‌های اسلامی به کار گرفته می‌شود:

هدف این است که یک نوع ارزش‌یابی از رفتارهای رایج در جامعه، برای روشن شدن وضعیت فعلی داشته باشیم. از سوی دیگر، باید ضوابط اسلامی را در نظر داشته باشیم که آن نیز متودولوژی خاص خود را دارد. اما این‌که ارزش‌ها و سبک زندگی موجود چگونه است، باید از نظر جامعه‌شناختی و روش خاص خودش مشخص شود… باید این دو را با هم تطبیق دهیم [تا ببینیم] که آیا آن‌چه رایج است با سبک زندگی اسلامی، یعنی با ارزش‌هایی که اسلام در رفتار معتبر می‌داند، مطابقت دارد یا ندارد. آن‌گاه بخشی را که تطابق ندارد، باید برای اصلاح آن چاره‌جویی شود که چه کنیم [تا] مردم به سمت زندگی اسلامی حرکت و کمبودهایشان را جبران کنند… (۳)

به این ترتیب، مواجهه با مساله سبک زندگی در دو مقام صورت می‌پذیرد؛ یکی ارزیابی وضع موجود و دیگری صورت‌بندی و نهادینه ساختن سبک زندگی مطابق الگوی مطلوب (که در این‌جا عبارت است از الگوی برآمده از آموزه‌های اسلامی). آن‌چه در این میان اهمیت ویژه‌ای دارد، عبارت است از تعیین شاخص‌هایی که سبک زندگی مطلوب را از وضعیت موجود متمایز می‌سازد. (۴)

رهبر انقلاب در تحلیل زیربنای فکری و معرفتی سبک زندگی چنین می‌فرمایند: «رفتار اجتماعی و سبک زندگی، تابع تفسیر ما از زندگی است: هدف زندگی چیست؟ هر هدفی که ما برای زندگی معین کنیم، برای خودمان ترسیم کنیم، به طور طبیعی، متناسب با خود، یک سبک زندگی به ما پیشنهاد می‌شود. یک نقطه اصلی وجود دارد و آن، ایمان است. یک هدفی را باید ترسیم کنیم – هدف زندگی را – به آن ایمان پیدا کنیم. بدون ایمان، پیشرفت در این بخش‌ها امکان‌پذیر نیست؛ کارِ درست انجام نمی‌گیرد» (۵). این اصل اساسی اما مخصوص رویکرد اسلامی به سبک زندگی نیست:

حالا آن چیزی که به آن ایمان داریم، می‌تواند لیبرالیسم باشد، می‌تواند کاپیتالیسم باشد، می‌تواند کمونیسم باشد، می‌تواند فاشیسم باشد، می‌تواند هم توحید ناب باشد؛ بالاخره به یک چیزی باید ایمان داشت، اعتقاد داشت، به دنبال این ایمان و اعتقاد پیش رفت. مساله ایمان، مهم است. ایمان به یک اصل، ایمان به یک لنگرگاه اصلی اعتقاد؛ یک چنین ایمانی باید وجود داشته باشد. بر اساس این ایمان، سبک زندگی انتخاب خواهد شد (۶).

چالش بسیار مهمی که در این‌جا مطرح می‌شود، مخالفت با رویکرد ایدئولوژیک است؛ این‌که مواجهه ایدئولوژیک با مسائل، از جمله در زمینه سبک زندگی، قابل قبول نیست. رهبر انقلاب در طرح این چالش و زمینه شکل‌گیری، این‌گونه می‌فرمایند: «در این‌جا یک مغالطه وجود دارد، که من برای شما جوان‌ها عرض بکنم: چند تا فیلسوف‌نمای غربی عنوان «ایدئولوژی‌زدایی» را مطرح کردند. می‌بینید گاهی در بعضی از این مقالات روشنفکری، عنوان «ایدئولوژی‌زدایی» مطرح می‌شود: آقا جامعه را با ایدئولوژی نمی‌شود اداره کرد. چند تا فیلسوف یا فیلسوف‌نمای غربی این را گفته‌اند؛ یک عده‌ای هم این‌جا طوطی‌وار، بدون این‌که عمق این حرف را درک کنند، بدون این‌که ابعاد این حرف را بفهمند چیست، همان را تکرار کردند، باز هم تکرار می‌کنند» (۷).

ایشان در پاسخ به این اشکال و نقد آن این‌گونه می‌فرمایند:

هیچ ملتی که داعیه تمدن‌سازی دارد، بدون ایدئولوژی نمی‌تواند حرکت کند و تا امروز حرکت نکرده است. هیچ ملتی بدون دارا بودن یک فکر و یک ایدئولوژی و یک مکتب نمی‌تواند تمدن‌سازی کند. همین‌هایی که امروز شما ملاحظه می‌کنید در دنیا تمدن مادی را به وجود آورده‌اند، این‌ها با ایدئولوژی وارد شدند؛ صریح هم گفتند؛ گفتند ما کمونیست هستیم، گفتند ما کاپیتالیست هستیم، گفتند ما به اقتصاد سرمایه‌داری اعتقاد داریم؛ مطرح کردند، به آن اعتقاد ورزیدند، دنبالش کار کردند؛ البته زحماتی هم متحمل شدند، هزینه‌ای هم بر دوش آن‌ها گذاشته شد. بدون داشتن یک مکتب، بدون داشتن یک فکر و یک ایمان، و بدون تلاش برای آن و پرداختن هزینه‌های آن، تمدن‌سازی امکان ندارد (۸).

در این میان، عنصر محوری مخربی که گذار به سمت و سوی سبک زندگی اسلامی را تهدید می‌کند، تقلید است؛ تا جایی که «امروزه مفهوم سبک زندگی تداعی‌گر تقلید از رهاوردهای صنعتی و سبک‌های ارایه‌شده از زندگی مصرفی دولت‌های سکولار و انطابق خود با تیپ‌های شخصیتی یا گروه‌های فرهنگی خاص است» (۹). این‌جاست که اهمیت این آسیب‌شناسی کلیدی رهبر انقلاب آشکار می‌شود:

ما برای ساختن این بخش از تمدن نوین اسلامی، به شدت باید از تقلید پرهیز کنیم؛ تقلید از آن کسانی که سعی دارند روش‌های زندگی و سبک و سلوک زندگی را به ملت‌ها تحمیل کنند. امروز مظهر کامل و تنها مظهر این زورگویی و تحمیل، تمدن غربی است. نه اینکه ما بنای دشمنی با غرب و ستیزه‌گری با غرب داشته باشیم – این حرف، ناشی از بررسی است – ستیزه‌گری و دشمنىِ احساساتی نیست…

تقلید از غرب برای کشورهایی که این تقلید را برای خودشان روا دانستند و عمل کردند، جز ضرر و فاجعه به بار نیاورده؛ حتی آن کشورهایی که بظاهر به صنعتی و اختراعی و ثروتی هم رسیدند، اما مقلد بودند. علت این است که فرهنگ غرب، یک فرهنگ مهاجم است. فرهنگ غرب، فرهنگ نابودکننده فرهنگ‌هاست. هرجا غربی‌ها وارد شدند، فرهنگ‌های بومی را نابود کردند، بنیان‌های اساسىِ اجتماعی را از بین بردند؛ تا آن‌جایی که توانستند، تاریخ ملت‌ها را تغییر دادند، زبان آن‌ها را تغییر دادند، خط آن‌ها را تغییر دادند (۱۰).

با این حساب، نیل به سبک زندگی مبتنی بر آموزه‌های اسلامی و فرهنگ بومی، مستلزم تکیه بر نظام معرفتی برآمده از آیین توحیدی و پرهیز از تقلید در شئون مختلف فرهنگی و به عبارتی استقلال فکری و فرهنگی است؛ آن‌چه با قدرت تمام از سوی فرهنگ معارض تهدید می‌شود.


(۱) مهدوی‌‌کنی، محمدسعید (۱۳۸۷). دین و سبک زندگی. تهران: دانشگاه امام صادق(ع)؛ ج۲، ص ۱۸٫
(۲) فیضی، مجتبی. درآمدی بر سبک زندگی. معرفت؛ اردیبهشت ۱۳۹۲٫
(۳) مصباح یزدی، محمدتقی. اولویت‌های تحقق سبک زندگی اسلامی. معرفت؛ خرداد ۱۳۹۲٫
(۴) خطیبی، حسین و ساجدی، ابوالفضل. مروری بر شاخص‌های سبک زندگی اسلامی. معرفت؛ اردیبهشت ۱۳۹۲٫
(۵) بیانات رهبر انقلاب در دیدار جوانان استان خراسان شمالی؛ تاریخ ۱۳۹۱/۰۷/۲۳
(۶) بیانات رهبر انقلاب در دیدار جوانان استان خراسان شمالی؛ تاریخ ۱۳۹۱/۰۷/۲۳
(۷) بیانات رهبر انقلاب در دیدار جوانان استان خراسان شمالی؛ تاریخ ۱۳۹۱/۰۷/۲۳
(۸) بیانات رهبر انقلاب در دیدار جوانان استان خراسان شمالی؛ تاریخ ۱۳۹۱/۰۷/۲۳
(۹) خطیبی، حسین و ساجدی، ابوالفضل. مروری بر شاخص‌های سبک زندگی اسلامی. معرفت؛ اردیبهشت ۱۳۹۲٫
(۱۰) بیانات رهبر انقلاب در دیدار جوانان استان خراسان شمالی؛ تاریخ ۱۳۹۱/۰۷/۲۳

مطالب مرتبط:

نظرات کاربران

دیدگاه بگذارید

اولین نفری باشید که نظر میگذارد

avatar

اصل عدالت اگر چه به عنوان یکی از مهمترین رکن های دین اسلام مطرح اسـت اما تـاکنون بیـان روشن و کاملی درباره معیارهای عدالت، بویژه در حوزه «اقتصادی و نسبت آن با عدالت اجتمـاعی» توسط متفکران اسلامی ارائه نشده اسـت. امام خمینی(ره): در ترسیم مسیر حرکت جمهوری اسلامی، عدالت را به عنوان سنگ‌بنایی اساسی معرفی […]

موسسه ایمان جهادی – صهـبا

دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت‌الله‌العظمی سیدعلی خامنه‌ای (مد‌ظله‌العالی)

پایگاه اطلاع رسانی دفتر مقام معظم رهبری

سمن اندیشه ولایت

http://www.lohvaghalam.ir/

موسسه حدیث لوح و قلم

دفتر اعزام مبلغ دانشگاه امام صادق(ع)

موسسه مطالعات راهبردی علوم و معارف اسلام

پایگاه اطلاع‌رسانی هم‌اندیشی یاران انقلاب اسلامی

نهضت مردمی پوستر انقلاب

انتشارات حدیث راه عشق

موسسه قدر ولایت

بنیاد فرهنگ و اندیشه اسلامی

موسسه طلایه داران نور آفاق

مؤسسه فرهنگی ولاء منتظر

AIM

بنیاد فرهنگ و اندیشه اعتلاء

گروه روشنای علم

موسسه فرهنگی سراج اندیشه اسلامی

اندیشکده راهبردی تبیین