۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۷ مصادف با   5 رمضان 1439
تاریخ: ۲۶ اردیبهشت ۱۳۹۷ |   تعداد بازدیدها: 10,103
کد خبر:67164
| ف | | |

در گفتگو با «علی منتظری» مطرح شد:

انتقال سفارت آمریکا به بیت المقدس و «هرج و مرج هوشمندانه»/ خروج آمریکا از برجام و ورود به قدس یک هدیه آمریکایی است

بنده خروج آمریکا از توافق هسته ای با همه قوت و ضعف ها را یک هدیه سیاسی از طرف آمریکا می دانم. برجام معاهده بین المللی است همانطور که مصوبات شورای امنیت که بعد از پیمان اسلو تصویب شد و هر گونه تحرک در قدس را منوط به صلح بین اسرائیل و فلسطین و تعیین مرزهای دو کشور و حل مسئله قدس معاهده بین المللی است و آمریکا خود ناقض این مصوبات هم هست. تلاقی بد عهدی آمریکا در مذاکرات و این انتقال سفارت نابخردانه را می توان به عنوان “خروج از برجام و ورود به قدس” قلمداد کرد.

پایگاه تحلیلی مصداق/ تحرکات اخیر بین اللملی ایالات متحده چه در ماجرای خروج یکجانبه از برجام و چه قضیه انتقال سفارت به بیت المقدس، موج جدیدی از نفرت را در حوزه ایران و جهان اسلام نسبت به این سیاست های خصمانه و استکباری ایجاد کرده؛ به منظور تحلیل این اقدامات با «دکتر علی منتظری»، کارشناس مسائل خاورمیانه به گفتگو نشستیم که شرح آن در ادامه تقدیم می گردد.

 

انتقال سفارت آمریکا به بیت المقدس، مصوبه ی قانونی ای بوده که در دهه ۹۰ میلادی توسط کنگره آمریکا تصویب شده؛ ولی این اختیار به روسای جمهور آمریکا داده می شد که از اجرای آن شانه خالی کنند و اجرای آن را منوط به نتیجه مذاکرات نهایی بین فلسطین و رژیم اشغالگر قدس کنند تا انتقال سفارت، خللی در اصل مذاکرات صلح ایجاد نکند.
بنابراین موضوع انتقال سفارت آمریکا به قدس یک دیدگاه اساسی و قانونی، در سیاست خارجی آمریکا، نسبت به حمایت از اسرائیل پذیرفته شده بود. اما چرا در این زمان صورت گرفته؟ کاملا مشهود است که این کار یک عملیات فرمالیته و اجرای یک بخشنامه قدیمی نیست؛ آنچه که باعث شد این اتفاق رخ دهد شرایط موجود خاورمیانه است. آمریکایی ها پس از اشغال عراق در سال ۲۰۱۱ در واقع نیروهای خودشان را از عراق عقب کشیدند؛ بعد از  آن  ما شاهد یک دوره از سیاست های جدید آمریکا در خاورمیانه هستیم که من در تحلیل هایی که نسبت به شرایط منطقه دارم، این سیاست ها را «هرج و مرج هوشمندانه آمریکایی» نامگذاری کردم. خروجی این اقدامات منجر به تقویت امنیت اسرائیل شده است؛ به این معنا که آمریکایی ها موفق شدن بعد از ضرباتی که در عراق به عنوان اشغالگر متحمل شدند و حدود ۵هزار نفر از نیروهای خود را از دست دادند، ابتدا نیروهای مستقیم خود را از خاورمیانه عقب بکشند و سپس با کمک نیروها و سرمایه کشورهای منطقه برنامه ریزی کردند که آتش جنگی جدید را شعله ور کنند؛ که موفق به این امر شدند. یکی از پایه های اساسی آن درگیری های برنامه ریزی شده، اختلافات قومی و یا مذهبی بوده، بخاطر همین ما وقتی که شاهد هستیم وقتی آمریکا از عراق عقب نشینی می کند، گروههای سلفی و تکفیری خودشان را نشان می دهند. باید بپذیریم که این گروه های دارای ریشه های تاریخی در قرن های پنجم و ششم هجری قمری هستند و درگیری تاریخی و برخورد های مذهبی را رقم زده اند. مایه اصلی یکی از این درگیری ها، تشدید تفرقه بین شیعه و سنی است؛ که بعد از خروج آمریکا مجددا در قالب گروه های متنوع و در عالیترین سطح آن داعش احیا شد.

مقام معظم رهبری در این موضوع نگاه حکیمانه ای دارند و با شناخت دقیق از شرایط منطقه و جبهه استکبار این طرح ریزی را نقشه ای انگلیسی و اجرایی آمریکایی می دانند. چون این سبک برنامه ریزی و طراحی فقط کار انگلیسی هاست؛ نتیجه این درگیری ها در گام اول به اینجا ختم شد که ایران برخلاف میل باطنی و به جهت حفظ امنیت ملی خود وارد مبارزه با تروریسم در سوریه و عراق بشود. حتی ترکیه هم که عضو پیمان ناتو است، همراه عربستان، در این کارزار هر کدام با یک هدف و روشی کاملا متفاوت دخیل می شود. ما معتقد هستیم جنگی که در منطقه خاورمیانه رخ داده عاملش آمریکاست به جهت این که هیچ همکاری منطقه ای در بین کشورهای اسلامی رخ ندهد و همه کشور ها با سرمایه و یا نیروی انسانی در این میدان درگیر بشوند.

در واقع آمریکایی ها تلاش کردند که انتقام خون سربازان خودشان در منطقه خاورمیانه را به این شکل بگیرند. اما تنها حاکمیتی که به شکل واقعی درگیر نیست، اسرائیل است. از نگاه اسرائیلی-آمریکایی، زمانی که خاورمیانه درگیر جنگ است، عالیترین دوره ی امنیت اسرائیل شکل گرفته و چند سال اخیر به همین نحو سپری شده است. درست است که در حال حاضر نیروهای مقاومت تقویت شده اند و درحال حاضر ارتش های نامنظمی در خاورمیانه داریم که می توانند قویتر از ارتش های اردن، عربستان سعودی و… عمل کنند، اما این بخش از رشد و پیشرفت گروه های مقاومت در نقشه ی طراحی شده پیش بینی نشده بود.
آن چه برای نگاه اسرائیلی-آمریکای مهم است این است که کشورها و ارتش های کلاسیک منطقه از نظر بودجه، نیروی انسانی و اندیشه استراتژیک خود درگیر جنگ های اینچنینی باشند. جنگی که می توان در یمن، عراق، سوریه و لبنان شعله های آن را مشاهده کرد.
بنابراین در پس انتقال سفارت آمریکا از نظر تحلیل استراتژیک همین موضوع پنهان شده؛ سید حسن نصر الله بعنوان رهبر مقاومت اسلامی با تاکید بر این دیدگاه، سال گذشته در سخنرانی خود داعش را خطرناکتر از اسرائیل دانستند و این یک واقعیت بود به این خاطر که جنگ در قلب کشورهای اسلامی و بر اساس اندیشه های منصوب به اندیشه های اسلامی بود؛ که شکلگیری و دامن زدن به آن هر چیزی که در کشورهای اسلامی بود را می سوزاند.

اسرائیل و هیئت حاکمه آمریکا با همین دیدگاه به این مقوله می پردازند. بنابراین انتقال سفارت آمریکا از نظر سیاسی، امنیتی و بر هم زدن موازنه های استراتژیک در بهترین زمان ممکن انجام شده چون در دوره ای واقع شده که بحث فلسطین از اولویت کشورهای اسلامی خارج شده و کشورهای عربی که هم پیمان آمریکا هستند دشمنی با ایران را جایگزین دشمنی با اسرائیل نموده اند. باید تاکید کنم که این عمل صرفا اجرای یک پروتکل سیاسی نیست بلکه در پس این قضیه در مرحله اول خارج کردن فلسطین از اولویت اول مسلمانان و در مرحله دوم تضعیف قدرت های عربی و اسلامی برای مبارزه با اسرائیل است.

اما در مقابل، وضعیت کنونی فلسطین کاملا ناپایدار است. از نظر سیاسی مذاکرات صلح کاملا فروپاشیده  و قطعا سال های سال وقت لازم است که طرف های سازش بین فلسطین و رژیم اشغالگر قدس روی کار بیایند. کار تا جایی بالا گرفته که آقای محمود عباس هم اعلام کرده برای این داستان به دادگاه لاهه شکایت خواهم کرد. تحولات فلسطین به سال های پیش از شروع مذاکرات اسلو برگشته و این مشخص خواهد کرد که با دشمن قداره بند و سلاح به دست نمی شود مذاکره کرد.
با درگیری کشورهای منطقه به جنگ های داخلی؛ به تعریفی اسرائیل امروز به دست برتر منطقه تبدیل شده بود؛ این بدان معنا نیست که با ایجاد درگیری و جنگ های فرسایشی می تواند همیشه میدان دار منطقه باشد. دشمن هم در محاسبات خود دچار اشتباه خواهد شد، با این که بنده بیان کردم این انتقال در بهترین زمان ممکن در دهه های قبل صورت گرفته اما خود منشا بروز یک تحولات بزرگی خواهد شد.
آمریکا نادانسته این اتفاق را زمانی انجام می دهد که ایران از نظر سیاسی در منطقه خاورمیانه درگیر پرونده های متعددی  است که توسط آمریکابرایمان ایجاد شده؛ این نکته عطفی از نظر سیاسی هم خواهد بود که مشخص می کند بحث مذاکرات صلح و حامیان صلح عادلانه در منطقه خاورمیانه توهمی بیشتر نیست و عدم صلاحیت آمریکا را برای مذاکره یک بار دیگر ثابت می کند.
بنده خروج آمریکا از توافق هسته ای با همه قوت و ضعف ها را یک هدیه سیاسی از طرف آمریکا می دانم. ایران می تواند از این فرصت به جهت بهبود روابط با اروپا استفاده کند و با فرض دو حالت ممکن برای آینده برجام یعنی ادامه و یا فروپاشی منشا نتیجه آمریکا خواهد بود. برجام معاهده بین المللی است همانطور که مصوبات شورای امنیت که بعد از پیمان اسلو تصویب شد و هر گونه تحرک در قدس را منوط به صلح بین اسرائیل و فلسطین و تعیین مرزهای دو کشور و حل مسئله قدس معاهده بین المللی است و آمریکا خود ناقض این مصوبات هم هست. تلاقی بد عهدی آمریکا در مذاکرات و این انتقال سفارت نابخردانه را می توان به عنوان “خروج از برجام و ورود به قدس” قلمداد کرد.
این بدعهدی آمریکا می تواند در سازماندهی رهبری جهانی در نظام بین الملل بین کشورهای مخالف این سازماندهی و ساختار سازمان ملل نقش داشته باشد. اقدامات اخیر آمریکا به حدی آشکار است که اتحادیه اروپا دیگر در کنار آمریکا قرار نمی گیرد و برای افتتاح سفارت خانه هیچ سفیری از کشورهای اروپایی حضور ندارد؛ این یعنی این کار مشروعیت بین المللی هم ندارد. عدم مشروعیت این اقدامات به همه نیروهای ضد اسرائیلی در جهت اتحاد کمک می کند.

مطالب مرتبط:

نظرات کاربران

دیدگاه بگذارید

اولین نفری باشید که نظر میگذارد

avatar

  رهبر انقلاب: امام بزرگوار فرمود: «آمریکا شیطان بزرگ است» بعضی اصرار دارند این شیطان بزرگ را به شکل فرشته‌ی نجات وانمود کنند، ملت ایران این شیطان را بیرون کرد؛ نباید بگذاریم وقتی از در بیرونش کردیم از پنجره برگردد و نفوذ پیدا کند.‌ آمریکا دشمنی خود را پنهان نمی‌کند؛ یکی لبخند می‌زند، یکی مصوبه […]

موسسه ایمان جهادی – صهـبا

دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت‌الله‌العظمی سیدعلی خامنه‌ای (مد‌ظله‌العالی)

پایگاه اطلاع رسانی دفتر مقام معظم رهبری

سمن اندیشه ولایت

http://www.lohvaghalam.ir/

موسسه حدیث لوح و قلم

دفتر اعزام مبلغ دانشگاه امام صادق(ع)

موسسه مطالعات راهبردی علوم و معارف اسلام

پایگاه اطلاع‌رسانی هم‌اندیشی یاران انقلاب اسلامی

نهضت مردمی پوستر انقلاب

انتشارات حدیث راه عشق

موسسه قدر ولایت