۲۸ تیر ۱۳۹۷ مصادف با   6 ذیقعده 1439
تاریخ: ۱۹ اردیبهشت ۱۳۹۷ |   تعداد بازدیدها: 5,993
کد خبر:67010
| ف | | |

بررسی حافظه تاریخی ملت ایران در مواجهه با آمریکا؛

بهستانی: انگلستان هم از میدان دادن به آمریکا پشیمان شد

نقطه عطف روابط ایران و آمریکا به کودتای ۲۸مرداد برمی گردد که در واقع انگلیس، ایالات متحده را وارد بازی می کند. قرائت هایی در تاریخ وجود دارد که می گوید انگلیس از این کرده خود پشیمان شده که تا این میزان اجازه نفوذ آمریکا به دربار ایران را داده است. چراکه نتیجه آن کنار رفتن انگلیس و قدرت گرفتن آمریکا در دربار ایران شد.

پایگاه تحلیلی مصداق/ حافظه تاریخی یک ملت، همواره به عنوان یکی از منابع الهام بخش یک ملت تعبیر می شود. یکی از محتویات این حافظه تاریخی، تعاملات بین المللی و ارتباط با سایر کشورهاست. این روزها که نتایج برجام به عنوان یک معاهده بین المللی در مقابل چشم همه قرار گرفته و هر قاضی منصفی شاهد اجرای تعهدات ایران در برابر بدعهدی طرف مقابل غربی و علی الخصوص ایالات متحده است، برای بررسی حافظه تاریخی ملت ایران در مواجهه با آمریکا، با «دکتر مجید بهستانی» استاد علوم سیاسی و عضو هیئت علمی دانشگاه به گفتگو نشستیم که بخش اول آن در ادامه تقدیم می گردد.

 

برای پاسخ به این سئوال که آمریکا از چه زمانی در حافظه تاریخی ملت ما «دشمن»  شد و از چه زمانی رابطه ایران و آمریکا خصمانه شد، باید با نگاه تاریخی این رابطه را بررسی و تحلیل کرد. با تدقیق در تاریخ درمی یابیم که این رابطه در ابتدا و در ذهن خواص، رابطه ای بسیار دوستانه و منجیانه ای بوده؛ یعنی در اواخر دوره قاجار و دوره رضاخان، تصور اولیه نخبگان ایرانی از درباریان گرفته تا بدنه روشنفکر جناح چپ و راست تا توده مردم و حتی برخی روحانیت نگاه مثبتی داشتند.

در آن سال ها آمریکا یک قدرتِ جوانِ صلح طلب و ضداستعماری شناخته می شد. چراکه در ذهن مردم ایران و در آن روزها، پدیده استعمارگری یک پدیده اروپایی بود و آمریکا کشوری شناخته می شد که به تازگی با انقلاب و جنگ های داخلی از یوغ استعمار خارج شده و یک حکومت دمکراتیک را شکل داده بود. در آن تاریخ ما هنوز ورود آمریکا به کشورهای مختلف را به عنوان یک متجاوز نمی دیدیم و در افکار عمومی تخاصمی نسبت به این کشور وجود ندارد.

البته باید در نظر داشت که در آن دوران، آمریکا با اتخاذ قدرت مداخله در محیط نزدیک خود که به «دکترین مونروئه» مشهور است، در آمریکای لاتین دخالت هایی داشته، اما اینگونه نبوده که به تیتر یک روزنامه ها تبدیل شود و بعنوان یک قدرت مداخله­گر و ضد مردمی شناخته شود.

هم مصدق و هم آیت الله کاشانی که یک زمانی در قضیه ملی شدن صنعت نفت متحد هستند و بعد روبه روی هم قرار می گیرند، نسبت به آمریکا نگرش منفی ندارند. نمی گویم که به یک اندازه مثبت هستند، ولی نگرش منفی ای وجود نداشت.

محمدرضاشاه در دو دهه آغازین سلطنت خود با وجود قدرت­های انگلیسی و روس به نیروهای آمریکایی متمایل می شود. انگلیسی ها و روس ها حامیان سنتی قاجار بودند و انگلیسی ها پس از به قدرت رساندن رضاخان و بهره مندی از منافع حکومت وی، با حالت ذلیلانه ای او را از کشور خارج کرده بودند. شاید این از دلایل تمایل محمدرضاشاه به آمریکا بوده و رویگردانی او از انگلیس به علت ترس از عاقبت پدرش باشد.

اما نقطه عطف روابط ایران و آمریکا به کودتای ۲۸مرداد برمی گردد که در واقع انگلیس، ایالات متحده را وارد بازی می کند. قرائت هایی در تاریخ وجود دارد که می گوید انگلیس از این کرده خود پشیمان شده که تا این میزان اجازه نفوذ آمریکا به دربار ایران را داده است. چراکه نتیجه آن کنار رفتن انگلیس و قدرت گرفتن آمریکا در دربار ایران شد.

نمونه انتفاع گسترده آمریکا را می توان در کنسرسیوم نفتی که بعد از کودتای ۲۸ مرداد شکل گرفت، بررسی کرد. شرکت های مهم نفتی آمریکا، سهامدار عمده نفت ایران شدند و نبض بازار نفتی ایران را از دست انگلیس خارج کردند. این دامنه نفوذ و بهره مندی فقط به نفت خلاصه نمی شود؛ وقتی کسی وارد بازار نفتی شود، نفت بعنوان یک ابزار مطرح می شود و عملا با آن، نبض اقتصاد سیاسی منطقه را در دست گرفته و ترتیبات امنیتی منطقه را دست کاری می کند. به هر حال انگلیس، آمریکا را وارد می کند، شاه هم که نسبت به امریکا نگاه مثبتی داشت و ورود آمریکا به معادلات ایران، این فرصت را به او می دهد که سلطنت را به او برگردانند.

در دعوای نفتی ای که بین آمریکا و انگلیس وجود داشت، مصدق به سمت آمریکا می رود و رودست می خورد. درآمد نفتی دولت به صفر نزدیک می شود و صنایع داخلی آنقدر قدرت ندارند که بخواهند حمایت کنند. مصدق به سمت قرض و کمک از آمریکا می رود، دولت آمریکا اول حمایت هایی می کند ولی از طریق کانون های قدرت و ثروت انگلیسی، آمریکا مجاب می شود که مصدق را تحت فشار قرار دهد و کودتا را به صورت مشترک به اجرا می گذارند.

از اینجا به بعد و به این علت که مصدق چهره ی مثبتی در ذهن مردم داشت و تنها دولت مردمی دوران پهلوی است، آمریکا به یک چهره منفی بدل می شود. باید دقت کنید که این آغاز موج نفرت از آمریکا در سطح نخبگان است و مردم همچنان انگلیس را دشمن شماره یک ایران می دانند. حتی برخی نخبگان حوزوی، همچنان چهره مثبت آمریکا را حفظ می کنند. بجز حلقه حضرت امام(ره) که از ابتدا مخالف جدی حضور ایالات متحده در ایران بودند و آیت الله کاشانی که از مواضع قبلی خود پشیمان می شود.  

در نتیجه کودتای طراحی شده به وسیله آمریکا، شاه به قدرت برگشت. ساختار سیاسی باقی مانده و فقط یک دولت که در واقع دیکتاتور ملی­گرا بود کنار می رود. اتفاقا در حوزه، مراجع تقلید نسبت به این جریان (بازگشت شاه و رفتن مصدق) نظر منفی ای ندارند، در عموم ملت هم بخش مهمی از مردم نسبت به مصدق علقه داشتند و سرنگونی وی را منفی می دانستند اما در همین زمان هم آمریکا در نظر آنها هنوز به یک اسطوره سیاه و یک شیطان سیاسی تبدیل نشده بود.

به این سبب نقش آمریکا در عرصه های فرهنگی و نظامی روز به روز در ایران پر رنگ تر می شود. از مصادیق این نفوذ، می توان به حضور بیست هزار مستشار نظامی با خانواده در ایران اشاره کرد و یا از اینکه امرای ارتش ایران ذیل درجه داران آمریکایی تعریف می شدند، تصویب قانون کاپیتولاسیون و قس علی هذا  نام برد.

چون شرایط خفقان است دربار و رسانه های رسمی، ابعاد مثبت آمریکا را تبلیغ می کنند و توده مردم که در آن زمان عموما بی سواد بودند چشم و گوششان به رسانه های رسمی بود و رسانه های منتقد که عموما زیرزمینی با جزوات محدود پلی کپی می شد که بعد از مطالعه هم باید محو می شد، مغفول مانده بود.

بعد از آن واقعه ۱۶آذر را داریم که نیکسون با ورود به ایران کشتاری را انجام می دهد که واکنشی را در جامعه ایجاد می کند، ولی آنقدر زیاد نیست که بگوییم آمریکا تبدیل به دشمن شماره یک ملت شده و مردم همچنان انگلستان را دشمن اصلی خود می دانند. تا سال ۱۳۵۷ آمریکا صرفا نزد نخبگان منتقد منفور است اما توده مردم همچنان ام المصائب را انگلستان می داند. به طوری که حتی وقتی انقلاب رخ می دهد و می خواهند انقلاب اسلامی امام(ره) را زیر سوال ببرند، در افکار عمومی مطرح می شود که این انقلاب کار انگلیس است و امام (ره) را نیروی انگلیس معرفی می کنند. فارغ از سطح گسترش و تاثیرگذاری روی مردم  و قوت استدلال مدعیان، این نکته به واسطه عمق تنفر مردم از انگلیس مطرح می شود، به این امید که بتوانند از حافظه تاریخی ملت برای مقابله با انقلاب بهره ببرند. بیان می شد که بعد از کودتای ۲۸مرداد آمریکا نقش بسیار پررنگتری در دربار پهلوی نسبت به انگلستان پیدا کرد و چون انگلستان قدرت خودش را از دست  داده به این فکر می افتد که با یک انقلاب آمریکا را از ایران خارج کند.

حضرت امام(ره) از طریق روشنگری هایی که از ابتدای نهضت نسبت به حضور سه جریان آمریکا، اسرائیل و بهائیت دارد، نسبت به این جریانات اعلام خطر می کند به نحوی که شاگردان ایشان نیز در سخنرانی های خود روی این قضیه تاکید دارند؛ با این وجود مطالعات تاریخی بنده نشان می دهد که تا پیروزی انقلاب اسلامی، توده مردم با وجود پذیرش خطر از سوی آمریکا، اسرائیل و بهائیت، هنوز آمریکا را دشمن شماره یک نمی دانند.

 

ادامه دارد…

مطالب مرتبط:

نظرات کاربران

دیدگاه بگذارید

اولین نفری باشید که نظر میگذارد

avatar

دولت و مسئولان موظّفند که توجّه کنند به جریان عمومی فرهنگ جامعه؛ ببینند کجا داریم میرویم، چه دارد اتّفاق می‌افتد، چه چیزی در انتظار ما است؛ اگر چنانچه مزاحماتی وجود دارد، آنها را برطرف کنند. ما مسئولیّت شرعی داریم، مسئولیّت قانونی داریم در قبال فرهنگ کشور و فرهنگ عمومی کشور.

موسسه ایمان جهادی – صهـبا

دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت‌الله‌العظمی سیدعلی خامنه‌ای (مد‌ظله‌العالی)

پایگاه اطلاع رسانی دفتر مقام معظم رهبری

سمن اندیشه ولایت

http://www.lohvaghalam.ir/

موسسه حدیث لوح و قلم

دفتر اعزام مبلغ دانشگاه امام صادق(ع)

موسسه مطالعات راهبردی علوم و معارف اسلام

پایگاه اطلاع‌رسانی هم‌اندیشی یاران انقلاب اسلامی

نهضت مردمی پوستر انقلاب

انتشارات حدیث راه عشق

موسسه قدر ولایت