۳۰ شهریور ۱۳۹۷ مصادف با   10 محرم 1440
تاریخ: ۱۸ اردیبهشت ۱۳۹۷ |   تعداد بازدیدها: 7,706
کد خبر:66979
| ف | | |

قدرت معنوی در سیاست و مدیریت(8)

سرنوشت فرعون، نتیجه فساد و برتری طلبی

اگر حرکتی که ناشی از قدرت طلبی انسان است به طرز صحیح هدایت نشود، شخص در آغاز دچار انحراف اخلاقی و در مرحله بعد مرتکب گناهان کبیره می شود و در نهایت به کفر و شرک و فرعونیّت مبتلا خواهد شد: «إِنَّ فِرْعَوْنَ عَلَا فِی الْأَرْضِ ؛ محققاً، فرعون در آن سرزمین برتری یافت». پس اشکال کارفرعون برتری طلبی وی بود.

پایگاه تحلیلی مصداق/  از آن جا که مفهوم قدرت معنوی مولود گفتمان اسلام و انقلاب اسلامی است، آنچه از منابع اسلامی در باب ارتباط آن با حوزه سیاست و قدرت استنباط می شود، می تواند ماهیت و اوصاف قدرت معنوی را بیش از پیش روشن کند. قرآن کریم درباره قدرت و مدیریت که ارتباط نزدیکی با هم دارند، نکاتی درخور توجه دارد که به مثابه مبانی یا پایه های معرفتی مدیریت و سیاست اسلامی هستند.

 

فطری بودن تمایل به قدرت

وقتی شیطان می خواهد آدم را وسوسه کند تا او را به تناول از آن شجره منهیّه وادار سازد به او می گوید: « قَالَ یَا آدَمُ هَلْ أَدُلُّکَ عَلَى شَجَرَهِ الْخُلْدِ وَمُلْکٍ لَّا یَبْلَى : شیطان آدم را وسوسه کرد وگفت: ای آدم، آیا تو را به درخت جاودانگی و سلطنت و قدرت بی زوال هدایت کنم؟» (۱). بر اساس این آیه، شیطان برای وسوسه آدم و فریب دادن او بر دو چیز تکیه کرد تا توجه وی را جلب و او را به خوردن از آن درخت وادار کند: نخست، بر جاودانگی آدم تکیه کرد و به او گفت اگر می خواهی، تو را به یا درخت جاودانگی رهنمون شوم؛ یعنی خواست از گرایش به بقاء و انگیزه جاودانگی که در جان آدم ریشه داشت استفاده کند و دوم روی قدرت تکیه کرد و خواست از مطلوب بودن آن و گرایش آدم به آن سوء استفاده کند و او را به بیراهه بکشاند. از این رو، به وی گفت: آیا می خواهی تو را به سلطنت بی زوال و کهنه نشدنی هدایت کنم؟ «سلطنت» و به تعبیر خود آیه «مُلْک» در واقع نماد قدرت است.

بزرگ ترین قدرت برای انسان، توانایی اثرگذاری و مدیریت بر دیگران است که درجات و مراتب مختلف دارد. در یک خانواده پدر یا مادر، در یک تیم ورزشی مربی یا سرگروه، در یک اداره، نهاد یا سازمان مدیر یا رئیس به تناسب قدرتی که دارند، بر دیگران مدیریت و اعمال قدرت می کنند. لذا نباید توقع داشت که قرآن انسان را کاملاً از بکارگیری یک میل فطری باز دارد؛ زیرا هم از نظر عقلی و هم از نظر قرآنی آن چه خدای متعال در فطرت انسان قرار داده، بیهوده نیست، بلکه زمینه تکامل وی را فراهم می آورد. وجود یک میل طبیعی در انسان نمی تواند مطلقاً خطرناک باشد و بنابراین لازم نیست و نباید به کلّی سرکوب بشود. آن چه را خدا به انسان عطا کرده و در نهادش آفریده، برای این است که وسیله ای برای تکاملش باشد و براین اساس، استفاده از آن را منع نخواهد کرد و اگر در ارتباط با آن منعی وجود داشته باشد، مربوط به کمیّت و کیفیّت تحصیل یا به کارگیری آن و به منظور جهت صحیح دادن به آن است.

قدرت معنوی شرط اساسی مدیریت

در آیه شریفه « قَالَتْ إِحْدَاهُمَا یَا أَبَتِ اسْتَأْجِرْهُ إِنَّ خَیْرَ مَنِ اسْتَأْجَرْتَ الْقَوِیُّ الْأَمِینُ : یکى از دختران شعیب گفت : اى پدر ، او را براى کارهایت استخدام کن ، که هم توانا است و هم درستکار; و بهترین کسى که استخدام مى کنى، آن کس است که نیرومند و امین باشد» (۲). مهمترین و اصولی ترین شرایط مدیریت بصورت کلی و فشرده آمده است: قدرت و امانت؛ بدیهی است که منظور از قدرت، تنها قدرت جسمانی نیست، بلکه مراد قدرت و قوت بر انجام مسئولیت است. یک مدیر قوی کسی است که حوزه مأموریت خود را به خوبی بشناسد، از انگیزه ها با خبر باشد، در برنامه ریزی مسلط و از ابتکار کافی برخوردار و در تنظیم کارها ماهر باشد. هدف ها را روشن و نیروها را برای رسیدن به هدف بسیج کند. در عین حال، دلسوز و خیرخواه و امین و درستکار باشد. آنها که در سپردن مسئولیت ها و کارها تنها به امانت و پاکی قناعت می کنند، به همان اندازه در اشتباهند که برای پذیرش مسئولیت، داشتن تخصص را کافی می دانند. منطق اسلام این است که هر کار باید به دست فردی نیرومند و توانا و امین باشد تا نظام جامعه به سامان رسد. اگر در علل زوال حکومت ها در طول تاریخ بیندیشیم می بینیم که عامل اصلی، سپردن کار به دست یکی از دو گروه است: مدیران خائن و پاکان غیر مدیر؛ که نتیجه کار هر دو یکی است (۳).

کمال خواهی در سیاست و مدیریت

گرایش های فطری آدمی جهت نامحدودی را نشان می دهد و همین رمز تلاش های بیشتر در مسیر معنوی و نورانی شدن و به قرب الهی رسیدن است. حال اگر عده ای کمال مطلق خواهی خویش را در ثروت، قدرت، شهرت و … بجویند به بیراهه رفته و پس از گذشت زمانی متوجه می شوند اقناع نشده و آنچه دنبال آن بوده اند این نیست. بنابراین، بر نوع انسان و بویژه کسی که می خواهد در هدایت و مدیریت دیگران نقش آفرینی کنند لازم است معرفت او به انواع مختلف و کمّ و کیف قدرت در حدّی باشد که به هر مرحله ای از توانمندی دست یافت، آن را نقطه نهاییِ توان خود تلقّی نکند و نپندارد قدرت او همه قدرتی است که انسان استعداد و ظرفیّت تحصیل آن را دارد. پیوسته به نقص ها و نیازهایش بیشتر توجه داشته باشد تا به آن چه دارد؛ زیرا توجه انسان به چیزهایی که دارد، منشأ حرکت تکاملی او نمی شود؛ بلکه نوعی دلبستگی، سکون و رکود ایجاد خواهد کرد و او را در همین مرحله پابند و متوقّف می سازد؛ اما معرفت و توجه انسان به نیازها و کمبودها، او را به تلاش و حرکت به منظور رفع آن ها و تکمیل خود وامی دارد و از این طریق روز به روز قدرت و کمال بیشتری به دست می آورد (۴). قرآن با تعبیر لطیف خود می گوید: « یَا أَیُّهَا النَّاسُ أَنتُمُ الْفُقَرَاء إِلَى اللَّهِ وَاللَّهُ هُوَ الْغَنِیُّ الْحَمِیدُ ؛ ای مردم شما نیازمندان به خدا هستید و خداوند بی نیاز و ستوده است»(۵). خداوند با این تعبیرتوجه می دهد که انسان نباید هیچ گاه فقر ذاتی خویش را فراموش کند تا برسد به آن کمالی که می تواند برسد (۶). قدرت های انسان در این جهان مادی همگی ابزار و مقدمه هستند قدرتی که در بدن حاصل می شود، کمالی وجودی است که برای ما مطلوبیت و ارزش روانی دارد ولی ارزش اخلاقی اش در گرو آن است که بدانیم این قدرت ها هدف نبوده و وسیله ای برای دست یابی به یک قدرت بالاتر هستند. با حصول این معرفت زمینه غرور، توقف، انحراف، کجروی ها و مفاسد سد می شود.

بازداشتن از برتری طلبی در قدرت معنوی

اگر حرکتی که ناشی از قدرت طلبی انسان است به طرز صحیح هدایت نشود، شخص در آغاز دچار انحراف اخلاقی و در مرحله بعد مرتکب گناهان کبیره می شود و در نهایت به کفر و شرک و فرعونیّت مبتلا خواهد شد: «إِنَّ فِرْعَوْنَ عَلَا فِی الْأَرْضِ ؛ محققاً، فرعون در آن سرزمین برتری یافت»(۷). پس اشکال کارفرعون برتری طلبی وی بود. در صورتی که خداوند در آیه دیگری برتری طلبی را نسبت به جهان جاودان آخرت انسان، زیان بار و خطرناک می داند: « تِلْکَ الدَّارُ الْآخِرَهُ نَجْعَلُهَا لِلَّذِینَ لَا یُرِیدُونَ عُلُوًّا فِی الْأَرْضِ وَلَا فَسَادًا ؛ این جهان آخرت را قرار داده ایم برای کسانی که در پیِ برتری طلبی در روی زمین و فساد نباشند»(۸). اکنون این پرسش مطرح می شود که آیا آیاتی که ما را از برتری طلبی بازمی دارند، این مفهوم را القا می کنند که انسان باید آن چه دارد قانع باشد و هرگز در فکر صعود به مقام های بالاتر نیفتد؟ پاسخ آن است که این آیات هیچ گاه ما را به رکود و توقّف وانمی دارند، بلکه این حقیقت را به ما می آموزند که برتری های مادّی و زمینی که بسیاری بدان دل بسته اند، حقیقت ندارند؛ بلکه برتری های دروغین اند که انسان را از رسیدن به برتری های حقیقی بازمی دارند. بینش قرآنی به ما می آموزد که برتری های مادّی، در واقع هدف نهایی و آخرین نقطه تعالی انسان نیستند و مطلوبیّت ذاتی ندارند، بلکه وسیله ای بیش نیستند و ارزش آن ها غیری است که در پرتو ارزش ذاتیِ اهداف نهایی و در مسیر وصول به آن ها تحقق می یابد. قرآن به ما می آموزد که انسان در مسیر این گرایش، اگر درست قدم بردارد و در جهت صحیح حرکت کند، چنان اوج می گیرد که در جوار خدای عزیز و مقتدر مطلق قرار می گیرد: «إِنَّ الْمُتَّقِینَ فِی جَنَّاتٍ وَنَهَرٍ*فِی مَقْعَدِ صِدْقٍ عِندَ مَلِیکٍ مُّقْتَدِرٍ: محققاً پرهیزکاران در باغ ها و نهرها قرار دارند؛ در جایگاه درست نزد پادشاه قدرتمند»(۹). قدرت های انسان در این جهان مادی همگی ابزار و مقدمه هستند قدرتی که در بدن حاصل می شود، کمالی وجودی است که برای ما مطلوبیت و ارزش روانی دارد ولی ارزش اخلاقی اش در گرو آن است که بدانیم این قدرت ها هدف نبوده و وسیله ای برای دست یابی به یک قدرت بالاتر هستند. با حصول این معرفت زمینه غرور، توقف، انحراف، کجروی ها و مفاسد سد می شود.

 

بازداشتن از استقلال و استغناء قدرت از خدا در قدرت معنوی

تغییر وتحول ها، بدست آوردن ها و از دست دادن ها، همگی گویای این حقیقت اند که قدرت های مالی، جسمانی، پست و مقامی و … هیچ یک ذاتی انسان و غیر قابل انفکاک از او نیستند بلکه عرضی، قابل انفکاک و انتقال اند. آیاتی در مصحف شریف بر طلب هرگونه عزت و قدرت از سرچشمه اصلی آن یعنی خدای متعال دلالت دارند: « أَنَّ الْقُوَّهَ لِلّهِ جَمِیعاً ؛ همه قدرت از آنِ خداوند است» (۱۰). « مَا شَاء اللَّهُ لَا قُوَّهَ إِلَّا بِاللَّهِ : امر آن است که خدا خواسته است و هیچ قدرتى جز در پرتو قدرت خدا نیست» (۱۱). « وَلَا تَقُولَنَّ لِشَیْءٍ إِنِّی فَاعِلٌ ذَلِکَ غَدًا * إِلَّا أَن یَشَاء اللَّهُ وَاذْکُر رَّبَّکَ إِذَا نَسِیتَ وَقُلْ عَسَى أَن یَهْدِیَنِ رَبِّی لِأَقْرَبَ مِنْ هَذَا رَشَدًا: و هرگز در مورد کارى که آهنگ آن را دارى مگو : قطعاً من فردا آن را انجام مى دهم مگر این که به همراه آن بگویى: اگر خدا بخواهد . و چنانچه آن را فراموش کردى ، پروردگارت را با این وصف که همه امور به دست اوست و جز به اراده او کارى انجام نمى گیرد یاد کن و بگو: امید است که پروردگارم مرا به چیزى که از یاد او پس از فراموشى، به هدایت نزدیک تر است (به ذکر همیشگى خود) هدایت کند» (۱۲). این آیه نیز حاکی از آن است که آدمی نمی بایست برای خویش استقلال قدرت قائل باشد. هر قدرتی حتی کمترین نیرو و قدرت و اراده لازم برای امور ناچیز مثل گره زدن بند کفش وابسته به قدرت و اراده باری تعالی است. در روایتی به این مضمون اشاره شده است که تا اراده خدانباشد آدمی حتی از بستن بند کفش خویش هم عاجز خواهد بود. اگر به تذکرهای قرآن توجه نشود آدمی آن چنان به قدرتش وابسته می شود که ممکن است برای دست یابی یا حفظ آن به کارهای ناشایست و هولناک دست یازد. آری این قدرت و حفظ قدرت است که وی را به این گونه کارها وا می دارد و این دلبستگی ها، وی را در همین جا متوقف خواهد کرد و روح علوّ و عتوّ و برتری طلبی را بدنبال خواهد داشت (۱۳). «کَلَّا إِنَّ الْإِنسَانَ لَیَطْغَى* أَن رَّآهُ اسْتَغْنَى: آیا گمان مى کنى که او شکر این نعمت را به جاى مى آورَد ؟ هرگز ! انسان مرز خود را نمى شناسد و طغیان مى کند، چرا که خود را از پروردگار خویش بى نیاز مى بیند»(۱۴)، استغنا و بی نیازی چه در بعد قدرت مادی و چه در بعد قدرت معنوی که انسان خود را خداوند بی نیاز ببیند عامل پیدایش آفت هایی چون تکبر و غرور است که طغیان وسقوط حداقل پیامدهای آن می باشد (۱۵).


۱- سوره طه آیه ۱۲۰

۲- سوره قصص آیه۲۶

۳- مکارم شیرازی،۱۳۸۱، ج ۱۶: ۶۶

۴- مصباح یزدی، ۱۳۶۲: ۴۵

۵-  سوره فاطرآیه ۱۵

۶- علامه طباطبایی،۱۳۷۴،ج ۱۷: ۳۲

۷-سوره قصص آیه ۴

۸- سوره قصص آیه ۸۳

۹-سوره قمر ۵۵-۵۴ / ر. ک: ملا فتح الله کاشانی، منهج الصادقین، ج ۹، ص ۱۱۲٫

۱۰- سوره بقره آیه ۱۶۵

۱۱- سوره کهف، آیه۳۹

۱۲- سوره کهف آیه ۲۴-۲۳

۱۳- مصباح یزدی، ۱۳۷۶، ۱۵۰

۱۴- سوره علق آیات ۷-۶

۱۵- نوروزی، ۱۳۸۶: ۷۰

مطالب مرتبط:

نظرات کاربران

دیدگاه بگذارید

اولین نفری باشید که نظر میگذارد

avatar

 رهبر معظم انقلاب: یک واقعیّت این است که در این کشور از بعد از رحلت امام، سعی یک مجموعه‌ی مصمّمی بر این شد که آرمانهای انقلاب را بکلّ بشویند بگذارند کنار. بعضی‌شان اشتباه کردند و همان اوّل، همین را اعلان هم کردند. در روزنامه مقاله نوشتند، حرف زدند. اینجا یک خطای راهبردی کردند یا خطای […]

موسسه ایمان جهادی – صهـبا

دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت‌الله‌العظمی سیدعلی خامنه‌ای (مد‌ظله‌العالی)

پایگاه اطلاع رسانی دفتر مقام معظم رهبری

سمن اندیشه ولایت

http://www.lohvaghalam.ir/

موسسه حدیث لوح و قلم

دفتر اعزام مبلغ دانشگاه امام صادق(ع)

موسسه مطالعات راهبردی علوم و معارف اسلام

پایگاه اطلاع‌رسانی هم‌اندیشی یاران انقلاب اسلامی

نهضت مردمی پوستر انقلاب

انتشارات حدیث راه عشق

موسسه قدر ولایت

بنیاد فرهنگ و اندیشه اسلامی

موسسه طلایه داران نور آفاق

مؤسسه فرهنگی ولاء منتظر

AIM

بنیاد فرهنگ و اندیشه اعتلاء

گروه روشنای علم

موسسه فرهنگی سراج اندیشه اسلامی