۲۸ آذر ۱۳۹۷ مصادف با   10 ربیع الثانی 1440
تاریخ: ۱۷ اردیبهشت ۱۳۹۷ |   تعداد بازدیدها: 4,213
کد خبر:66973
| ف | | |

گفتگوی اختصاصی پیرامون «اقتصاد» و «عدالت اجتماعی»(4)

بیژن عبدی: اسلام دولت را به اجرای عدالت موظف کرده است/ باید در اجزای اقتصادی تجدید نظر کرد

شرکت های حقوقی که در آن هرکس ۵۰+۱ درصد سهم داشته باشد، مدیر و صاحب رای است، در اصل حاکمیت تفکر سرمایه است. یعنی هرکس سرمایه بیشتری داشه باشد در همه چیز تصمیم گری است. چگونه تولید شود؟، دستمزد چقدر باشد؟، چگونه توزیع شود؟، چه کسی کار کند؟، چه کسی بیکار شود؟ چون پول و سرمایه بیشتری دارد، سکان تصمیم گیری را در دست می گیرد.
این شرکت ها با این نگاه و تفکر مثل قارچ در کشور تکثیر شده اند؛ با این تفکر نمی توان عدالت اجتماعی را پیاده کرد. یعنی حتی در اجزای اقتصادی نیز باید بازنگری شود.

پایگاه تحلیلی مصداق/  ارتباط و نسبت بین «اقتصاد» و «عدالت اجتماعی»  از موضوعات مهمی است که اندیشمندان و صاحبان مکاتب گوناگون تلاش کرده اند پاسخی مناسب به آن بدهند، پاسخی که هم توجیه کننده مبانی فکری آن مکتب باشد و هم نوید آینده ای سرشار از عدالت به پیروان آن بدهد؛ در این میان تاکید موکد اسلام بر عدالت به عنوان یک اصل اساسی و اشاره اخیر رهبر انقلاب به رفع نشدن مشکل بی عدالتی در دهه «عدالت و پیشرفت» از یک سو و مطرح شدن مسائل اقتصادی به عنوان اولویت کشور و مردم از سوی دیگر، ما را بر آن داشت تا گفتگویی با «دکتر بیژن عبدی» اقتصاددان و استاد دانشگاه داشته و طی آن به مسئله عدالت و نسبت آن با اقتصاد بپردازیم و تلاش کنیم حلقه مفقوده عدالت و اقتصاد را در کشور بیابیم. در بخش اول گفتگو  به تبیین نگاه غرب و شرق به اقتصاد و عدالت،در بخش دوم  به معرفی و تبیین نگاه اسلام به مقوله عدالت و در بخش سوم شاخص های اصلی عدالت از منظر اسلام مورد بررسی قرار گرفت.  در ادامه، بخش پایانی این گفتگو که در آن به تبیین شاخص های عدالت اسلامی در سیره آل الله و ضرورت حرکت به سمت «انسان اقتصادی اسلام» پرداخته ایم، ارائه می گردد.

آیا برای شاخص های سه گانه مساوات، تناسب و میانه روی استدلال نقلی هم داریم؟ بله؛ در بحث مساوات، نمونه تقسیم غنایم جنگی را داریم. در روایات آمده که حضرت رسول(ص) و حضرت امیر(ع) پس از پایان جنگ، غنایم را با مساوات بین قبایل و افراد تقسیم می کردند. فارغ از اینکه چه کسی در کجای جبهه خدمت می کرده، یا چه کسی بیشتر شمشیر زده یا تلفات گرفته و یا سایر محاسبات؛ پس امروز نیز می توان در نظر داشت که برخی از انفال و مواهب با مساوات بین مردم تقسیم شود. فارغ از اینکه برخی برچسب می زنند و حمله می کنند که این نگاه کمونیستی است؛ اگر توزیع با مساوات مواهب و منابع طبیعت بین مردم نشان کمونیستی بودن است که پیامبر(ص) و حضرت امیر(ع) می شوند راس همه کمونیست ها؛ این نگاه ناشی از کوته بینی و نداشتن تحلیل و نشناختن مسئله است. برچسب زدن نباید ما را از پیاده کردن حرف خدا و پیغمبر منصرف کند، باید اقامه حق کنیم.
در بقیه سطوح هم، رفتار حضرت امیر(ع) موید نگاه اسلام به مسئله عدالت است. مگر می شود در جامعه ای کسی کار نکند، تلاش نکند و بهره مند از منافعی شود که ناشی از انباشت ثروت است؟ قطعا به کار و تلاش نیاز است و هرکس به اندازه تلاشش بهره می برد؛ اما در توزیع هم حکومت دخالت کرده با اخذ خمس و زکات، آنرا در اختیار مستمندان و ناتوانان قرار می داد.
این سیره حضرت امیر(ع) است که موجب رونق اقتصادی هم شد. حضرت در جایی به مردم یاد آوری می کند که «آیا به یاد دارید زمانی نان جو هم نداشتید، اما امروز نان گندم دارید؛ آب نداشتید ولی امروز زمین کشاورزی دارید» و … . پس حکومت حداقل رفاه را برای همه فراهم می کند. تازه این در شرایطی است که ایشان مشغول جنگ هم بوده، معاویه بخشی از بیت المال را غصب کرده، برخی برای حکومت مشکل تراشی می کردند، منابع محدود بوده و … ؛ با این وجود حکومت حداقل رفاه را برای همه فراهم کرده است.
پس باید برای هرکدام از این سه مقوله، دنبال مصادق آن در جامعه بگردیم. باید شاخص تعریف شده و سیاستگذاری متناسب شود. «عدالت» علی رغم ساده بودن، پیچیدگی های زیادی دارد. تعریف عدالت سهل و ممتنع است. سهل است چون تعریف مشخص و ساده ای دارد، اما ممتنع است چون برای اجرا سخت و پیچیده است و با خرده مفاهیم و سوالاتی مواجه می شویم که باید برای آنها پاسخ و راه حل داشته باشیم.
اما ویژگی اصلی نگاه اسلام به «عدالت» این است که همه حق دارند؛ این نکته کلیدی و اساسی است. ما در ادبیات اسلامی هم واژه«حق الناس» داریم که ناظر به همین بحث است. اگر از من بپرسید تفاوت نگاه اسلام با نگاه سرمایه داری چیست، من اینطور تعریف می کنم که در نگاه غرب، اقتصاد سرمایه داری می گوید هرکس به اندازه توانمندی و ثروت و تلاشش می تواند سود ببرد و محدودیتی ندارد، یعنی «منفعت شخصی»؛ دیگران اگر توانستند حق خود را بگیرند و اگر نتوانستند باید کارگر و کارمند او شوند. با استدلالاتی نظیر اینکه جامعه به همه اصناف احتایج دارد هم این بی عدالتی را توجیه می کنند و مردم را مجبور می کنند که به این نگاه تن بدهند. اما نگاه اسلامی علاوه بر اینکه دولت را موظف می کند که از اقشار ضعیف حمایت کند، سرمایه داران را نیز موظف به پرداخت خمس و زکات و انفاق می کند؛ یعنی علاوه بر خود، نگاه به دیگران هم دارد.
یک نگاه بر اساس «سود شخصی» می گوید که هرکس می تواند برای بهره مندی فردی و سود شخصی هرچه می خواهد انجام دهد، اما یک نگاه می گوید با حفظ و رعایت حقوق دیگران می توانید کسب درآمد و فعالیت اقتصادی داشته باشید. این دو نگاه خیلی متفاوت است. اما یک نکته این است که «انسان اقتصادی قرآن»، در کنار محدودیت های پیش، حین و پس از تولید، تکلیف هم دارد. در ازای رزق و روزی که نصیبش شده و تولید ثروتی که انجام می دهد، نسبت به طبقات فرودست تکلیف دارد.
اینجا آن کلام حضرت امیر(ع) مطرح می شود که: «آنچه برای خود می پسندی برای دیگران هم بپسند و آنچه برای خود نمی پسندی برای دیگران هم مپسند.» با این نگاه، اگر فرد ثروتمند برای خانواده خود تحصیل و رفاه و بهداشت و تفریح و … بخواهد، برای دیگران هم همین را می خواهد؛ و این تکلیف است.
محدودیت هم دارد، همه دوست دارند در دل جنگل چند هکتار زمین داشته باشند، یا کنار دریا چند صد متر ویلای ساحلی، اما نمی شود به نحوی تصرف کرد که بقیه هم بتوانند چنین چیزی را تصاحب کنند، پس عملا محدودیت ایجاد می کند. پس با کمک این روایت هم می توان عدالت را تئوریزه کرد.
در مقوله «عدالت»، قرآن و سیره ائمه، در دو سطح ورود می کند؛ هم در سطح باور ها و اعتقادات نسخه دارد و هم در سطح اجرا و حرکت جامعه به سمن جامعه عدل محور برنامه دارد. متاسفانه امروز بیش از اجرا، مشغول مفاهیم و کلیات شده ایم و کمتر کسی برای اجرایی کردن عدالت برنامه ای دارد، در حالی که با نگاه اسلام، عدالت سفت و سخت باید اجرایی شود. باید دست اندازی های به انفال و بیت المال قطع شود.
اینجا یک نکته کوتاه پیرامون انفال مطرح. از هرکس بپرسید پاسخ می دهد که کوه ها، جنگل ها، دریاها، رودها و بستر آن، زمین های موات، معادن زیر زمینی و … که در اختیار دولت است. خدا می گوید اینها باید در اختیار دولت باشد؛ مورد مصرف آن را هم گفته، یتامی، مساکین، ابن سبیل و … . اما چرا؟ قرآن پاسخ می دهد: «کَیْ لَا یَکُونَ دُولَهً بَیْنَ الْأَغْنِیَاءِ مِنْکُمْ»؛ ثروت نباید فقط بین اغنیا و ثروتمندان جامعه بچرخد؛ چون اگر دست ثروتمندان باشد آن را حبس می کنند، پس باید در اختیار دولت باشد تا اجازه ندهد حبس شود و گردش ثروت در جامعه ایجاد کند. پس وظیفه دولت خیلی بیشتر از یک دولت حداقلی با نگاه سرمایه داری می شود که فقط پاسبان و مراقب ثروتِ ثروتمندان باشد. بلکه باید نقش نظارتی پررنگ داشته باشد. اما باید مراقب بود که به سمتی حرکت نکند که خود دولت کارخانه بزند و بگوید مردم بشوند کارگر من؛ این نگاه سوسیالیستی می شود. قرآن نمی گوید دولت خودش تصدی گری کند، بلکه از دولت می خواهد که نظارت کند و مانع انحصار بشود. مردم احیا کنند، کار کنند، تلاش کنند، تولید کنند، مالیات و زکات هم بدهند تا خرج بقیه شود.
پس در نگاه اسلامی، فقط به «سود شخصی» اکتفا نمی شود؛ بلکه نگاه «نفع خود و دیگران» است. در جای جای قرآن هم این نگاه مطرح شده: «یُقیمونَ الصَّلاهَ وَ یُؤْتونَ الزَّکاهَ» رابطه فردی با خدا و رابطه اقتصادی با دیگران؛
این طور به نظر می رسد که «انسان اقتصادیِ قرآن» دو بال دارد که با هردو می تواند اوج بگیرد؛ یکی نماز و دیگری زکات؛ زکات یعنی حق الناس، یعنی مالیات؛ این دو بال همان «خود و دیگران» است که مطرح کردم. در ابتدای سوره بقره آمده که «الذین یؤمنون بالغیب و یقیمون الصلوه و مما رزقناهم ینفقون»؛ در ابتدای قرآن بحث ینفقون و نگاه به دیگران مطرح می شود. در فرازهای دیگر نیز، بحث حق الناس به اشکال گوناگون مطرح می شود؛ رد امانت، حق دیگران را نخوردن، حق یتیم را دادن و … و در نهایت قرآن با سوره «ناس» تمام می شود.
این خود موید همان نگاه انسان سازی قرآن است. باید بپذیریم که «اقتصاد» از «نماز» و عبادات ما جدا نیست. در کوچه و بازار شنیده می شود که فلانی آدم خوبی است؛ یعنی به نماز و حج و دیگ نذری و هیئت و مناسک پایبند است. این قسمت عبادات جدا، ولی باید دید آیا حق الناس را هم رعایت می کند؟ آیا انحصار ایجاد نکرده؟ حقوق شرعی پرداخت شده؟ خمس و زکات و مالیات های شرعی دیگر را پرداخت کرده؟
{حالا اینجا تا بحث مالیات شرعی و خمس و زکات مطرح می شود برخی جبهه می گیرند اما جالب است بدانید در آمریکا، تا قبل از دولت ریگان، ۹۱درصد سود ثروتمندان مالیات گرفته می شد برای رفاه عمومی؛}
جالب اینجاست که نگاه اسلام و قرآن این است که انفاق صفت درونی و ملکه نفسانی بشود؛ فقط به مالیات دادن ثروتمندان کفایت نمی کند؛ بلکه نیازمندانی که در«الضرآء» هستند را نیز به انفاق توصیه می کند.
در آیه ۱۳۳ سوره آل عمران آمده است: «وَ سارِعُوا إِلى مَغْفِرَهٍ مِنْ رَبِّکُمْ وَ جَنَّهٍ عَرْضُهَا السَّماواتُ وَ الْأَرْضُ أُعِدَّتْ لِلْمُتَّقِینَ»؛ یعنی و بشتابید به سوی مغفرت پروردگار خود و به سوی بهشتی که پهنای آن همه آسمانها و زمین را فرا گرفته و مهیّا برای متقین و پرهیزکاران است؛ از ما بپرسند متقین چه کسانی هستند، احتمالا پاسخ می دهیم آنها که همیشه نماز می خوانند یا سفره نذری دارند یا دیگ نذری می گذارند و … .
اما خدا در آیه بعد می فرمایید: «الَّذِینَ یُنْفِقُونَ فِی السَّرَّاءِ وَ الضَّرَّاءِ وَ الْکاظِمِینَ الْغَیْظَ وَ الْعافِینَ عَنِ النَّاسِ وَ اللَّهُ یُحِبُّ الْمُحْسِنِینَ»؛ ویژگی اول شد انفاق در گشاده دستی و تنگ دستی؛ نگاه قرآن این است که انفاق و دیگرخواهی در همه به وجود بیاید.
یک مثال دیگر؛ شرایط قبولی نماز این است که با نیت قربه الی الله باشد و نمازگزار حضور قلب داشته باشد و …؛ اما قبل از این ها می گوید که آب وضو غصبی نباشد، مکان غصبی نباشد، لباس و … غصبی نباشد. باز هم حق الناس مطرح می شود. می گوید اول حق الناس را درست کن که شرایط نماز را داشته باشی؛ بعد که نماز بخوانی تازه شرایط قبولی چیزهای دیگر است.
در نگاه اسلامی، زندگی عبادی و اقتصاد به هم گره خورده است و ارتباط تنگاتنگی دارد. وقتی با این نگاه «عدالت» باز تعریف شود، به این نتیجه می رسیم که باید در تمام تعاریف و مفاهیمی که به کار بستیم بازنگری کنیم.
وقتی غرب، نگاه سرمایه داری را مطرح کرد، لوازم آن را نیز خلق کرد. به عنوان مثال، بانک؛ بانک در خدمت اقتصاد سرمایه داری است و برای پیشبرد این مکتب طراحی شد، برای اینکه ثروتمندان را ثروتمند تر کند. بانک با این هدف تشکیل شده که برای ثروتمندان تامین منابع مالی کند.
شرکت های حقوقی که در آن هرکس ۵۰+۱ درصد سهم داشته باشد، مدیر و صاحب رای است، در اصل حاکمیت تفکر سرمایه است. یعنی هرکس سرمایه بیشتری داشه باشد در همه چیز تصمیم گری است. چگونه تولید شود؟، دستمزد چقدر باشد؟، چگونه توزیع شود؟، چه کسی کار کند؟، چه کسی بیکار شود؟ چون پول و سرمایه بیشتری دارد، سکان تصمیم گیری را در دست می گیرد.
این شرکت ها با این نگاه و تفکر مثل قارچ در کشور تکثیر شده اند؛ با این تفکر نمی توان عدالت اجتماعی را پیاده کرد. یعنی حتی در اجزای اقتصادی نیز باید بازنگری شود.

مطالب مرتبط:

نظرات کاربران

دیدگاه بگذارید

اولین نفری باشید که نظر میگذارد

avatar

اصل عدالت اگر چه به عنوان یکی از مهمترین رکن های دین اسلام مطرح اسـت اما تـاکنون بیـان روشن و کاملی درباره معیارهای عدالت، بویژه در حوزه «اقتصادی و نسبت آن با عدالت اجتمـاعی» توسط متفکران اسلامی ارائه نشده اسـت. امام خمینی(ره): در ترسیم مسیر حرکت جمهوری اسلامی، عدالت را به عنوان سنگ‌بنایی اساسی معرفی […]

موسسه ایمان جهادی – صهـبا

دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت‌الله‌العظمی سیدعلی خامنه‌ای (مد‌ظله‌العالی)

پایگاه اطلاع رسانی دفتر مقام معظم رهبری

سمن اندیشه ولایت

http://www.lohvaghalam.ir/

موسسه حدیث لوح و قلم

دفتر اعزام مبلغ دانشگاه امام صادق(ع)

موسسه مطالعات راهبردی علوم و معارف اسلام

پایگاه اطلاع‌رسانی هم‌اندیشی یاران انقلاب اسلامی

نهضت مردمی پوستر انقلاب

انتشارات حدیث راه عشق

موسسه قدر ولایت

بنیاد فرهنگ و اندیشه اسلامی

موسسه طلایه داران نور آفاق

مؤسسه فرهنگی ولاء منتظر

AIM

بنیاد فرهنگ و اندیشه اعتلاء

گروه روشنای علم

موسسه فرهنگی سراج اندیشه اسلامی

اندیشکده راهبردی تبیین