۲۸ تیر ۱۳۹۷ مصادف با   6 ذیقعده 1439
تاریخ: ۱۲ اردیبهشت ۱۳۹۷ |   تعداد بازدیدها: 2,358
کد خبر:66922
| ف | | |

قدرت معنوی در سیاست و مدیریت(7)

گونه شناسی قدرت معنوی/ «دولت اسلامی» باز گردان دولت الهی

امام خمینی(ره) : «بعد از اینکه یک دولتى اسلامى شد، همه چیزش با معنویات بسته است به هم، این طور نیست که دولتش معنویت نداشته باشد و اما فرض کنید که ائمه جماعتش داشته باشد. وقتى بنا شد که مردم احساس کردند که ما مى‏ خواهیم آدم باشیم، ما مى‏ خواهیم که اصلاح بشویم، ما مى‏ خواهیم که خودمان را اصلاح بکنیم، ما مى‏ خواهیم دولتمان یک دولت الهى باشد، مجلسمان هم همین طور و همه چیزمان همین طور، وقتى این طور شد همه‏ اش معنویات است، منتها با راههاى مختلف»

پایگاه تحلیلی مصداق/  پس از آنکه معنویت را به تجلّی نور خدا در حیِّ متألّه تعریف کردیم، لازم است به انواع قدرت معنوی حاصل از معنویت بپردازیم. اگر چه معنویت فردی منجر به قدرتی وصف ناپذیر می شود، اما قدرت معنویِ از کالبد فرد به اجتماع و قدرت سرایت شده، مطلوب ماست. قدرتی که محصول تجلّی نور خدا در هر گروه، مجموعه و نهاد است و موجب الهی- نورانی- معنوی شدن ساختارها و کارکرد ها می شود. از آن جا که اجتماع و سیاست هم علاوه بر فرد می توانند به معنویت متصف شوند، سه گونه قدرت معنوی خواهیم داشت:

قدرت معنوی فردی

این انتظار از دولت و جامعه جهت فراهم آوردن شرایط رشد و شکوفایی معنوی اگرچه پر بیراهه نیست اما نمی بایست به صورت بهانه ای برای کاهلی و سستی افراد در حصول به معنویت باشد چرا که مطابق آیات قرآن فرد به تنهایی و حتی در کاخ فرعون هم می تواند معنوی شود و تحت ولایت الهی درآمده به نورانیت و تألّه برسد.

«اللّهُ وَلِیُّ الَّذِینَ آمَنُواْ یُخْرِجُهُم مِّنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّوُرِ» (۱)، «ولی» در این آیه به معنای سرپرست و صاحب اختیار است طبق این آیه خداوند ولایت و سرپرستی خویش را به افراد مؤمن اختصاص داده است(۲). اثر ولایت خدا که متولی کار مؤمنان است این است که مؤمنان را از تیرگی ها خارج کرده به سوی نور می برد. چنین انسانی در مسائل علمی، گرفتار تیرگی جهل و در عمل گرفتار تاریکی ظلم و گمراهی نمی شود (۳). حضرت امام(ره) نیز معنویت را در سرشت آدم به صورت بالقوه موجود می دانند که هر فرد می تواند با کسب ظرفیت و شایستگی، نور خدا را در خویش متجلی کرده و به مراتب عالی برسد که قدرت معنوی از مهمترین نتایج آن است. «آنى که امتیاز مى‏ دهد شما را و همه ما را از حیوانات، آن معانى است که در انسان موجود است، بالقوه موجود است؛ و باید بالفعل بشود. آن حظّ الهى و روحانى است که در انسان موجود است و باید رشد بدهد. اگر چنانچه آن حظ معنوى را رشد دادید، یکى‏ تان یک فوج مى‏ شوید. یک نفر، دیگر نیستید. «یکى» مى‏ شود، یک موجود، مى‏ شود موجودات. یک قطره مى‏ شود دریا» (۴).

قدرت معنوی اجتماعی

خداوند متعال این نوع از معنویت را مخصوص گروه مؤمنان می داند. اجتماعی که به خدای متعال ایمان داشته و ایمان خویش را با عمل زینت داده و آن را مطابق رضایت الهی انجام می دهند. «مردمى مى‏ توانند کشور خودشان را حفظ کنند، مردمى مى‏ توانند مملکت و ملت خودشان را نجات بدهند که معنویت داشته باشند. اگر معنویت در کار نباشد و همه مربوط به مادیت باشد، هر جا آخور بهتر است سر آن آخور مى‏ روند و لو اینکه آن آخور را امریکا برایش درست کند» (۵). چنین جماعت و گروهی، اجتماعی معنوی شکل داده که بواسطه اعمال اجتماعی خویش نورانیت جمعی یافته و مشمول بسیاری از سننن و عنایات الهی می شوند.

«آن حسابها همه حسابش غلط از کار درآمد. آنها مى‏ گفتند این همه تجهیزات در یک طرف، دنبالش هم امریکا بود، شوروى بود، انگلستان بود … خداوند همچو قدرتى به ملت داد که گوش نکرد به این حرفها، و حسابها همه باطل درآمد. «هیچ» بر همه چیز غلبه کرد. هیچى به حسب جهات مادى؛ و الّا همه چیز به حسب معنویت. معنویت غلبه کرد بر مادیت از راه خدا [که‏] فوق همه چیز بود» (۶). حضرت امام(ره) رمز معنویت اجتماعی را در بطن حکمت اعمال و احکام عبادی اسلام می دانند که تدبیر جامعه در آن ها نهفته است. بنابراین اهتمام به دستورات اجتماعی اسلام است که معنویت اجتماعی را برای مسلمین به ارمغان می آورد. «عبادتهاى اسلامى اصولًا توأم با سیاست و تدبیر جامعه است. مثلًا نماز جماعت و اجتماع حج و جمعه در عین معنویت و آثار اخلاقى و اعتقادى، حائز آثار سیاسى است. اسلام این گونه اجتماعات را فراهم کرده تا از آنها استفاده دینى بشود؛ عواطف برادرى و همکارى افراد تقویت شود؛ رشد فکرى بیشترى پیدا کنند؛ براى مشکلات سیاسى و اجتماعى خود راه‏حل هایى بیابند؛ و به دنبال آن به جهاد و کوشش دسته جمعى بپردازند. در کشورهاى غیر اسلامى یا حکومتهاى غیر اسلامى در کشورهاى اسلامى، هرگاه بخواهند چنین اجتماعاتى فراهم آورند، مجبورند میلیونها از ثروت و بودجه مملکت را صرف کنند. تازه اجتماعات آنها بى‏صفا و ظاهرى و عارى از آثار خیر است‏» (۷).

قدرت معنوی سیاسی

از یک حکومت معنوی و نورانی که در رأس آن فردی صالح و عادل قرار گرفته است و کارگزارانی مثل خود دارد، از حکمرانی و دولتمداریِ مسئولانی که به دنبال جلب رضایت الهی هستند حکومت و سیاستی معنوی حاصل می شود که عنایات خداوند متعال را جلب می کنند. «حکومت اسلامى هم این طورى است که مى‏ خواهد حکومت اللَّه در عالم پیدا بشود؛ یعنى مى‏ خواهد سرباز مسلمان با سربازهاى دیگر فرق داشته باشد: این سرباز الهى باشد. نخست وزیر مسْلم با نخست وزیر سایر رژیم ها فرق داشته باشد؛ این یک موجود الهى باشد. هر جا یک مملکتى باشد که هر جایش ما برویم صداى اللَّه در آن باشد اسلام مى‏ خواهد تربیت الوهیت بکند در همه عالم» (۸).

امام خمینی(ره) تفاوت اصلی نظام اسلامی را با سایر نظام ها در معنویت آن می دانند در حالیکه تمام جوامع دیگر در پی مادیات هستند. «اینکه توهّم مى‏ شود که فرق ما بین رژیم اسلامىِ انسانى با سایر رژیم ها این است که در این عدالت هست، این صحیح است لکن فرق این نیست. فرقها هست. یکى از فرقهایش قضیه عدالت اجتماعى است. هیچ یک از رژیم هاى دنیا، غیر از آن رژیم توحیدى انبیا، توجهش به معنویات انسان نبوده است؛ در نظر نداشته است که معنویات را ترقى بدهد. آنها همه در دنبال این بوده‏ اند که این مادیات را استفاده از آن بکنند و یک نظام مادى در عالم ایجاد کنند» (۹).

امام (ره) از یک حکومت معنوی انتظارات فراوانی دارند. صرف عنوان اسلامی بودن دولت را کافی نمی دانند. اگر مردم در پی قیام خواستار دولت اسلامی شده اند چنین دولتی موظف است در همه اجزاء خود اعم از ساختار و نهادها و کارگزاران معنوی باشد. «بعد از اینکه یک دولتى اسلامى شد، همه چیزش با معنویات بسته است به هم، این طور نیست که دولتش معنویت نداشته باشد و اما فرض کنید که ائمه جماعتش داشته باشد. وقتى بنا شد که مردم احساس کردند که ما مى‏ خواهیم آدم باشیم، ما مى‏ خواهیم که اصلاح بشویم، ما مى‏ خواهیم که خودمان را اصلاح بکنیم، ما مى‏ خواهیم دولتمان یک دولت الهى باشد، مجلسمان هم همین طور و همه چیزمان همین طور، وقتى این طور شد همه‏ اش معنویات است، منتها با راههاى مختلف» (۱۰).

در نگاه معنوی امام(ره) قدرت فی نفسه نه تنها فسادآور نیست بلکه با معنوی شدن می تواند موجبات تعالی حاکمان، مسئولان و مردم جامعه را فراهم آورد. نقش تربیتی و اکمالی داشتن قدرت در فرهنگ غربی لیبرال یک امر غیرممکن و دست نیافتنی است. «هرگاه حکومت و فرماندهى وسیله اجراى احکام الهى و برقرارى نظام عادلانه اسلام شود، قدر و ارزش پیدا مى‏ کند؛ و متصدى آن صاحب ارجمندى و معنویت بیشتر مى‏ شود….ائمه و فقهاى عادل موظفند که از نظام و تشکیلات حکومتى براى اجراى احکام الهى و برقرارى نظام عادلانه اسلام و خدمت به مردم استفاده کنند» (۱۱).


۱-قرآن کریم سوره مبارکه بقره آیه شریفه۲۵۷

۲- طیب ، ۱۳۷۴،ج ۳ :۲۲

۳- جوادی آملی، ۱۳۷۸، ج ۱۱: ۵۹

۴- امام خمینی،۱۳۶۸، ج‏۷: ۴۷۸

۵- امام خمینی،۱۳۶۸، ج‏۷ :  ۴۶۳

۶- امام خمینی،۱۳۶۸، ج‏۷ : ۳۹۹

۷- امام خمینی، ۱۳۶۹: ۱۱۳

۸- امام خمینی،۱۳۶۸، ج‏۸ :۴۳۶

۹-امام خمینی،۱۳۶۸، ج‏۸ :۲۵۵

۱۰ امام خمینی« ره»، ۱۳۶۹: ۲۴۹

۱۱- امام خمینی« ره»، ۱۳۶۹: ۵۵

مطالب مرتبط:

نظرات کاربران

دیدگاه بگذارید

اولین نفری باشید که نظر میگذارد

avatar

دولت و مسئولان موظّفند که توجّه کنند به جریان عمومی فرهنگ جامعه؛ ببینند کجا داریم میرویم، چه دارد اتّفاق می‌افتد، چه چیزی در انتظار ما است؛ اگر چنانچه مزاحماتی وجود دارد، آنها را برطرف کنند. ما مسئولیّت شرعی داریم، مسئولیّت قانونی داریم در قبال فرهنگ کشور و فرهنگ عمومی کشور.

موسسه ایمان جهادی – صهـبا

دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت‌الله‌العظمی سیدعلی خامنه‌ای (مد‌ظله‌العالی)

پایگاه اطلاع رسانی دفتر مقام معظم رهبری

سمن اندیشه ولایت

http://www.lohvaghalam.ir/

موسسه حدیث لوح و قلم

دفتر اعزام مبلغ دانشگاه امام صادق(ع)

موسسه مطالعات راهبردی علوم و معارف اسلام

پایگاه اطلاع‌رسانی هم‌اندیشی یاران انقلاب اسلامی

نهضت مردمی پوستر انقلاب

انتشارات حدیث راه عشق

موسسه قدر ولایت