۲۸ آذر ۱۳۹۷ مصادف با   10 ربیع الثانی 1440
تاریخ: ۱۵ اردیبهشت ۱۳۹۷ |   تعداد بازدیدها: 2,528
کد خبر:66871
| ف | | |

گفتگوی اختصاصی با «دکتر علی رجبلو»

چرا میرزای شیرازی حکومت تشکیل نداد؟ / انقلاب اسلامی؛ سطح عالی ارتباط قدرت سیاسی و قدرت اجتماعی

امروز شاهد بالاترین سطح مشروعیت مذهبی در سطح نظام سیاسی هستیم و قدرت اجتماعی همچنان در قالب اعتماد به مرجعیت ادامه پیدا می کند و حتی امروزه قوی تر هم شده است. چراکه اولین بار است که در تاریخ ایران، پیوند قدرت اجتماعی و قدرت سیاسی، در عالیترین سطح ممکن محقق شده است.

پایگاه تحلیلی مصداق/ تاثیر و تاثر سیاست و جامعه و تلاش مکاتب مختلف برای هدایت این دو پدیده، یکی از مسائلی است که ذهن اندیشمندان زیادی را به خود درگیر کرده است. در این میان و در تاریخ کهن ایران، برخی جریانات اجتماعی از بالا به پایین و برخی از پایین به بالا، منشا بروز و ظهور نهضت های اجتماعی شده اند و یکی از نقاطی که سیاست و جامعه به نقطه ای مشخص رسیده و ساخت اجتماعی، زمینه ساخت سیاسی را فراهم آورد، انقلاب اسلامی بود. به بهانه نامگذاری امسال از سوی رهبرانقلاب با عنوان «حمایت از کالای ایرانی» و به منظور تحلیل نسبت ساخت اجتماعی و سیاسی ایران از گذشته های دور، با دکتر «علی رجبلو»، پژوهشگر و دانشیار جامعه شناسی سیاسی در دانشگاه الزهرا(س) به گفتگو نشستیم تا طی این بررسی تاریخی، به رهیافتی برای تحقق حمایت از کالای ایرانی دست یابیم. در بخش اول گفتگو، سیر تاریخی نسبت قدرت سیاسی و قدرت اجتماعی از ایران کهن تا نهضت های معاصر نظیر نهضت تنباکو و مشروطه بررسی شد. در همین راستا و در ادامه، بخش دوم گفتگو تقدیم می گردد.

 

نکته بعدی که باعث تشدید این مسئله شده مسئله «عدم تغییر محتوای قدرت سیاسی» است. ببینید ما قبل از پیروزی انقلاب اسلامی حکومت شاهنشاهی را داریم، این بدان معنی است که نظام سیاسی آلترناتیو نداشته؛ به نظر شما چرا میرزای شیرازی عزم تاسیس حکومت نداشت؟ در حالی که حتی پادشاه انگلیس(الیزابت اول) برای او نامه نوشت و از او در خواست کرد که اداره ایران را بر عهده بگیرد. ولی چرا قبول نکرد؟

علت آن خلاصه شده در «قدرت اجتماعی» است. ایشان قدرت اجتماعی در سطح بالایی داشت و نیازی در دخالت به حکومت نمی دید. ضمن اینکه مراجع تقلید ما در طول تاریخ، تسری ولایت را به امور حسبه محدود می کردند. ما در تاریخ تنها آیت الله محقق کرکی، کاشف الغطا و حضرت امام خمینی(ره) را داریم که موفق شدند بحث ولایت فقیه، یعنی تسری مشروعیت دینی به قدرت سیاسی را در ذهن و باور جامعه و توده های مردم قرار دهند و انقلاب اسلامی مسئول چنین شرایطی بود که برای اولین بار علمای اسلام موفق شدند حکومت سیاسی تشکیل دهند. این موضوع را اگر بیشتر بررسی کنید، متوجه می شوید که عدم تمایل علما برای در دست گرفتن قدرت سیاسی، باعث می شد حاکمیت ها دوباره به شرایط مطلوب خود برگردند. عموم مردم هم مادامی که علما وارد بحث جدیدی نمی شدند حرکتی انجام نمی دادند.

علاوه بر اینها بعد از نهضت تنباکو بحثی با عنوان دخالت قدرت خارجی در ایران هم اضافه می شود. در قالب مذاهب نوساخته، یا مدرنیته های مبتذل و حتی نفوذ در محافل سیاسی و اجتماعی توسط انگلیس، شوروی و … . این یعنی تلاش دول خارجی برای اینکه متلاشی شدن از درون را در ایران امکان پذیر کنند. نهضت مشروطه را ببینید، سه گفتمان فعال در آن وجود داشت. اولی گفتمان سنتی که نماد آن شیخ فضل الله نوری است، دوم گفتمان مدرن که افرادی از قبیل میرزا ملکم خان ناظم الدوله  به آن معتقد هستند و نگاه سوم گفتمان ترکیبی سنتی و مدرن است که در چهره گفتمانی اصلاح طلب دیده می شود. از افراد شاخص آن آیت الله نائینی را می شود نام برد؛ با یک نگاه ساده متوجه می شود که یکپارچگی ای که در نهضت تنباکو وجود داشت، اینجا در مشروطه متلاشی می شود. به عبارتی حضور علما را در یک صف نداریم و علیرغم قدرت اجتماعی موجود، جایگاه اجتماعی میرزای شیرازی را در علمای عصر مشروطه نمی بینید. مدتی بعد رضا خان این ساختار را با کمک عوامل بیگانه به سر انجام می رساند و دیکتاتوری پهلوی را آغاز می کند.

نکته ای که در بررسی جامعه شناختی حمایت مردم از کالای ایرانی باید مد نظر داشت این است که مقایسه آن با نهضت تنباکو صحیح نیست. در قضیه تنباکو، نباید تنباکو را کالای خارجی فرض کنید، بلکه انگلیسی ها می خواستند بحث مدیریت و سلطه بر این کالا را که بسیار استراتژیک بود در دست بگیرند، پس در این قضیه مقابله میرزا شیرازی با استعمار و استبداد بود که بعدها با ابطال قرارداد رژی تنباکو به دست مردم برگشت.

در گذشته تاریخ ایران کالای خارجی تابع روابط سیاسی تحریم یا حمایت ما قرار می گرفت. موارد مشابهی در کالاهای روسی و فرانسوی هم موجود است. پس علمای ما تحریم هایشان ناظر بر جنبش های سیاسی بود و این جنبش های سیاسی، چون به براندازی نظام سیاسی مبدل نمی شد، عملا در سطح قدرت اجتماعی تقلیل پیدا می کردند و به مرور زمان نوعی بی توجهی و عدم توجه به خواسته های مردم و علما اتفاق می افتاد.

به نظر من بعد از ورود اسلام به ایران تا امروز، ما در دو مقطع توانستیم پیوند بین سنت و مشروعیت را در حوزه های سیاسی و اجتماعی تحقق ببخشیم. مرحله اول حاکمیت صفویان بود، آن هم علیرغم اینکه صفویان صلاحیت های ولی فقیه را نداشتند و جمهوری اسلامی؛ به عنوان مثال، شاه سلطان حسین را چطور می توان نماد ولایت فقیه دانست؟ اگر نامه محقق کرکی را به او را بررسی کنیم، باید گفت که شاه سلطان حسین از ایشان تقاضای نصب خودشان را می کنند. ولی مگر ایشان چاره دیگری هم داشت؟ دقت کنید که نمی توان پادشاهان صفوی را مترادف  عصر حاکمیت فقیه قرار داد، پس بنابراین فقط اصرار به درگیری با عثمانی بود که باعث شد حمایت های مقطعی از آنها صورت بپذیرد.

اما در انقلاب اسلامی ایران، شما ولایت فقیه را به عنوان الگوی تفکری شیعی ناب می بینید که اتفاق افتاده و حاکمیت سیاسی در قالب مشروعیت دینی کاملا مورد تایید مردم قرار می گیرد. ثانیا کسی که این انقلاب را بنا کرده، خودش مرجع تقلید است مقام معظم رهبری مرجع تقلید هستند، یعنی حضور حداکثری ولی فقیه در سطح سیاسی را شاهد هستیم. پس امروز شاهد بالاترین سطح مشروعیت مذهبی در سطح نظام سیاسی هستیم و قدرت اجتماعی همچنان در قالب اعتماد به مرجعیت ادامه پیدا می کند و حتی امروزه قوی تر هم شده است. چراکه اولین بار است که در تاریخ ایران، پیوند قدرت اجتماعی و قدرت سیاسی، در عالیترین سطح ممکن محقق شده است.

از این بحث اینطور نتیجه گیری می کنم که علیرغم مشکلات شدیدی که طی این چهل سال در داخل و خارج ایجاد شده، اعم از مواردی که از بیرون به ما تحمیل شده مثل جنگ، تحریم … و مشکلاتی داخلی از قبیل اختلاس ها و نگرانی هایی که در سطح سیاسی و اجتماعی ایجاد شده، اما اینها هرگز پتانسیل ایجاد یک جنبش اجتماعی را نخواهند داشت، به این دلیل که رابطه بین مشروعیت قدرت سیاسی و قدرت اجتماعی در سطحی که عرض شد برقرار نمی شود.

از طرفی انتظار می رود، با این سطح عالی ارتباط بین ساخت سیاست و قدرت اجتماعی، تحقق برخی مطالبات و خواست های ملی مثل «حمایت از کالای ایرانی»، سهل تر و کم هزینه تر صورت پذیرد.

مطالب مرتبط:

نظرات کاربران

دیدگاه بگذارید

اولین نفری باشید که نظر میگذارد

avatar

اصل عدالت اگر چه به عنوان یکی از مهمترین رکن های دین اسلام مطرح اسـت اما تـاکنون بیـان روشن و کاملی درباره معیارهای عدالت، بویژه در حوزه «اقتصادی و نسبت آن با عدالت اجتمـاعی» توسط متفکران اسلامی ارائه نشده اسـت. امام خمینی(ره): در ترسیم مسیر حرکت جمهوری اسلامی، عدالت را به عنوان سنگ‌بنایی اساسی معرفی […]

موسسه ایمان جهادی – صهـبا

دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت‌الله‌العظمی سیدعلی خامنه‌ای (مد‌ظله‌العالی)

پایگاه اطلاع رسانی دفتر مقام معظم رهبری

سمن اندیشه ولایت

http://www.lohvaghalam.ir/

موسسه حدیث لوح و قلم

دفتر اعزام مبلغ دانشگاه امام صادق(ع)

موسسه مطالعات راهبردی علوم و معارف اسلام

پایگاه اطلاع‌رسانی هم‌اندیشی یاران انقلاب اسلامی

نهضت مردمی پوستر انقلاب

انتشارات حدیث راه عشق

موسسه قدر ولایت

بنیاد فرهنگ و اندیشه اسلامی

موسسه طلایه داران نور آفاق

مؤسسه فرهنگی ولاء منتظر

AIM

بنیاد فرهنگ و اندیشه اعتلاء

گروه روشنای علم

موسسه فرهنگی سراج اندیشه اسلامی

اندیشکده راهبردی تبیین