۲۸ تیر ۱۳۹۷ مصادف با   6 ذیقعده 1439
تاریخ: ۹ اردیبهشت ۱۳۹۷ |   تعداد بازدیدها: 9,794
کد خبر:66867
| ف | | |

در گفتگو با دکتر علی رجبلو بررسی شد:

شیخ الاسلام های وابسته به دربار و سرنوشت نهضت های مرجعیت شیعه

در عصر طاغوت، مراجع تقلید هیچگاه وارد دربار نشدند تا پیگیر رفتار قدرت سیاسی باشند. شیخ السلام ها هم که وابسته بودند؛ همین نکته  باعث شد که در یک شرایط هیجانی با استفاده از پتانسیل عدم مشروعیت قدرت سیاسی و قدرت بالای اجتماعی مراجع تقلید همیشه حرف مراجع پیش رو باشد اما در سطوح سیاسی به محض اینکه این موج کاهش پیدا می کرد تلاش قدرت سیاسی برای اعمال نفوذ ادامه می یافت و مانع تحقق نهضت مراجع می شد.

پایگاه تحلیلی مصداق/  تاثیر و تاثر سیاست و جامعه و تلاش مکاتب مختلف برای هدایت این دو پدیده، یکی از مسائلی است که ذهن اندیشمندان زیادی را به خود درگیر کرده است. در این میان و در تاریخ کهن ایران، برخی جریانات اجتماعی از بالا به پایین و برخی از پایین به بالا، منشا بروز و ظهور نهضت های اجتماعی شده اند و یکی از نقاطی که سیاست و جامعه به نقطه ای مشخص رسیده و ساخت اجتماعی، زمینه ساخت سیاسی را فراهم آورد، انقلاب اسلامی بود. به بهانه نامگذاری امسال از سوی رهبرانقلاب با عنوان «حمایت از کالای ایرانی» و به منظور تحلیل نسبت ساخت اجتماعی و سیاسی ایران از گذشته های دور، با دکتر «علی رجبلو»، پژوهشگر و دانشیار جامعه شناسی سیاسی در دانشگاه الزهرا(س) به گفتگو نشستیم تا طی این بررسی تاریخی، به رهیافتی برای تحقق حمایت از کالای ایرانی دست یابیم. بخش اول گفتگو در ادامه تقدیم می گردد.

 

برای بررسی ریشه های اجتماعی حرکت به سمت «حمایت از کالای ایرانی»، اول باید ساخت سیاسی و نحوه شکل گیری نظام اجتماعی در ایران را در بازه زمانی هزاران سال گذشته مورد بررسی قرار داد.

بحثی که در اینجا مطرح است این است که نهادهای سیاسی برگرفته از ساخت اجتماعی هستند. ما تاریخ ایران را که بررسی کنیم، می توان تاریخ ایران را به سه دوره اسطوره، پهلوانی و تاریخی تقسیم کرد. اگر در روایات قدیمی ترین متن کهنی که در یونسکو به نام ایران ثبت شده که قدیمی ترین متن جهان هم هست و همان کتاب اوستا است مراجعه کنیم، خواهیم دید که اوستا بازخوانی تاریخ ایران در عصر اسطوره است که از کیومرث شروع می شود و تا دوره نوذریان ادامه می یابد که در منطقه کرمانچ حکومت می کردند. در بررسی همان اسناد و همان عصر، با مفهوم پاتری یا ماتری به معنی پدر و مادر که در ایران شکل گرفته مواجه می شویم. پاتری یا پدر مفهوم خالق یا حیات بخش را دارد در حالی که ماتری مفهوم منبع تغذیه را دارد. اگر همین موضوع را پیگیری کنید از آن مفهوم پاتریمونیال یا همان پدر سالاری استخراج می شود که این مفهوم از خانواده به خانواده ای دیگر و به تبع آن از دودمان به دودمانی دیگر منتقل می شود. با تعریف اوستا از ساختار اجتماعی، بعد از پدرسالاری در خانواده، در خاندان به پیرسالاری و در روستا به پدرشاخ، در استان به شاه، و در کشور پادشاه تجلی پیدا می کند. پس آنچه ما در  ایران به عنوان سلسله مراتب ساخت اجتماعی از آن یاد می کنیم، ساختار سیاسی را از خود بازتولید می کند و می بینیم که در ایران، ساختار سیاسی عمودی(یعنی از بالا به پایین) بوده است.

با این تعاریف مشخص می شود ساخت اجتماعی در ایران یک ساخت درونگرا است، در حالی که از بالا به پایین شکل می گیرد. به خاطر اینکه پاتری مفهوم مقدسی داشته، این تقدس در تاریخ به تدریج در تاریخ ایران به ساخت سیاسی منتقل شده تا جایی که شاه نماینده خدا بر روزی زمین فرض می شد. خود اوستا در توضیح این ساختار، این ساخت را مترادف با فره ایزدی بیان می کند. معمولا ساخت عمودی تبدیل به یک نظام استبدادی و خودکامه می شود که شاه هم نماینده سنت است و هم نماینده شریعت؛

در ایران قبل از اسلام، این دو از ساخت اجتماعی می جوشیده، ولی بعد از ورود اسلام این دو از هم تفکیک شده اند. سنت های ایرانی ادامه پیدا کرده اند ولی شریعت به عنوان یک مفهوم «وحی محور» در جامعه ایرانی پذیرفته شده است که بررسی آن نیازمند بحث مفصلی است که در حال حاضر مجال آن نیست.

با تعاریف بیان شده باید گفت یک تعارض در ساختار سیاسی و اجتماعی ایران همیشه وجود داشته ولی تا زمانی که نظام سیاسی  مترادف سنت و شریعت فرض میشده ما دوره های تمدنی داشته ایم مثلا هخامنشیان، ساسانیان، اشکانیان و … اما بعد از اسلام این مشروعیت ساخت سیاسی به هم خورده، حتی زمانی که دوباره سلطنت برگشت و نظام های سیاسی آمدند فقط در یک مقطع  صفویه که خود را منتسب به پیامبر(ص) می کردند، مشروعیت سیاسی و اجتماعی را در کنارهم داشتند و شاهد یک دوره شکوفایی بوده ایم. دوباره در دوره قاجار این پیوند برهم می خورد. ما فقط در یک مقطع کوتاه در درگیری ایران و روسیه که علما فتوای «وجوب دفاع» آن هم بر مبنای قائده نفی سبیل را صادر کردند، شاهدیم که جامعه ایرانی در یک دوره کوتاهی در زمان قاجار، مشروعیت سیاسی نصفه و نیمه ای و مشروطی برای فتحعلی شاه قائل شد. اما این موقت بود و دیگر در هیچ یک از دوره های تاریخی قاجار ما مشروعیت نظام سیاسی را از سوی علما نداریم، بنابرین زیرجلد نظام سیاسی ما غصب حکومت وجود دارد.

فقط در سال اول حکومت ناصرالدین شاه، دویست و شصت و یک  نهضت در سرتاسر ایران رخ می دهد؛ این عدد نشان می دهد که مشروعیت سیاسی وجود نداشته است. امکان تداوم حکومت قاجار، فقط از توان بالای امیر کبیر فراهم شده یعنی توانسته از موضع قدرت، ترکیبی از سنت و شریعت را در خدمت ناصرالدین شاه قرار دهد.  اگر همین فضا را مطالعه کنیم به دو قدرت برخورد می کنیم، یکی قدرت سیاسی که همان حکومت است یکی هم قدرت اجتماعی است که می توان آن را در چهره علمای مذهبی یا همان مراجع دید. در همان زمان هم دو نوع روحانی داشتیم، یک گروهی شیخ السلام ها بودن که اینها در دربار  مشغول بودند و دسته دوم علمای آزادی بودن که در بین مردم زندگی می کردند.

یک نکته را هم اینجا اضافه کنم که قبل از اسلام روحانیت فقط در دربار بود بخشی از قدرت سیاسی محسوب می شد چون سنت و شریعت در چهره شاه متجلی شده بود در حالی که بعد از اسلام روحانیت از سطح حاکمیت سیاسی به سطح قدرت اجتماعی تقلیل پیدا کرد یعنی در بین توده های مردم صاحب قدرت شد.

بحث بعدی که اینجا قابل بیان است «اصل فتوی» است، ما فقه شیعه را داریم و این فقه با توجه به بحث مرجعیت و تقلید، توانسته قدرت اجتماعی را به سطح مراجع تقلید منتقل کند. شما تمام نهضت های رخ داده در ایران را نگاه کنید، از زمان قاجار تا به امروز همه در ذیل فتوای مراجع تقلید بودند. چه نهضت های موفق و چه نهضت های ناموفق؛ «نهضت تنباکو» هم تا جایی که مراجع تقلید ورود می کردند موفق بود و مردم به میدان آمدند. وقتی میرزای شیرازی فتوای «الیوم استعمال تنباکو و توتون بِأَیِ نحوٍ کان در حکم محاربه با امام زمان علیه‌السلام است» را صادر نمود، همین فتوا توده های مردم را وارد میدان می کند و مردم پشت مرجعیت می ایستند و دربار را شکست می دهند. اما چرا ادامه پیدا نمی کند؟ چون مراجع تقلید هیچگاه وارد دربار نشدند تا پیگیر قدرت سیاسی باشند. شیخ السلام ها هم که وابسته بودند، همین نکته  باعث شد که  همیشه حرف مراجع پیش روی مردم باشد اما در سطوح سیاسی به محض اینکه جریان ایجاد شده توسط مرجعیت کاهش پیدا می کرد، تلاش قدرت سیاسی برای اعمال نفوذ شدت می گرفت.

ادامه دارد…

مطالب مرتبط:

نظرات کاربران

دیدگاه بگذارید

اولین نفری باشید که نظر میگذارد

avatar

دولت و مسئولان موظّفند که توجّه کنند به جریان عمومی فرهنگ جامعه؛ ببینند کجا داریم میرویم، چه دارد اتّفاق می‌افتد، چه چیزی در انتظار ما است؛ اگر چنانچه مزاحماتی وجود دارد، آنها را برطرف کنند. ما مسئولیّت شرعی داریم، مسئولیّت قانونی داریم در قبال فرهنگ کشور و فرهنگ عمومی کشور.

موسسه ایمان جهادی – صهـبا

دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت‌الله‌العظمی سیدعلی خامنه‌ای (مد‌ظله‌العالی)

پایگاه اطلاع رسانی دفتر مقام معظم رهبری

سمن اندیشه ولایت

http://www.lohvaghalam.ir/

موسسه حدیث لوح و قلم

دفتر اعزام مبلغ دانشگاه امام صادق(ع)

موسسه مطالعات راهبردی علوم و معارف اسلام

پایگاه اطلاع‌رسانی هم‌اندیشی یاران انقلاب اسلامی

نهضت مردمی پوستر انقلاب

انتشارات حدیث راه عشق

موسسه قدر ولایت