۲۸ آذر ۱۳۹۷ مصادف با   10 ربیع الثانی 1440
تاریخ: ۲۱ فروردین ۱۳۹۷ |   تعداد بازدیدها: 1,678
کد خبر:66315
| ف | | |

گفتگوی تفصیلی با «دکتر بیژن عبدی» (2)

کدام قرائت از «عدالت» مسبب وضع موجود است؟

چرا این وضع پیش آمده است؟ کدام قرائت از عدالت مسبب این وضعیت است؟ نقش دین و اسلام در این بین چیست؟ اینها سوالاتی است که نیاز به تحلیل و بررسی مستقل و پاسخ قانع کننده دارند. اما واقعیت این است که اگر یکی از شاخص ها اندازه گیری ثروت مرفه ترین و ضعیف ترین افراد جامعه باشد نشان می دهد که بی عدالتی در جامعه و کشور ما، خیلی بیشتر از بسیاری از جوامع و کشورهاست.

پایگاه تحلیلی مصداق/  ارتباط و نسبت بین «اقتصاد» و «عدالت اجتماعی»  از موضوعات مهمی است که اندیشمندان و صاحبان مکاتب گوناگون تلاش کرده اند پاسخی مناسب به آن بدهند، پاسخی که هم توجیه کننده مبانی فکری آن مکتب باشد و هم نوید آینده ای سرشار از عدالت به پیروان آن بدهد؛ در این میان تاکید موکد اسلام بر عدالت به عنوان یک اصل اساسی و اشاره اخیر رهبر انقلاب به رفع نشدن مشکل بی عدالتی در دهه «عدالت و پیشرفت» از یک سو و مطرح شدن مسائل اقتصادی به عنوان اولویت کشور و مردم از سوی دیگر، ما را بر آن داشت تا گفتگویی با «دکتر بیژن عبدی» پژوهشگر و استاد دانشگاهداشته و طی آن به مسئله عدالت و نسبت آن با اقتصاد بپردازیم و تلاش کنیم حلقه مفقوده عدالت و اقتصاد را در کشور بیابیم. بخش اول گفتگو که در آن به تبیین نگاه غرب و شرق به اقتصاد و عدالت پرداخته بودیم تقدیم شده بود و در ادامه، بخش دوم که به معرفی و تبیین نگاه اسلام به مقوله عدالت می پردازد،  ارائه می گردد.

در بررسی قرآن، آیات متعدد و زیادی به عدل و عدالت اختصاص دارد، اما همان آیه ای(۱) که در ابتدای بحث مطرح شد، ضرورت اقامه قسط در جامعه را تبیین می کند، علاوه بر آن تاکید دارد که اقامه عدل شاخص می خواهد، پس از خلقت و در مخلوقات ساری و جاری نیست و کار عملی می خواهد. یک عده باید قسط و عدل را اقامه کنند. اگر نگاه اسلام این بود که جامعه آزاد و رها خود به خود به عدالت برسد که دیگر نیازی به ارسال رسل و انبیا نبود. پس در قرائت اسلام اگر جامعه رها شود، به خطا می رود و این خطا باید اصلاح شود. اصلاح چگونه است؟ با کتاب الله و سنت عترت.

خدا در قرآن به پیامبر اکرم(ص) تاکید می کند که “این شاخص ها ویژه تو و امت تو نیست بلکه به همه پیامبران و امم پیش از تو نیز نازل شده”؛ ولی در اثر کتمان و تحریف، بین مردم نیست. قرآن می فرماید «لا نفرق بین احد» از اول همه پیامبران یک حرف می زدند؛ اما یک عده وقتی منافع و ثروتشان به خطر افتاد پیامبران را کشتند و ادیان را تحریف کردند.

در ادامه قرآن برای رفتار بر اساس قسط و عدل شاخص می گذارد. پس در نگاه اسلام اگر بشر را رها و آزاد بگذاریم، در جهت عدالت حرکت نمی کند، در نتیجه باید مداخله کرد. اما حد این مداخله را هم مشخص می کند.

برای بررسی عدالت در جامعه شاخص های مختلفی وجود دارد، یکی از روش ها این است که تمام درآمد جامعه را از پایین ترین فرد تا بالاترین به ده قسمت تقسیم می کنند و بررسی می کنند که هرکدام از این ده درصدها، چه سهمی از ثروت جامعه  را در اختیار دارند. در سال های مختلف آمارها فرق می کند، اما در بررسی اختلاف در آمد دهک اول و دهک آخر، می بینیم  این عدد با اختلاف ۴ یا ۶ برابر در ژاپن آغاز می شود. یعنی در ژاپن سهم درآمد دهک اول ۶ برابر دهک آخر است. بعد از ژاپن، کشورهای اروپایی قرار دارند که  مثلا در انگلستان این اختلاف ۱۰ تا ۱۲ برابر است،  بعد از آن به ایالات متحده می رسیم که ۱۸ برابر است و پس از آن به ایران می رسیم، که در ایران، سهم ثروت دهک اول ۲۲ برابر دهک آخر است و این عمق فاجعه را نشان می دهد.

اینکه چرا این وضع پیش آمده است؟ کدام قرائت از عدالت مسبب این وضعیت است؟ نقش دین و اسلام در این بین چیست؟ اینها سوالاتی است که نیاز به تحلیل و بررسی مستقل و پاسخ قانع کننده دارند. اما واقعیت این است که اگر یکی از شاخص ها اندازه گیری ثروت مرفه ترین و ضعیف ترین افراد جامعه باشد نشان می دهد که بی عدالتی در جامعه و کشور ما، خیلی بیشتر از بسیاری از جوامع و کشورهاست.

ما برای رفع مشکل باید به قرآن رجوع کنیم و ببینیم قرآن عدالت اجتماعی را چگونه تعریف می کند. در مراجعه به قرآن حداقل سه شاخص اصلی برای دریافت قرائت اسلام از عدالت پیدا می شود: مساوات، میانه روی و تناسب هرکس به اندازه توان و تلاش؛

آیه ۷۱ سوره نحل می فرماید: «واللّهُ فَضَّلَ بَعْضَکُمْ عَلَى بَعْضٍ فِی الْرِّزْقِ» یعنی خدا برخی از شما را در رزق، بر برخی دیگر فضیلت داده؛ یعنی از ابتدا می پذیرد که خواستیم به یک بنده بیشتر بدهیم و به یک بنده کمتر بدهیم. سوال می شود که این می شود عین عدل؟ خیر، آیه در ادامه می فرماید: «فَمَا الَّذِینَ فُضِّلُواْ بِرَآدِّی رِزْقِهِمْ عَلَى مَا مَلَکَتْ أَیْمَانُهُمْ»؛ اگر این «ما» را اسفهامیه در نظر بگیریم و مای نفی نباشد، به این معنی است که خدا سوال می کند پس چرا به اونهایی که بیشتر رزق داده ایم، این اضافه رز را بر نمی گردانند به آنهایی که تحت تکفل دارند؟ و در ادامه آیه دارد که «فَهُمْ فِیهِ سَوَاء»؛ اینها با اون صاحب ثروت، در رزق شریک اند. پس اینجا به مساوات اشاره دارد. از این دست آیات که برای مردم در استفاده از مواهب طبیعت و رزق، مساوات قائل است فراوان داریم. در نتیجه همه حق دارند. اینکه چقدر تلاش می کنند؟ چقدر این حق امکان تحقق دارد؟ دولت چگونه دخالت می کند و از انحصار جلوگیری می کند؟ و …این ها بحث های بعدی است. این که این مساوات تا کجاست، بماند؛ اما نکته اصلی این است که نگاه اصلی خدا به مردم، مساوات است. در سوره مبارکه حجرات آیه ۱۳ می فرماید: «یا أَیُّهَا النّاسُ إِنّا خَلَقناکُم مِن ذَکَرٍ وَأُنثى وَجَعَلناکُم شُعوبًا وَقَبائِلَ لِتَعارَفوا  إِنَّ أَکرَمَکُم عِندَ اللَّهِ أَتقاکُم»؛ آن چیزی که ملاک برتری است، تقواست.

برخی آیات دلالت بر میانه روی می کند؛ آیه ۶۶ سوره مائده می فرماید: «وَ لَوْ أَنَّهُمْ أَقامُوا التَّوْراهَ وَ الْإِنْجِیلَ وَ ما أُنْزِلَ إِلَیْهِمْ مِنْ رَبِّهِمْ لَأَکَلُوا مِنْ فَوْقِهِمْ وَ مِنْ تَحْتِ أَرْجُلِهِمْ»؛ اگر یهود و نصارا، تورات و انجیل و آنچه را از سوى پروردگارشان بر آنان نازل شده، برپا مى‌داشتند، از بالاى سرشان (آسمان) و از زیر پاهایشان (زمین) روزى مى‌خوردند. پس اگر شاخص هایی که خدا وضع کرده رعایت می شد، رفاه عمومی در جامعه ایجاد می شود. حالا این شاخص ها چه بوده؟ خیلی از شاخص ها «وَلَا تَأْکُلُوا أَمْوَالَکُم بَیْنَکُم بِالْبَاطِلِ» بوده که به «إِنَّ کَثِیراً مِنَ الْأَحْبارِ وَ الرُّهْبانِ لَیَأْکُلُونَ أَمْوالَ النَّاسِ بِالْباطِلِ وَ یَصُدُّونَ عَنْ سَبِیلِ اللَّهِ» رسیده، «لَا تَأْکُلُوا الرِّبَا» بوده، «وَأَقِیمُوا الْوَزْنَ بِالْقِسْطِ وَلَا تُخْسِرُوا الْمِیزَانَ» بوده، «ویل للمطففین» و «ولا تَبْخَسُوا النَّاسَ أَشْیَاءَهُمْ» بوده که کم فروشی و بزخری نکنید؛ از نیاز مردم سوء استفاده نکنید، مال درست و به اندازه به  مردم بدهید و همه اینها اشاره به میانه روی و به اندازه بودن است. اما اندازه باید با ترازوی دقیق سنجیده شود.
در ادامه آیه ۶۶ سوره مائده آمده که : «مِنْهُمْ أُمَّهٌ مُقْتَصِدَهٌ  وَکَثِیرٌ مِنْهُمْ سَاءَ مَا یَعْمَلُونَ» یک گروه از اینان (یهود و نصارا) مقتصد هستند، یعنی حرف خدارا گوش می دهند، کلاهبرداری نمی کنند، کم فروشی نمی کنند، امانت را به اهلش بر می گردانند، اموال یتیمان را از روی گناه و زور نمی خورند و … .
در باب همین مسئله میانه روی، آیه ۲۹ سوره اسراء با پیامبر می فرماید: « وَلاَ تَجْعَلْ یَدَکَ مَغْلُولَهً إِلَى عُنُقِکَ»؛ که ای پیامبر دستت به گردنت آویزان نباشد، یعنی بخیل نباش، به تو رزق داده ام که ببخشی؛ در ادامه می فرماید: «وَلاَ تَبْسُطْهَا کُلَّ الْبَسْطِ»؛ انقدر هم گشاده دست نباش که هرچیزی دادم، از دست بدهی و «فَتَقْعُدَ مَلُومًا مَّحْسُورًا» به حسرت خوردن بیافتی؛ می فرماید بین ان دو حالت باش، این یعنی همان میانه روی؛ پس خدا از ما میانه روی می خواهد. در جای دیگر، سوره فرقان آیه۶۷ می فرماید:  «وَ الَّذِینَ إِذا أَنْفَقُوا لَمْ یُسْرِفُوا وَ لَمْ یَقْتُرُوا وَ کانَ بَیْنَ ذلِکَ قَواماً»؛ مومنین کسانی هستند که وقتی انفاق می کنند، اسراف نمی کنند، ناخن خشکی هم نمی کنند، بخل نمیورزند، بلکه بین این دو هستند. پس می بینیم که میانه روی هم در کنار مساوات در قرائت اسلام از عدالت که برگرفته از قرآن است قرار می گیرد.
مفهوم بعدی که از قرآن استخراج می شود، تناسب است. تناسب به اندازه تلاش، با ندازه توان، به اندازه وسع و … . مثلا یک نفر درآمد ماهانه اش ۱۰۰ میلیون تومان است و دیگری ۲ میلیون تومان، اگر هردو ۱۰ هزار تومان انفاق کنند یک اندازه است و یک میزان ارزش دارد؟ قصعا خیر؛ انتظار داریم هرکس متناسب با درآمدش انفاق کند.
قرآن در سوره بقره، آیه ۲۳۶ و ذیل بحث طلاق می فرماید:«عَلَى الْمُوسِعِ قَدَرُهُ وَعَلَى الْمُقْتِرِ قَدَرُهُ مَتَاعًا بِالْمَعْرُوفِ»؛ می فرماید هرکس به میزان توانش، متناسب با توان خود بپردازد.
یا در آیه ۷ سوره زلزال که می فرماید: « فَمَن یَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّهٍ خَیْراً یَرَهُ. وَمَن یَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّهٍ شَرّاًیَرَهُ »؛ اشاره به تناسب عمل و پاداش یا عمل و عذاب دارد به نحوی که ریز و درشت محاسبه می شود. یا آن آیه مشهور که می فرماید: « لا یُکَلِّفُ اَللَّهُ نَفْساً إِلاَّ وُسْعَها»؛
از حضرت امیرالمومنین علی (ع) در نهج البلاغه نقل است که پیرامون اینکه «جود» بهتر است یا «عدل» از ایشان سوال می پرسند؛ همه انتظار داشتند حضرت بفرمایند جود؛ اما پاسخ حضرت عدل بود. دلیل این رجحان را هم می فرمایند: «العدل وضع کل شی ء فی موضعه و اعطاء کل ذی حقّ حقّه»؛ و جود را مرحله بعد از اجرای عدالت می دانند.
پس این سه شاخص، از قرآن استخراج شد، و قرائت اسلام از عدالت مشخص شد. قرآن می فرماید اگر اینها رعایت شود، جامعه دچار عدالت اجتماعی می شود.
پس قرائت اسلام نه نگاه تند سوسیالیستی و الغای مالکیت فردی است و نه قرائت سرمایه داری و بازار آزاد.


۱- «لقد ارسلنا رسلنا بالبینات و انزلنا …بالقسط»/ سوره حدید آیه ۲۵

مطالب مرتبط:

نظرات کاربران

دیدگاه بگذارید

اولین نفری باشید که نظر میگذارد

avatar

اصل عدالت اگر چه به عنوان یکی از مهمترین رکن های دین اسلام مطرح اسـت اما تـاکنون بیـان روشن و کاملی درباره معیارهای عدالت، بویژه در حوزه «اقتصادی و نسبت آن با عدالت اجتمـاعی» توسط متفکران اسلامی ارائه نشده اسـت. امام خمینی(ره): در ترسیم مسیر حرکت جمهوری اسلامی، عدالت را به عنوان سنگ‌بنایی اساسی معرفی […]

موسسه ایمان جهادی – صهـبا

دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت‌الله‌العظمی سیدعلی خامنه‌ای (مد‌ظله‌العالی)

پایگاه اطلاع رسانی دفتر مقام معظم رهبری

سمن اندیشه ولایت

http://www.lohvaghalam.ir/

موسسه حدیث لوح و قلم

دفتر اعزام مبلغ دانشگاه امام صادق(ع)

موسسه مطالعات راهبردی علوم و معارف اسلام

پایگاه اطلاع‌رسانی هم‌اندیشی یاران انقلاب اسلامی

نهضت مردمی پوستر انقلاب

انتشارات حدیث راه عشق

موسسه قدر ولایت

بنیاد فرهنگ و اندیشه اسلامی

موسسه طلایه داران نور آفاق

مؤسسه فرهنگی ولاء منتظر

AIM

بنیاد فرهنگ و اندیشه اعتلاء

گروه روشنای علم

موسسه فرهنگی سراج اندیشه اسلامی

اندیشکده راهبردی تبیین