۲۷ مهر ۱۳۹۷ مصادف با   8 صفر 1440
تاریخ: ۷ مرداد ۱۳۹۶ |   تعداد بازدیدها: 187
کد خبر:64553
| ف | | |

گفتگوی اختصاصی مصداق با حجت‌الاسلام‌والمسلمین دکتر علی ذوعلم [بخش اول]

غایت انقلاب اسلامی این بوده که حدود و مرزهای جغرافیایی، قومی و تاریخی را به سطح توحیدی و نگاه متعالی به هویت ارتقا بدهد

ارتقاء هویت در اسلام بسیار مهم است؛ این‌که ما بتوانیم از یک هویت مادی، دنیوی و حیوانی به یک هویت الهی، توحیدی و انسانی به‌معنای واقعی ارتقاء پیدا کنیم، هم در بعد فردی و هم در بعد اجتماعی مصداق دارد. اما وقتی بحث هویت‌ملی مطرح می‌شود، جنبه اجتماعی هویت مدنظر است. غایت انقلاب‌اسلامی این بوده که هویت ملی جامعه ما، جهان اسلام و جامعه بشری را ارتقا بدهد.

پایگاه تحلیلی مصداق/ رهبر معظم انقلاب در دیدار رمضانی با کارگزاران و مسئولین نظام، با تاکیدی ویژه بر حراست از “هویت ملی”، منافع ملی را تابعی از هویت ملی تعریف کرده و فرمودند: «منافع ملی آن‌وقتی منافع ملی هستند که با هویت ملی ملت ایران، با هویت انقلابیِ ملّت ایران در تعارض نباشند» (۱۳۹۶/۰۳/۲۲). ایشان با آسیب‌شناسی دوران شاهنشاهی، خصوصا از دوران مشروطه به بعد، پایمال شدن هویت ملی به بهانه تامین منافع ملی را به عنوان آسیب ناشی از نگاه وارونه به نسبت هویت ملی و منافع ملی تبیین فرمودند: «آن‌جایی که ما چیزی را به‌عنوان منافع ملی در نظر می‌گیریم لکن هویت ملّی را پایمال می‌کنیم، قطعا اشتباه کرده‌ایم، این منافع ملی نیست؛ این چیزی است که از دوران مشروطه تا قبل از انقلاب، متأسفانه سرنوشت همیشگی کشور ما بوده؛ هویّت ملی را زیر پا لگدمال کردند. البته از قبل از دوران پهلوی، از اواخر دوران قاجار، این حالت پیش آمده. هویت ملّی همیشه پامال چیزهایی شده است که به‌عنوان منافع ملت ایران به نظر مدیران و تصمیم‌گیران و تصمیم‌سازان می‌رسیده و اجرا می‌کردند؛ این یعنی معکوس کردن نسبت».

در همین رابطه،پایگاه تحلیلی مصداق گفت‌وگویی ترتیب داده است با حجت‌الاسلام‌والمسلمین دکتر علی ذوعلم، رئیس پژوهشکده فرهنگ و مطالعات اجتماعی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی و معاون موسسه پژوهشی حفظ و نشر آثار مقام معظم رهبری؛ در این گفتگو پیرامون مفهوم هویت ملی و ارکان و مولفه‌های آن سخن گفته‌ایم که در سه بخش پیاپی منتشر می‌شود. از شما مخاطبین ارجمند دعوت می‌کنیم که بخش اول این مصاحبه را مطالعه و بخش‌های دوم و سوم آن را درآینده پی‌بگیرید.

جناب آقای دکتر در ابتدا خواهش می‌کنم، به ارائه تعریفی از هویت ملی بپردازید.
ضمن تشکر از شما که به این بحث مهم پرداختند باید عرض کنم هویت ملی در واقع یک برش و ضلعی از مسئله هویت است. ما در درجه اول باید به هویت توجه داشته باشیم. باید اهمیت، معنا و چیستی هویت که خود بحثی است اساسی و هم از نگاه فلسفی و هم از نگاه روان‌شناسی و نیز جامعه‌شناسی قابل بحث است را مورد بررسی قرار دهیم. بحث‌های مهمی در این رابطه صورت گرفته و ادبیات بسیار فربه و مفصلی دارد. من به اجمال عرض می‌کنم که ما در نگاه دینی خودمان هویت انسان را به‌عنوان اصل و جوهره وجود انسان، مبنای ارزش او و بستر رشد و تعالی‌اش تلقی می‌کنیم.
در حقیقت تعریفی که یک فرد یا یک جامعه یعنی هم در بعد فردی و هم اجتماعی، از خودش دارد آن تعریف می‌شود هویت او. حال اگر این تعریف مبتنی بر واقعیت و حقیقت باشد می‌شود یک هویت حقیقی اما اگر تعریفی که از خودش دارد فرد و یا جامعه‌ای ساخته از نوعی توهم و مفروضات غیرواقعی باشد در این‌صورت ما دچار یک نوع چالش هویتی می‌شویم. آن‌چه که وظیفه ماست این است که آن نگاه اسلامی به هویت را خوب تعریف کنیم و مولفه، عوامل، زمینه‌ها و موانعش را شناسایی و تلاش کنیم برای ارتقا هویت در جامعه زمینه‌سازی بشود. یعنی دستیابی جامعه به یک هویت متعالی و در حقیقت تلاش جامعه برای ارتقا هویت خودش.

آیا اساسا می‌توان بین مفهوم هویت و مبانی دین مبین اسلام نسبتی برقرار کرد؟
این کار عمیقی است که ما باید انجام بدهیم و اگر بگوییم که اساسا اسلام آمده است برای اینکه انسان را به هویت حقیقی و متعالی خودش نزدیک کند، کلام گزافی نیست. یعنی اگر بپرسند اسلام برای چه آمده و چه هدف و غایتی را دنبال می‌کند می‌توانیم بگوییم که غایت اسلام این است که انسان به هویت حقیقی و متعالی خودش نزدیک شده، یا به آن دست پیدا کند و یا در آن مسیر حرکت نماید. بنابراین هویت در ادبیات دینی ما یک کلید واژه اساسی ست. در علم فلسفه هم پیرامون این موضوع بحث‌های زیادی صورت گرفته.
در حقیقت وقتی ما به فرد انسان توجه داشته باشیم بحث هویت از ذات‌ آن بر می‌آید و این‌جور نیست که یک امر اعتباری باشد. هویت در انسان یک حقیقت است که اگر او به شناخت هویت حقیقی خود برسد در این‌صورت زمینه برای حرکتش ایجاد شده و اگر نرسد دائما در یک خلا فکری و اندیشه‌ای، متحیر و در ضلال بعید خواهد بود. ضلال بعید همین‌جاست که در واقع انسان خود و هویت حقیقی‌اش را نشناسد و با آن زاویه پیدا کند. ولا تکونو کالذین نسوا الله..(۱) این فراموشی به این معناست که فرد از هویت حقیقی خودش غافل شود و خودش را غیر خودش بپندارد. یعنی یک خودِ پنداری برای خودش تعریف کند. بنابراین هویت یک بحث اساسی است و باید خیلی بیشتر پیرامون آن بحث کرد.

مواجهه انقلاب اسلامی ایران با مفهوم هویت و به‌ویژه هویت ملی چگونه بوده است؟
ارتقا هویت در اسلام بسیار مهم است. این‌که ما بتوانیم از یک هویت مادی، دنیوی و حیوانی به یک هویت الهی، توحیدی و انسانی به معنای واقعی ارتقا پیدا کنیم، هم در بعد فردی و هم در بعد اجتماعی مصداق دارد. اما وقتی بحث هویت ملی مطرح می‌شود، جنبه اجتماعی هویت مدنظر است. در بحث هویت ملی می‌توان گفت که اصلا غایت انقلاب اسلامی این بوده که هویت ملی جامعه ما و جهان اسلام و جامعه بشری را ارتقا بدهد. سطح حدود و مرزهای جغرافیایی، قومی و تاریخی را به سطح توحیدی و همان نگاه متعالی به هویت ارتقا بدهد. می‌توان گفت تا حد زیادی این امر در انقلاب اسلامی اتفاق افتاده. احساس هویتی که جامعه امروز ما دارد یعنی خودشناسی، خودآگاهی و یک خودباوری ملی با قبل از انقلاب اسلامی قابل مقایسه نیست به همین جهت اگر ما بخواهیم برای توفیق انقلاب در ایران شاخص ارائه بدهیم ارتقا هویت ملی را باید به‌عنوان یک شاخصه اصلی در نظر بگیریم.
نقش مفهوم هویت ملی در سنجش موفقیت انقلاب و پیشرفت انقلاب و هویت ملی، در حقیقت ترجمان بعد اجتماعی هویت حقیقی جامعه است. هویت حقیقی جامعه مولفه‌هایی دارد که تعبیر هویت ملی آن را به ما القا و منتقل می‌کند پس امر بسیار مهمی است. آن تاکیدی که در مورد مبنا قرار گرفتن هویت ملی در تعریف منافع ملی و راهبردهای کلان کشور، جامعه و نقشه راه پیشرفت جامعه مطرح می‌شود، از این جهت مهم است که یک مولفه حقیقی و واقعی را مطرح می‌کند که متعلق به خودمان است. شخصیت ما و ارزشمان به همین است که بتوانیم هویت ملی خود را حفظ کرده، ارتقا بدهیم و تعمیق کنیم که اگر نقطه آغاز برای همه دستاوردهای دیگر همین هویت ملی باشد، این دستاوردها ارزشمند و پایدار است.

از نظر شما ارکان هویت ملی را چه مواردی می‌تواند شامل گردد؟
در یک نگاه کلان می‌شود گفت که رکن رکین هویت ملی و ارتقا آن، اقتدار ملی است. یعنی ما باید اقتدار ملی را افزایش بدهیم تا بتواند به هویت ملی ما کمک کند. این اقتدار در بعد معنوی و فلسفی ناشی از یک اقتدار نظری، فلسفی و فکری است که اسلام آن را برای ما تامین می‌کند. الاسلام یعلوا و لا یعلی علیه؛ در آیه قرآن می‌فرماید: «و أنتم الاعلون إن کنتم مومنین»(۲).
اساسا اسلام به جامعه جهان‌بینی توحیدی، نگاه معنوی به هستی و انسان، چارچوب فلسفی الهی، اقتدار فکری، فرهنگی و فلسفی می‌بخشد، که با وجود آن جامعه هرگز دچار اضمحلال و هضم شدن در چارچوب‌های فلسفی مادی و سکولار و امانیستی نشود؛ بنابراین این اقتدار، اصل اقتدار ماست و این اقتدار در صورتی است که ما به همان استقلال فکری و فرهنگی بیندیشیم و حقیقتا از آن پاسداری کنیم. در حقیقت کلیت جامعه به خصوص نخبگان وقتی که به این خودآگاهی و خودباوری ملی که در بعد نظری و فلسفی از یک پشتوانه عملی الهی و توحیدی برخوردارست می‌رسند، آسیب‌ناپذیر خواهند شد.
جامعه‌ای که به اقتدار فکری و فلسفی رسیده باشد هرگز هویت ملی خود را از دست نخواهد داد و این اقتدار فلسفی، هویت ملی را دائما ارتقا می‌دهد.
عرض شد اقتدار ملی یک جنبه کالبدی و مادی هم دارد که مبنا و رکن هویت ملی است؛ آن هم برمی‌گردد به بعد اقتصادی، نظامی، فناوری، امنیتی و سیاسی که این‌ها در واقع کالبد اقتدار است. یعنی ما اگر بتوانیم اقتدار فکری و فلسفی‌مان را با تکیه بر اسلام، در جامعه به‌طور روزافزورن رشد و تعمیق بدهیم در این‌صورت اقتصاد، سیاست و امنیت ما ارتقا پیدا خواهد کرد و ما به آن اقتدار اقتصادی، سیاسی، امنیتی و نظامی خواهیم رسید. درک این نکات بسیار مهم است که باید سیاست‌گذاران، برنامه‌ریزان و مدیران عالی ما بفهمند و توجه داشته باشند که پشتوانه اقتدار اقتصادی، سیاسی و امنیتی ما اقتدار نظری و فکری بوده و این کلید واژه اقتدار، رکن اساسی هویت است. امروز دلبستگی عده زیادی از جوانان ما بلکه اکثر آن‌ها به نظام اسلامی و انقلاب، از این جهت است که با تکیه بر اقتدار فکری اسلام به یک هویت و شخصیت ملی متعالی دست پیدا کردند.
اگر به دنبال این هستیم که جوانان ما در حد گسترده و عمیق‌تری به ایرانی بودن خودشان افتخار کنند باید بدانیم که آن زمانی جوان امروز ما- من روی امروز تاکید دارم- به ایرانی بودن خودش افتخار خواهد کرد که احساس کند ایران مقتدر است و این اقتدار، مبنا و ریشه‌اش اقتدار فکری و نظری است. در مباحث فرهنگی هم باید روی ارتباط و پیوند میان اقتدار و هویت ملی و این نکته که پشتوانه اقتدار، اقتدار فلسفی، نظری و معنوی است تامل کنیم.

فکر می‌کنید چه چیزی می‌تواند پشتوانه این اقتدار باشد؟
از نگاه ما که یک نگاه اسلامی و انقلابی و بر مبنای گفتمان انقلاب اسلامی است این اقتدار دو لایه دارد؛ یک لایه اقتدار فکری، اعتقادی و فلسفی و یک لایه هم مادی، فناورانه، اقتصادی و معیشتی. ما باید دائما به تقویت و تعمیق اقتدار فکری و فلسفیمان بیندیشیم و به امتداد این اقتدار در عرصه اقتصاد و سیاست فکر کنیم. وگرنه اگر به دنبال یک نوع اقتدار سیاسی و اقتصادی باشیم که به این تکیه‌گاه و پشتوانه متکی نباشد، ممکن است به ظاهر و به‌صورت ناپایدار یک اقتداری برای ما به‌وجود بیاورد لیکن اقتدار واقع و پایدار نخواهد بود. اقتداری که بتواند به هویت ملی ما کمک کند نخواهد بود.


۱. لا تَکُونُوا کَالَّذینَ نَسُوا اللَّهَ فَأَنْساهُمْ أَنْفُسَهُمْ أُولئِکَ هُمُ الْفاسِقُونَ (۱۹/ حشر) و چون کسانى مباشید که خدا را فراموش کردند و او [نیز] آنان را دچار خودفراموشى کرد؛ آنان همان نافرمانانند.
۲. وَ لا تَهِنُوا وَ لا تَحْزَنُوا وَ أَنْتُمُ الْأَعْلَوْنَ‏ إِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنینَ (۱۳۹/ آل عمران) و اگر مؤمنید، سستى مکنید و غمگین مشوید، که شما برترید.

مطالب مرتبط:

نظرات کاربران

دیدگاه بگذارید

اولین نفری باشید که نظر میگذارد

avatar

اصل عدالت اگر چه به عنوان یکی از مهمترین رکن های دین اسلام مطرح اسـت اما تـاکنون بیـان روشن و کاملی درباره معیارهای عدالت، بویژه در حوزه «اقتصادی و نسبت آن با عدالت اجتمـاعی» توسط متفکران اسلامی ارائه نشده اسـت. امام خمینی(ره): در ترسیم مسیر حرکت جمهوری اسلامی، عدالت را به عنوان سنگ‌بنایی اساسی معرفی […]

موسسه ایمان جهادی – صهـبا

دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت‌الله‌العظمی سیدعلی خامنه‌ای (مد‌ظله‌العالی)

پایگاه اطلاع رسانی دفتر مقام معظم رهبری

سمن اندیشه ولایت

http://www.lohvaghalam.ir/

موسسه حدیث لوح و قلم

دفتر اعزام مبلغ دانشگاه امام صادق(ع)

موسسه مطالعات راهبردی علوم و معارف اسلام

پایگاه اطلاع‌رسانی هم‌اندیشی یاران انقلاب اسلامی

نهضت مردمی پوستر انقلاب

انتشارات حدیث راه عشق

موسسه قدر ولایت

بنیاد فرهنگ و اندیشه اسلامی

موسسه طلایه داران نور آفاق

مؤسسه فرهنگی ولاء منتظر

AIM

بنیاد فرهنگ و اندیشه اعتلاء

گروه روشنای علم

موسسه فرهنگی سراج اندیشه اسلامی