۲۷ مهر ۱۳۹۷ مصادف با   8 صفر 1440
تاریخ: ۱۶ مرداد ۱۳۹۶ |   تعداد بازدیدها: 647
کد خبر:64489
| ف | | |

گفتگوی اختصاصی با دکتر ابوذر مظاهری [بخش دوم]

ماهیت مذهبی نهضت مشروطه و محوریت علمای شاخص شیعه در آن

هیچ کدام از تحولاتی که در یکی دو قرن اخیر اتفاق افتاده، صرفا ایرانی یا صرفا اسلامی نبوده‌اند، بلکه ایرانی و اسلامی بوده‌اند؛ چون جامعه ایرانی هم بر پایه ملیت و ایرانیت خود و هم بر پایه دین و اسلامیت و تشیع خود حضور دارد. کارهایی که انجام می‌دهد، نهضت‌هایی که به وجود می‌آورد، با کمک از این دو منشا و این دو سرچشمه و دو منبع فرهنگی است…

پایگاه تحلیلی مصداق/ این روزها مصادف است با ایام صدور فرمان مشروطیت. انقلاب مشروطه به عنوان یکی از نقاط عطف بسیار مهم در تاریخ پرتلاطم ایران، جذابیت ویژه‌ای دارد. تارنمای تحلیلی-تبیینی مصداق به همین مناسبت و با موضوع ابعاد و عبرت‌های انقلاب مشروطه، گفتگویی ترتیب داده‌ است با جناب آقای دکتر ابوذر مظاهری، عضو هیئت علمی گروه تاریخ اندیشه معاصر از موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) قم. این گفتگو در پنج بخش ارایه می‌شود که هم‌اینک می‌توانید بخش دوم آن را مطالعه بفرمایید.

*****

نهضت مشروطه، از مقاطع حساس تاریخی ماست؛ ما در این برهه تاریخی با کدام موقعیت متفاوتی مواجه می‌شویم که آن را برای ما متمایز می‌سازد؟

نهضت مشروطیت در مقایسه با انقلاب اسلامی و وضعیتی که ما در آن حضور داریم، اولین مواجهه ما با غرب بوده است. ملت ایران در پی بیداری‌ای که پیدا کرده، هم نسبت به ظرفیت‌های خود آگاه شده، هم در همین مقطع با جریان غرب و با هجوم سیاسی، فرهنگی و اقتصادی غرب مواجه شده است؛ لذا از این جهت اهمیت پیدا می‌کند که ما در نهضت مشروطیت در مواجهه با غرب تجربه بزرگ، با اهمیت و قابل توجهی داریم. لذا برای ما فوق‌العاده اهمیت دارد که ما در آنجا چه تجربه‌ای کسب کردیم و چه درسی گرفتیم.

یک وجه اهمیت دیگری که در نهضت مشروطه وجود دارد، این است که جریان روحانیت یک تجربه بزرگی را حاصل کرد و به دست آورد. اجمالا می‌دانیم که جریان روحانیت نقش بزرگ در نهضت مشروطیت داشت، ولی با توجه به شرایط آن زمان و ویژگی‌های این نهضت، یک تجربه‌ای را در آنجا کسب کرد؛ حالا نمی‌خواهم بگویم آن تجربه شکست بوده یا پیروزی. جریان روحانیت به عنوان نخبگان دینی و علمی جامعه ایرانی، یک تجربه بزرگی را در نهضت مشروطیت کسب کرد. همین تجربه را مد نظر قرار داد و توانست از درسی که از آن اتفاق گرفت و با لحاظ آن تجربه، انقلاب اسلامی را به وجود آورد.

تقریبا می‌شود گفت وجوه اهمیت نهضت مشروطه این‌هاست که البته در بحث مواجهه با غرب، ما از جنبه دیگری بخواهیم به قضیه نگاه کنیم، بحث استعمار هم هست. یک رویه و چهره غرب، چهره استعمار است، یک چهره آن، چهره تکنولوژی و پیشرفت و تمدن است. در نهضت مشروطیت ما هر دو چهره غرب مواجه شدیم. چهره تمدن، پیشرفت، دموکراسی و مشروطیت آن و چهره استعمار آن. لذا نهضت مشروطیت از این جهت هم اهمیت پیدا می‌کند که ما با چهره استعماری غرب هم مواجه شدیم، منتها در لایه سیاسی – فرهنگی آن. اگر قبل از نهضت مشروطیت ما با چهره اقتصادی یا نظامی استعمار مواجه شده بودیم، در قضایای قبل، مثلا در نهضت تحریم تنباکو، در قرارداد رویتر، قبل‌تر در جنگ‌های ایران و روس، در نهضت مشروطیت، چهره فرهنگی و سیاسی استعمار خود را نشان داد و قضایایی که بعد به وجود آمد، بیشتر ناشی از این چهره غرب بود.

همان‌طور که فرمودید، نوع نگاه به انقلاب مشروطه، می‌تواند در تفسیر ما نسبت به آن موثر باشد. حضرت امام خمینی(ره)، شکل‌گیری انقلاب مشروطه را به مرجعیت دینی و جریان روحانیت، با محوریت حوزه علمیه نجف –که در آن روزگار در جهان تشیع مرجعیت داشته– نسبت می‌دهند؛ در مقابل، جریان روشنفکری چنین جایگاهی برای مرجعیت دینی قائل نیست. به نظر شما چگونه می‌توان جایگاه واقعی روحانیت را در این واقعه تاریخی بازشناخت؟

اگر بخواهیم سهم جریان روحانیت را در نهضت مشروطیت مشخص کنیم و ببینیم جریان روحانیت کجای این نهضت بوده است، باید اول جایگاه روحانیت را در جامعه ایرانی آن زمان بدانیم. اگر این جایگاه، یک جایگاه رهبری، جایگاه تاثیرگذاری عمده در ابعاد مختلف سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی باشد، پس قدم اول در اینکه ما اثبات کنیم جریان روحانیت پدیدآورنده این نهضت بوده است را برداشته‌ایم، اما تمام نیست؛ یعنی برای اینکه ما این نقش را اثبات کنیم، شرط لازم این است که ما اول این را خوب تحلیل کنیم که جریان روحانیت چه تاثیرات سیاسی، فرهنگی، اقتصادی در جامعه آن زمان ایران داشته است. چه حضوری داشته است.

قدم دوم، به تفسیر ما از این نهضت برمی‌گردد. اگر ما گفتیم که این یک نهضت بیداری اسلامی است، حداقل در ابتدا، در جریان بیداری اسلامی بوده است، پس قدم دوم را برای اثبات نقش روحانیت برداشته‌ایم. پس انقلاب مشروطه یک بیداری اسلامی است، روحانیت به عنوان رهبران دینی جامعه در آن نقش داشته است. اما اگر آمدیم و گفتیم این یک بیداری غربی است، قاعدتا ما نمی‌توانیم قدم دوم را در اثبات نقش روحانیت در نهضت مشروطه برداریم. وقتی شد بیداری غربی، نقش جریان روحانیت کمرنگ می‌شود؛ لذا جریان روشنفکری می‌آید این را ترکیب می‌کند، می‌گوید ما قبول داریم که روحانیت نقش تاثیرگذاری در آستانه نهضت مشروطه در جامعه ایرانی داشته است. این را انکار نمی‌کنند.

یعنی این دیدگاه که روحانیت از اساس نقش قابل‌توجهی در این میان نداشته است طرفدار جدی ندارد؟

البته برخی تحلیل‌گران تاریخی به این سمت رفته‌اند که این را هم انکار کنند؛ مثلا در آثار فریدون آدمیت، که یکی از مورخین دانشگاهی و علمی تاریخ معاصر ماست و با کتاب‌های ایشان به عنوان تاریخ علمی برخورد می‌شود. ایشان در نهضت تحریم تنباکو در کتاب شورش بر امتیازنامه رژی، تمام تلاشش این است که اثبات کند جریان روحانیت نقشی در این نهضت نداشته است. آن تحولی که به وجود آمده، آن بیداری که به وجود آمده، آن حرکتی که در جامعه به وجود آمده را بازرگانان و بازاری‌ها و حتی گاهی می‌خواهد بگوید که با توطئه روس‌ها به وجود آمده است. انگار روحانیت هیچ جایگاه اجتماعی ندارد. یا مثلا در برخی بیانات جریان روشنفکری، افرادی مثل امین‌الدوله و امثال اینها، ما در همان زمان هم این را می‌بینیم که اینها می‌خواهند یک جوری اثبات کنند که ملت ایران اصلا از روحانیت حرف‌شنوی ندارد و نداشته است. اگر آنها توانستند این حرف را اثبات کنند که ملت ایران از جریان روحانیت حرف‌شنوی نداشته است و جریان روحانیت تاثیری بر افکار عمومی ملت ایران نداشته، قاعدتا ما دیگر نمی‌توانیم نقشی برای جریان روحانیت در تحولات تاریخ معاصر خودمان به اثبات برسانیم؛ نه در تحریم تنباکو، نه در نهضت مشروطه و نه حتی در انقلاب اسلامی. حتی در انقلاب اسلامی هم این را نمی‌شود اثبات کرد. چون همین جریان، دنبال اثبات همین مطلب در انقلاب اسلامی هم هست.

لذا اثبات نقش جریان روحانیت در نهضت مشروطه، در تحریم تنباکو، حتی بعد از آن، در نهضت نفت، در انقلاب اسلامی بستگی دارد به این‌که ما جایگاه روحانیت و مرجعیت تقلید و علمای شیعه را در چارچوب جامعه ایرانی چگونه تفسیر کنیم.

آقای دکتر؛ به نظر می‌آید جامعه ایرانی در زمان شکل‌گیری انقلاب مشروطه، تحت تاثیر روحانیت بوده و به این ترتیب گام اول در اثبات نقش مرجعیت دینی در این واقعه تاریخی را برداشته‌ایم. اگر ممکن است، این مسئله را با ذکر شواهد تاریخی، بیشتر تبیین بفرمایید.

این برمی‌گردد به اینکه ما بتوانیم یک تحلیل جامعه‌شناختی درستی از جامعه ایرانی ارائه کنیم. یعنی نیازمند این است که ما متکی به تحلیل‌هایی که به شکل جامعه‌شناختی در جامعه ایران صورت می‌گیرد، این را اثبات کنیم که جریان روحانیت یک جریان تاثیرگذار در جامعه ایرانی بوده است. چرا این تاثیرگذاری را داشته؟ چون جامعه ایرانی یک جامعه مذهبی است، چون جامعه ایرانی بعد از صفویه، یک جامعه‌ای با مذهب تشیع است، چون منابع فرهنگی که این جامعه از آنها فرهنگ خود را اتخاذ می‌کند، منابع دینی است. حتی منابع ملی آن هم به نوعی منابع دینی است. یعنی در این مقطع تاریخی حتی منابع ملی را هم ضد دینی و غیر دینی تفسیر نمی‌کند.

هر چند برخی افراد روشنفکر در همین مقطع تاریخی دنبال این هستند که منابع ملی را از منابع دینی تفکیک کنند، مثل آخوندزاده. آخوندزاده در آثار خود دنبال این هست که بگوید ملیت ما غیر از دین ماست، منابع ملی ما غیر از منابع دینی ماست. اساسا منابع دینی یک انحراف است. دین در روند حرکت ملت ایران یک انحراف است.

همین اتفاق در دوره رضاخان هم دارد اتفاق می‌افتد. دارند بین ملیت ما، یعنی بین ایرانیت ما و اسلامیت ما تفکیک ایجاد می‌کنند، ولی آن چیزی که در واقع در جامعه ایران وجود داشته، ایرانی، بین ایرانیت و اسلامیت خود تفکیک نمی‌کرده؛ لذا تحولاتی که در ایران اتفاق افتاده، یک پایه مذهبی و یک پایه ایرانی دارد. ایرانی‌اسلامی است، ایرانی‌شیعی است. هیچ کدام از تحولاتی که در ۱۰۰ و ۲۰۰ ساله اخیر اتفاق افتاده، صرفا ایرانی یا صرفا اسلامی نبوده‌اند، بلکه ایرانی و اسلامی بوده‌اند؛ چون جامعه ایرانی هم بر پایه ملیت و ایرانیت خود و هم بر پایه دین و اسلامیت و تشیع خود حضور دارد. کارهایی که انجام می‌دهد، نهضت‌هایی که به وجود می‌آورد، با کمک از این دو منشا و این دو سرچشمه و دو منبع فرهنگی است.

برای این بحث خود شواهدی هم دارید؟

شواهد آن این است که در جنگ‌های ایران و روس، وقتی حرکت و جنبش ملت ایران را نگاه می‌کنید، می‌بینید ملت ایران که متاثر از فتاوای جهادیه فقهای شیعه حرکت کرده و به جنبش درآمده و مقابل روس‌ها قرار گرفته است. جلوتر می‌آییم در قضیه قتل گریبایدوف که یک نوع عکس‌العمل شدید ملت ایران در مقابل تحقیر روس‌ها بعد از شکست ما در جنگ‌های ایران و روس است. با فتوای عالم شیعه آن زمان، میرزا مسیح مجتهد این اتفاق می‌افتد.

جلوتر می‌آییم می‌بینیم مقابله‌ای که با قرارداد رویتر اتفاق می‌افتد، توسط یک عالم شیعی به نام مرحوم ملاعلی کنی اتفاق می‌افتد و پرونده استعمار در آن زمان بسته می‌شود.

جلوتر که می‌آییم و در نهضت تحریم تنباکو نگاه می‌کنیم، می‌بینیم تمام نهضت نهضت تحریم تنباکو بسته به فتوای یک سطری مرحوم میرزای شیرازی داشت که با عبارات دینی، ملی و مذهبی، ملت ایران را به جنبش درآورد و تنباکو را تحریم کردند و یک اقدام و مبارزه منفی و یک نوع اقتصاد مقاومتی در مقابل انگلیسی‌ها به وجود آوردند، آن قرارداد لغو شد و آن نهضت به وجود آمد و ملت ایران آن شکوه و عظمت را از خود نشان داد. این اتفاق تحت تاثیر یک فتوای نیم سطری میرزای شیرازی افتاد.

هر چند که جریان روشنفکری دنبال این است که بگوید این فتوا جعلی بوده و به میرزای شیرازی منسوب نیست و جعل است. مثلا جعل میرزا حسن آشتیانی است، آن هم تحت تاثیر ملک‌التجاری که منافع تجاری‌اش به خطر افتاده و وابسته به روس‌هاست. این فتوا به این صورت ساخته شده است. ولی ما کار نداریم که آیا این فتوا واقعی است یا خیر، حتی اگر این فتوا ساختگی باشد، ملت ایران با این فتوا، به جنبش درآمده، صدها هزار تن تنباکوی خود را آتش زده است. کار نداریم که این فتوا جعلی باشد یا صحت داشته باشد. این تاثیر فتوای یک مرجع تقلید را نشان می‌دهد. از اینکه عبور کنیم، که البته به تعبیر مرحوم مدرس، ایشان می‌فرماید که مبدء تحولات بعد از تحریم تنباکو، نهضت تنباکو است. نهضت تنباکو کاری کرد که سلطنت دیگر رشد نکرد و از آن به بعد سیر افول سلطنت به وجود آمد. این اتفاق تحت تاثیر نهضت تحریم تنباکو اتفاق افتاد.

آیا نمونه این شواهد تاریخی را در نهضت مشروطه هم سراغ دارید؟

بله؛ پانزده سال بعد از نهضت تحریم تنباکو، در نهضت مشروطیت –که البته بعدا به عنوان نهضت مشروطیت شناخته شد، در ابتدا به عنوان نهضت عدالت‌خانه شناخته می‌شد– جرقه این نهضت چه طور زده شد؟ در اثر یک اهانتی که مسیونوز بلژیکی، رئیس گمرکات ایران به لباس روحانیت انجام داد، جرقه اصلی نهضت از اینجا خورد و به مرور قضایای بعدی. تنبیه مرحوم میرزا مجتهد کرمانی توسط حاکم کرمان؛ اهانت و بی‌احترامی گاری‌چی که بین قم و تهران گاری‌ها را اجاره کرده بود و آن مسیر را پوشش می‌داد، اهانتی که به طلاب در این مسیر کرده بود، گودبرداری که کمپانی‌ای که می‌خواست بانک استقراض روسی را در محل قبرستان مسلمین، در محل مدرسه چال می‌خواست احداث کند و با گودبرداری که انجام داد، قبور مسلمین مورد اهانت و هتک حرمت قرار گرفت، موجب شد که یک واعظی به نام میرزا محمد واعظ، مردم را به جنبش درآورد و ریختند و این ساختمان بانک را تخریب کردند. و قضایای بعد از این. مثلا تنبیه تجار قند توسط علاءالدوله و برخورد و اعتراض و مقابله علمای شیعه با این قضیه. مرحوم سید عبداله بهبهانی، مرحوم سید محمد طباطبایی.

این جرقه‌ها و واقایعی که در واقع کوچک به نظر می‌آمدند، ولی در واقع داشت از یک دگرگونی گسترده‌تر خبر می‌داد، منجر شد به اینکه تعداد زیادی از علمای ما به اعتراض از این اتفاقات رفتند در حرم حضرت عبدالعظیم تحصن کردند و مشهور شد به مهاجرت صغری. آنجا بحث تاسیس عدالت‌خانه، به عنوان یکی از مهمترین خواسته‌های علما مطرح شد.

پس می‌بینیم که اصلا شروع این نهضت با یک حرکت مذهبی، با رهبری علمای شیعه و مردمی که تحت تاثیر فرهنگ مذهبی به جنبش درآمده‌اند، اتفاق افتاده است. در این مقاطع، حتی جلوتر که بیاییم، مثلا در اتفاق بعدی که افتاد، یعنی مهاجرت کبری، می‌بینیم که همه‌اش با حضور همین مردم و رهبری همین علمای شیعه است. تا اینجا اصلا ما سهمی و ردپایی از جریان روشنفکری در تاریخ نمی‌بینیم. لذا این نهضت با رهبری علما و با فرهنگ مذهبی به وجود آمده است.

اگرچه از این به بعد، یعنی با حضور مردم در سفارت انگلیس و تحصن و سفارت، یک اتفاق دیگری افتاد. جریان روشنفکری از این به بعد وارد نهضت شد و البته همین ورود منجر به این شد که نهضت یک ماهیت دوگانه‌ای پیدا کند. نمی‌خواهیم بگوییم دینی یا مطلقا غربی، یک ماهیت دوگانه‌ای پیدا کرد. به همین شکل هم پیشرفت تا نهایتا آن نتیجه‌ای که باید بیشتر توضیح داد، آن نتیجه را در بر داشت. که ما از آن به انحراف یا شکست تعبیر می‌کنیم.

مطالب مرتبط:

نظرات کاربران

دیدگاه بگذارید

اولین نفری باشید که نظر میگذارد

avatar

اصل عدالت اگر چه به عنوان یکی از مهمترین رکن های دین اسلام مطرح اسـت اما تـاکنون بیـان روشن و کاملی درباره معیارهای عدالت، بویژه در حوزه «اقتصادی و نسبت آن با عدالت اجتمـاعی» توسط متفکران اسلامی ارائه نشده اسـت. امام خمینی(ره): در ترسیم مسیر حرکت جمهوری اسلامی، عدالت را به عنوان سنگ‌بنایی اساسی معرفی […]

موسسه ایمان جهادی – صهـبا

دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت‌الله‌العظمی سیدعلی خامنه‌ای (مد‌ظله‌العالی)

پایگاه اطلاع رسانی دفتر مقام معظم رهبری

سمن اندیشه ولایت

http://www.lohvaghalam.ir/

موسسه حدیث لوح و قلم

دفتر اعزام مبلغ دانشگاه امام صادق(ع)

موسسه مطالعات راهبردی علوم و معارف اسلام

پایگاه اطلاع‌رسانی هم‌اندیشی یاران انقلاب اسلامی

نهضت مردمی پوستر انقلاب

انتشارات حدیث راه عشق

موسسه قدر ولایت

بنیاد فرهنگ و اندیشه اسلامی

موسسه طلایه داران نور آفاق

مؤسسه فرهنگی ولاء منتظر

AIM

بنیاد فرهنگ و اندیشه اعتلاء

گروه روشنای علم

موسسه فرهنگی سراج اندیشه اسلامی