۲۴ آذر ۱۳۹۷ مصادف با   6 ربیع الثانی 1440
تاریخ: ۲۸ شهریور ۱۳۹۶ |   تعداد بازدیدها: 430
کد خبر:42157
| ف | | |

بخش اول گفتگوی تفصیلی با «دکتر حسین احمدی»؛

صفویه و ورود ایران به سیاست بین الملل

دوره صفویه اولین مواجه ما با غرب صورت گرفت و وارد معادلات سیاسی بین الملل شدیم. سالی که صفویه روی کار می آید ۹۰۷ ه.ق است و مطابقت دارد با ۱۵۰۰ میلادی، تقریبا آغاز تکاپوهای استعماری در جهان است و اولین استعمارگران آنوقت مثل اسپانیا و پرتقال آرام آرام نفوذشان را در دنیا شروع می کنند.

پایگاه تحلیلی مصداق/ مواجهه ایران با غرب و نظام بین الملل ناشی از سلطه، همواره به عنوان یک موضوع جذاب برای پژوهشگران حوزه تاریخ مطرح بوده است. این مواجهه و برخورد گاهی در مقام یک مهره اثرگذار و گاهی به عنوان مهره سرباز نظام سلطه و مستعمره فرهنگی و سیاسی شکل گرفته است. برای بررسی نوع مواجهه و به منظور بررسی اثرات این مواجهه بر نقاط عطف تاریخ معاصر نهضت تنباکو، کودتای ۲۸ مرداد و مشروطیت با دکتر حسین احمدی، استاد  و عضو هیئت علمی دانشگاه به گفتگو نشستیم که بخش اول آن در زیر آمده است؛

وقتی به جریان مشروطه و کودتا نگاه می کنیم به یک سرفصل کلی میرسیم آن هم نوع مواجهه با غرب است. این مسئله را تبیین می فرمایید؟

دوره صفویه اولین مواجه ما با غرب صورت گرفت و وارد معادلات سیاسی بین الملل شدیم. سالی که صفویه روی کار می آید ۹۰۷ ه.ق است و مطابقت دارد با ۱۵۰۰ میلادی، تقریبا آغاز تکاپوهای استعماری در جهان است و اولین استعمارگران آنوقت مثل اسپانیا و پرتقال آرام آرام نفوذشان را در دنیا شروع می کنند. اینها وقتی به ایران  می رسند تحت تاثیر قدرت یکپارچه ای که دولت صفویه بوجود آورده قدرتشان را از دست می دهند و جزایر خارک و … از اینها گرفته می شود و اینها از خلیج فارس رانده می شود.کمی بعد انگلستان و فرانسه سروکله شان پیدا می شود.

در این عرصه و در دوره صفویه ما تعاملاتی با غرب داریم، اما تعاملاتی که با وجه برتری ماست. یعنی به تعبیر ساده ما تحت تاثیر فرهنگ غرب قرار نگرفتیم، آنها برای مقابله با عثمانی مارا در معادلات سیاسی شرکت می دادند و مجموعه سیاحان و سفرایی که فرستاده می شود و سفرنامه های آنها باقی است، گویای این نکته است که ما در دوران صفویه در معادلات منطقه ای و بین المللی یک قدرت معادل قدرت غرب هستیم. اما با سقوط صفویه و هرج و مرجی که در جامعه ایران بوجود می آید، تقریبا تا دوره ی قاجار ما این یکپارچگی را نداریم و میزان دخالت قدرت های آنروز مثل روسیه انگلستان و بعد فرانسه و در سطح پایین تر آلمان در امورات داخلی ما کم کم بیشتر می شود.

دو سلسله افشاریه و زندیه آن قدرت را ندارند که بتوانند و بطور مستقیم و فراگیر با این قدرت های جهانی مقابله کنند، اما قاجاریه وقتی روی کار می آید، آقامحمدخان تحت آن شرایط قدرت نظامی یک نوع یکپارچکی در مرزهای ایران بوجود می آورد. یک تثبیت جغرافیایی از نظر مرزی صورت می گیرد و ما قلمرومان تثبیت می شود

متاسفانه در زمان جانشینی آقامحمدخان درزمان فتحعلی شاه چون میزان آگاهی دولت مردان و سیاست مداران ما از دنیا خیلی ضعیف است، زود در این معادلات معاملات بین المللی قربانی می شویم و دوقرارداد ننگین گلستان و ترکمنچای منعقد می شود. علی رغم مبارزاتی که وجود دارد، علی رغم اخطارهایی که علمای دینی به دربار قاجار می دهند، علی رغم حضور کسی مثل عباس میرزا که تمایل دارد تمامیت کشور حفظ شود؛ متاسفانه ما در این رقابت های استعمارگری گم می شویم و امتیاز می دهیم، گاه به روسیه و گاه به انگلستان. عباس میرزا وقتی این شرایط را می بیند احساس می کند که باید یک تعاملی ایجاد کند، لذا یک گروه از دانشجوها می فرستد آنجا که فرهنگ و  صنایع غربی را یاد بگیرند و بیایند در کشور و به عنوان متخصص از آنها استفاده شود. خب از این نکته بگذریم که از آن اولین گروهی که می روند و ۵ نفر هستند، ۳ نفرشان آنقدر مجذوب جاذبه های غرب می شوند که می مانند و اصلا به ایران برنمی گردند. یعنی ما تقریبا اولین پدیده فرار مغزها را آنموقع در اولین گروه اعزام دانشجوهامان داریم. ولی کم کم ما با وجوهاتی از تمدن غرب آشنا می شویم.

این آشنایی از سر تعمیق نیست، از سر فکر نیست. ما با یک ذهن فلسفی وارد غرب نشدیم و سطوح و لایه های رویین تمدن غرب را دیدیم، در نتیجه دچار حیرت می شویم. یعنی سفرا و فرستادگان ما که می روند آنجا، به جای سفرنامه، از آن چیزی که در غرب می بینند حیرت نامه می نویسند. لذا آرام آرام و به صورت خیلی زیرپوستی، به تعبیر امروزی ها یک فرآیند خودباختگی، بخصوص در بین روشنفکران جامعه ایرانی در مقابل تمدن غرب صورت می گیرد.

با امتیازاتی که متاسفانه قاجارها به غربی ها می دهند، بخصوص انگلیسی ها هم در حوزه تنباکو و هم دارسی که بحث نفت در نواحی جنوب ایران است، کم کم پای بیگانگان و خانواده شان و فرهنگشان در جامعه ما باز می شود و به تدریج جامعه سنتی ما متاثر می گردد. از اینجاست که علمای دینی نگرانی هاشان شروع می شود. نگرانی از اینکه ما تحت تاثیر این فرهنگ قرار بگیریم. نگرانی از اینکه این تکنولوژی ای که وارد می شود فرهنگش را هم با خود می آورد و تحمیل می کند به جامعه. دلیلی که کمتر برا حکم تحریم تنباکوی میرزای بزرگ شیرازی مطرح شده اینست که چندهزار انگلیسی به همراه خانواده شان وارد ایران شده و در اقصی نقاط ایران پراکنده می شوند. قرار است این اتفاق بیافتد و فرهنگ اینها در همه جا رسوخ می کند. یک تقابل فرهنگ مدرن و سنتی شکل می گیرد و مطمئنا با آن سطح سواد اندکی که در جامعه ایران وجود دارد بخصوص جامعه روستایی، امکان اینکه ما در مقابل این فرهنگ خودباخته عمل کنیم خیلی زیاد است. یکی از دغدغه های علما از این جهت بود. لذا قیام تنباکو شکل می گیرد و در حقیقت این قیام پیش زمینه های نهضت مشروطه را رقم میزند و به نوعی به علما هشدار می دهد باید در امورات سیاسی بیشتر دخالت کنند و مراقب عملکرد پادشاهان قاجار باشند.

بحث رسید به نهضت تنباکو و اینکه علما ورود کردند و زمینه های اولیه برای مشروطیت ایجاد شد. در مشروطه هم حرف علما و مردم این بود که سلطنت نمی خواهیم و نظامی میخواهیم که برآمده از آرا مردم باشند که البته مشروعه باشد یعنی مشروطه مشروعه. برخی علما هم مانند مرحوم نایینی معتقد بود که می توانیم بین دین و حکومت علقه ایجاد کنیم. باتوجه به این مسایل جایگاه نقش علما در جریان مشروطیت و کودتا چه بود؟

من ابتدا از اینجا شروع کنم ببینید ما یک روحانی بسیار روشنفکر و دنیا دیده ای داریم به نام سیدجمال الدین اسدآبادی که در حقیقت نظام های مختلف سیاسی را دیده و شعار اصلیش و چکیده ی مبارزاتی ایشان یکی مبارزه با استعمار و دیگری مبارزه با استبداد است. ایشان معتقد است که اگر جوامع اسلامی می خواهند به اصل خودشان برگردند، یکی باید در بیرون با استعمار بجنگند و در داخل هم با پدیده ای با عنوان استبداد مبارزه کند. پس پدیده استبداد که یک پدیده چند هزار ساله در تاریخ ایران است و الان وارد ادبیات سیاسی ما شده و در حقیقت وارد ادبیات اعتراضی جامعه شده، از طریق علما و روحانیونی مثل سید جمال الدین وارد شده است. وی در حقیقت خیلی زودتر از بسیاری از علما با سطوح مختلف سیاست روبرو شده و می داند اگر فرآیندهای سیاسی جوامع اسلامی به همان منوال ادامه پیدا کند، از آن ارزشهای دینی و اسلامی و جامعه دینی چیزی باقی نمی ماند. پس این پیش زمینه های فکری در علما شکل می گیرد و آرام آرام یک یکپارچگی ذهنی نسبت به بحث مشروطه خواهی در بین علما صورت می گیرد.

ما در آستانه نهضت مشروطه قریب به ۱۰۰ عالم دینی داریم که از جریان مشروطه حمایت می کنند و درگیر جریان مشروطه هستند. حالا اینها تا چه اندازه با این مفاهیم آشنا هستند؟ چون می دانید که مشروطیت یک مفهوم غربی است که وارد جامعه ما شده و برداشت ها به تعبیر امروزی ها قرائت های مختلفی از آن صورت می گیرد. عده ای از علما بخصوص علمای نجف مثل آخوند خراسانی و نایینی می توانند این را با مبانی دینی مطابقت بدهند و با حذف استبداد یک نظام جدیدی به نام مشروطه را از نظر سیاسی در ایران ایجاد کنند. بعضی از علما مانند شیخ فضل الله معتقدند این مبانی با منطق حاکم با آموزه های دینی ما سازگار نیست و از ابتدا معتقدند که اگر قرار باشد که چنین نظامی بیاید باید مشروطه مشروعه باشد. به تعبیری مطابقت داشته باشد با شریعت. ولی در کل این جریان مشروطه خواهی شکل می گیرد و بخشی از جامعه ما بخصوص جوامع شهری ما درگیر این ماجرا می شود.

در وهله اول هم اینها خواهان عدالت هستند. ایجاد عدالتخانه. یعنی اجرای عدالت و رفع تبعیض در جامعه. اما متاسفانه چند اتفاق می افتد که جریان مشروطه از آن مسیر خودش منحرف می شود. اول اینکه ابرقدرت های آنروز یعنی روسیه و انگلیس در جریان مشروطه خواهی ملت ایران نفوذ می کنند و سعی می کنند با گماشتگانی که دارند و با افرادی که در این طیف روحانی و روشنفکر دارند جهت دیگری را برای مشروطه تعریف کنند. این یکی از آن دغدغه هایی بود که شیخ فضل الله هم خیلی در آن مجموعه «تذکره الغافل و ارشاد جاهل» که پخش و منتشر می کند برآن تاکید دارد. متاسفانه به دلیل اینکه تعاملی از نظر این قرائت ها بین علما بوجود نمی آید به تدریج وزنه مشروطه به سمت استبداد و دوباره به سمت نگرش های غربی سوق داده می شود و آن چیزی که در پایان مشروطه شما می بینید در حقیقت بازگشت به استبداد است. اینکه اوج اوجش روی کارآمدن رضاخان است. در حقیقت می توانیم اینطور بگوییم که کودتای ۳ اسفند ۱۳۹۲ و روی کارآمدن رضاخان تابلویی است که در روی آن نوشته مشروطه به شکست انجامید. یعنی ما نمی توانیم آن مسیرآزاده خواهی و مشروطه خواهی را به دلایل مختلفی به نتیجه برسانیم و شاهد روی کارآمدن استبداد هستیم در قالب حاکمیت پهلوی.

ادامه دارد …

مطالب مرتبط:

نظرات کاربران

دیدگاه بگذارید

اولین نفری باشید که نظر میگذارد

avatar

اصل عدالت اگر چه به عنوان یکی از مهمترین رکن های دین اسلام مطرح اسـت اما تـاکنون بیـان روشن و کاملی درباره معیارهای عدالت، بویژه در حوزه «اقتصادی و نسبت آن با عدالت اجتمـاعی» توسط متفکران اسلامی ارائه نشده اسـت. امام خمینی(ره): در ترسیم مسیر حرکت جمهوری اسلامی، عدالت را به عنوان سنگ‌بنایی اساسی معرفی […]

موسسه ایمان جهادی – صهـبا

دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت‌الله‌العظمی سیدعلی خامنه‌ای (مد‌ظله‌العالی)

پایگاه اطلاع رسانی دفتر مقام معظم رهبری

سمن اندیشه ولایت

http://www.lohvaghalam.ir/

موسسه حدیث لوح و قلم

دفتر اعزام مبلغ دانشگاه امام صادق(ع)

موسسه مطالعات راهبردی علوم و معارف اسلام

پایگاه اطلاع‌رسانی هم‌اندیشی یاران انقلاب اسلامی

نهضت مردمی پوستر انقلاب

انتشارات حدیث راه عشق

موسسه قدر ولایت

بنیاد فرهنگ و اندیشه اسلامی

موسسه طلایه داران نور آفاق

مؤسسه فرهنگی ولاء منتظر

AIM

بنیاد فرهنگ و اندیشه اعتلاء

گروه روشنای علم

موسسه فرهنگی سراج اندیشه اسلامی

اندیشکده راهبردی تبیین